بایگانی

بایگانی برای دسته ی ‘طنز’

راهنمای کامل زندگی با زنان: بیل کازبی

۱۷ آذر ۱۳۹۲ ۲۲ دیدگاه

راهنمای کامل زندگی با زنان: بیل کازبی

سلام

مقدمه

 یک اصطلاحی در زبان این اهل فرنگ هست به نام Living Legend که معنیش هم ساده و مشخص است: فرد یا گروهی که علیرغم زنده بودن، اینقدر نام و آوازه‌اش بزرگ است که همه جا به هنر و توانمندی آنها احترام گذاشته میشود و به نوعی برابر یا بیشتر از تمامی همتایان (مرده و زنده) خود در آن شاخه هنری، ورزشی و یا علمی دارای اعتبار می‌باشند. برای معادل فارسی هم فکر میکنم “اسطوره زنده” مناسب باشه.

راجر واترز

راجر واترز

در هر شاخه ای از علم و هنر که نگاه کنیم نمونه هایی از این افراد را می‌بینیم، به عنوان مثال باب دیلن یا راجر واترز  یا بروس اسپرینگستین و … و یا در سینما کلینت ایستوود یا پیتر اوتول یا جین هکمن یا جک نیکلسون و امثالهم… همانطوری که عرض کردم این لیست میتونه در هر بخش هنری و علمی و… و در هر کشوری متفاوت باشه، شاید در ایران واضح‌ترین مثال در موسیقی استاد شجریان یا در عرصه شعر آقای هوشنگ ابتهاج و یا در سینما آقای جمشید مشایخی… البته عرض کردم این فقط برای ذکر مثال بود و خداینکرده ذکر نشدن نام بزرگان دیگر دلیل بر ناچیز انگاشته شدن اون عزیزان نیست…

استاد شجریان

استاد شجریان

decorative-lines-3من همیشه سعی کردم و میکنم که این نصیحت بزرگانمون که “خنده بر هر درد بی درمان دواست” و “بخند تا دنیا به رویت بخندد” و “خرم بزی و جهان بشادی گذران” و مشابه را آویزه گوشم کرده و لحظه‌ای از خواندن و شنیدن مطالب طنز و البته همراهی با دوستان طناز، غفلت نکنم. حالا این که مرز طنز و هزل کجاست و معیارهای طنز آرمانی چی است، نمیدونم طنز انتقادی و … را بعداً راجع بهش صحبت می‌کنیم. یکی از گونه های خیلی خوب و البته خلاقانه طنز در خارج از کشور و بخصوص آمریکا «استندآپ کمدی» است که البته در ایران چندان رواج ندارد. بجز حمید ماهی صفت و یکی دو نفر دیگه که اسمشون رو نیاریم بهتره!! کار چندانی در داخل برای این موضوع صورت نگرفته، البته در چند سال اخیر چند تا چهره ایرانی در خارج از کشور توانستند اسم و رسم خوبی برای خودشون تو این حوزه دست و پا کنند.

مازیار جبرانی‏ - Maziar “Maz” Jobrani

مازیار جبرانی‏ – Maziar “Maz” Jobrani

استندآپ کمدی عمدتاً تو بارها، کلوبها و در بهترین حالت در سالنهای بزرگ برگزار میشه و علیرغم اقبال عمومی بالا، هیچوقت به عنوان یک شاخه هنری معتبر شناخته نشده، این در حالی است که برخی از بزرگان و غولهای سینما و تلویزیون نظیر «جی لنو»، «رابین ویلیامز»، «ادی مورفی» و حتی «وودی آلن» همشون کارشون رو از استندآپ کمدی‌ها شروع کردند و در اونجا بود که مشهور شدند.

جیم کری

جیم کری

من مشتری پروپاقرص استندآپ های قدیمی و جدید هستم و اتفاقاً کلکسیون خوبی هم جمع کردم، و هرجا هم ببینم کار جدیدی اومده سعی میکنم سریع ببینمش… من در این پست چند تا از چهره‌های جدید و قدیمشون رو معرفی کرده ام. ولی یک نکته‌ای که خیلی باید حواسمون بهش جمع باشه اینه که دیدن لذت بردن از استندآپ مستلزم دونستن ظرف زمان و مکان اجرای اون هست، مثلاً اگه مارتین لورنس میاد با لهجه ایتالیایی مثلاً سیستم زباله نیویورک رو مسخره میکنه واضح هست که منظورش جولیانی شهردار سابق نیویورک هست و یا اگه یه اجرای قدیمی از ادی مورفی رو میبینید که آرایش زنونه داره و از بیوفایی! دم میزنه باید حواستون باشه که در بحبوحه رسوایی اخلاقی بیل کلینتون نمایش داده شده است و امثالهم.

