بایگانی

بایگانی برای دسته ی ‘نکات جالب’

رابین‌هود میان مدیران

۱ آذر ۱۳۹۴ ۱۸ دیدگاه

رابین‌هودی میان مدیران

سلام

چند روز پیش داشتم طبق معمول هر روز و هنگام صرف صبحانه با همسر عزیز برنامه دیلی شو (با ارائه مجری جدید و بسیار جسورش «ترور نوآTrevor Noah») را مشاهده میکردم، میهمان برنامه آقای «دن پرایس  – Dan Price» بود.

ترور نوآ – Trevor Noah

ایشان به عنوان موسس، شرکت Gravity Payments یکی از موفقترین استارت‌آپهای حوزه پرداخت (در امریکا) را ایجاد کرده‌اند و خوب طبیعتاً زندگی مرفه و موفقی دارند، روزی طی یک مکالمه کوتاه متوجه می‌شود که یکی از کارمندانش بخاطر کمبود ۲۰۰ دلار تمام برنامه‌های مالی‌اش بهم خورده است و ناتوان از بازپرداخت اقساط خود بسیار مستاصل است، وی متاثر از این واقعه تصمیم می‌گیرد که با بررسی روند‌های موجود و مطالعه کتب مرجع سعی کند تا علل این مشکل را بفهمد.

دن پرایس - Dan Price مدیر شرکت گراویتی پیمنت

دن پرایس – Dan Price

این کارآفرین ۳۱ ساله متوجه می‌شود که براساس تحلیل‌های اقتصاددانان و جامعه‌شناسانی نظیر «دنیل کانه‌مانDaniel Kahneman» برای اینکه بدون دغدغه (طبیعتاً دغدغه‌های غیرمعمول! جایی در این تحلیل ندارند، مثلاً اینکه من دغدغه و نگرانی‌ام شنا کردن در استخر پر از شیر گونه نادری از بزهای کوهی ساکن هیمالیا است خب یکم خاص هست!) بخواهیم در آمریکا و در یک کلان شهر زندگی کنیم، می‌بایست حداقل ۷۰هزار دلار درآمد سالانه داشته باشیم.

وی از ابتدای بهار امسال (۱۳۹۴) برنامه‌ای در شرکت خودش اجرا کرده است که طی سه سال حداقل حقوق هیچ کارمندی کمتر از ۷۰ هزار دلار در سال نشود. بسیار وی را تمسخر کرده‌اند ولی بنظر می‌آید نرخ بسیار بالای رضایت شغلی و بهره‌وری و البته حجم نوآوری‌های ایجاد شده در شرکت وی گواه از چیز دیگری می‌دهد.

وی در دفاع از تصمیم خود بیان کرده است که من براساس داده‌های اقتصادی و بازار تصمیم گرفته‌ام اگر شما داده دیگری دارید به من ارائه کنید… البته این‌هم مهم است که وی برای کمک به این روند تصمیم گرفته است حقوق ۱٫۵ میلیون دلاری خود را نیز به ۷۰،۰۰۰ دلار در سال کاهش دهد.

وی خودش را رابین‌هودی می‌داند که برای کمک به طبقه متوسط از خودش! سرقت می‌کندو علیرغم تحسین‌های مردمی و رسانه‌ای برخی رسانه‌های سنتی بخش سرمایه‌دار نظیر فاکس‌نیوز کمپین تبلیغاتی سنگینی علیه وی راه‌انداخته و موجی از استهزاء و تکفیر! (بدلیل خیانت به آرمان‌های کاپیتالیسم) علیه وی صورت گرفته است.

در خصوص اهمیت و نقش طبقه متوسط پیش از این یک مطلب در سایت خودم نوشته بودم که مطالعه آن را به همه عزیزان پیشنهاد میکنم:

نابرابری برای همه

نابرابری برای همه

برادر وی آقای لوکاس پرایس که شریک ۳۰ درصدی کمپانی است پس از این تصمیم از وی به دادگاه شکایت کرده که رای دادگاه بدوی این بوده که دن می‌بایست سهام وی را با قیمت عادلانه بخرد و یا شرکت را منحل کند که تاکنون بدلیل عدم قبول این شرایط از سوی دن، کار به دادگاه ایالتی کشیده است.

وی گفته است که بسیار از مردم “paycheck to Paycheck” زندگی می‌کنند و فرصتی برای پس‌انداز ندارند، حال من تصمیم‌ گرفته‌ام تقریباً هرچه دارم بفروشم و در شرکت تزریق کنم (از جمله خانه ۱٫۲ میلیون دلاری‌اش) و نزدیک به سه میلیون دلار به نقدینگی شرکت افزوده است. دن در دفاع از این تصمیماتش بیان کرده است که اتفاقاً آنچه نوآوری را نابود می‌کند همین حاشیه‌های امن است که نداشتن آن باعث می‌شود تمرکز من روی کسب و کار اصلی خودم، افزایش یابد.

