بایگانی

بایگانی برای دسته ی ‘ادبیات و کتاب’

راهنمای گام به گام نابودی یک کتاب

۸ آبان ۱۳۸۹ ۲۸ دیدگاه

 

 

سلام

خدا و دوستانم شاهدند هیچوقت نه کسی و نه موضوعی را نخواستم و نمیخوام تخریب کنم… در ادامه این پست ولی چیزهایی خواهید خوند که شاید این موضوع رو به ذهن متبادر کنه، ولی هدف من تخریب نیست و فقط ناراحتم:

تو یکی از پستهای قبلی گفته بودم که یکی از تفریحات لذتبخش من تماشای فیلم های مستند هست… دنیای عجیب و جذابی تو این فیلمها وجود داره که از سیاسی ترین تا علمی ترین، همه و همه در جایگاه خودشون ارزشمند و بشدت آموزنده هستند… همین چند روز پیش تو ماهنامه دنیای تصویر یه نقل قول جالب هم از آلفرد هیچکاک خوندم که گفته بود:

 

« در فیلم های سینمایی کارگردان، خداوندگار است؛ در فیلم های مستند خداوندگار، کارگردان است»


جا داره که یه تشکر سفت و سخت و درست و حسابی هم بکنیم از دست اندرکاران یکی از معدود برنامه های قابل تحمل تلویزیون از شبکه چهار که همیشه تو ایام عید سنگ تموم میذارند:  مستند ۴

 

مستند 4


خب حالا زیاد هم حاشیه نریم… یکی از مستندهای مورد علاقه من که پیگیرش هستم و خیلی خیلی برام لذتبخش هست سری مستندهای “دانش علمی-تخیلی: فیزیک غیر ممکن ها – Sci-Fi Science: Physics of the Impossible” از کانال دوست داشتنی Discovery است… این برنامه در یک کلام فوق العاده است… کافیه که فقط فقط یه نموره به علم فیزیک و همچنین آثار علمی تخیلی علاقه داشته باشید، تا این مستند محصورتون کنه… هر قسمت این مستند به بررسی و تشریح امکانپذیری یکی از موارد موجود در فیلم ها و داستان های علمی تخیلی میپردازه…
{پینوشت ۱}


یعنی بطور مثال آیا میشه نامرئی شد (بطور دقیق میشه شنل نامرئی کننده ای مثل هری پاتر داشت)؟ آیا میشه شمشیر لیزری به سبک فیلم های جنگ ستارگان ساخت؟ آیا میتوان در دنیاهای موازی (Parallel Universes) گام نهاد و از این قبیل موضوعات جذاب… این مستند اصلاً رویکرد تمسخرآمیز (که میان بعضی از دانشمندان بسیار متداول است) نسبت به موضوعات مطرح شده ندارد، بلکه خیلی دقیق و علمی امکانپذیری هریک از این آرزوهای و اختراعات رو بررسی میکنه…

بیشترین چیزی که من رو جذب این سریال مستند کرده بود وجود یکی از نام آورترین و پیشروترین دانشمندان فیزیک نظری جهان «میچیو کاکوMichio Kaku » بعنوان مجری و تحلیلگر این برنامه است که با بیانی شیرین و با هیجانی به مانند یک نوجوان، پیچیده ترین مسائل را تحلیل و بزبان ساده بیان میکند… وی یکی از بنیان گذاران نظریه “ابر ریسمانSuper String Theory” است  و حقیقتاً خیلی لذتبخش است وقتی وی در ابتدای هر قسمت خود را از علاقه مندان و هوادارن کامیک بوک ها و فیلمهای تخیلی میداند… یعنی حداقل من که لذت میبرم.

 

میچیو کاکو


حالا تصور کنید حال من رو وقتی که تو گشت هفتگی ات تو کتابفروشی، یهویی یه کتاب ببینی به اسم “فیزیک غیرممکن ها” و در کمال ذوق زدگی در پشت کتاب هم عکس “کاکو” رو ببینی… خب طبیعیه که بدون مکث کتاب رو میخری و میزاری توی کیفت و با ذوق خوندنش به سمت خونه میدوی (دقیقاً میدوی!!) بعد طی یک تفکر طولانی مدت! تصمیم میگیری که چون یهویی خوندن این کتاب (طبق عادت) خیلی نامردیه، ازش بعنوان کتاب مترو و تاکسی استفاده کنی
{پینوشت ۲} تا از اون لذت طولانی تری ببری…

