حرفهای پراکنده یک مسعود – پادکست شماره ۱

۱۵ فروردین ۱۳۹۳ ۸۴ دیدگاه

حرفهای پراکنده یک مسعود – پادکست شماره ۱

سلام

بدلایلی که داخل خود پادکست توضیح داده‌ام، تصمیم گرفتم یکبار یک تستی بزنم و پادکستی آماده کنم، لطفاً با نظرات خودتون کمک کنید ایرادات کار برطرف بشه و احیاناً اگه اینکاره نیستم هرچه سریعتر جلوش رو بگیرم 🙂

decorative-lines-2aدانلود با کیفیت ۸۰Kbps  – حجم : ۲۶ مگابایت

دانلود با کیفیت ۹۶Kbps  – حجم : ۳۱ مگابایت

decorative-lines-2

از طریق لینک زیر نیز میتوانید بصورت آنلاین پادکست را بشنوید

http://chirb.it/9M5Le5

decorative-lines-3

موضوعات این پادکست:

پیتر دیامانتیس

پیتر دیامانتیس

کتاب «فراوانی: اینده از آنچه می‌اندیشید بهتر استAbundance: The Future Is Better Than You Think» نوشته «پیتر دیاماندیس – Peter Diamandis»

کاور کتاب فراوانی نوشته پیتر دیاماندیس

کاور کتاب فراوانی نوشته پیتر دیاماندیس

لینک خرید کتاب در آمازون

لینک خرید کتاب در آیتیونز

لینک دانلود کتاب (اگر امکان خرید ندارید)

*

پادکست شماره یک رادیو گیک از جادی عزیز

دانشگاه سینگولاریتی

*

بررسی کوتاه سریالهای :

«چگونه با مادرتان ملاقات کردم – How I Met Your Mother»

«مرده متحرک – The Walking dead»

«سوژه – Person of Interest»

«بازی تاج و تخت – Game of Thrones»

 

پیروز و سربلند باشید همیشه

مسعود زمانی

۱۶ فروردین ۱۳۹۳

–***–

«اگر از طریق فید (خوراک) من این نوشته را مطالعه می‌کنید، برای دسترسی مستقیم از این لینک استفاده کنید»

–***–

Categories: پادکست

مستند COSMOS : روایت حماسی جدید از معمای هستی

۲۴ اسفند ۱۳۹۲ ۲۶ دیدگاه

مستند Cosmos : روایت حماسی جدید از معمای هستی

سلام

کلی مطلب و کتاب و فیلم هست که دوست دارم با دوستان و خواننده هام به اشتراک بگذارم، البته فکر کنم بخش عمده‌اش رو باید بزارم برای عید نوروز، راستی پیشاپیش نوروز باستانی را تبریک میگم. خب بریم سر اصل مطلب:

decorative-lines-3احتمالاً من فقط مطلب رو طولانی کرده و وقت دوستان رو خواهم گرفت اگر بخواهم راجع به دانشمند فقید «کارل سیگنCarl Sagan » بنویسم، اگر ایشون رو نمیشناسید حتماً به ویکی پدیا یک سری بزنید، برای خود من اولین وجه آشناییم با ایشون دیدن فیلم بی‌همتا و همیشه ماندنی «تماسContact» بوده، به زعم خود من یکی از بی‌نقص‌ترین داستانهای علمی تخیلی کل تاریخ رو ایشون نوشته و البته رابرت زمه کیس هم با استادی تمام اون رو به فیلم تبدیل کرده و اگر اشتباه نکنم بیش از ۳۰ مرتبه تماشایش کرده‌ام. برای ما ایرانیها احتمالاً این فیلم و چند کتاب مشهور و البته روایت پلاکهای طلایی فرستاده شده به همراه دو سفینه وویجر ۱ و ۲ و پایونیر ۱۰ و ۱۱ تنها چیزهایی هست که از ایشون میدونیم. البته برای علاقه مندان به اخترشناسی آثار و کارهای علمی متعدد سیگن برای ناسا و چندین و چند مقاله و مطالعات ایشون و البته طرح SETI هم مطمئناً آشنا است.