بهترین رئیس آمریکا؟

بهترین رئیس آمریکا؟

علی ایحال وی تصمیم گرفته است در دو مرحله (که اولی‌ آن شروع شده است) ابتدا کف حقوقی شرکت را به ۵۰،۰۰۰ دلار و در یکسال آینده به ۷۰،۰۰۰ دلار افزایش دهد.

خروجی‌های اجرای شش ماهه این طرح از این قرار بوده است:

نرخ رشد درآمد شرکت (بدون افزایش نرخ خدمات و یا محصولات) تقریباً دو برابر و سود شرکت نیز حدوداً دو برابر شده است.

برخی مشتریان این شرکت بدلایل مخالفت با این روش نیز از دست رفته‌اند، به نظر من واقعاً اصول‌گرایی یعنی این، بخاطر حفظ ارزشهای خود (کاپیتالیسم) حاضر نیستند با شرکتی که این اصول را زیرپا می‌گذارد کار کنند.

جالب این بود که دن پرایس این حرکت خود در افزایش حقوق کارمندان را بصورت یک اقدام اخلاقی انجام داده ولی اثرات استراتژیک و راهبردی برای شرکت حاصل آورده است. ولی یک هدف بلندمدت برای تغییر فضای کسب و کار جهانی نیز دارد که نظر می‌آید گام‌های اولیه برای آن را برداشته است. هم‌اکنون انتشارات Penguin با همکاری چند دانشگاه قصد دارند با مطالعه اتفاقات و روندهای جاری در این شرکت در کتابی با عنوان Force of Gravity به مستندسازی این تصمیم متهورانه بپردازند.

رابین‌هود عصر جدید

رابین‌هود عصر جدید

پیشنهاد میکنم برای اینکه حس بهتری نسبت به مطالب گفته شده داشته باشید، دو مصاحبه ویدیویی زیر را نیز مشاهده کنید:

ویدیو مصاحبه ترور نوآه با آقای دن پرایس

“پیشنهاد اکید دارم به مشاهده این ویدیو”

ویدیو مصاحبه آقای دن پرایس با INC.com

decorative-lines-3

اول این را بگم که خیلی خیلی با گرایشات و تفرکات چپی در اقتصاد زاویه دارم و سمپات این نوع تفکرات نیستم… خب حالا در پایان این مطلب خیلی رک برم سراغ اون چیزی که احتمالاً مخاطب فارسی زبان من توی ذهنش سعی می‌کنه بهش پاسخ بده:

۷۰،۰۰۰ دلار (تقریباً ماهی ۲۱میلیون تومان با دلار ۳۶۰۰ تومان) برای من که در تهران زندگی میکنم مفهوم خیلی عمیقی ندارد، من در نیویورک و در مثال بالا،  در شهر سیاتل زندگی نمی‌کنم که هزینه‌های زندگی رو بفهمم. این مبلغ در تهران و ایران چقدر است؟ مرتباً میخوانیم که تحلیل‌هایی منتشر می‌شود که حداقل درآمد ماهانه در تهران (فکر میکنم برای خانواده ۳ نفره) ۳ میلیون تومان است و نظایر آن، ولی واقعاً چند نفر از مدیران ما این جسارت را دارند که کف حقوق خود را تا این حد پایین بیاورند و یا حقوق همه کارمندان خود را تا این اندازه ارتقاء دهند…

بارها در ارائه‌هایم به این نکته اشاره کرده‌ام که تقریباً تمامی تصمیمات اقتصادی، مدیریتی و فرهنگی ما براساس اصولی بناشده‌اند که آنقدر قدیمی هستند که خیلی از خالقان آن سال‌هاست که مرده‌اند، بویژه در ساختارهای مدیریتی، همچنان مبانی و اصول بر پایه نظریاتی است که خیلی از آن‌ها بیش از صدسال عمر دارند، واقعاً چرا؟

ما موجوداتی بشدت علاقه‌مند به اینرسی هستیم، در واقع دوست داریم زحمت جور دیگر فکر کردن را دیگران بکشند و همه در چرخه‌ای از اتفاقات به دام می‌افتیم که فکر می‌کنیم بهترین شرایط موجود همین هست واقعاً با این حجم از تغییرات در محیط پیرامونی خودمان هنوز هم فکر می‌کنیم که بهترین کار تکرار الگوهای کهنه و نخ‌نمای قدیمی است؟

پینوشت ۲:

احتمالاً شما وقت زیادی در روز برای مطالعه ندارید و البته دسترسی مناسبی هم به نشریات و مجلاتی همچون New Scientist ، American Scientific، Economist، Science و ده‌ها نشریه معتبر دیگر را ندارید. ترکیب این دو باعث می‌شود که کلی مطلب خوب و یا حتی مناسب برای کسب و کار خودتان را از دست بدهید.

