بایگانی

بایگانی برای دسته ی ‘سریال’

رابین‌هود میان مدیران

۱ آذر ۱۳۹۴ ۱۸ دیدگاه

رابین‌هودی میان مدیران

سلام

چند روز پیش داشتم طبق معمول هر روز و هنگام صرف صبحانه با همسر عزیز برنامه دیلی شو (با ارائه مجری جدید و بسیار جسورش «ترور نوآTrevor Noah») را مشاهده میکردم، میهمان برنامه آقای «دن پرایس  – Dan Price» بود.

ترور نوآ – Trevor Noah

ایشان به عنوان موسس، شرکت Gravity Payments یکی از موفقترین استارت‌آپهای حوزه پرداخت (در امریکا) را ایجاد کرده‌اند و خوب طبیعتاً زندگی مرفه و موفقی دارند، روزی طی یک مکالمه کوتاه متوجه می‌شود که یکی از کارمندانش بخاطر کمبود ۲۰۰ دلار تمام برنامه‌های مالی‌اش بهم خورده است و ناتوان از بازپرداخت اقساط خود بسیار مستاصل است، وی متاثر از این واقعه تصمیم می‌گیرد که با بررسی روند‌های موجود و مطالعه کتب مرجع سعی کند تا علل این مشکل را بفهمد.

دن پرایس - Dan Price مدیر شرکت گراویتی پیمنت

دن پرایس – Dan Price

این کارآفرین ۳۱ ساله متوجه می‌شود که براساس تحلیل‌های اقتصاددانان و جامعه‌شناسانی نظیر «دنیل کانه‌مانDaniel Kahneman» برای اینکه بدون دغدغه (طبیعتاً دغدغه‌های غیرمعمول! جایی در این تحلیل ندارند، مثلاً اینکه من دغدغه و نگرانی‌ام شنا کردن در استخر پر از شیر گونه نادری از بزهای کوهی ساکن هیمالیا است خب یکم خاص هست!) بخواهیم در آمریکا و در یک کلان شهر زندگی کنیم، می‌بایست حداقل ۷۰هزار دلار درآمد سالانه داشته باشیم.

وی از ابتدای بهار امسال (۱۳۹۴) برنامه‌ای در شرکت خودش اجرا کرده است که طی سه سال حداقل حقوق هیچ کارمندی کمتر از ۷۰ هزار دلار در سال نشود. بسیار وی را تمسخر کرده‌اند ولی بنظر می‌آید نرخ بسیار بالای رضایت شغلی و بهره‌وری و البته حجم نوآوری‌های ایجاد شده در شرکت وی گواه از چیز دیگری می‌دهد.

وی در دفاع از تصمیم خود بیان کرده است که من براساس داده‌های اقتصادی و بازار تصمیم گرفته‌ام اگر شما داده دیگری دارید به من ارائه کنید… البته این‌هم مهم است که وی برای کمک به این روند تصمیم گرفته است حقوق ۱٫۵ میلیون دلاری خود را نیز به ۷۰،۰۰۰ دلار در سال کاهش دهد.

وی خودش را رابین‌هودی می‌داند که برای کمک به طبقه متوسط از خودش! سرقت می‌کندو علیرغم تحسین‌های مردمی و رسانه‌ای برخی رسانه‌های سنتی بخش سرمایه‌دار نظیر فاکس‌نیوز کمپین تبلیغاتی سنگینی علیه وی راه‌انداخته و موجی از استهزاء و تکفیر! (بدلیل خیانت به آرمان‌های کاپیتالیسم) علیه وی صورت گرفته است.

در خصوص اهمیت و نقش طبقه متوسط پیش از این یک مطلب در سایت خودم نوشته بودم که مطالعه آن را به همه عزیزان پیشنهاد میکنم:

نابرابری برای همه

نابرابری برای همه

برادر وی آقای لوکاس پرایس که شریک ۳۰ درصدی کمپانی است پس از این تصمیم از وی به دادگاه شکایت کرده که رای دادگاه بدوی این بوده که دن می‌بایست سهام وی را با قیمت عادلانه بخرد و یا شرکت را منحل کند که تاکنون بدلیل عدم قبول این شرایط از سوی دن، کار به دادگاه ایالتی کشیده است.

وی گفته است که بسیار از مردم “paycheck to Paycheck” زندگی می‌کنند و فرصتی برای پس‌انداز ندارند، حال من تصمیم‌ گرفته‌ام تقریباً هرچه دارم بفروشم و در شرکت تزریق کنم (از جمله خانه ۱٫۲ میلیون دلاری‌اش) و نزدیک به سه میلیون دلار به نقدینگی شرکت افزوده است. دن در دفاع از این تصمیماتش بیان کرده است که اتفاقاً آنچه نوآوری را نابود می‌کند همین حاشیه‌های امن است که نداشتن آن باعث می‌شود تمرکز من روی کسب و کار اصلی خودم، افزایش یابد.