ادی مورفی

ادی مورفی

باید لهجه ها را خوب شناخت و اسلنگ‌ها را درست تفسیر کرد. به عبارت دیگر عمده این استندآپ‌ها برای مخاطب خارج از آمریکا کمی ثقیل و دور از ذهن است و در بخش عمده ای از اونها شاید متوجه دلیل خندیدن مردم و حضار نشویم. یک نکته بسیار بسیار مهم دیگر بیان واژه های (بعضاً ابداعی) خیلی خیلی زشتی است که در این اجراها استفاده میشه که شاید یکم با روحیات همه سازگار نباشه…

decorative-lines-3حالا در این حوزه، یعنی استندآپ کمدی؛ بدون شک و با هر سلیقه‌ای، سلطان بلامنازع و اسطوره زنده کسی نیست بجز “بیل کازبیBill Cosby” بزرگ… ایشون نزدیک ۵۰ ساله که این کار رو داره انجام میده و برخلاف خیلی‌های دیگه که تو سالنهای کوچیک برنامه اجرا میکنند، ایشون اجراهای عادیشون در کداک تیاتر و مدیسون اسکوئر گاردن! و استادیوم‌های بزرگ هست.

بیل کازبی در جوانی

بیل کازبی در جوانی

راجع به کارهای شاخص و شوهای تاریخی ایشون خودتون برید تو اینترنت بگردید و ببیند، ولی من میخوام توجه شما را به آخرین اجرای ایشون در تور کمدی Bill Cosby: Far From Finished جلب کنم. این اجرا در یک کلمه “بینظیره”… چندتا ویژگی بسیار شاخص در این استندآپ دیده میشه که من قبل از این کمتر دیده بودم:

بیل کازبی

بیل کازبی

یک- از اول تا آخر این اجرا، حتی و حتی یک کلمه زشت هم نمیشنویم که بینظیره… این آقای کازبی بقدری در کارش مهارت داره که فقط با فن بیان و ترکیب بندی های درست از خنده اشک به چشم حاضرین میاره، بدون حتی یک کلمه Fدار!!!

دو- در کل اجرا، ایشون سرجاش نشسته و فقط با کلام، حرکات دست و چشم خودش مردم رو میخندونه…

سه – سادگی و روانی کلام ایشون باعث میشه که با معلومات معمولی زبان هم بشه ازش لذت برد، نه از واژه‌های ترکیبی عجیب و غریب استفاده میکنه و نه تکیه کلامهای محلی میندازه… کلمات واضح بیان میشوند و نه نصفه و تند…

چهار- طنز ایشون وابسته به زمان و مکان نیست، موضوعی که ایشون انتخاب کرده (زندگی زناشویی، قبل و بعد از ازدواج)، بقدری عمومیت داره که خیالتون راحت باشه که از این میامی (فلوریدا) تا اون میامی (خراسان رضوی) ، همه باهاش بخوبی ارتباط برقرار می‌کنند.

بیل کازبی

بیل کازبی

من خودم این اجرای جدید ایشون رو نصفه شب داشتم نگاه میکردم و همون اوایلش بزرگترین دغدغه‌ام این بودم که خانواده تابحال حتماً از صدای خنده های من بیدار شدند، حداقل رعایت همسایه ها رو بکنم.

decorative-lines-2a

خوشبختانه به راحتی میتونید در سایتهای دانلود و تورنت، کار جدید ایشون (Bill Cosby: Far From Finished) رو دانلود کنید و یا از آیتیونز خریداری کنید. ولی بهرشکل برای خالی نبودن عریضه، دو کلیپ کوتاه از اجرای ایشون رو برای دانلود قرار دادم، ببینید و لذت ببرید:

decorative-lines-2

بیل کازبی

بیل کازبی

در پایان باز هم پیشنهاد میکنم به من اعتماد کنید و این اجرا را حتماً ببینید.