خب یک پیشنهاد خوب برای شما دارم:

اگر دوست دارید هر روز گزیده مناسبی از نشریات معتبر جهان درحوزه آینده‌پژوهی، فناوری‌های پیشرفته، مدیریت و فلسفه را در تلفن همراه و یا کامپیوتر خود، به همراه یک توضیح مختصر درباره آن مطالعه کنید، پیشنهاد می‌کنم کانال من را در تلگرام دنبال کنید.

https://telegram.me/MasoudSharings

پیروز و سربلند باشید همیشه

۳۰ آبان ۱۳۹۴

مسعود زمانی

–***–

«اگر از طریق فید (خوراک) من این نوشته را مطالعه می‌کنید، برای دسترسی مستقیم از این لینک استفاده کنید»

–***–

خلاصه‌ای از مناظره اول جمهوری خواهان آمریکا

۲۳ مرداد ۱۳۹۴ ۱۶ دیدگاه

خلاصه‌ای از مناظره اول جمهوری خواهان برای ریاست جمهوری ۲۰۱۶ ایالات متحده

روز پنج‌شنبه مورخ ۱۵ مرداد ۱۳۹۴ (۶ آگوست ۲۰۱۵) اولین دور از مناظره‌های حزب جمهوری‌خواه برای یافتن رقیب اصلی کاندیدای قطعی حزب دموکرات یعنی خانم هیلاری کلینتون (خیلی بعیده یکی دو نفر دیگه‌ای که مدعی هستند شانسی در دموکرات‌ها داشته باشند) برگزار شد. من هرچی منتظر شدم حداقل در استریم‌هایی که دنبال میکنم ندیدم در وبلاگستان فارسی کسی به این مناظره به زعم من مهم، اشاره‌ای بکنه، با توجه به رسالت شخصی‌ام برای به اشتراک‌گذاری دانسته‌هایم، تصمیم گرفتم خلاصه‌ و فرازهای مهم این مناظره را برای دوستان قرار دهم.

نکته مهم این است که امسال با ترافیک عجیبی از کاندیداها در GOP مواجه هستیم که الان تعدادشون به ۱۸ نفر رسیده است که بی سابقه است. برگزاری مناظره میان ۱۷ نفر کار عجیب و شاید نشدنی است به همین دلیل تصمیم گرفته شد دو مناظره برگزار شود، براساس رنکینگ مجبوبیت فعلی کاندیدها در نظرسنجی‌ها، ده نفر اول در مناظره اصلی و هفت نفر دیگر در مناظره‌ای دیگر که قبل از مناظره اصلی برگزار شد، شرکت کنند. جالب‌ترین نکته حضور خانم کارلی فیورینا در مناظره فرعی بود که مدت‌ها مدیر شرکت HP بودند!!! در کل دیدن این مناظره‌ها برای حضراتی که مناظره‌های ریاست جمهوری اخیر خود ما را با آن شکل خنده‌دار برگزار کردند کلاس درس خوبی هم محسوب می‌شود.

من سعی میکنم تا جای ممکن برخلاف روال همیشگی‌ام فرض را بر آشنایی حداقلی مخاطبان و خوانندگان با ساختار قدرت در ایالات متحده قرار دهم و مطلب خیلی طولانی نشود.

decorative-lines-2a

در درجه اول بگم که احتمالا من در نوشته‌هایم کمی جانبدارانه و متعصبانه نقد کنم و بنویسم که طبیعتاً حق من است ولی خب خواننده باید آگاه باشد که بطور طبیعی من هیچوقت نتوانسته‌ام با آدمها و حرف‌های این حزب ارتباط برقرار کنم و قاعدتاً نباید تنها صحبت‌های من را ملاک تشخیص قرار ندهد.

همچنین در تاریخ ۳ آگوست یک مناظره رادیویی میان ۱۴ نفر از این تعداد برگزار گردید که فراز خیلی مهمی نداشته گویا ولی من چون خودم آن برنامه را نشنیده‌ام قضاوتی نمی‌کنم.

کاندیداهای اصلی دور اول مناظره‌های GOP بترتیب آرای نظرسنجی اولیه قبل از مناظره:

دانلد ترامپ – Donald Trump

جب بوش – Jeb Bush

اسکات والکر – Scott Walker

مایک هاکبی – Mike Huckabee

بن کارسون – Ben Carson

تد کروز – Ted Cruz

مارکو روبیو – Marco Rubio

رند پاول – Rand Paul

کریس کریستی – Chris Christie

جان کاسیچ – John Kasich

در مورد پست‌های اجرایی و تشریفاتی فعلی و سوابق این افراد براحتی می‌توانید از طریق لینک‌ها و گوگل اطلاعات کافی کسب کنید.