بهترین رئیس آمریکا؟

بهترین رئیس آمریکا؟

علی ایحال وی تصمیم گرفته است در دو مرحله (که اولی‌ آن شروع شده است) ابتدا کف حقوقی شرکت را به ۵۰،۰۰۰ دلار و در یکسال آینده به ۷۰،۰۰۰ دلار افزایش دهد.

خروجی‌های اجرای شش ماهه این طرح از این قرار بوده است:

نرخ رشد درآمد شرکت (بدون افزایش نرخ خدمات و یا محصولات) تقریباً دو برابر و سود شرکت نیز حدوداً دو برابر شده است.

برخی مشتریان این شرکت بدلایل مخالفت با این روش نیز از دست رفته‌اند، به نظر من واقعاً اصول‌گرایی یعنی این، بخاطر حفظ ارزشهای خود (کاپیتالیسم) حاضر نیستند با شرکتی که این اصول را زیرپا می‌گذارد کار کنند.

جالب این بود که دن پرایس این حرکت خود در افزایش حقوق کارمندان را بصورت یک اقدام اخلاقی انجام داده ولی اثرات استراتژیک و راهبردی برای شرکت حاصل آورده است. ولی یک هدف بلندمدت برای تغییر فضای کسب و کار جهانی نیز دارد که نظر می‌آید گام‌های اولیه برای آن را برداشته است. هم‌اکنون انتشارات Penguin با همکاری چند دانشگاه قصد دارند با مطالعه اتفاقات و روندهای جاری در این شرکت در کتابی با عنوان Force of Gravity به مستندسازی این تصمیم متهورانه بپردازند.

رابین‌هود عصر جدید

رابین‌هود عصر جدید

پیشنهاد میکنم برای اینکه حس بهتری نسبت به مطالب گفته شده داشته باشید، دو مصاحبه ویدیویی زیر را نیز مشاهده کنید:

ویدیو مصاحبه ترور نوآه با آقای دن پرایس

“پیشنهاد اکید دارم به مشاهده این ویدیو”

ویدیو مصاحبه آقای دن پرایس با INC.com

decorative-lines-3

اول این را بگم که خیلی خیلی با گرایشات و تفرکات چپی در اقتصاد زاویه دارم و سمپات این نوع تفکرات نیستم… خب حالا در پایان این مطلب خیلی رک برم سراغ اون چیزی که احتمالاً مخاطب فارسی زبان من توی ذهنش سعی می‌کنه بهش پاسخ بده:

۷۰،۰۰۰ دلار (تقریباً ماهی ۲۱میلیون تومان با دلار ۳۶۰۰ تومان) برای من که در تهران زندگی میکنم مفهوم خیلی عمیقی ندارد، من در نیویورک و در مثال بالا،  در شهر سیاتل زندگی نمی‌کنم که هزینه‌های زندگی رو بفهمم. این مبلغ در تهران و ایران چقدر است؟ مرتباً میخوانیم که تحلیل‌هایی منتشر می‌شود که حداقل درآمد ماهانه در تهران (فکر میکنم برای خانواده ۳ نفره) ۳ میلیون تومان است و نظایر آن، ولی واقعاً چند نفر از مدیران ما این جسارت را دارند که کف حقوق خود را تا این حد پایین بیاورند و یا حقوق همه کارمندان خود را تا این اندازه ارتقاء دهند…

بارها در ارائه‌هایم به این نکته اشاره کرده‌ام که تقریباً تمامی تصمیمات اقتصادی، مدیریتی و فرهنگی ما براساس اصولی بناشده‌اند که آنقدر قدیمی هستند که خیلی از خالقان آن سال‌هاست که مرده‌اند، بویژه در ساختارهای مدیریتی، همچنان مبانی و اصول بر پایه نظریاتی است که خیلی از آن‌ها بیش از صدسال عمر دارند، واقعاً چرا؟

ما موجوداتی بشدت علاقه‌مند به اینرسی هستیم، در واقع دوست داریم زحمت جور دیگر فکر کردن را دیگران بکشند و همه در چرخه‌ای از اتفاقات به دام می‌افتیم که فکر می‌کنیم بهترین شرایط موجود همین هست واقعاً با این حجم از تغییرات در محیط پیرامونی خودمان هنوز هم فکر می‌کنیم که بهترین کار تکرار الگوهای کهنه و نخ‌نمای قدیمی است؟

پینوشت ۲:

احتمالاً شما وقت زیادی در روز برای مطالعه ندارید و البته دسترسی مناسبی هم به نشریات و مجلاتی همچون New Scientist ، American Scientific، Economist، Science و ده‌ها نشریه معتبر دیگر را ندارید. ترکیب این دو باعث می‌شود که کلی مطلب خوب و یا حتی مناسب برای کسب و کار خودتان را از دست بدهید.