کارل سیگن

کارل سیگن

ولی در آمریکا و دیگر کشورها ایشون یه نقش بسیار مهم دیگر هم داشتند، در حد فاصل سپتامبر تا دسامبر ۱۹۸۰ مجموعه ای ۱۳ قسمتی در شبکه PBS پخش شد تحت عنوان «هستی (کیهان): یک سفر شخصی – Cosmos: A Personal Voyage» که با داشتن بیش از ۵۰۰ میلیون بیننده در دنیا یکی از پربیننده‌ترین مجموعه‌های تلویزیونی تاریخ و البته به شهادت همه بزرگان این عرصه اثرگذارترین مجموعه علمی تاریخ بوده است.

البته من نمیدونم این مجموعه تو ایران پخش شده یا نه ولی احتمال زیاد میدم که اینکار صورت نگرفته باشه. این سریال و البته مجموعه مستندها و گفت‌وگوهای تلویزیونی سیگن توانست علم رو با تمام پیچیدگی‌هایش برای مردم لذت بخش کند. سیگن کاری رو کرد که تمامی دولتها آرزویش را دارند، ترویج علم از درون خود مردم! و به کمک خود مردم… برنامه‌های سیگن بقدری تحریک کننده و جذاب بودند که موجی از علاقه مندان نوجوان و جوان و پیر را روانه کتابخانه‌ها کرد تا عطش ایجاد شده در اثر “علم بزبان ساده” سیگن رو برطرف کنند. این اثر بقدری زیاد بوده که برخی موج جوانان علاقه مند به فیزیک اخترشناسی در آمریکا را نتیجه مستقیم این مستند و گفت‌وگوهای سیگن میدانند .

کارل سیگن

کارل سیگن

حدود هشت یا نه سال پیش شروع کردم به جمع آوری ویدیوها و خواندن کتابهای سیگن، در این بین یک مصاحبه بود که در اون زمان به سختی زیاد تونستم تهیه‌اش کنم، مصاحبه‌ای تکرارنشدنی با نام «God The Universe And Everything Else» درسال ۱۹۸۸… میهمانان برنامه کارل سیگن، استفن هاوکینگ و آرتور سی. کلارک بودند… که هر سه شهرت بی‌نظیری بین خاص و عام بخاطر ساده کردن و ترجمه کردن علم بزبان ساده و آوردنش میان مردم داشتند و جزو نوادر زمان خود بودند و به تعبیری تکرارنشدنی هستند.

یعنی کافیه فقط یک ذره به علم علاقه داشته باشید تا هیجان من رو موقع پیدا کردن این ویدیو حدس بزنید، در این مصاحبه یک ساعته ساگان از دیدگاه اخترشناسی، هاوکینگ از دیدگاه فیزیک و کلارک هم از منظر تکنولوژیک، آینده پژوهی و البته اخلاقی بحثهای پیدایش جهان، وضعیت کنونی و آینده بشر و هستی را مورد به مورد توضیح می‌دهند. از نکات جالب این برنامه میشه به مجری فوق العاده مسلط و با حداقل خودشیرینی و خودنمایی سئوالها رو مطرح میکرد اشاره کرد، ضمناً تلسکوپ هابل تا اون موقع هنوز به فضا پرتاب نشده بود و حاضران جوابهایشون رو منوط به یافته‌های محتمل هابل می‌دانستند! و هاوکینگ روی صندلی چرخدار مثل کتابهایش (مقدمه کتاب بسیار پرفروش هاوکینگ “تاریخ مختصر زمان” را هم کارل سیگن نوشته است) بسیار طنازانه و با شوخ طبعی صحبت میکرد (البته به کمک کامپیوتر) و از همون موقع هم بسیار به ارتباط با هوش فرازمینی بدبین بود و میگفت نباید با موجودات فضایی تماس گرفت زیرا مطمئناً برای بشر خطرناک خواهند بود، که کلارک و سیگن با وی مخالفت کردند، کلارک هم در بخشی از برنامه علاقه شدید خودش به کامپیوتر رو در قالب یک شبیه سازی از سیاه چاله ها به نمایش گذاشت. تئوری مهبانگ، غیر خطی بودن زمان، سیاهچاله ها، هوش فرازمینی، اخلاقیات در سفرهای فضایی، خدا و … از جمله بحثهای صورت گرفته بودند.