ولی خب خواندن کتاب همانا و اعصاب خوردی شدید همان… یکی از بهترین کتابهای علمی  چند سال اخیر جهان براحتی آب خوردن و با یک بی مسئولیتی منفعت نگرانه تبدیل شده به یکی از بدترین کتابهایی که تو عمرم خوندم… ترجمه در یک کلام وحشتناک است… مترجم (آقای حمید جنابزاده) که مشخصه همین دو سه روز پیش ترم هشت کلاس زبان رو توی یکی از آموزشگاه های محلشون گذرونده و یکی از دوستاش هم براش یه سیستم کامپیوتر جمع کرده که تصادفاً روش بابیلون هم نصب بوده  و مطمئناً هم هیچ دسترسی به اینترنت نداشته و احیاناً فامیلی، آشنایی کسی هم توی انتشارات “روشنگران و مطالعات زنان” داشته.
..

واقعاً نمیدونم چی بگم.. به کسی که نمیدونه Prime Numbers چی هست و یا اتم هیدروژن رو شامل یک الکترون و یک پروتئین!!!! میدونه؛ چی باید گفت… ببینید من مشکلی با ندونستن ایشون ندارم، ولی خب مرد مومن مگه خودآزاری داری؟ مگه مجبوری؟ برو یکی از این رمانهای آبدوخیاری رو که تو نمایشگاه کتاب هزار تومن میفروشن بخر و ترجمه کن… آخه چرا این کتاب!!؟؟؟ برو نمیدونم جوجه اردک زشت ترجمه کن… تنها کاری که ایشون با این کتاب کرده غیرممکن!!! کردن خوندنش هست… واقعاً جای تقدیر داره… تو هر صفحه حداقل یک گاف بزرگ داره که هرکدومش برای زیر سئوال بردن ترجمه اش کافیه…

متاسفانه ویراستار خوبی هم نداشته که حداقل غلط های املایی و انشایی رو برطرف کنه… یک جایی تو متن بجای اسم کتاب راز داوینچی نوشته “داوینچی کود”!!! بجان خودم… شانس آوردیم ننوشته “کود داوینچی”…

ببینید هرکس دیگه ای این کتاب رو ترجمه میکرد حداقل حداقل به اندازه سی صفحه زیرنویس برای تشریح بعضی موضوعات میگذاشت ولی این کتاب حتی فاقد استاندارد زیرنویس نویسی هم هست و فقط کلمه انگلیسی بعضی کلمات رو که خب تو بابیلون پیدا نکرده رو داخل پرانتز نوشته!!!

در کل خیلی عصبانی هستم از این که کتابی رو که مطمئن بودم با یه ترجمه خوب میتونست کلی ایده و انگیزه به نوجوانان و دانشمندان جوان بده، اینقدر داغون دیدم… خیلی متاسفم… خیلی… ولی خب از اونجاییکه من به این سادگیها تسلیم نمیشم تونستم نسخه اصلی کتاب رو گیر بیارم و بدم برام پرینت بگیرند (که البته هنوز پرینت گرفته نشده) و بقول معروف بیش از این اعصاب خودمو خورد نکنم… سورپریز بعدی هم کتاب صوتی (Audio book) این کتاب بود که خیلی تصادفی پیداش کردم و برای اینکه دوستان دیگه هم از این “حظ دائم” (بنظر من تنها حظ دائم علم و علم آموزی هست که لذتی دائمی و بی پایان هست) بهره مند بشوند لینک دانلود این کتاب و دیگر کتاب مشهور آقای “میچیو کاکو” به نام «Hyperspace-A Scientific Odyssey Through Parallel Universes, Time Warps, and the Tenth Dimension» رو در انتها براتون قرار دادم… امیدوارم لذت ببرید…

جلد کتاب فیزیک غیرممکن ها

 

کتاب فیزیک غیرممکن ها – میچیو کاکو
Physics Of Impossible
دانلود (حجم: ۱٫۸ مگابایت)

کاور کتاب فضای چندبعدی
کتاب فضای چندبعدی – اودیسه ای علمی در میان جهان های موازی، پیچش زمان و بعد دهم – میچیو کاکو
Hyperspace-A Scientific Odyssey Through Parallel Universes, Time Warps, and the Tenth Dimension

دانلود (حجم: ۸ مگابایت)

 

 