خب یک پیشنهاد خوب برای شما دارم:

اگر دوست دارید هر روز گزیده مناسبی از نشریات معتبر جهان درحوزه آینده‌پژوهی، فناوری‌های پیشرفته، مدیریت و فلسفه را در تلفن همراه و یا کامپیوتر خود، به همراه یک توضیح مختصر درباره آن مطالعه کنید، پیشنهاد می‌کنم کانال من را در تلگرام دنبال کنید.

https://telegram.me/MasoudSharings

پیروز و سربلند باشید همیشه

۳۰ آبان ۱۳۹۴

مسعود زمانی

–***–

«اگر از طریق فید (خوراک) من این نوشته را مطالعه می‌کنید، برای دسترسی مستقیم از این لینک استفاده کنید»

–***–

خنده فراوان با چاشنی شرمندگی

۱۳ شهریور ۱۳۹۲ ۸ دیدگاه

.

خنده فراوان با چاشنی شرمندگی

.

سلام

.

چند وقتی بود یا بهتر بگم حدود یک سال و نیمی هست که میخواستم یک پست بنویسم و هردفعه منصرف میشدم… علت اصلی هم اون بود که موضوع اون پست شاید خیلی اخلاقی و پسندیده نبود… ولی خب امشب تصمیم گرفتم که بالاخره بنویسمش و با دوستانم به اشتراک بگذارم…

همین اولش هم بگم که یادمه چهار پنج سال پیش بیژن اشتری عزیز در مجله دنیای تصویر اعتراف کرده بود سه بار این فیلم «لینک» رو دیده و خب خجالت هم میکشیده از گفتنش ولی خب در نهایت با شرمندگی علاقه‌اش رو نوشته… بلا تشبیه من که در حد بیژن اشتری نیستم ولی خب من هم با خجالت فراوان این مطلب رو می‌نویسم.

decorative-lines-3داستان از این قراره که تو این بلاد کفر یک شبکه کابلی فوق محبوب وجود داره به اسم «کمدی سنترال – Comedy Central» که خودش بخشی از MTV و بالتبع VIACOM هست. در مورد کمدی سنترال باید گفت که این شبکه به پخش برنامه‌ها، استندآپ کمدی‌ها و سریال‌های کمدی مشهور است . مقبولیت بسیار بالایی دربین خاص و عوام دارد.

لوگو شبکه کمدی سنترال

لوگو شبکه کمدی سنترال

از جمله مشهورترین برنامه های این شبکه میشه از شوهای فوق‌العاده محبوب نظیر The Daily Show و The Colbert Report و همچنین انیمشین‌های بینهایت زیبا و پرمحتوایی چون South Park و Futurama (که متاسفانه آخرین قسمتش همین الان که دارم این متن رو مینویسم داره پخش میشه و سریال به پایان میرسه)، نام برد.

من خودم به واسطه تماشای برنامه The Daily Show  مخاطب پروپاقرص اکثر شوها و بخصوص استندآپ کمدی های این شبکه هستم که خوشبختانه براحتی هم قابل تماشا و دانلود هستند. بگذریم، حالا حدود سه سال پیش «چارلی شین – Charlie Sheen» که در اون زمان گرونترین هنرپیشه سریالهای تلویزیونی آمریکا بود، درگیری لفظی و فیزیکی شدیدی با خالق و تهیه کننده یهودی و بسیار پرنفوذ سریال «دو مرد و نصفی – Two and Half Men» آقای  Chuck Lorre (از کارهای دیگر ایشون میشه به سریال محبوب “تئوری انفجار بزرگ” اشاره کرد) پیدا کرد و در نتیجه از سریال اخراج شد. منم چون سریال رو دنبال میکردم از این موضوع با خبر بودم و هرازچندگاهی چک میکردم ببینم اوضاع چارلی شین از چه قراره.

چارلی شین در سریال Two and Half Men

چارلی شین در سریال Two and Half Men

بعد از اون اخراج اواخر تابستون ۲۰۱۱ بود که متوجه شدم یک برنامه طنز با حضور چارلی شین برگزار شده که رکورد مخاطبین رو شکونده و کلی ازش تعریف شده، بعد از کمی جستجو رسیدم به برنامه «Comedy Central Roast» و خب نشستم تماشایش کردم و اینقدر خندیدم که تقریباً نیم ساعت تمام داشتم از خنده اشک میریختم… این بود که پی برنامه رو گرفتم و تمامی قسمتهایش رو  بعضاً به سختی دانلود و تماشا کردم و بسی لذت بردم.