نمایی از برنامه God The Universe And Everything Else

نمایی از برنامه God The Universe And Everything Else

پیشنهاد اکید دارم این ویدیو رو ببینید که الان روی یوتیوب براحتی میشه پیداش کرد (لینک)، مطمئن باشید با وجود گذشت ۲۶ سال، برای هرکسی که کمی به موضوعات بالا علاقه‌مند باشید هنوز پر از نکات آموزنده خواهد بود.

تمام این نکات و خاطرات برای این ذکر شد که علاقه بی‌نهایت خودم رو به سیگن نشون بدم، بزرگترین وجه سیگن برای پرداختن به موضوع علم و روایت اون این بود که هیچگاه نکاه از بالا به پایین به مخاطبان خودش نداشت و همیشه با خضوع و بدون اینکه قصد تحمیل نظر خودش رو به دیگران داشته باشه، از نقطه نظر علمی به موضوعات نگاه میکنه و البته برخلاف دیگر همکارانش از بیان دیدگاه های مذهبی و اخلاقی خودش هم ابایی ندارد، آن ویدیویی که تحت عنوان «نقطه آبی کمرنگ – Pale Blue Dot» بسیار میان مردم مشهور است بخوبی نگاه اخلاق محور وی به دنیا و هستی را نشان میدهد.

نقطه آبی کمرنگ

در مستند Cosmos سعی شده بود تا به کمک تکنولوژی دردسترس اون زمان، به بهترین شکل ممکن تاریخچه جهان و قوانین حاکم بر هستی شرح داده بشه و با کلام شیوای سیگن ضمن اشاره به قوانین فیزیک و ریاضیات با محوریت قرار دادن فلسفه علم یک سری حقایق مبتنی بر شواهد علمی به مخاطبان داده می‌شود. سیگن تلاش میکند براساس “روش شناسی علمی” برای کشف حقیقت، در ذهن مردم بعنوان یک متدولوژی کاربردی ( و نه صرفاً لوکس) شناخته بشه.

کارل سیگن در نمایی از مستند Cosmos

کارل سیگن در نمایی از مستند Cosmos

همانطور که در ابتدای پست اشاره کردم این مستند اثرگذاری فوق‌العاده ای بر روی مردم داشت، ولی با اینحال و علیرغم درخواست‌های بسیار، هیچ دنباله ای برای آن ساخته نشد. ولی همیشه شایعاتی در این باره مطرح بود. خوشبختانه در سال ۲۰۰۹ و با سرمایه گذاری مشترک شبکه فاکس، خانم Ann Druyan (همسر کارل سیگن فقید و صاحب امتیاز این مجموعه) و کمدین، انیماتور، مجری، نویسنده و تهیه کننده معروف آقای «ست مک فارلنSeth MacFarlane» زمزمه های پخش مجدد و بازسازی این سریال آغاز شد. جالب اینکه مک فارلن خودش یکی از همون کودکانی بوده که بشدت تحت تاثیر این مستند بوده و خواسته که یجورایی به سیگن و نسل بعدی ادای دین کنه. خب بهر شکل در طول ۳۴ سال گذشته کلی اتفاقات علمی و تکنولوژیکی رخ داده که باعث شده ادراک و معرفت بشر نسبت به دنیا تغییرات زیادی داشته باشه و تئوری های جدیدی هم مطرح شده که البته خیلی بیشتر از اون معرفت، سئوال ایجاد کرده است. الیته الان بی بی سی، هیستوری، نشنال جئوگرافی و شبکه های دیگر دائماً مستندهای زیبایی در این باره میسازند ولی هیچ یک اثربخشی و برد عمومی نظیر مجموعه “هستی…” را نتوانسته اند تکرار کنند.