میزبان این دور از مذاکرات شبکه فاکس بود که مجریان مشهور خود برت بایر، مگان کلی و کریس والاس را مسئول مدیریت این مناظره قرار داده بود که بنظر من بغیر از مگان اون دو تا خیلی بی‌عرضه و منفعل بودند. مناظره در شهر کلیولند از ایالت اوهایو برگزار می‌گردید.

با توجه به توضیحات فوق نکاتی که بنظرم جالب می‌رسید را با شما عزیزان به اشتراک می‌گذارم:

decorative-lines-3

نکته ۱

دانلد ترامپ بعنوان یک میلیونر و صاحب شبکه‌ هتل و کازینو بخوبی یاد گرفته است که چگونه صحنه را از آن خود کند. اعتماد به نفس بالا، حرف‌های تقریباً بدون ملاحظه و البته عامه پسند وی، باعث شد که به محض کاندید شدن توجه همه رسانه‌ها و مردم را به خود جذب کند. نگاه از بالا به پایین و بعضاً کوته‌اندیشانه‌اش باعث تمسخر وی می‌شود ولی هیچ وقت حاضر نیست از اشتباهات گفتاری و رفتاری‌اش کوتاه بیاید و یا معذرت خواهی کند. در این مناظره نیز ترامپ از همان ابتدا با حضور ذهن بالای خود مسیر خودش را از دیگران جدا ساخت و با بیان اینکه بدون قید و شرط حاضر است به نفع کاندیدای منتخب حزب کنار کشیده و کمپین شخصی برای پیروزی در انتخابات راه نیاندازد، همه را شگفت‌زده کرد.

نقطه نظرات جنجالی‌اش راجع به مهاجران مکزیکی و به طور کلی لاتین در نطق اعلام کاندیداتوری‌اش باعث نشد از موضع خودش کوتاه بیاید، این بار هم وی دولت مکزیک را متهم کرد که عامدانه خلاف‌کاران خود را به سمت مرزهای آمریکا روانه میکند.

در کل مثل همیشه جنجالی و البته پوپولیستی عمل کرد و حرف زد ولی واقعاً نشون داد که بلده چجوری توجه همه رو بخودش جلب کنه… بلاتشبیه یاد یکی می‌انداخت من رو که البته قیاس مع الفارغ هست… بماند.

decorative-lines-3

نکته ۲

مارکو روبیو همه را شگفت زده کرد. نطق‌های بدون تپق و محکم، ریزبینی و حضور ذهن خوب وی باعث شد که شانس بالایی برای وی در این کارزار قائل شوم.

برای من که در چند وقت اخیر وقت زیادی گذاشته‌ام که مفهوم فناوری‌های برهم‌زننده و رشد نمایی فناوری را برای همکارانم شرح دهم خیلی خیلی جذاب بود که در چند بخش از سخنان این سناتور بخصوص در ابتدای مناظره اشاراتی به این موضوع را بشنوم. پیشنهاد میکنم ویدیوی زیر را حتماً ببینید:

در کل بنظر من بالاترین نمره ممکن در این مناظره را مارکو روبیو خواهد گرفت.

decorative-lines-3

نکته ۳

کلاً مثل احزاب!! ایرانی جمهوری‌خواهان هم چند تا موضوع دارند که تا دویست سال دیگر هم راجع به ان‌ها بحث خواهند کرد، حق سقط جنین، مهاجران غیرقانونی، دگرباش‌ها و قص علیهذا… کلاً هم هیچوقت چیز تازه‌ای به این موضوعات اضافه نخواهند کرد و همون شعارهای مذهبی و روتین خودشون رو خواهند داد، این مناظره هم از این امر مستثنی نبود.

decorative-lines-3

نکته ۴

هرچند که پزشکان در ایران به دلایل زیادی که خودشان بزرگترین مقصرش هستند، جایگاه اجتماعی خودشون را از دست داده‌اند ولی بهرشکل باید قبول کنیم که پزشک به عنوان کسی که درمان و تسکین آلام انسان رو بعنوان شغلش انتخاب کرده نگاه متفاوتی به انسانیت دارد یا حداقل من اینجوری برداشت میکنم.