لوگو برنامه مربوط به چارلی شین

لوگو برنامه مربوط به چارلی شین

ماجرا اینه که از سال ۲۰۰۳ هر سال شبکه کمدی سنترال یک نفر رو داوطلبانه!! انتخاب می‌کنند تا طی یک برنامه ضبط شده (چون خیلی جرات میخواد که پخش زنده بشه) توسط تعدادی از هتاک ترین و بی‌پرواترین کمدین‌ها مورد حمله قرار بگیرد. این کمدین‌ها و دیگر مسخره‌کنندگان (برشته کنندگان!!) که البته همشون هم کمدین حرفه ای نیستند و بیشتر از دوستان و همکاران خود اون فرد و توسط خودش انتخاب می‌شوند هرکدوم حدود چهار الی پنج دقیقه وقت دارند که بدجوری طرف رو به معنای کلمه «برشته» کنند. حجم انبوهی از کلمات، شوخیها و جملات عمدتاً زشت و صد البته شدیداً خلاقانه در طی این مدت نثار اون بنده خدا میشه و البته اون هم در انتها میاد و از خجالت بقیه درمیاد. این Roastها معمولاً یک مجری (یا بقول خودشون Roast Master) دارند که به دلیل مجری بودن وقت و زمان بیشتری برای نابود کردن در اختیار داره. روال هم اینجوری نیست که همه حملات متوجه خود شخصیت اصلی بشه، بلکه اتفاقاً بخش عمده ای از اون شوخیها نصیب افراد دیگر حاضر در صحنه و حتی گاهی تماشاچیها میشه…

چارلی شین در برنامه Comedy Central Roast خودش

چارلی شین در برنامه Comedy Centeral Roast خودش

این برنامه سالی یک یا دوبار پخش میشه و مخاطباشم همیشه هنرپیشه ها نبودند و مثلاً در سال ۲۰۱۱ «دانلد ترامپ – Donald Trump» بعنوان یکی از قدرتمندترین مردان نیویورک و آمریکا هم این ریسک رو میکنه که به این برنامه بیاد و خودشو در معرض حملات قرار بده… که البته بیشتر بدلیل درپیش بودن انتخابات ریاست جمهوری و امکان نامزدی اش بوده، که خب خیلی ریسک بزرگی به حساب می‌اومده برایش…

دانلود ترامپ در برنامه Comedy Central Roast

دانلود ترامپ در برنامه Comedy Central Roast

حالا نکته اینه که من اعتراف میکنم بدجوری از این برنامه لذت می‌برم و یکمی از این مسئله و ابرازش تو وبلاگ خجالت میکشیدم، خیرسرمان اینجا ما کلی فیلم خوب، مستند عرفانی، موسیقی لذتبخش و کتابهای خوب معرفی کردیم، ولی خب بهرشکل برنامه پرییشب این شو که به برشته کردن «جیمز فرانکو – James Franco» دوست داشتنی (با میزبانی «ست روگن – Seth Rogen») اختصاص داشت باعث شد این پست رو بنویسم و همین جا از همه کسایی که فکر میکنند زبانشون خیلی خوبه (تافل و آیلتس ملاک نیست، مهم تسلط به Slangها هست) و اطلاعات خوبی راجع به فرهنگ عامه، سینما و تلویزیون بلاد کفر دارند، بخواهم اگر حجم شوخی‌های کلامی غیراخلاقی این شو اذیتشون نمیکنه حتماً تماشایش کنند. اعتراف می‌کنم بعضی از قسمتهای این شو را شاید پنج یا شش دفعه دیده‌ام و هردفعه هم لذت!! بردم.

جیمز فرانکو در برنامه Comedy Central Roast

جیمز فرانکو در برنامه Comedy Central Roast

تو این برنامه محبوبترین Roasterها از نظر من «جفری راس – Jeffrey Ross»، «لیزا لامپانلی – Lisa Lampanelli»، «آنتونی جسلنیک – Anthony Jeselnik»، «گیلبرت گادفرید – Gilbert Gottfried» و از همه بهتر «ست مک فارلنSeth MacFarlane» هستند که میزبانی خلاقانه و البته هتاکانه این مک فارلن در اسکار امسال حسابی حال همه هالیوودی‌های مغرور رو جا آورد. ضمناً مک فارلن Roast Master سه برنامه از Comedy Central Roast بوده است.