ست مک فارلین

ست مک فارلین

در این میان سئوال مهم این بود که چه کسی توان و شهرت و البته اینقدر جرات دارد که جا پای سیگن بگذارد، جالب اینکه گزینه‌ها زیاد نبودند و همه راه‌ها به یک نفر یعنی فیزیک اخترشناس و نویسنده و دانشمند بسیار برجسته (وی جزو ۱۸ دانشمندی بود که بطور مشترک با آقای Brian Schmidt برنده نوبل فیزیک ۲۰۱۱، روی همان مقاله برنده نوبل کار کرده بودند) و البته مجری مشهور و محبوب و خوش صحبت آقای «نیل دگراس تایسونNeil deGrasse Tyson» ختم میشد.

نیل دگراس تایسون

نیل دگراس تایسون

در آگوست ۲۰۱۱ اعلام شد که بطور قطع تایسون مجری این برنامه خواهد بود و پیش تولید آن از همان زمان و تحت نظارت وی شروع شد. وی در حال حاضر استاد دانشگاه پرینستون است و ذکر انبوه افتخارات علمی و هنری وی شامل دهها دکترای افتخاری و مدالهای رنگارنگ و دیپلمهای افتخار و قرار گرفتن جزو ۵۰ دانشمند بزرگ جهان از سوی مجله دیسکاور و یکی از ۱۰۰ انسان اثرگذار جهان از سوی تایم است. آقای تایسون جایگاه بسیار منحصربفرد و خاصی در میان قشر فرهیخته و مردم و البته جوانان آمریکای و جهان دارد، بطوریکه وی حتی تبدیل به یک Meme هم شده است که مرتباً در سایتهای مرتبط از آن استفاده میشود.

من سعی می‌کردم اخبار مربوط به تولید این برنامه را دنبال کنم تا اینکه اعلام شد که از روز ۹ مارس ۲۰۱۴ شبکه فاکس و نشنال جئوگرافی در قالب یک مجموعه ۱۳ قسمتی سری جدید را به روی آنتن خواهد برد. نام این مجموعه جدید «هستی (کیهان): اودیسه فضازمان – Cosmos: A Spacetime Odyssey» و هر قسمت آن یک ساعت خواهد بود. خب طبیعتاً من همون فردای ۹ مارس، یعنی همین دوشنبه قبل، قسمت اول را با حرص! دانلود و با ولع! تماشا کردم و واقعاً تنها ترکیبی که میتونم برای اون یک ساعت پیدا کنم “حض دائم” هستش.

نیل دگراس تایسون در نمایی از سری جدید Cosmos

نیل دگراس تایسون در نمایی از سری جدید Cosmos

عالی، بی‌نظیر، فوق العاده… این مجموعه قرار است ما را به سفری ببرد که در آن قصه هستی با زبان گرافیکی فوق العاده جذابی روایت می‌شود و ادراک نسبی ما نسبت به کیهان را ارتقاء دهد. از ابتدای زمان تا دورترین آینده متصور، از حیات ابتدایی تا پیچیده ترین فرم های هوشمند، قصه ما و حماسه انسان و روح بیقرارش برای کشف حقیقت…

جالب اینکه درست قبل از نمایش قسمت اول پیامی ویدیویی کوتاهی از طرف باراک اوباما برای بینندگان و در تقدیر از تلاشهای سازندگان این مجموعه پخش شد که در آن از نسل جدید دعوت شد تا روحیه اکتشاف را در آغوش گرفته و امید داشت تا تماشای این مجموعه موجب ایجاد انگیزه مضاعف برای بینندگان جهت کشف مرزهای جدید شده و امکان تخیل کردن آینده‌ای با بینهایت امکان را فراهم آورد. همین پیام کوتاه از سوی رئیس جمهوری یک کشور برای یک مستند علمی، بخوبی ارزش و اهمیت این مجموعه را آشکار میسازد.

