بایگانی

بایگانی برای دسته ی ‘موسیقی’

یادگار دوست

۶ بهمن ۱۳۸۸ ۱۳ دیدگاه

سلام

صدای درخشان و شورانگیز شهرام ناظری برای هر شنونده‌ای با هر نوع سلیقه‌ای میتونه جذاب باشه… حالا برای ۳ دقیقه و یا برای ساعتها… اینو با اطمینان میگم… حتی مرتجع ترین و رادیکالترین شنوندگان هیپ هاپ و رپرهای افراطی و متال بازها هم میتونن اطمینان داشته باشند بالاخره آهنگی از استاد موجود است که این قدرت رو داشته باشه که اونها رو یه گوشه میخکوب کنه.
شهرام ناظری
یه پیشنهاد کاملاً دوستانه دارم برای لحظاتی که احساس میکنید یه چیزی درونتون جاش بدجوری خالیه… یا واسه مواقعی که شاید جای چیزی خالی نباشه ولی یه جای کار میلنگه… نمیدونم … هر موقع گیر کردید و مشکل حل نشد خیلی ریلکس بشینید و سی دی آلبوم «یادگار دوست» رو توی دستگاه پخش بگذارید و  بقیه ماجرا رو به صدای (واقعاً کم میارم اگه بخوام صفتی منصف برای این صدا پیدا کنم) شهرام ناظری و ذهن خلاق  و دستان پرتوان کامبیز روشن روان بسپارید…
طرح روی آلبوم یادگار دوست

علیرغم تمام احترامم برای تمام اساتید موسیقی مقامی (سنتی!!) ولی این آلبوم با فاصله قابل ملاحظه ای بالاتر از همه اونها قرار میگیره و ۵۲ دقیقه موسیقی این آلبوم بدرستی حتی قابل مقایسه با ساعتها آثار برجسته دیگه نمیباشد… حالا البته این سلیقه من هست و دلیلی نداره که بخواد درست باشه ولی حالا این یکدفعه رو بمن اطمینان کنید و امتحانش کنید… خوشتون نیومد من خودم پول آلبوم رو تقدیم میکنم
.

من صلاحیت علمی و هنری لازم برای تحلیل نت به نت این اثر ماندگار رو ندارم و نمیخوام الکی با گفتن اطلاعاتی مثل سال انتشار و دلیل ضبط آْلبوم این پست رو طولانی کنم…یک شعر عارفانه، یک حال خوب، یک صدای تمام عیار، یک موسیقی درخشان، یک دکلمه اثرگذار و از همه مهمتر تنظیم فوق العاده کاری کرده که به جرات بیش از دویست بار این آلبوم رو گوش دادم.

یه جستجو بکنید توی وب متوجه میشید چه افرادی با سلایق گوناگون عاشق این اثر بی همتا شده اند . بعد از گذشت ۲۴ سال واقعاً باید از دل برآمده باشی تا اینچنین در دل و جان رخنه کنی…


و کلام آخر اینکه پرواز میکنم آنجا که فریاد برمی آید:

بر من در وصل بسته می دارد دوست ****** دل را به عنا، شکسته می دارد دوست

زین پس  من و دلشکستگی بر در او ****** چون دوست دل ِ شکسته می دارد دوست




لینک دانلود بخشی از متن شعر {لینک}


Categories: موسیقی

یک ماچ آبدار

۳ بهمن ۱۳۸۸ ۱۵ دیدگاه

سلام؛

داشتم موزیک زیبای فیلم «یک بوس کوچولو» و مشخصاً تراک “شب و باران” ساخته درخشان “احمد پژمان” رو گوش میدادم که ناخودآگاه ذهنم رفت تو داستان فیلم…

بعضیها عقیده دارند حضرت عزرائیل (که فدایش بشوم، نه از باب پاچه خواری البته ) اصلاً اونجوریها هم که میگن مهیب و وحشتناک نیست… بلکه این اعمال خود انسانها هست که در لحظه آخر جلوی چشمشون قرار میگیره و تصویر این فرشته بنده خدا رو در نگاه اون ها میسازه… یعنی خود ما هستیم که تعیین میکنیم فرشته مرگ چجوری بر ما حاضر میشه

