بایگانی

بایگانی برای دسته ی ‘خُردنوشت’

خُردنوشت پنجم

۲۵ شهریور ۱۳۹۰ ۱۴ دیدگاه
{lang: 'fa'}

سلام…

خُردنوشت پنجم:

 

آفت تیزهوشان

 

ساده انگاری و راحت طلبی بزرگترین و معمولترین آفت انسانهای خوش فکر است. چون اینان در تجربه های ساده زندگی بسیار موفق می‌شوند (نسبت به سایرین)، این را به کل زندگی تعمیم داده و از پیگیری و ممارست غافل می‌شوند. بتدریج حاله تقدّس بدور تصمیمات خود خواهند کشید و خود را از هرگونه اشتباهی مبرا خواهند دانست. هدررفت انرژی فراوان این نیروها غیر قابل جبران است. بعضاً حتی با آموزش هم نمیتوان اینان را اصلاح نمود.

این سیکل کله‌شقی و فقدان پشتکار توام با آن، متاسفانه در ۹۹ درصد موارد!!!! حتی با تجربه های تلخ نیز اصلاح نخواهد شد. معدود انسان‌های تیزهوشی که سیستم زندگی خود را برمینای تلاش و نه IQ خود قرار داده‌اند، انسان‌های بهتری برای خانواده و جامعه خود بوده و خواهند بود.

 

—-

مسعود زمانی

۲۵ شهریور ۱۳۹۰

—-

«اگر از طریق فید (خوراک) من این نوشته را مطالعه می‌کنید، برای دسترسی مستقیم از این لینک استفاده کنید»

Categories: خُردنوشت Tags: ,

خُردنوشت چهارم

۱۰ مرداد ۱۳۹۰ ۱۴ دیدگاه
{lang: 'fa'}

سلام…

خُردنوشت چهارم:

 

مستبد بالطبع

 

بنظر این حقیر، برخلاف آنچه که اغلب تصور میکنند، (در رفتارها) این جزئیات هستند که تعیین کننده کلیات میشوند و نه بالعکس. شما با شناسایی پارامترها میتوانید از نحوه نامه نگاری و یا تلفن صحبت کردن یک فرد هم کلیت شخصیتی وی را با تقریب بسیار خوبی، تعیین کنید. مستبدان حتی چای صبحانه خود را با تبختر و دیکتاتوری!! هم میزنند.

میخواهید کسی را واقعاً بشناسید، کمی ریز شوید، جوابهای خوبی خواهید گرفت… هیچ نکته ای را نادیده نگیرید… حتی از نحوه بازکردن یک کتاب نیز میتوان تشخیص داد که وی برای اطرافیانش ارزش قایل است یا خیر…

پینوشت: اون دوستانی که خیلی بمن نزدیک هستند، میتونند شهادت بدهند که هیچوقت سعی نمیکنم در آدم­ها ریز شوم، چون معمولاً نتایج خوبی ندارد و بعضاً حتی برداشت اولیه ام (پیش فرض اولیه ام راجع به همه مثبت است) را خدشه دار میکند.

—-

مسعود زمانی

۱۰ مرداد ۱۳۹۰

—-

 «اگر از طریق فید (خوراک) من این نوشته را مطالعه می‌کنید، برای دسترسی مستقیم از این لینک استفاده کنید»

خردنوشت سوم

۲۲ تیر ۱۳۹۰ ۱۲ دیدگاه
{lang: 'fa'}

 

سلام…

خُردنوشت سوم:

قدرت بی پایان

هیچ رقابتی عادلانه نیست، هیچ منبعی عادلانه تقسیم نشده، هیچ فضایی بدون رانت نیست. میتوان شعار داد که محبت خداوند عادلانه است و یا هوش بشر عادلانه توزیع شده است. به زعم من اینگونه نیست. اگر عدالت کامل وجود داشته باشد دیگر رقابتی وجود ندارد، اختلاف سطح بیش از آنکه مخرب باشد باعث تلاش و عدم درجا زدن نیروها میشود.

خداوند هم حتی عادلانه محبت نمیکند (چه ظاهری و چه باطنی) برای دریافت محبت بیشتر باید انسان بهتری شویم [اینکه محبت بیشتر خداوند چیست بحث دیگری است] و برای پیروزی در رقابت های ناعادلانه باید تلاش بیشتری کنیم.

روزی که بفهمیم قرار نیست هیچ چیزی عادلانه باشد انسان موفقتری خواهیم بود. نکته این است که ما نباید سهمی در ناعادلانه تر کردن محیط داشته باشیم.

 

—-

مسعود زمانی

۲۳ تیر ۱۳۹۰

—-

 «اگر از طریق فید (خوراک) من این نوشته را مطالعه می‌کنید، برای دسترسی مستقیم از این لینک استفاده کنید»

Switch to our mobile site