نکته جالب اینکه در همین قسمت اول خیلی ظریف در بخشی از روایت تاریخی نحوه پیشرفت کتابت و مستندسازی، به قانون گذاری ایرانیان برای اولین بار هم اشاره میشود.

نمایی از سری جدید مستند Cosmos

نمایی از سری جدید مستند Cosmos

یک نکته بسیار جذاب دیگر موسیقی مستند بود که خیلی خیلی لذتبخش بود، که بعد متوجه شدم ساخته «آلن سیلوستریAlan Silvestri» است. البته خودم خیلی این حس رو داشتم که موسیقی یجورایی بازسازی همون موسیقی قدیمی سری قبلی است ولی در هر صورت خیلی خوب و دلنشین از کار درآمده است.

آلن سیلوستری

آلن سیلوستری

بهرشکل فکر میکنم همه این توضیحات اینقدر قانع کننده بوده که یک تعداد از دوستان رو متقاعد کنم که هر هفته یکم وقت برای دانلود و تماشای این مجموعه دیدنی بگذارند و البته اون رو با دیگران بخصوص کوچکترها نیز به اشتراک بگذارند، تا اونجاییکه متوجه شدم ۳۰ کشور دیگر جهان همزمان یا با یکی دو روز تاخیر این مجموعه را پخش میکنند، خیلی حیف است که ما از آنها عقب بمانیم، چند بار در این پست گفتم که مجموعه مستند قبلی، نسلی از مشتاقان علم را به جامعه آمریکا و جهان تحویل داد که شاید با برنامه های آموزشی متداول هیچوقت چنین تهییج عمومی امکان‌پذیر نبود.

نمایی از سری جدید مستند Cosmos

در پایان میخوام اشاره ای کنم به خاطره تایسون از کارل سیگن که هم در خود مستند بهش اشاره میشه و هم فردای پخش برنامه خود تایسون در برنامه The Colbert Report اون رو برای استیون کولبرت تعریف کرد، که بسیار هم شنیدنی است:

استیون کولبرت و نیل دگراس تایسون

استیون کولبرت و نیل دگراس تایسون

تایسون که متولد برانکس نیویورک بود، بقدری به علم نجوم علاقه داشته که از همان کودکی میخواست اخترشناس شود، وی در سن هفده سالگی نامه ای برای پذیرش در دانشگاه کورنل مینویسد و تصادفاً در آن زمان کارل سیگن در آن دانشگاه استاد بود، دانشگاه ارزیابی تایسون را به سیگن می‌سپارد و سیگن از وی برای جلسه‌ای حضوری دعوت می‌کند، در طول جلسه چند ساعته، سیگن بقدری روی تایسون اثر میگذارد که وی بعدها سیگن را اثرگذارترین انسان تمام زندگی‌اش نامیده است. در پایان سیگن کتابی از خودش را به وی هدیه میدهد و او را به ایستگاه اتوبوس می‌رساند، سپس بدلیل برفی بودن هوا شماره خانه خودش را به وی میدهد و از تایسون میخواهد اگر ماشین دیر کرد یا نیامد سریع با وی تماس بگیرد تا شب را در خانه تایسون و به همراه خانواده او سپری کند. تایسون بارها گفته است که منش و انسانیت سیگن بسیار بسیار فراتر از وجه علمی وی بوده است و همین دلسوزی و مناعت طبع را بزرگترین سرمایه وی میداند، وی همان شب با خودش عهد کرد که در آینده با همه دانشجویان و مردم همینقدر دلسوزانه و با دوراندیشی برخورد کند.

تقویم کارل سیگن که در آن روز ملاقات با تایسون را علامت زده است

تقویم کارل سیگن که در آن روز ملاقات با تایسون را علامت زده است

من هیچ دلیلی نمیبینم که بخواهم جمع بندی خاصی کنم و یا نکات مستتر در این روایت رو باز کنم، تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل…

مطلب تکمیلی: آقای پوریا ناظمی عزیز هفته قبل مصاحبه آقای تایسون با نشریه وایرد درباره مجموعه Cosmos را در یکی از پستهاشون منتشر کرده بودند (لینک) که من متاسفانه تازه متوجهش شدم، پیشنهاد اکید میکنم آن مطلب را نیز مطالعه کنید.

decorative-lines-3چند تا ویدیو هم هست که میتونه براتون جالب باشه:

آنونس سری قدیمی مستند Cosmos

تبلیغ سری جدید مستند Cosmos

آنونس سری جدید ستند Cosmos

نقطه آبی کمرنگ

شاد و سربلند باشید.