شاد و پیروز و سربلند باشید

مسعود زمانی ۱۶ آذر ۱۳۹۲

–***–

«اگر از طریق فید (خوراک) من این نوشته را مطالعه می‌کنید، برای دسترسی مستقیم از این لینک استفاده کنید»

–***–

Categories: سینما, طنز

خنده فراوان با چاشنی شرمندگی

۱۳ شهریور ۱۳۹۲ ۸ دیدگاه

.

خنده فراوان با چاشنی شرمندگی

.

سلام

.

چند وقتی بود یا بهتر بگم حدود یک سال و نیمی هست که میخواستم یک پست بنویسم و هردفعه منصرف میشدم… علت اصلی هم اون بود که موضوع اون پست شاید خیلی اخلاقی و پسندیده نبود… ولی خب امشب تصمیم گرفتم که بالاخره بنویسمش و با دوستانم به اشتراک بگذارم…

همین اولش هم بگم که یادمه چهار پنج سال پیش بیژن اشتری عزیز در مجله دنیای تصویر اعتراف کرده بود سه بار این فیلم «لینک» رو دیده و خب خجالت هم میکشیده از گفتنش ولی خب در نهایت با شرمندگی علاقه‌اش رو نوشته… بلا تشبیه من که در حد بیژن اشتری نیستم ولی خب من هم با خجالت فراوان این مطلب رو می‌نویسم.

decorative-lines-3داستان از این قراره که تو این بلاد کفر یک شبکه کابلی فوق محبوب وجود داره به اسم «کمدی سنترال – Comedy Central» که خودش بخشی از MTV و بالتبع VIACOM هست. در مورد کمدی سنترال باید گفت که این شبکه به پخش برنامه‌ها، استندآپ کمدی‌ها و سریال‌های کمدی مشهور است . مقبولیت بسیار بالایی دربین خاص و عوام دارد.

لوگو شبکه کمدی سنترال

لوگو شبکه کمدی سنترال

از جمله مشهورترین برنامه های این شبکه میشه از شوهای فوق‌العاده محبوب نظیر The Daily Show و The Colbert Report و همچنین انیمشین‌های بینهایت زیبا و پرمحتوایی چون South Park و Futurama (که متاسفانه آخرین قسمتش همین الان که دارم این متن رو مینویسم داره پخش میشه و سریال به پایان میرسه)، نام برد.

من خودم به واسطه تماشای برنامه The Daily Show  مخاطب پروپاقرص اکثر شوها و بخصوص استندآپ کمدی های این شبکه هستم که خوشبختانه براحتی هم قابل تماشا و دانلود هستند. بگذریم، حالا حدود سه سال پیش «چارلی شین – Charlie Sheen» که در اون زمان گرونترین هنرپیشه سریالهای تلویزیونی آمریکا بود، درگیری لفظی و فیزیکی شدیدی با خالق و تهیه کننده یهودی و بسیار پرنفوذ سریال «دو مرد و نصفی – Two and Half Men» آقای  Chuck Lorre (از کارهای دیگر ایشون میشه به سریال محبوب “تئوری انفجار بزرگ” اشاره کرد) پیدا کرد و در نتیجه از سریال اخراج شد. منم چون سریال رو دنبال میکردم از این موضوع با خبر بودم و هرازچندگاهی چک میکردم ببینم اوضاع چارلی شین از چه قراره.

چارلی شین در سریال Two and Half Men

چارلی شین در سریال Two and Half Men

بعد از اون اخراج اواخر تابستون ۲۰۱۱ بود که متوجه شدم یک برنامه طنز با حضور چارلی شین برگزار شده که رکورد مخاطبین رو شکونده و کلی ازش تعریف شده، بعد از کمی جستجو رسیدم به برنامه «Comedy Central Roast» و خب نشستم تماشایش کردم و اینقدر خندیدم که تقریباً نیم ساعت تمام داشتم از خنده اشک میریختم… این بود که پی برنامه رو گرفتم و تمامی قسمتهایش رو  بعضاً به سختی دانلود و تماشا کردم و بسی لذت بردم.