اینکه دکتر بن کارسون که تخصص اصلی‌اش حراجی مغز و اعصاب کودکان در بیمارستان جان هاپکینز بوده است، براحتی و بدون حتی یک لحظه تالم از لزوم شکنجه (بطور خاص Waterboarding) زندانیان و افراد مشکوک به دست داشتن در تروریسم، سخن میگوید حقیقتاً یکم ترسیدم.

decorative-lines-3

نکته ۵

تقریباً همه انرژی و تمرکز جمهوری‌خواهان در مناظرات روی هیلاری کلینتون و حمله به برنامه‌ها و سوابق وی متمرکز شده است، این مسئله از یکسو خیلی ریسک بزرگ محسوب میشود، زیرا باعث می شود هرآنچیزی که بر علیه کلینتون وجود دارد در همین مناظرات رو شود و استراتژیست‌های دموکرات براحتی می‌توانند تاکتیک‌های آن‌ها را برای دور نهایی پیش‌بینی کنند.

از سوی دیگر اینکه شما بخش بزرگی از فلسفه و دلیل حضور و وجودتان را تهدیدات آمدن فرد دیگر، قرار می‌دهید خب خیلی چیز جالبی نیست.

decorative-lines-3

نکته ۶

من به شخصه احترام زیادی برای «ران پاولRon Paul» قائل بودم و هستم، نگاه ضد جنگ و انسان‌دوستانه و البته صلح‌طلبانه وی نسبت به ایران در انتخابات قبلی ریاست جمهوری خیلی خیلی جالب و متفاوت بود.

کلاً خیلی ایشان را جمهوری‌خواه نمی‌بینم هیچوقت، نطق تاریخی و فراموش نشدنی وی در مجلس سنا چیزی نیست که براحتی از یادها برود. پیشنهاد اکید دارم نسخه‌ای که هوادارن ران پاول برای این سخنرانی تصویرسازی کرده‌اند را حتماً ببینید:

پسر وی رند پاول با وجود اینکه از لحاظ فن بیان و سخن‌وری حتی از پدر هم ماهرتر و توانمندتر است ولی عقاید متفاوتی از پدر را دنبال می‌کند. البته یادمان هم باشد که بییشتر و فعال‌تر از همه جمهوری‌خواهان وی پایبندی واقعی‌تری به اصول قانون اساسی ایالات متحده داشته و دارد. مثلا در مورد قانونی نظیر Patriot Act که جمهوری خواهان و دموکرات‌ها بدلیل اینکه دستشان را برای جاسوسی و شنود مردم آمریکا باز می‌کند، هردو موافق این قانون بودند، تنها کسی که علیرغم مخالفت حزبش یک تنه مانع از تمدید این قانون شد همین رند پاول بود.

بنظر من علیرغم اینکه قابل احترام‌ترین فرد میان این افراد همین رند پاول است، ولی بدلیل غیرقابل پیش‌بینی بودن و اخلاق‌گراییش احتمالاً کاندید مورد تایید جمهوری‌ خواهان نخواهد بود.

decorative-lines-3

نکته ۷

کریس کریستی برخلاف انتظار خیلی خیلی خوب در مناظرات بحث‌ها را هدایت می‌کند،‌علیرغم فشارهایی داخلی و بیرونی حزب بنظر من که خیلی خیلی خوب و حرفه‌ای خودش رو به عنوان یک کاندیدای جدی مطرح کرده. فن بیان و حافظه خیلی خوب در خصوص اطلاعات و آمار اقتصادی، بشدت در این بخش اون رو از بقیه متمایز کرده بود.

decorative-lines-3

نکته ۸

اینکه سفر قاسم سلیمانی به روسیه بعنوان یک بخش طولانی و سئوال کلیدی از کاندیداها مطرح میشه یکم نگران‌کننده هست. خیلی از این کاندیداها برای هر مشکلی در جهان گزینه لشکرکشی را انتخاب می‌کنند، حساسیت‌های اینچنینی در صورت به قدرت رسیدن خیلی برای ما ایرانی‌های اتفاق خوبی نخواهد بود. ولی در کل برای من که خیلی جای سئوال داشت که چرا نزدیک به ده دقیقه از وقت این مناظره به سفر سردار سلیمانی اختصاص پیدا کرده بود.

decorative-lines-3

نکته ۹

تقریباً همه کاندیداها با توافق اتمی مخالف بودند و این یعنی که با فرض اینکه ما اطلاعات صحیحی از منافع دو طرف در اختیار داریم، همچنان گزینه دموکرات‌ها یعنی خانم هیلاری کلینتون بهترین انتخاب برای ایران و اقتصادش خواهد بود.

decorative-lines-3

نکته ۱۰

این نوشته می‌تونست ده‌ها برابر این مقداری که نوشته شده، حجم داشته باشه ولی من با خودم عهد کردم که زیر ۱۵۰۰ کلمه باشه که تابحال اینجوری شده. کلی جزئیات و تاریخچه پیرامون هرکدام از کاندیداها وجود داره که من به سختی بر نفس خودم غلبه کردم و چیزی درباره‌شان ننوشتم.

decorative-lines-2

پینوشت ضروری: جای خالی دیلی شو و جان استوارت خیلی خیلی احساس میشه…

پیروز و سربلند باشید

مسعود زمانی

۲۰ مرداد ۱۳۹۴

–***–

«اگر از طریق فید (خوراک) من این نوشته را مطالعه می‌کنید، برای دسترسی مستقیم از این لینک استفاده کنید»

–***–

قوم خودت را پیدا کن

۳۱ مرداد ۱۳۹۲ ۶ دیدگاه

قوم خودت را پیدا کن

سلام،

.