پینوشت: من خودم تا قبل از اینکه کسی اسم Carl Sagan را تلفظ کند، فکر میکردم تلفظ صحیح اسم ایشون همین کارل ساگان است، ولی درست آن است که آن را سیگن بنویسیم و تلفظ کنیم.

مسعود زمانی

۲۳ اسفند ۱۳۹۲

منابع:

سایت مستند Cosmos: A Spacetime Odyssey

The Colbert Report – 10 March 2014

The Daily Show – 3 March 2014

ویکی پدیا

–***–

«اگر از طریق فید (خوراک) من این نوشته را مطالعه می‌کنید، برای دسترسی مستقیم از این لینک استفاده کنید»

–***–

Categories: مستند

روایت شورانگیز یک گزارشگر آزاد

۷ بهمن ۱۳۹۲ ۳۲ دیدگاه

روایت شورانگیز یک گزارشگر آزاد

 

سلام

فرض کنیم که سال ۲۰۰۵ است و شما یک جوان خوش تیپ و ۲۲ ساله هستید، چند روزی بیشتر نیست که از دانشگاه Yale در رشته ریاضیات در مقطع فوق لیسانس فارغ التحصیل شده‌اید، چند ماهی هم هست که چندین و چند پیشنهاد کاری بسیار بسیار جذاب و پردرآمد بخصوص از طرف گروه معظم Goldman Sachs برای شروع به کار داشته اید، خب چه کار میکنید؟

آقای آنجان سوندارام

آقای آنجان سوندارام

تقریباً میشه پاسخ همه دوستان رو با تقریب خوبی حدس زد… ولی قهرمان ما «آنجان سوندارام – Anjan Sundaram» هرچه داشت و نداشت فروخت، یک کوله خوب خرید، وسایل شخصی و یکی دو دوربین و لپتاپش را درون آن گذاشت، به فرودگاه رفت و یک بلیط یک طرفه برای “هرجایی”! در کشور کنگو خرید و راهی سفری شد که فقط با یک کلمه می‌شد آن را توصیف نمود:

دیوانگی

سوندارام متولد هند است و مانند هزاران هموطن دیگرش که استعداد بسیار بالایی دارند، در همان کودکی راهی سرزمین رویاها شد، بسختی درس خواند ولی روح آزاده‌اش را مهار نکرد. سوندارام در حالیکه هنوز تصمیم نهاییش برای انتخاب موقعیت شغلی را نگرفته بود، در یکی از آخرین روزهای فارغ التحصیلی اش برای تسویه حساب نهاییش به دانشگاه برمی‌گردد، صندوقدار رنگین پوست بود، سوندارام (شاید با کمی شیطنت) از وی میپرسد: شما اهل کجایید؟ دخترک میگوید: زئیر (نام قدیم جمهوری کنگو)، سوندارام میگوید چه جالب، بدم نمی‌آید به آنجا بروم. و دخترک بر سرش فریاد میزند: شما بچه سوسول‌های Yale هم آنجا بروید، هیچ‌کاری نمی‌توانید انجام دهید…