ست مک فارلین

ست مک فارلین

decorative-lines-3

اگر هم بخوام پیشنهادی برای دیدن این برنامه ها داشته باشم خب طبیعتاً دیدن همه اونها بترتیب ساخته شدنشون هست که البته همشون کیفیت یکسانی ندارند. اگر میخواهید برنامه هایی با حداکثر خنده را ببینید پیشنهاد میکنم این ها رو از دست ندهید، بترتیب بهترین از نظر خودم:

برنامه سال ۲۰۱۱ چارلی شین

برنامه سال ۲۰۱۱ دانلد ترامپ

برنامه سال ۲۰۱۰ دیوید هاسلهاف (David Hasselhoff)

برنامه سال ۲۰۰۶ ویلیام شتنر (William Shatner) – بسیار خاطره انگیز برای طرفداران قدیمی سریال پیشتازان فضا

برنامه سال ۲۰۱۲ Roseanne Barr

Roseanne در برنامه Comedy Central Roast

Roseanne در برنامه Comedy Central Roast

 

برای دانلود هم خب طبیعتاً بهترین راه همون جستجو در سایت‌های تورنت هستش…

نکته نهایی اینکه برنامه امسال که پریشب پخش شد زیاد جذاب نبود و حضور دوستان جیمز فرانکو جو رو زیادی دوستانه کرده بود و بهردلیل بوضوح حجم و نوع شوخی‌ها کاهش پیدا کرده بود.

 

در پایان بازم شرمنده

decorative-lines-2

.

.

پیروز و برقرار باشید

.

مسعود زمانی

۱۳ شهریور ۱۳۹۲

 

–***–

«اگر از طریق فید (خوراک) من این نوشته را مطالعه می‌کنید، برای دسترسی مستقیم از این لینک استفاده کنید»

–***–

Categories: سریال, طنز

اتاق خبر، نوستالژی ژورنالیستی

۶ مرداد ۱۳۹۱ ۲۰ دیدگاه

اتاق خبر، نوستالژی ژورنالیستی

.

.

سلام

.

یک – تقریباً حدود چهار سال است که بدون وقفه (و در برخی موارد به سختی) برنامه «نمایش روزانهThe Daily Show» را تماشا می‌کنم و همیشه از ذوق و فن بیان و البته جسارت «جان استوارتJon Stewart» در به چالش کشیدن سیاستمداران، هنرمندان و البته خود رسانه‌ها (بخصوص فاکس نیوز)، لذت برده‌ام. این برنامه‌ و برنامه‌های مشابه نظیر The Colbert Report سوپاپ اطمینانی هستند که توازن میان حقیقت و پروپاگاندا (عمدتاً در خدمت کارتل‌های اقتصادی) را تا حد بسیار زیادی برقرار می‌کنند. اتفاقاً همین جان استوارت هرچند هفته یکبار یکی از میمهانانش از سیاستمداران طرفدار جمهوری خواهان و یا خبرنگاران و مجریان فاکس نیوز و سی ان ان هستند… از «فرید زکریاFareed Zakariya» نامدار گرفته تا «کاندولیزا رایسCondoleezza Rice»… یعنی به بهترین شکل بالانس را در برنامه خودش حفظ میکند و حتی از نیش و کنایه زدن به رئیس جمهور محبوبش (اوباما) هم ابایی ندارد و هراز چندگاهی به معنای کلمه وی را تحقیر میکند.

جان استوارت

جان استوارت – Jon Stewart

دو در میان کشورهای عربی خاورمیانه، قطر یک استثناء هست. هیچ کشور عربی (و حتی غیر عربی منطقه) به اندازه قطر نتوانسته توجه جهانی را به خود معطوف کند. از برگزاری مشهورترین تورنمنت‌های ورزشی گرفته تا قدرت بخشیدن به خود بعنوان یک کشور تاثیرگذار در سیاست منطقه… در مقایسه با وسعت و جمعیت اندکش واقعاً دستاورد عظیمی داشته… در اینکه روش‌هایی که برای کسب مقبولیت جهانی به کار بسته چقدر اخلاقی و عرفی بوده می‌توان بحث کرد، ولی مهمترین نکته و سئوال این است که نقطه آغازین حرکت این کشور از کجا و چگونه بوده است:

قطر میزبان جام جهانی 2022

قطر میزبان جام جهانی ۲۰۲۲

این نقطه شروع نه ورود تجار آمریکایی و اروپایی بوده و نه نمیدانم فلان برنامه ۵ ساله توسعه و اینگونه حرفها… یک جایی و در یک زمان مناسب یک مشاور بسیار عاقل به یک مقام قطری دلسوز فهماند که “رسانه” بزرگترین عامل مشروعیت بخشی و اعتباردهی به یک کشور است. آن مقام فهمیده و دلسوز هم بجای آنکه پولش را صرف خرید ده‌ها جت جنگنده اف-۳۵ و بمب افکن بی-۲ کند، بهترین راه را برای تضمین آینده کشور و ممانعت از هرگونه آسیبی انتخاب کرد و گلچینی از بهترین‌های حوزه خبر (عربی و غربی) را در ساختمانی نه چندان بزرگ گرد هم آورد تا پایه گذار [بدون اغراق] تاثیرگذارترین رسانه‌های منطقه و یکی از مهمترین شبکه های خبری جهان، «الجزیرهAljazeera» شوند. این نظر شخصی من است و بقول مرحوم گل آقا هیچ استبعادی ندارد که درست باشد، ولی مطمئنم که سنگ بنای حکومت با ثباتی که (با هر طرفندی!) میزبانی بزرگترین رویداد فوتبالی جهان در سال ۲۰۲۲ بدست آورده است در ایجاد یک رسانه مستقل (حداقل در آن دوران)، گذاشته شده است. یادم هست که مستندی درباره شبکه الجزیره می‌دیدم که یکی از شاهزاده‌های قطری با افتخار تعریف می‌کرد که حتی عربستان!!! تا پای تهدید نظامی قطر هم پیش رفته بود، تا جلوی برخی برنامه‌های الجزیره را بگیرد ولی آن‌ها سیستمی برای شبکه تعریف کرده بودند که شاید فقط خود امیر قطر (که دچار سوء تغذیه مفرط هم هست بنده خدا) قدرت دستکاری در خبرهایشان را داشت. من صلاحیت این را ندارم که قضاوت کنم اینکه در ده سال اخیر عده ای الجزیره را به همراهی با وهابیون و القاعده و … متهم می‌کنند و عده ای دیگر آن را بازیچه آمریکا و متحدانش میبینند چقدر درست می‌گویند. ولی همین که تقریباً همه گروه‌ها این شبکه را به طرفداری از گروه دیگر متهم میکنند خود نشانه قدرتمند بودن و استقلال نسبی این شبکه است.

لوگو شبکه الجزیره

شبکه الجزیره

خلاصه کلام اینکه یک کشور (و در مقیاس های کوچکتر حتی یک سازمان ویا نهاد) هنگامی در اوج قدرت است که رسانه‌های قدرتمندی داشته باشد. شبکه الجزیره قدرتمندتر از هر بمب نوترونی می‌تواند عمل کند، شک نداشته باشید…

سه – ولی این رسانه قدرتمند چند نکته ظریف و یک کلمه بسیار مهم را هم نیز باید به همراه خود داشته باشند… “استقلال”. رسانه‌ها در تمام دنیا یک منحنی عمر دارند، که البته شاید دقیقاً به شکلی که می‌گویم نباشند ولی روند تقریباً مشابه است: در ابتدا با استقلال در ارائه اخبار مخاطب را به خود جذب میکنند (معمولاً در این دوره از حیات خود یک نقطه عطف هم دارند)، سپس در یک پروسه نسبتاً طولانی همراهی دائمی آنها را برای خود تضمین می‌کنند، نقطه‌ و برهه‌ای از زمان وجود دارد که همه ناظران متوجه می‌شوند که بخش یا اکثریتی از مردم و مخاطبان به هرچه آن رسانه تولید می‌کند ایمان دارند، درنتیجه توجه رقبا و خبرآفرینان!! به آنها جلب می‌شود، در این هنگام کمپانی‌ها و صاحبان قدرت وارد ماجرا می‌شوند و با ترفندهای مختلف سعی در جلب قدرت رسانه دارند که متاسفانه تقریباً همیشه در اینکار موفق می‌شوند، سپس در یک پروسه بسیار طولانی مدت (شاید حتی ۱۰-۱۲ ساله) بدلیل فاصله افتادن میان حقیقت و خروجی، رسانه اکثر مخاطبان خود را از دست میدهد. زیرا دنیای خبر بسیار بیرحم است و معمولاً (هرچقدر هم که توهم توطئه داشته باشیم) اخبار واقعی راه خود را میان مخاطبان باز می‌کنند. ابزارهای ارتباطی نوین هم این امر را تشدید می‌کنند.

حقیقت یا دروغ

نمیخواهم وارد این بحث بشوم که امروز ابزارهای اینترنتی و محیط‌های تعاملی و شبکه‌های اجتماعی چقدر روی فرآیند انتشار اخبار نقش دارند و رسانه‌های متداول نقش کلاسیک خود را از دست داده است و …. الان و در این نوشته تمرکز روی داشتن رسانه مستقل قدرتمند و لزوم وجود آن برای قدرت گرفتن و اعتبار بخشیدن به کشور و یا نهاد و یا حتی بنگاه اقتصادی خودمان است.