راستی همینجوری یاد یه موزیکی رپکی افتادم که نمیدونم کی واسه خنده بهم داده بود ولی از زبون عزرائیل بود که مرتب شکایت داشت از اینکه از خون بدش میاد و دلش میخواد یه زندگی نرمال رو داشته باشه و بره با بچه ها کوه و از این حرفها… از شوخی گذشته هرچند که یکی از مقربترین فرشته درگاه خداوند هست ولی اصلاً دوست ندارم جاش میبودم (آخه یکی نیست بگه تو که اصلاً دوزار خدا رو نمیفهمی رو چه به فرشته شدن)…  بگذریم…

تو این فیلم رضا کیانیان (که یه عده عقیده دارند منظور آقای «فرمان آرا» کارگردان از شخصیت ایشون «ابراهیم گلستان» -که خدا پسرشون بیامرزه!- بوده) مرتب از یه سایه فرار میکنه که تا حد مرگ وحشت زدش میکنه و بخاطرش حتی میاد ایران پیش دوستش جمشید مشایخی، که منجر به سفری اودیسه وار برای هردوی آنها میشه. از طرفی در پایان فیلم  فرشته مرگ برخلاف انتظار سراغ جمشید مشایخی (که شخصیت خوب و متعالی داستان است) میره و بجای کلی کلنجار رفتن و ترسوندنش تو یه جنگل رویایی و زیر یک درخت زیبا با بوسه ای بر گونه هایش (و البته با بازی درخشان هدیه تهرانی) جانش را میستاند… نکات و ریزه کاری و تمثیلهای زیادی تو این فیلم هست… از مرگ پرنده و زنده شدنش و یا دفاع نیچه وار کیانیان از اسب شلاق خورده و ده ها مورد دیگه که واقعاً جای بحث های فراوانی داره.

جمشید مشایخی در یک بوس کوچولو


ولی نکته اصلی فیلم بنظر من اینه که بهرشکل این خیلی مهمه که انسان سالم و با عشق زندگی کنه و به دیگران محبت کنه و یا اگه محبتی هم نکنه آزارش به کسی نرسه… هیچی هیچی گیرتون نیاد یه بوس کوچولو در لحظه آخر می ارزه به جون کندن و فرار و دست و پا زدن و بیرون زدن حدقه چشم… باور کنید می ارزه


البته من دیدم کسایی رو که اینقدر خوبند که اگه «آنجلینیا جولی» و یا «کایرا نایتلی» (و یا هرکی اون موقع مد هستش!!!) هم ازشون «فرنچ کیس» بگیره بازم کمشون هست بس که گل هستند ایشان… حالا خود دانید… نایتلی یا فرشته ای با شنل سیاه و داس بلندش… خودتون انتخاب کنید

کایرا نایتلی فرشته مرگ با داسش

از شوخی بگذریم این دنیا با تمام قشنگی هاش فرصت خیلی کوتاهی برای زندگی بما داده… یاد بگیریم یجوری ازش لذت ببریم که انگار قراره لحظه ای بعد با یه بوس کوچولو رهایش کنیم…

شاد باشید


پی نوشت ۱: موسیقی زیبای این فیم به همراه موسیقی متن فیلم بید مجنون بصورت یک آلبوم با نام “مجنون” منتشر شده که از معدود آثار ایرانی هست که تک تک تراکهاش با زحمت ساخته شده و ارزش شنیده شدن داره… لذت موسیقی وقتی بیشتر میشه که بفهمید ارکستر سمفونی ارمنستان اونو اجرا کرده زیرا احمد پژمان میخواسته کارش با بالاترین استاندارد ممکن ارائه بشه.

پی نوشت ۲: خواستم لینک دانلود این تراکی رو که گوش میکردم بزارم ولی دیدم گل به تیم خودی هستش… بهرشکل کاری هست که ایرانیه و زحمت کشیده شده براش و نامردیه که حداقل از لحاظ مالی جبران نشه… هرکی دوست داره بره بخره… بخدا مبلغی نیست

پی نوشت ۳: من چون مطمئن نیستم آخر ماجرا (انشاا… بعد از ۱۲۰ سال) قرار بوسیده بشم یا با داس سرم رو ببرند، پیشاپیش از فرشته فوق الذکر میخوام که رژ لبشو پاک کنه که اثر جرم (مثل فیلم روی صورت مشایخی) باقی نمونه…

پی نوشت ۴ : من چون خودم تجربشو نداشتم نمیتونم بابت ماچ آبدار و یا داس هیچ تضمینی بدم، بنابرای بخودتون بستگی داره آخر این مطلب بخندید و فراموشش کنید و یا نه… در کل بگم هیچ مسئولیتی قبول نمیکنم و نیایید بعداً یقه من رو بگیرید که “ماچ ما چه شد پس”… گفته باشم هاااا

پی نوشت ۵ :  من آدم آنتی فمینیستی نیستم، ولی انتخاب فرشته مرگ خانمها رو به خودشون واگذار میکنم.