لوگو برنامه مربوط به چارلی شین

لوگو برنامه مربوط به چارلی شین

ماجرا اینه که از سال ۲۰۰۳ هر سال شبکه کمدی سنترال یک نفر رو داوطلبانه!! انتخاب می‌کنند تا طی یک برنامه ضبط شده (چون خیلی جرات میخواد که پخش زنده بشه) توسط تعدادی از هتاک ترین و بی‌پرواترین کمدین‌ها مورد حمله قرار بگیرد. این کمدین‌ها و دیگر مسخره‌کنندگان (برشته کنندگان!!) که البته همشون هم کمدین حرفه ای نیستند و بیشتر از دوستان و همکاران خود اون فرد و توسط خودش انتخاب می‌شوند هرکدوم حدود چهار الی پنج دقیقه وقت دارند که بدجوری طرف رو به معنای کلمه «برشته» کنند. حجم انبوهی از کلمات، شوخیها و جملات عمدتاً زشت و صد البته شدیداً خلاقانه در طی این مدت نثار اون بنده خدا میشه و البته اون هم در انتها میاد و از خجالت بقیه درمیاد. این Roastها معمولاً یک مجری (یا بقول خودشون Roast Master) دارند که به دلیل مجری بودن وقت و زمان بیشتری برای نابود کردن در اختیار داره. روال هم اینجوری نیست که همه حملات متوجه خود شخصیت اصلی بشه، بلکه اتفاقاً بخش عمده ای از اون شوخیها نصیب افراد دیگر حاضر در صحنه و حتی گاهی تماشاچیها میشه…

چارلی شین در برنامه Comedy Central Roast خودش

چارلی شین در برنامه Comedy Centeral Roast خودش

این برنامه سالی یک یا دوبار پخش میشه و مخاطباشم همیشه هنرپیشه ها نبودند و مثلاً در سال ۲۰۱۱ «دانلد ترامپ – Donald Trump» بعنوان یکی از قدرتمندترین مردان نیویورک و آمریکا هم این ریسک رو میکنه که به این برنامه بیاد و خودشو در معرض حملات قرار بده… که البته بیشتر بدلیل درپیش بودن انتخابات ریاست جمهوری و امکان نامزدی اش بوده، که خب خیلی ریسک بزرگی به حساب می‌اومده برایش…

دانلود ترامپ در برنامه Comedy Central Roast

دانلود ترامپ در برنامه Comedy Central Roast

حالا نکته اینه که من اعتراف میکنم بدجوری از این برنامه لذت می‌برم و یکمی از این مسئله و ابرازش تو وبلاگ خجالت میکشیدم، خیرسرمان اینجا ما کلی فیلم خوب، مستند عرفانی، موسیقی لذتبخش و کتابهای خوب معرفی کردیم، ولی خب بهرشکل برنامه پرییشب این شو که به برشته کردن «جیمز فرانکو – James Franco» دوست داشتنی (با میزبانی «ست روگن – Seth Rogen») اختصاص داشت باعث شد این پست رو بنویسم و همین جا از همه کسایی که فکر میکنند زبانشون خیلی خوبه (تافل و آیلتس ملاک نیست، مهم تسلط به Slangها هست) و اطلاعات خوبی راجع به فرهنگ عامه، سینما و تلویزیون بلاد کفر دارند، بخواهم اگر حجم شوخی‌های کلامی غیراخلاقی این شو اذیتشون نمیکنه حتماً تماشایش کنند. اعتراف می‌کنم بعضی از قسمتهای این شو را شاید پنج یا شش دفعه دیده‌ام و هردفعه هم لذت!! بردم.

جیمز فرانکو در برنامه Comedy Central Roast

جیمز فرانکو در برنامه Comedy Central Roast

تو این برنامه محبوبترین Roasterها از نظر من «جفری راس – Jeffrey Ross»، «لیزا لامپانلی – Lisa Lampanelli»، «آنتونی جسلنیک – Anthony Jeselnik»، «گیلبرت گادفرید – Gilbert Gottfried» و از همه بهتر «ست مک فارلنSeth MacFarlane» هستند که میزبانی خلاقانه و البته هتاکانه این مک فارلن در اسکار امسال حسابی حال همه هالیوودی‌های مغرور رو جا آورد. ضمناً مک فارلن Roast Master سه برنامه از Comedy Central Roast بوده است.