بگذریم… تمام نوشته های بالا مقدمه‌ای برای معرفی یک سریال خوش ساخت بود:

لوگو HBO

لوگو شبکه HBO

تقریباً ۵ هفته هست که شبکه معظم HBO پخش سریالی را شروع کرده تحت عنوان «اتاق خبر – The Newsroom» که دیدنش رو به همه افرادی که به رسانه و اطلاع رسانی علاقه دارند، پیشنهاد می‌کنم. خوش ریتم و خوش ساخت است و تیم هنرپیشه‌های بسیار بسیار هماهنگی دارد که البته نشان از یک متن فوق العاده و تیم کارگردانی بسیار حرفه‌ای نیز دارد. در وصف فیلمنامه و ساختار استاندارد آن همین بس که خالق آن اقای «آرون سرکین – Aaron Sorkin» است که از کارهای شاخص قبلی‌اش می‌توان به نویسندگی فیلمنامه‌های بسیار منسجمی چون «مانی بالMoneyBall» (که درباره‌اش قبلاً اینجا نوشته بودم) و «شبکه اجتماعیSocial network» اشاره کرد.

آرون سُرکین

آرون سُرکین

تا امروز (۴ امرداد ۱۳۹۱) پنج قسمت این سریال پخش شده است (که البته مثل دیگر کارهای HBO خیلی جمع و جور است و این فصل آن کلاً ۱۰ قسمت دارد) و براحتی میتوان بیش از ۳ ساعت راجع به هر قسمت و حقایق و مفاهیم ارائه شده در آن بحث نمود. دیالوگ‌های بسیار حساب شده و خوش آهنگ سریال، دنیایی اطلاعات منسجم را به بیننده انتقال داده و تنش پشت و جلوی یک دوربین خبری را بخوبی به مخاطب انتقال می‌دهند.

اتاق خبر - The Newsroom

خط داستان اصلی سریال پیرامون یک گزارشگر و مجری بسیار معروف و بسیار خوشفکر و باهوش یک شبکه نسبتاً پرمخاطب است که با تصمیم نسبتاً تحمیلی مدیر شبکه تصمیم می‌گیرد با انتخاب یک مدیر اجرایی برای بخش خبری خود، روح تازه‌ای در کالبد بیجان جریان رسانه‌ای بدمد. چالش‌های درونی، عاطفی و حرفه‌ای وی و تیم همراه وی بخش عمده داستان سریال را شامل می‌شود.

جف دانیلز در نمایی از سریال اتاق خبر

جف دانیلز در نمایی از سریال اتاق خبر

همیشه عادت دارم که قسمت اول همه سریال‌هایی را که پخش می‌شوند نگاه کنم و ضمن اعتماد کردن به حس شخصی‌ام از داستان سریال و زیبا بودن آن، محتویات سبد سریالی خودم را خیلی بیرحمانه کم و یا زیاد می‌کنم. قسمت اول این سریال تاثیر بسیار بسیار فوق العاده‌ای روی من گذاشت. دیالوگ‌های ۵ دقیقه ابتدایی سریال من را متقاعد کرد که حتی اگر بقیه این قسمت تماماً آشغال خالص هم باشد آن را تماشا کنم، که اصلاً هم از این کار پیشمان نشدم. در این فصل آغازین و طوفانی قسمت اول سریال، «جف دانیلزJeff Daniels» در نقش «بیل مک اووی – Bill MacAvoy» که شخصیت اصلی این سریال است، در یک لحظه کوتاه و با چشم بستن به تمامی قواعد حرفه‌ای، مونولوگی در باب افول جایگاه آمریکا می‌گوید که ارزش ده ها بار دیدن و گوش دادن را دارد. میتوانید از لینک زیر ویدیو این بخش را ببینید و یا آن را دانلود کنید.

نمایی از سریال اتاق خبر

نمایی از سریال اتاق خبر

از چندی پیش و با دیدن این مطلب خواندن کتاب «Why Nation Fails» نوشته «دارن عجم اوغلو – Daron Acemoglu» و «جیمز ای. رابینسون – James A. Robinson» را شروع کرده ام که در بخش‌هایی از آن ظهور و سقوط کشورها و امپراتوری‌های در ارتباط مستقیم با رسانه‌ها دیده‌اند. طلایی‌ترین و پراقتدارترین دوران تاریخ آمریکا (دهه ۶۰ الی دهه ۸۰ میلادی) خیلی تصادفی! همزمان با حضور درخشان رسانه‌های مستقل خبری بوده است. یعنی در دورانی که فتوحات فضایی و اقتدار بی‌چون و چرای نظامی در کنار رفاه بسیار بالای طبقه متوسط همه و همه داشتند رویایی شیرین آمریکایی را رقم میزدند، (علیرغم فضای “جنگ سردی” حاکم)؛ دو روزنامه‌نگار جوان و پرشور واشنگتن پست، نفر اول کشور (نیکسون) را از اوج به حضیض کشاندند و یا اتفاقاً یک مجری جویای نام همان رئیس جمهور را در یک برنامه زنده تلویزیونی چنان به چالش کشید که وی قافیه را باخت و ….