پینوشت ۱: یکی از سایتهای مورد علاقه من برای دانلود فیلم ها و مجموعه های مستند سایت و فوروم فوق العاده http://forums.mvgroup.org میباشد… اگر به اینترنت پرسرعت دسترسی دارید بهیچ وجه از این سایت غافل نشویدپینوشت ۲: ریتم و نوع ساعات مطالعه من بشکل زیر است: ۱-کتابی برای مترو و تاکسی (عمدتاً علمی). ۲- کتابی برای بعدازظهر و حدفاصل رسیدن به خانه و شام (عمدتاً رمان). ۳-کتاب دیرهنگام که کمی قبل از خواب مطالعه میکنم (عمدتاً کتابهای تاریخی یا شعر)

مسعود – ۹ آبان ۸۹

عشق شرقی

۴ شهریور ۱۳۸۹ ۴ دیدگاه
خوب یا بدش را نمیدانم، ولی چیزی که واضح است موج “غربی شدن” همه چیزمان است… از پوشش و فرهنگ و موسیقی و … (من خودم هم در این موج حرکت میکنم) همه از هم سبقت میگیریم برای هرچه بیشتر شبیه شدن به غربیها… 

تغییر به نظر من همیشه چیز خوبی است، چون اگر در جهت مثبت باشد، خب پیشرفت بوده و اگر در جهت منفی باشد، به ما این قدرت را میدهد که آسیب شناسی حرکت خود را واقع بینانه تر ببینیم. در این مورد هم خب لزوماً قرار نیست در دراز مدت اتفاق بدی بیفتد، تاریخ نشان داده ملت های همیشه پس از یکدوره ارتجاع، یه حرکت رو به عقب برای بدست آوردن از دست داده هایشان داشته اند… بخصوص در زمینه فرهنگی… که البته طول و دوره زمانی این حرکت ها از چند سال تا چند قرن میتواند متفاوت باشد. 

در میان اینهمه تغییر و غربی شدن، از همه دردناکتر غربی شدن عشق هایمان است… از سریالهای ابگوشتی سیما تا فیلمهای عامه پسند سینمایمان همه و همه از یاد برده اند، روایت شرقی ما را از عشق… ما راویان اصیل ترین و پاکترین و زیباترین داستان های عاشقانه جهان بوده ایم و بهترین نمونه های غربی (رومئو و ژولیت) در برابر داستان های ما فاقد هرگونه ارزش معنوی و ادبی میباشند (البته بنظر من). 

یه موقعی خیلی به خوندن داستان های اساطیر یونان علاقه داشتم (اگر حمل بر خودستایی نمیکنید کتاب “ایلیاد” رو سال سوم دبستان با ترجمه «سعید نفیسی» از متن فرانسوی خونده بودم)… داستان های جذابی است (به زعم من داستانهای آنها تعلیق بیشتری نسبت به قصه های ما دارد) ولی وقتی آن را در کنار اثری همانند شاهنامه قرار میدهید بزرگترین نکته ای که در آن بنظر می آید، حجب و حیا و حرمت انسانی است. در اساطیر یونان کمتر قصه ای میبینید که در آن زنی دچار خیانت نشود (له یا علیه)، یا خدایی را نمیبینید که به زمین نیامده باشد جز از برای کامجویی… صدها مثال وجود دارد که فلان خدا بخاطر حسودی رفته است زن خدای دیگر را دزدیده و حبس کرده… و مگر نه اینکه در همان “ایلیاد” خیانت “هلن” و “پاریس” باعث میشود “منلاس” ارتش یونان را به جنگ تروآیی ها برود؟ 


ذکر این نکته خالی از لطف نیست که در روایت دوبله شده سیمای وطن از فیلم دیدنی “تروا” ساخته سال ۲۰۰۲ ولفگانگ پترسن؛ ضمن حذف ۴۰ دقیقه فیلم، به مسخره ترین شکل ممکن و با تخیلی ترین! حالت موجود، داستان را تغییر داده اند… آخه وقتی معذوریت اخلاقی دارید مگه مجبورید فیلم رو نشون بدید؟… بگذریم

صدها مثال از این دست وجود دارد، هنرهای زیبای نقاشی و مجسمه سازی را هم اگر بنگریم میبینیم که برهنه نمایی و برهنه نگاری هم جزء لاینفک آثار قدمای غربی بوده است. هرچند که در اکثر آنها مقصود آنها پ.و.رنو.گ.راف.ی نبوده و میخواستند مفهوم عیان بودن و عریان بودن حقیقت ماجرا را نشان دهند. بنوعی بی واسطگی در القای مفهوم موردنظرشان… حال آنکه در هیچ اثر ملی ما چنین رویکردی به مقام زن دیده نمیشود (اگر هست تعدادش بسیار معدود است).