آقای آنجان سوندارام

آقای آنجان سوندارام

این جمله تلنگری را بر روح پرشور سوندارام وارد آورد، وی کمی مطالعه کرد و از عمق فاجعه در کنگو و اینکه هیچ روزنامه و خبرگزاری معروفی در آنجا خبرنگار ندارد مطلع شد. وی همان شب تصمیمش را گرفت و در عین مخالفت شدید و تعجب همه و اشک‌های مادرش به صدای دلش گوش کرد و راهی کنگو شد. بدون اینکه کسی منتظرش باشد، بدون آنکه بداند باید به کجا برود، بدون آنکه کسی به وی پولی بدهد، بدون هیچ برنامه ریزی… البته قبل از رفتن با نیویورک تایمز و اسوشیتدپرس تلفنی صحبت کرده بود و آنها به وی گفتند که ما تو را استخدام نمی‌کنیم ولی اگر بصورت یک خبرنگار آزاد و نیمه وقت برای ما خبر یا گزارشی بفرستی، در ازای هر کلمه‌ای که ما چاپ کنیم (و نه هر کلمه ای که تو گزارش کنی) ۵۰ سنت به تو خواهیم پرداخت!!!! یعنی به تعبیری شما جان و آینده‌ات را در یکی از ناامن‌ترین و خطرناکترین نقاط دنیا برای کلمه ای ۵۰ سنت به خطر می‌اندازی حتی بدون بیمه! و تا سالها تنها خبرنگاری (شجاعی) باشی که در آن کشور حضور داری…

و اینچنین حماسه یک فارغ التحصیل ریاضیات Yale در کنگو شروع شد: گزارشها و عکسهای وی از یکی از بزرگترین قتلگاه‌های بشر، از معادن تحت استعمار چین و برده‌داری مدرن، از اربابان جنگ (جنگ سالاران)، از کودکان همیشه گرسنه، از تجاوزهای گروهی (در کنگو ساعتی ۴۸ زن مورد تجاوز قرار می‌گیرند)، از جنگ‌های قبیله‌ای، از جنون و مالیخولیای شرکتهای بزرگ اروپایی و آمریکایی برای یافتن معادن جدید، از دولت بی مسئولیت و البته از مردمی بسیار مهربان، یک تصویر بسیار کامل از کشوری را در برابر مردمان جهان قرار داد که تا قبل از این برای ما فقط یک کشور در مرکز آفریقا و یا عنوان یکی از کتابهای تن تن بود… همین و بس…

حدود یک سال و نیم پیش کتابی فوق‌العاده خواندنی، نفس‌گیر و آموزنده با نام «چرا ملت‌ها افول می‌کنند – Why Nation Fails» منتشر شد. کتابی که در آن نویسندگان «دارن عجم اوغلو – Daron Acemoglu» (اقتصاددان) و «جیمز رابینسون – James A. Robinson» (اقتصاددان و محقق علوم سیاسی) توصیفی علمی و البته با زبانی کاملاً روان و گویا، در باب داستان سقوط و شکوهمندی ملت‌های مختلف نوشته‌اند و به زیبایی هرچه تمام‌تر و با مثال‌هایی بسیار جذاب نشان میدهند چرا کره جنوبی و شمالی تا این اندازه متفاوند و یا مثالهای متعددی از علل تفاوتهای بنیادین ثروتمندی و رفاه آمریکا و کشورهای آمریکای جنوبی گفته می‌شود. پیشنهاد اکید کرده‌ام و میکنم که این کتاب ۴۰۰ صفحه‌ای را بخوانید، گویا همین یکی دو ماه قبل دنیای اقتصاد آن را ترجمه و چاپ کرده است که انشالله امانتدار بوده باشند…

جلد کتاب چرا ملت‌ها افول می‌کنند

در یکی از درخشانترین فرازهای این کتاب از کنگو اسم برده می‌شود: کشوری که رفتار انحصارگرایانه (Extractive) دولت آن موجبات ذلیل شدن و بدبختی و قتل عام سالانه ده‌ها و صدها هزاران تن در درگیری‌های قبیله ای و راهزنی شده است. این یازدهمین کشور بزرگ دنیا (چیزی نزدیک به کل مساحت اروپای غربی!)، یکی از غنی‌ترین منابع زیرزمینی کره زمین را دراختیار دارد: معادن بزرگ سنگ‌ها و فلزات کمیاب از جمله الماس، طلا، نیوبیوم و تانتالیوم، کبالت، جیوه، اورانیوم، مس و …. بخش کوچکی از ثروت بی انتهای این سرزمین است که در سایه بی‌تدبیری، خرافات و استعمار یکی از پایین ترین سطوح زندگی را برای مردمش ایجاد کرده است. در همین چهار سال گذشته ۵ میلیون نفر در عین بی‌خبری رسانه های دنیا در آن کشور کشته شده اند… ۵ میلیون انسان!!!!