رسوایی واترگیت

رابرت ردفورد و داستین هافمن در نمایی از فیلم “تمام مردان رئیس جمهور” که براساس رسوایی واترگیت ساخته شد.

چند سال پیش هم «جرج کلونیGeorge Clooney» فیلم زیبایی تحت عنوان «شب بخیر و موفق باشید – Good Night, and Good Luck» که نشان می‌داد یک مجری تلویزیونی (ادوارد موروEdward R. Murrow) در اوج دوران مک کارتیسم کل بنیان فکری طرفداران و خود سناتور مک کارتی رو به چالش می‌کشید. در عنوان‌بندی سریال «اتاق خبر» بطور تلویحی و به شکلی نوستالژیک‌وار آن دوران طلایی، نشان داده می‌شود (اتفاقا ادوارد مورو هم در یک لحظه کوتاه نمایش داده می‌شود). مجریان و تهیه‌کنندگانی که به مفهوم واقعی ژورنالیست بودند و چنان صادقانه با مخاطب سخن میگفتند که همه بزرگان عرضه ژورنالیسم هنوز با حسرت از آن دوران یاد می‌کنند. عنوان‌بندی سریال را میتوانید از طریق لینک‌های زیر ببینید و دانلود کنید.

نمایی از سریال اتاق خبر

نمایی از سریال اتاق خبر

 چند پاراگراف بالاتر به سیکل و چرخه عمر معمول رسانه‌ها اشاره‌ای کردم. بنظر می‌رسد، الان تقریباً اکثریت رسانه‌های شاخص آمریکا به پایان چرخه خود رسیده‌اند، حضور کارتل‌های بزرگ و تبدیل شدن این رسانه‌ها به محلی برای رپرتاژ آگهی‌های سیاسی فریب دهنده و برنامه‌های صرفاً سرگرم کننده چنان فضای ژرونالیستی را آلوده کرده که داد و فریاد همه را درآورده است.

ران پاول

ران پاول – Ron Paul

فردی مانند سناتور «ران پاولRon Paul» که به زعم من یکی از باهوش‌ترین و منطقی‌ترین و عاقل‌ترین سیاست‌مداران ایالات متحده است، چنان از سوی رسانه‌ها تحریم شده است که خبر پیروزی وی در انتخابات مقدماتی حزب جمهوری‌خواه در ۴ ایالت حتی بصورت یک خبر حاشیه‌ای هم از سوی رسانه‌های سنتی حزب جمهوری‌خواه نظیر CNN و FoxNews هم ذکر نمی‌شود… پیشنهاد میکنم این نطق تاریخی ران پاول در مجلس سنا را با عنوان «چه میشد اگر… –  What If» که در سال ۲۰۰۹ ایراد شده است را ببینید و یا دانلود کنید. نسخه ریمستر شده و گرافیکی بسیار جذاب آن هم در لینک‌های زیر موجود است.

ران پاول

ران پاول – Ron Paul

به هر شکل بهتر است از اطاله بیشتر کلام بپرهیزم… ببخشید اگر مطلب طولانی شد. به همه علاقه مندان حوزه ژورنالیسم و رسانه پیشنهاد اکید می‌کنم این سریال را ببینید. هر قسمت آن بواقع یک کلاس درس کامل بوده و دریچه کوچکی به پشت پرده حوادث رسانه‌ای است.

جف دانیلز در نمایی از سریال اتاق خبر

جف دانیلز در نمایی از سریال اتاق خبر

پی‌نوشت ۱: من متخصص رسانه و ژورنالیسم نیستم و همه آنچه که گفته شده است برداشت و نظر شخصی خودم است و دلیلی برای درست بودن مطلق گزاره‌های من وجود ندارد.

پی‌نوشت ۲: سرم خیلی شلوغ است و با اینکه خیلی دوست داشتم، نمی‌خواستم حالا حالا‌ها راجع به این سریال چیزی بنویسم، ولی دیدن قسمت پنجم مجابم کرد تا حس و برداشت خودم را با عزیزان به اشتراک بزارم.

پی‌نوشت ۳: من توهم توطئه ندارم.

پی‌نوشت ۴: اپلیکیشن برنامه «نمایش روزانهThe Daily Show» برای اندروید را میتوانید از لینک دریافت کرده و یا از اینجا دانلود کنید. این اپلیکیشن برای نسخه آیفون نیز از این لینک قابل دریافت است. به کمک اپلیکیشن می‌توانید از زمان پخش و میهمانان بعدی مطلع شده و از مصاحبه‌های تکمیلی براحتی استفاده کنید.

پیروز و برقرار باشید

مسعود زمانی
۵ امرداد ۱۳۹۱
.

.

–***–

«اگر از طریق فید (خوراک) من این نوشته را مطالعه می‌کنید، برای دسترسی مستقیم از این لینک استفاده کنید»

–***–

Categories: سریال