من کارشناس نیستم و نمیدونم ریشه چنین مسایلی از کجا نشات گرفته است و آیا لزوماً چنین مواردی خوب است یا بد… هر ملتی فرهنگ خود را دارد و قابل احترام است. ولی از سویی گویی یادمان رفته که ما در شاهنامه تنها در دو داستان اشاره به روابط بین زن و مرد داریم (داستان سیاوش و سودابه و داستان رستم و تهمینه) که در اولی سربلندی و پاکی دیده میشود و در دومی عشقی جاودانه (هرچند که یه نموره حرف و حدیث داره!)…

نمیخوام بی دلیل توی بحثی وارد بشم که فاقد تخصص لازم برای بحث پیرامونش هستم ولی انگیزه نوشتن همین چند پاراگراف، دیدن انیمه ای با عنوان “۵ سانتی متر در ثانیه – ۵Centimeters per Second” بود. از دیدنش لذت بصری وافری بردم و از روایت شرقی عشقش لذتی بیشتر… ناراحت از آنم که پتانسیل های وطنی و فرهنگ ما چرا چنین برد و دامنه ای ندارد که نمایشگر درون پاک و روح پرشور شرقیمان به دیگر جهانیان باشد… بزودی یک پست راجع به اون انیمه هم مینویسم. این پست رو بعنوان مقدمه ای بر اون پست در نظر بگیرید.

 

5 سانتی متر بر ثانیه

—–
مسعود – ۴ شهریور ۸۹

ستونهای زمین (ارکان خاک)

۲۷ مرداد ۱۳۸۹ ۵ دیدگاه
تقریباً اکثر قریب به اتفاق بناهای بزرگ و عظیم ساخته دست بشر، مکانهایی برای عبادت بوده اند. یعنی در هر دوره ای بنا بر نوع دین و مسلک آن دوران بتکده ها، هیاکل، آتشکده ها، کلیساها و مساجد را در بزرگترین حالت ممکن میساختند. از هرم های عظیم مایاها که برای خورشیدپرستی بود تا کلیسای سنت پیتر و مسجد ایاصوفیا (کلیسای ایاسوفیا) همه و همه در زمان خود جزو عظیم ترین و باشکوه ترین سازه های ممکن بودند.

بشر همواره جاه طلب بوده و بدنبال نمادی برای نشان دادن قدرت و تسلط خود بر طبیعت و دیگر انسانها… و بهترین راه برای نشان دادن این قدرت ساخت سازه ها و بناهای بزرگ و باشکوه بوده است… در بخش اعظمی از تاریخ بشر ادیان الهی تمرکز قدرت را در دست داشتند ولی در اروپا بعد از رنسانس این اثرگذاری کمرنگ تر شد و بعد از آن ما شاهد ساخت بناهایی همچون برج ایفل بودیم که شاید اولین سازه بزرگ و نمادین کاملاً غیر دینی بود (من تخصصی در این زمینه ندارم اگر اشتباه میکنم، لطفاً اصلاح کنید). و از آن پس دیگر ساختن برجها و آسمان خراشها امری کاملاً رقابتی شد و هر کشوری سعی کرده است میزان پیشرفت و قدرت خود رو با چنین جلوه هایی به نمایش بگذارد.

پوستر سریال ستونهای زمین


البته این خود جای بحث دارد که علیرغم اینکه نص همه ادیان آسمانی، ساده زیستی و دوری از تجمل بوده و در ساخت همه این بناها نهایت تجمل بکار رفته است!!!، ولی آنچه که باعث شد این مقدمه رو بنویسم، دیدن سه قسمت از مینی سریال خوش ساخت و دیدنی “ستون های زمین” (The Pillars of the Earth) بود {پینوشت ۱}. این سریال براساس کتاب بسیار موفق و پرفروشی با همین نام ساخته شده که نوشته نویسنده معروف
ولزیکن فالت” است. این کتاب که در سال ۱۹۸۳ منتشر شده، بعد از رای گیری سال ۲۰۰۳ “بی بی سی” برای «دوست داشتنی ترین کتاب ملی» در رده ۳۳ قرار گرفت.