ست مک فارلین

ست مک فارلین

decorative-lines-3

اگر هم بخوام پیشنهادی برای دیدن این برنامه ها داشته باشم خب طبیعتاً دیدن همه اونها بترتیب ساخته شدنشون هست که البته همشون کیفیت یکسانی ندارند. اگر میخواهید برنامه هایی با حداکثر خنده را ببینید پیشنهاد میکنم این ها رو از دست ندهید، بترتیب بهترین از نظر خودم:

برنامه سال ۲۰۱۱ چارلی شین

برنامه سال ۲۰۱۱ دانلد ترامپ

برنامه سال ۲۰۱۰ دیوید هاسلهاف (David Hasselhoff)

برنامه سال ۲۰۰۶ ویلیام شتنر (William Shatner) – بسیار خاطره انگیز برای طرفداران قدیمی سریال پیشتازان فضا

برنامه سال ۲۰۱۲ Roseanne Barr

Roseanne در برنامه Comedy Central Roast

Roseanne در برنامه Comedy Central Roast

 

برای دانلود هم خب طبیعتاً بهترین راه همون جستجو در سایت‌های تورنت هستش…

نکته نهایی اینکه برنامه امسال که پریشب پخش شد زیاد جذاب نبود و حضور دوستان جیمز فرانکو جو رو زیادی دوستانه کرده بود و بهردلیل بوضوح حجم و نوع شوخی‌ها کاهش پیدا کرده بود.

 

در پایان بازم شرمنده

decorative-lines-2

.

.

پیروز و برقرار باشید

.

مسعود زمانی

۱۳ شهریور ۱۳۹۲

 

–***–

«اگر از طریق فید (خوراک) من این نوشته را مطالعه می‌کنید، برای دسترسی مستقیم از این لینک استفاده کنید»

–***–

Categories: سریال, طنز

چند پاره اول – یک پیشنهاد

۷ مهر ۱۳۹۱ ۲۰ دیدگاه

.

.

چند پاره

سلام، ببخشید که فاصله پستهام زیاد شده… درگیری کاری و نبودن سوژه مناسب و خیلی مسائل دیگر دست به دست هم داده‌اند تا این مشکل بروز کند… چند تا مطلب نسبتاً غیرمرتبط بود که دیدم بد نیست تو یه چند تا پست کنار هم بزارمشون…

شرمندگی

پاره اول

یادمه یکبار تو تاکسی نشسته بودیم و یه خانومی تو صندلی جلو با موبایلش خیلی بلند حرف میزد و محتوای حرفهاش (حتی اگر تلاش میکردی گوش نکنی) خیلی جالب بود… یجوری صحبت میکرد که انگار وکیل پایه یک هست و همه قوه قضاییه روی انگشتاش میچرخه و تو همون مدتی که توی تاکسی بود سه نفر رو اعدام کرد و یکی دو نفر هم از چوبه دار نجات داد و سه چهارتایی مرد نامرد رو فرستاد گوشه زندون آب خنک بخورن که دیگه با زنهاشون بلند بلند صحبت نکنند!!! خلاصه وقتی هم تلفناش قطع میشد (به یمن ترافیک حدود ۴۰ دقیقه‌ای مستفیض شدیم) شروع می‌کرد جزئیات پرونده‌هاش رو با مسافران به اشتراک گذاشتن… من دروغ چرا اولش هدفون در گوش داشتم «Tarja Turunen» گوش می‌دادم، ولی خب یواش یواش دیدم همه با حداکثر تلاش برای “خود علاقه‌مند نشان دادن” دارن دست و پا می‌زنند، موزیک رو قطع کردم و شروع به گوش دادن کردم.