… و آن شراب تابستانی

۱۱ دی ۱۳۸۸ ۶ دیدگاه


بعضی وقتها آدم یه آهنگهایی رو میشنوه که نمیدونه چرا به دلش میشینه… هفت هشت ماهی هست که آهنگ «Summer wine» که توسط  «Ville Valo» و «Natalia Avelon» خونده شده رو پیدا کردم و مرتب گوش میدم… موزیک و تنظیم خیلی خوبی داره و صدای ویله والو(که برخلاف این آهنگ نسبتاً ملایم، عمدتاً آهنگهای هارد راک و متال میخونه) تاثیر غریبی میزاره روی من…

این موزیک برای فیلم این زن وحشی (که البته دیدنش رو زیاد پیشنهاد نمیکنم) ساخته شده و تابحال ورژنهای متفاوتی از اون تهیه شده (از سال ۱۹۶۶ تاکنون) که همشو میتونید اینجا ببینید. من زیاد دنبال نسخه اصلی و بقیه نسخه ها نرفتم چون همین آهنگ به اندازه کافی برام لذتبخش هست… ولی موضوع از چه قراره…

پوستر آلبوم این آهنگ

این ترانه داستان یک مرد یا کابویی رو تعریف میکنه که وارد شهری میشه در حالیکه مهمیزهای نقره ای خودش به پا کرده که مرتباً هنگام راه رفتن میچرخیده و صدا میداده… زنی اون مهمیز نقره ای رو میبینه و از کابوی میخواد که وقتشون رو با هم بگذرونند… زن فوق الذکر در طی شب مرتباً از مرد میخواد که مهمیزش رو دربیاره تا در عوض اون جرعه ای از شراب تابستانی دست ساز خودش رو بهش بده. مرد پس از خوردن شراب و گذراندن شب، بیهوش میشه و وقتی صبح بیدار میشه میبینه زن و پولها و شمش طلا و البته مهمیز نقره ایش ناپدید شدند… ولی مرد بجای ناراحت بودن برای اموالش تشنه و عطشناک جرعه ای دیگه از اون شراب تابستانی و زن اسرار آمیز هست…

من عاشق ترانه هایی هستم که توی اون خواننده مثل یه ماشین سخنگو فقط شعرو نمیخونه، بلکه تمام حس خودش و شاعر رو میزاره روی اون… جدا از حس دوگانه فریب/هوس جاری توی شعر، مثلاً به لحن خواننده مرد و زن در جایی که میگویند «Ooh, Summer wine» دقت کنید… یکی از عطش تمام نشدنیش برای تجربه طعم شراب میگه (علیرغم اینکه میدونه بخاطرش همه چی رو از دست میده) و یکی دیگه از هوس دردسرسازی میگه که راه گریزی نداره… تشبیهات و استعارات خیلی زیبایی (بنظر من) تو این آهنگ هست که شنیدنش رو حتی برای صدها بار هم لذتبخش میکنه.

حضرت خیام هم البته یه رباعی داره تو همین مضمون (که البته بنده خدا خیام همه شعرهاش تو همین مضمونه):

یک جام شراب صد دل و دین ارزد *** یک جرعه می مملکت چین ارزد
جز باده لعل نیست بر روی زمین *** تلخی که هزار جان شیرین ارزد


هرچند که نکات فنی! زیادی داره ولی زیاد طولش نمیدم… اگه دوست داشتید از اینجا
دانلودش کنید. البته بهتره با نرم افزار JetAudio (ورژن ۶ و بالاتر) اجراش کنید چون متن شعر با زمان بندی مناسب هم توی اون قابل مشاهده هستش.

متن انگلیسی شعرش هم از اینجا متونید بگیرید. خیلی وسوسه شدم ترجمش کنم ولی واقعاً توی شعر و متون مشابه نمیشه حق مطلب رو با ترجمه ادا کرد.

امیدوارم لذت ببرید