.

خدابیامرزه دوستم اشکان رو… همیشه یه بحث جالبی راجع به شاد زیستن با هم داشتیم که آخرش به این ختم میشد که برای لذت از زندگی باید بری و “قومت رو پیدا کنی…”، این خیلی خوبه که آدم قومش و همکلامهاش رو پیدا کنه، یکی از بزرگترین لذتهای عالم به اشتراک گذاشتن دانسته‌ها و تجربیات خودت با گروهی هست که فرضیات و دانسته های مشابه و از همه مهمتر زبان یکسانی با تو داشته باشند… تکیه کلامها و ارجاعاتت رو بفهمن، و نیازی نباشه برای کوچکترین حرفت توضیح بدی… حالا البته قرار نیست که گروه مخاطبانت همیشه این “قوم” فوق الذکر باشند، ولی لازمه هر از چندگاهی پیداشون کنی و باهاشون گعده! کنی.

قدیم‌ها یکم اینکار سخت بود و یا باید سرنوشت تو رو در مسیر قومت قرار میداد و یا خیلی دنبالشون میگشتی و یا حتی خودت به سیم آخر میزدی و یه قوم بوجود می‌آوردی، ولی الان به لطف اینترنت و دهکده جهانی و شبکه های اجتماعی و فورم ها براحتی میتونید گونه خاص قومتون را اون هم به زبونهای مختلف و فرهنگهای متنوع پیدا کنی و بعدش با آرامش در یک گوشه از فضایی مجازی و یا واقعی بشینی و با همکلامهایت چیزی بخوری و حرف بزنی…

حالا این مقدمه رو عرض کردم که بگم اگر به Hack و هکرها و اون چیزهایی که بهشون مربوط میشه علاقه مند هستید، و اگر دو ساعت هم وقت داشتید مستند «DEFCON: The Documentary» را حتماً ببینید. من بلد نیستم هکر رو در یک جمله یا حتی یک پاراگراف هم درست توضیح بدم و بهترین مرجع برای فهمیدنش گوش دادن به پادکستی هست که جادی عزیز و آی پالس در این مورد ضبط کردند (لینک دانلود). خیلی جامع و مانع توضیح داده شده و مثل همه پادکستهای جادی کلی اطلاعات مفید از اون دریافت میکنید. من فرض اصلی خودم رو این میزارم که اون پادکست رو گوش کردین و بعد ادامه مطلب رو میخونید.

لوگوی DEFCON

لوگوی DEFCON

در مستند «DEFCON: The Documentary» نگاهی نه چندان مستندوار انداخته میشه به نحوه اجرا و البته انگیزه های دست اندرکاران و شرکت‌کنندگان کنفرانس DEFCON ، که شبکه اینترنت بهشون کمک کرده تا قومشون رو پیدا کنند و برای چند روز بطور حضوری شاهد حضور تعدادی از باهوش‌ترین آدمهای فعال در این حوزه باشند و کلی هم تجربه!! هم کسب کنند. این مستند بطور دقیق‌تر اگر بخوام بگم نگاهی داره به بیستمین دوره DEFCON که در سال ۲۰۱۲ برگزار شده است.

دلیل اصلی شکل گیری هسته این نشست (یا هرچی که اسمش رو میخواهید بزارید) در سال ۱۹۹۲ این بوده که آقای Jeff Moss ( که بنیانگذار کنفرانس Black Hat Briefings هم هستند) خیلی دوست داشته تو یه محفلی هم از نزدیک دوستای هکرش رو ببینه و هم بتونن با همدیگه انتقال تجربه ای هم داشته باشند. چون تا قبل از اون اغلب دوستان مجازی، همکاران و رقبایش برای اون تنها یک اسم مستعار در شبکه‌های اینترنتی بودند و اون احساس میکرد حالا که یکی از دوستانش بدلیل شغل پدرش مجبوره از آمریکا برده حیفه که حتی برای یکبار هم شده دور هم جمع نشن و همدیگر رو نبینن… خب بعدش یه سری اتفاقات افتاد که این جمع نهایتا ده پانزده نفره تبدلی شده به صد نفر هکر بسیار مشهور که تابستان اون سال در هتلی در لاس وگاس گردهم اومدند و اینقدر بهشون خوش گذشت که قرار گذاشتند که سال دیگه هم اینکار رو تکرار کنند… غالب اونها تا قبل از اون بدلیل هوش بالای خودشون افراد گوشه‌گیری بودند که شاید دوستان زیادی هم نداشتند ولی این گردهمایی بهشون کمک کرد تا قومشون رو پیدا کنند.