وقتی خانم کذایی به سمت صندلی‌های عقب برمی‌گشت اولین چیزی که جلب توجه می‌کرد آرایش فوق غلیظ (به ضخامت حداقل ۱٫۵ سانت) و پیرسینگ کوچکی روی بینی‌اش بود… من اینقدر خدا چوبم زده که بیخود و بدون دانستن حقیقت راجع به کسی قضاوت نکنم، ولی خیلی خیلی بعید میدونستم کسی با اون شمایل (جدا از شانیت حرفه وکالت) بتونه وارد دادگاه یا دادسرا بشه… خلاصه جالب اینکه مسافران هم کلی نظر حرفه‌ای و آبگوشتی (بصورت مخلوط) اون وسط می‌پراندند و اون خانم هم مرتباً توضیحات میداد… آخرش خانمه که داشت پیاده شد، من برای اینکه خیالم و وجدانم راحت بشه تنها حرفی که زدم این بود که میشه لطف کنین کارتتون رو بدین که بدم یکی از آشنایان برای یک پرونده حقوقی حضوری خدمت برسند، خانمه هم بعد از اینکه چند ثانیه مکث کرد من من کنان گفت متاسفانه کیفم رو توی دادگاه جا گذاشتم!!، منم فقط لبخندی زدم و تشکر کردم… بعد از پیاده شدن ایشون، دوباره بحث پیرامون شخصیت و قیافه و تیپ و لحن صحبت و اینکه چقدر اون خانوم راست یا دروغ میگفت درگرفت… ۴۰ دقیقه بعدی هم صرف همین بحث‌ها شد… من دیدم اینا ول کن نیستن گفتم که اون خانم چه شیاد بود و چه وکیل و چه به همین حرفه‌ای که آقای راننده اصرار میکنند مشغول باشند!!!! به هدف خودش رسیده و هم بهره‌وری و هم کارایی ایشون رو بالای ۹۵ درصد ارزیابی میکنم و اگر بخواهم به اینکارشون نمره بدم مطمئناً ۲۰ رو خواهند گرفت. نکته اینه که اون خانوم میخواست “جلب توجه” کند و کاملاً هم تو این‌کار موفق شد… بطوریکه اگر ما مثلاً تو جاده چالوس هم بودیم تا خود کمربندی چالوس هم اینا داشتن این بحث “صدمن یک غاز” شغل و وجنات اون خانوم رو ادامه می‌دادند. خداییش یه لحظه سکوت تاکسی رو فراگرفت و تازه همه به خودشون اومدن که ای دل غافل الکی چقدر وقتمون رو تلف کردیم…

حالا اینهمه روضه خوندم که چی بگم…

آقا یه آدم (گروه) مغرض که کل همفکرانشون بعید میدونم به اندازه یک شهرک کوچک هم باشند، ورمیداره یه مزخرف رو روی اینترنت و سایت یوتیوب منتشر میکنه و در اعتراض! به اون تا حالا متاسفانه حدود ۳۰ یا ۴۰ نفر کشته شده اند، که اکثرشون هم مسلمان بوده اند… من هیچوقت با آدمهایی که چنین رویکردی (توهین به اعتقادات حتی اگر یک نفر به اون ایمان داشته باشه، چه برسه به یک میلیارد) دارند نتونستم کنار بیام و نخواهم اومد، ولی نکته اینه که میبینم اکثر افراد دلسوز هم دارن توی دامشون می افتند. بهترین کار تو روزهای اول بی توجهی و رسانه ای نکردن اون بود که خب کاملاً عکس اون عمل شد… حالا بماند شیطنت‌های بعضی…

من فیلم رو حتی تلاش هم نکردم که ببینم… یعنی نه دوست دارم و نه وقت همچین مزخرفاتی رو دارم. ولی مطمئنم که این طرف هدف اصلیش توهین نبوده… هدفش همین اتفاقی بوده که همین الان داره می‌افته (شهرت برای خودشان، جهانی شدن پیام مزخرفشان و عصبی کردن دیگران) و بزرگترین بازندگان و آسیب دیدگانش هم مسلمانان هستند. من تحلیل‌گر سیاسی و اجتماعی نیستم و اصلاً هم سواد اینکار رو ندارم… ولی فکر میکنم یک کمی متفکران، سخنگویان و تریبون‌های خبری دلسوز! نیاز دارند از فاصله‌ای دورتر و بدون احساساتی شدن به این مسئله نگاه کنند و نگذارند اون هدف کذایی بیشتر از این محقق بشه … من متاسفانه تحلیل حتی متوسط و فارغ از عصبیت در این چند روزه نخوانده و ندیده‌ام…

یه ویدیویی که شاید در خوش بینانه ترین حالت می‌تونست ۱۰۰،۰۰۰ بازدید داشته باشد که اکثریت مخاطبانش هم مطمئناً کسانی نبودند که دل در گروی حضرت رسول و اعتقادات مسلمانان داشته باشند، تبدیل شده به مسئله امنیت ملی چند کشور و البته چماقی برای برخی دیگر، و برای ماهایی که نه سر پیازیم و نه ته پیاز تبدیل شده به بهانه‌ای مسخره! برای قطع و هیلتر شدن گوگل و جیمیل و ایجاد دردسرهای فراوان برای کاربران حرفه‌ای و معمولی در کلی از کاربری‌های روزمره (از یک جستجوی ساده تا استفاده از کلی سرویسهای متنوع که برای برخی واقعاً حیاتی هستند) و گجت‌های اندرویدی هم بالتبع از این آسیب در امان نبودند.