جلد کتاب ستونهای زمین


این کتاب داستانی است تاریخی (با پیرایه های تخیلی البته) پیرامون ساخت کلیسای جامعی در شهر خیالی “کینگز بریج” (که البته الان شهری به همین نام در انگلستان وجود داره) در دوران به اصطلاح “آنارشی – هرج و مرج” (The Anarchy) است و کشمکش های لایه های مختلف قدرت در آن دوران را، با روایتی زیبا بیان میکند. به دلیل غرق شدن کشتی حامل ولیعهد “ویلیام آدلین” و کشته شدن وی که تنها وارث حکومت “هنری اول انگلستان” پادشاه وقت انگلستان بود، موجی از تشویش سراسر انگلستان رو فرا گرفت. داستان سریال از این زمان شروع شده و بتدریج کاراکترهای داستان معرفی میشوند. از معماری خوش ذوق و فرزاندنش تا کشیشی پاکدل ولی اسیر دست سیاستمداران… از پسرک سر به زیر، مرموز و هنرمند تا برادرزاده ای تشنه قدرت…


البته دیدن سریال کمی اطلاعات راجع به تاریخ انگلستان هم میطلبد تا تماشای آن را دلپذیرتر کند؛ ولی برای بینندگان معمولی و البته پیگیر هم داستان بسیار جذابی روایت شده است… شخصیت پردازی ها پرقوت بوده و بنظر نمی آید فیلنامه به داستان اصلی لطمه ای زده باشد (هرچند که من کتاب رو نخوانده ام که بخواهم قضاوت کنم ولی نقدهایی که تو این یکی دو شب خوندم بسیار مثبت بوده اند). نکته جالب برای من ضرب آهنگ خوب آن است که در فیلمهای و سریال های مشابه امری بسیار نایاب است و البته لطمه ای هم به داستان پردازی آن نزده است.



دوران آنارشی یا “زمستان نوزده ساله” به دوره ای ۱۹ ساله گفته میشود که حد فاصل سالهای (۱۱۵۴-۱۱۳۵)، پادشاه استفان (بعد از مرگ هنری اول) بر انگلستان حکومت کرده و اوج نزاع های داخلی برای به قدرت رسیدن در دولت بی ثبات آن دوره بوده است. که البته پایه گذار کلی داستان و رمان تاریخی (عموماً تخیلی) پیرامون افراد و شخصیت های آن دوران شده است.


بنظر من برای هرکسی که فیلمهای “هنری پنجم” و یا “شیر در زمستان” (و یا فیلمها و سریال هایی با چنین مضامینی) رو پسندیده، سریال جذابی میتونه باشه. البته هنوز برای قضاوت نهایی زود است، زیرا قرار است که این سریال در ۸ قسمت پایان یابد و تا امروز (۲۸ امرداد) که این پست نوشته شده ۵ قسمت ان بیشتر به نمایش درنیامده است. این سریال پیشنهاد خوبی برای این چند هفته پایانی تابستان است تا پس از فرا رسیدن پاییز دوباره سریال های دوست داشتنی و اعتیاد آور قبلی (۱۲۳۴۵۶۷ -…) رو هفته به هفته تعقیب کنیم.  بخصوص اینکه فاقد دنباله است تماشای آن را دلپذیرتر میکند. (که البته امسال جای یه سریال بدجوری خالیه)


من خیلی دوست داشتم که بیشتر راجع به سریال و البته ریشه های تاریخی آن بنویسم ولی بنظرم اطاله نوشته، خواننده رو خسته میکنه، لینکهایی که گذاشتم میتونه برای افرادی که مایل باشند ریفرنسهای خوبی باشه. هرچند که برای نوشتن این پست از نرم افزار Microsoft Encarta هم استفاده شده.


اگرهم تمایل به مطالعه کتاب داشتید، میتونید از این لینک اون رو دانلود کنید.

در پایان یه نکته ریز هست که شاید دونستنش یه کمی ما رو به خودمون بیاره، گفته شده بود که در زمانی نه چندان دور آفتاب هیچوقت در امپراتوری بریتانیا غروب نمیکرد (الان رو نمیدونم) ولی آن چیزی که ریشه اصلی قدرت این جزیره کوچک در غرب اروپا! هست، شاید همین نکته باشه که نزدیک به ۵۰۰ سال است که هیچ جنگ داخلی رو تجربه نکرده… کشور دیگری رو میشناسید که این شرایط رو داشته باشه؟


شاد و سربلند باشید


پینوشت ۱ : اگه به من بود عنوان این سریال رو به فارسی “ارکان خاک” ترجمه میکردم، ولی خب دیدم همین “ستون های زمین” خودش ترکیب خوبی است.

—–
مسعود – امرداد ۸۹