جف موس بنیانگذار DEFCON

جف موس بنیانگذار DEFCON

خب این کنفرانس هرسال شلوغ‌تر و شلوغ‌تر میشد تا اینکه گفتند بیاییم خیلی شیک و مجلسی‌تر و البته ساختارمندتر انجامش بدیم و خواستن براش یک اسمی هم انتخاب کنند که به دو دلیل اسمش رو DEFCON گذاشتند: اول اینکه این کلمه مخفف یک ترکیب بسیار مشهور در ارتش آمریکا است که در شرایط و برهه‌های زمانی مختلف برای درجه بندی میزان آمادگی که نیروهای مسلح ایالات متحده باید داشته باشند بکار میره {پینوشت ۱}. حالا در یک فیلم خیلی محبوب این دوستان هکر با نام WarGames (ساخته ۱۹۸۳) قرار بود که شهر لاس‌وگاس در اون مورد حمله اتمی قرار بگیره و تو اون فیلم هم مرتباً اعلام میشد که درجه DEFCON مثلاً ۱ هست یا ۲ هست و اینها… البته خودشون با زرنگی کلمه رو بصورت جدا از هم مینویسند: DEF CON که اون بخش CON به کلمه Convention برمیگرده و اون DEF هم برمیگرده به حروف متناظر با کلید ۳ در تلفنها، که یجورایی منظورشون به هک تلفنی یا همون phone phreaking بوده که اون موقع خیلی باکلاس بوده و براشون کلی شهرت میاورده… (یادمه استیو ووزنیاک دوست داشتنی هم زمان خودش یکی از پرچمدارای اصلی این نوع هک بود)

نمایی از DEFCON 2012

نمایی از DEFCON 2012

من همونجوری که گفتم این مستند را از لحاظ ساختاری کار خیلی سطح بالایی نمیدونم و حتی میتونم بگم کار ضعیف و نهایتاً متوسط رو به پایین بود، ولی اون چیزی که من رو به اون جذب کرد آشنایی با روحیات و البته دغدغه‌هایی گروهی بود که شاید افسانه‌پردازی‌های فراوان نسبت به شخصیت، ماهیت و زندگی اونها باعث شده که اینقدر برچسب های متنوع اخلاقی و غیراخلاقی بهشون زده بشه که تشخیص را برای من غیرکارشناس در مورد اونها و انگیزه‌هاشون تقریباً غیرممکن میکنه…

وقتی کسی هکر میشه یعنی اینقدر باهوش بوده و اینقدر خلاق بوده که تونسته راه حل دیگه ای برای حل یک مشکل پیدا کنه، حالا این مشکل چی هست و آیا همیشه نرم افزاری هست یا نه رو همونطور که گفتم میتونید تو پادکست جادی بهتر متوجه بشیم. ولی وقتی افرادی با این سطح هوش بدون ساپورت خاص و با ایستادن رو پای خودشون میخوان یک گردهم‌آیی تشکیل بدهند که توش برای سه یا چهار روز با هم قومی‌هاشون (که در سال ۲۰۱۲ تعدادشون به ۱۵۰۰۰ نفر!!! رسیده بود) خوش بگذرونن خروجی چیزی نخواهد بود که شما و من بتونیم تصور کنیم. نقل قولی در مستند هست که میگه تا وقتی درون DEFCON نباشید متوجه نمیشوید که با چه دنیایی مواجه هستید. خود مستند هم بیشتر میاد روی پشت صحنه و آدمهای درگیر ماجرا فوکوس میکنه و جالب اینکه هیچ نکته فنی و یا ارائه ای خاص در اون به چشم نمیخوره…

DEFCON بخشهای متنوعی داره که توی اون‌ها مهمترین نکته، آموزش و انتقال تجربیات هست. این بخشها شامل ارائه‌ها، معماها، فروش تیشرت، فروش سخت افزارهای ابداعی و از این دست هستند، ولی مهمترین و شاخصترین چیزی که DEFCON رو متمایز میکنه دو چیز هست: اول، مسابقه اصلی Capture The Flag که بالاترین تکنیکهای نفوذ توی اون پیاده میشه و دومی البته پنل‌ها و ارائه های تخصصی DEFCON هست. ارائه های DEFCON بقدری با کیفیت و به روز هستند که هرساله بخش بزرگی از مخاطبان اون رو آدمهایی تشکیل میدهند که در نهادهای امنیتی کار می‌کنند. جالب اینکه بهردلیل نوع کار هکرها به شکلی هست که میتونه برای نهادهای امنیتی و شرکتهای بزرگ به شکل‌های مختلف حساسیت برانگیز باشه، خب حالا وقتی که یه تعداد زیاد هکر که قبلاً صرفا یه اسم مستعار فوق مشهور توی اینترنت بودن بصورت فیزیکی و در یک مکان جمع میشن خودبخود حساسیت اون نهادها و شرکت ها هم بهشون جلب میشه و به همبن دلیلی همیشه کلی مشکل و پرونده حقوقی و امنیتی همیشه دنبال تیم اجرایی و مدیریتی DEFCON بوده و هست.