من نه از سیاست سردرمیارم و نه بهش علاقه‌مندم و این وبلاگ هم بیشتر محتوای فرهنگی رو عرضه و نقد میکنه… بنابراین قاعدتاً این وبلاگ جای پرداختن به این مطالب نیست… ولی حیفم میاد… بخدا حیفم میاد… بنابراین از همون مجرا به ماجرا نگاه می‌کنم:

من یک پیشنهاد میخوام بدم برای اونهایی که دلشون میسوزه و میخوان چنین حرکاتی ضمن تکرار نشدن، حداقل اثرگذاری را داشته باشند و البته دغدغه کار فرهنگی هم دارند. در ابتدا ذکر دو نکته ضروری است که ذکر شود:

یک: در ورزشهای رزمی و مبارزات، بیشترین آسیب وقتی به حریف وارد میشه که از نیروی خود حریف برای ضربه زدن به وی استفاده شود.

دو: مثال جادی عزیز خیلی مثال کاملی هست. شما فروشگاه‌های کمپانی سونی را بخاطر اینکه کسی روی سی دی خام آن فیلم بد رایت کرده نمی‌بندید و تحریم نمی‌کنید…

بردارید یک فیلم درست و بدون داد و فریاد و فحش و ناسزا درست کنین با زمانی حدود ۴-۵ دقیقه و نه بیشتر… خیلی ساده از آدمهای معقول و شناخته شده (ترجیحاً بین المللی) دعوت کنین که توی اون در حد ده ثانیه حرف بزنند و با یک تدوین و موسیقی خوب از اون چیزی که بنظرتون واقعاً توی دین جریان داره و عدم خشونت مسلمانان رو نشون بدین (خدا رو شکر که از این ویدیوها تو حوزه های دیگر به مقدار کافی تولید شده که الگو هم داشته باشید)… لطفاً در ویدیو راجع به ادیان دیگر و یا گروهی که این فیلم رو درست کرده هم هیچ چیزی نگید… خیلی ساده ویدیو رو تو یوتیوب آپلود کنید و  لینک اون رو به همراه یک ایمیل و فراخوان خوش رنگ و لعاب و بدون شعارهای تند و تیز و ضد شیعه و سنی! و در چند زبان تهیه کنید و برای دیگران بفرستید و تلاش کنید بدون اینکه این یک حرکت دولتی، جلوه کنه در سطح اینترنت پخش بشه… حالا تو ایران که نه!! ولی چون بقیه جاها میتونن برن تو یوتیوب، و با توجه به دلسوزی و کنجکاوی مسلمانان و غیر مسلمانان مطمئن باشید این ویدیو بزودی بقدری بازدید کننده پیدا میکند که هرکس اون فیلم مزخرف رو تو اینترنت و گوگل! سرچ کنه، اولش به لینک شما برسه و خود همین گوگل خیانتکار و جاسوس و آلت دست استکبار! مجبور میشه هر ماه اون رو بعنوان یکی از پربازدیدترین ویدیوها معرفی کنه و قص علی هذا… بخدا کار سختی نیست… همین فراخوان برای عدم مراجعه به سایتهای زیرمجموعه گوگل در آن دو روز مشخص کرد که خیلی‌ از گروه‌های نسبتاً میانه رو هم نسبت به چنین حرکاتی بدون عکس العمل نخواهند بود…

باور کنید که اثرگذاری آن خیلی خیلی از کارهای دیگری که شاهد هستیم بالاتر خواهد بود.

در پایان هرچند که خوشبینانه است ولی خدا کند که خون هیچ انسان دیگری به این دلیل (و هیچ دلیل دیگری) به زمین نریزد…

ببخشید که طولانی شد… پیروز و سربلند باشید

مسعود زمانی
۶ مهر ۱۳۹۱
.

.

–***–

«اگر از طریق فید (خوراک) من این نوشته را مطالعه می‌کنید، برای دسترسی مستقیم از این لینک استفاده کنید»

–***–