آقای سوندارام در طول سالهای گذشته چند جایزه از سوی خبرگذاری‌ها و برخی نهادها دریافت کرده است ولی اصلی ترین دلیل شهرتش کتابی بود که تالیف کرد. آقای سوندارام براساس تجربیات و ماجراهایش کتابی نوشته است تحت عنوان «خبرنگار آزاد: سفر یک گزارشگر به کنگو – Stringer: A Reporter’s Journey in the Congo». کتاب در هرجا که منتشر شده است مورد تحسین و تمجید قرار گرفته است، کتاب در لیست پرفروشهای هندوستان و آمریکا و چندین و چند کشور اروپایی است. ویژگی منحصر به فرد این کتاب روایت دست اول و توصیف بی طرفانه حقیقت تلخ جاری در کنگو است.

کاور کتاب گزارشگر آزاد

در ویدیو زیر مصاحبه چند روز پیش سوندارام با برنامه دیلی شو را درباره این کتاب ببینید:

کتاب را هنوز نخوانده‌ام ولی نقدهای مثبت و تحسین‌های فراوان باعث شده است که حیفم بیاید آن را به دوستان معرفی نکنم، حقیقتاً درک انسان‌هایی نظیر سوندارام بسیار سخت و دشوار است. اراده‌ای آهنین و روحی پرشور که برخلاف دیگران سعی نمی‌کند در برابر نابودی روح بشر ساکت باشد و تصمیم میگیرد با تنها روشی که در توانش است توجه افکار عمومی جهان را به کنگو بازگرداند.

واقعیت این است که برخی اوقات ما براحتی خبری میخوانیم که در سوریه چنین شده است، یا در فلان کشور آفریقایی فلان اتفاق افتاده است، ولی خیلی بعید است یادمان بیاید روح‌های پرشوری هستند که نه به عشق شهرت و شهوت پول، بلکه فقط برای خبررسانی جانشان را در دست گرفته‌اند و دنیا را از دنیا آگاه می‌کنند. همین چند روز پیش خواندم که در طول جنگهای داخلی سوریه نزدیک به ۱۲۵ خبرنگار و فیلمبردار و … کشته شده‌اند.

در پایان اینکه از این پست می‌شود کلی نکته اخلاقی و حرفه‌ای و انسانی استخراج و برداشت کرد، و نمیدانم چندین و چند پیام اخلاقی و عرفانی گفت. ولی برای من بزرگترین نکته اش همان تصمیم و اراده سوندارام برای گوش فرا دادن به ندای دلش بود، حقیقت این است که عمر، زمان و فرصت برای انسان خیلی کوتاه است (بخصوص برای ما که در تهران زندگی میکنیم!!)، خیلی حیف است که آن را برای آرزوهای دیگران تلف کنیم…

decorative-lines-3

شاد و پیروز و سربلند باشید

مسعود زمانی

۶ بهمن ۱۳۹۲

decorative-lines-2a

پینوشت: موقع نوشتن این مطلب بدون توقف در حال گوش دادن به آلبوم W.E از Abel Korzeniowski بودم. این آلبوم را از اینجا می‌توانید بخرید. یکی از تراک‌های این آلبوم را نیز میتوانید از لینک زیر دانلود کنید.

Download-Logo

decorative-lines-2

منابع:

۱ – برنامه دیلی شو – ۲۳ ژانویه ۲۰۱۴

۲- The National

۳- http://www.anjansundaram.com

–***–

«اگر از طریق فید (خوراک) من این نوشته را مطالعه می‌کنید، برای دسترسی مستقیم از این لینک استفاده کنید»

–***–