ژنرال کیت الکساندر مدیر NSA

ژنرال کیت الکساندر مدیر NSA

ولی اتفاقی در بیستمین سالگرد DEFCON می افته که بنوعی بزرگترین اعتباربخشی دولت به کیفیت این نشست بوده. ژنرال چهار ستاره «کیت الکساندر – Keith B. Alexander» که رئیس NSA و البته فرمانده ارتش سایبری آمریکا هم هست میاد و بعنوان یکی از سخنرانان اصلی در DEFCON صحبت میکنه و از همه میخواد که به ایشون و تیمشون با نشون دادن ضعفها در ساختارهای امنیتی کمک کنند. البته اون موقع هنوز دامن NSA با افشاگری‌های «اسنودن» به گند کشیده نشده بود ولی فیلمها نشون میداد که اقای ژنرال میان هکرها همچین هم خوشنام نبودن و کسی دل خوشی از ایشون نداره. جالبه که در همون مراسم Jeff Moss از ایشون میپرسه: “آیا این راسته که در NSA اطلاعات همه نگهداری میشه؟ و من چجوری میتونم اطلاعات خودم رو ببینم؟” و اون آقای ژنرال هم خیلی با اعتماد به نفس گفتند که نه و اینجوری هم نیست و ما فعالیت‌هامون به غیرآمریکایی‌ها اختصاص داره و اینها همه خزئبل است و مشتی احمق توهم توطئه‌ای هم به آن دامن میزنند!!!! که البته حالا تازه بعد از افشاگری‌های اسنودن تازه نوک کوه یخ PRISM از آب دراومده خب طبیعیه که همه به اون حرفها میخندن و البته یکی از چماقهایی که پشت سرهم داره سر NSA داره فرود میاد بخاطر همین دروغهایی بوده که ژنرال محترم اونجا افاضات فرموده بودند…

ژنرال کیت الکساندر در DEFCON 2012

ژنرال کیت الکساندر در DEFCON 2012

ولی نفس همین که دولت با همه موذی‌گری‌اش تصمیم میگیره اون چیزی که به زعم خودش میتونه تهدید باشه رو با شرکت کردن در یکی از غیردولتی‌ترین تشکل هکرها (اونم در بالاترین سطح!!)، تبدیل به فرصت کنه قابل تقدیر هست و اینکه نمیاد با “راپل” کردن و گاز اشک‌آور و دستبند و باتوم و اینها و شاید هم اعترافات تلویزیونی سروته قضیه رو هم بیاره خیلی خوبه… البته من خودم به شخصه اعتقاد دارم آستانه تحمل بدلیل فشار رسانه‌ها، تو هر کشوری متفاوته وگرنه کمتر جایی هست که نیروی امنیتیش دلش نخواد از اینکارا رو بکنه…

حالا بحث زیاده، پیشنهاد میکنم همه اونهایی که به نحوی به هکرها علاقه مند هستند این مستند را تماشا کنند. شاید نکته فنی دندان گیری عایدشون نشه ولی همینکه میبینن یک عده با عشق تلاش می‌کنند قومشون رو کنار هم نگهدارند خیلی خیلی خوبه و البته قابل تقدیره…

پوستر مستند DEFCON

پوستر مستند DEFCON

.

.

انشالله که شما هم قوم یا در صورت نیاز قومهایتان را پیدا کنید یا اونا شما رو پیدا کنند…

.

.

پینوشت ۱: بالاترین سطح آمادگی نیروهای مسلح آمریکا در این مقیاس ۱ است  و کمترین آن ۵ است، که البته فقط یکبار در جریان بحران موشکی کوبا این مقیاس به ۲ ارتقاء داده شده است وگرنه بیشتر موارد در همان ۴ یا ۵ است.

پینوشت۲: با تشکر از جادی عزیز که انگیزه داد تا این پست رو بنویسم…

.

.

پیروز و برقرار باشید

مسعود زمانی

۲۰ مرداد ۱۳۹۲

–***–

«اگر از طریق فید (خوراک) من این نوشته را مطالعه می‌کنید، برای دسترسی مستقیم از این لینک استفاده کنید»

–***–