زندگی و بازی

۱۱ فروردین ۱۳۸۹ ۱ دیدگاه
بچه که بودیم بزرگترها هی بهمون میگفتند که زندگی همش بازیه… تو عالم بچگی اصلاً نفهمیدیم یعنی چی

یکم بزرگتر شدیم ۴ تا کتاب از شاعران خودمون خوندیم دیدیم همشون میگن که فلک «لعبت باز» هست… بازهم نفهمیدیم

یکم دیگه بزرگتر شدیم ۴ تا کتاب خارجی خوندیم دیدیم اونها هم همه میگن زندگی فقط یه صحنه تئاتر و بازی بیش نیست… ولی بازم نفهمیدیم

یکم دیگه بزرگ شدیم و هی از زندگی بازی خوردیم ولی بازم نفهمیدیم چه خبره


یه روز بخودمون اومدیم که غرق بازی بودیم و بی خبر و احمقانه هنوز داشتیم بازی میخوردیم… ولی دیگه کاریش نمیشه کرد… جور دیگه بلد نبودیم… عادت کردیم بازی بخوریم… یعنی اگه بازی نخوریم روزمون شب نمیشه

سیستم هستی هم خیلی جالبه… میبردت بالا و عین بچه ای که بهش اسباب بازی میدن تا ببرنش پیش آمپول زن!! هی سرت رو گرم میکنه… بعد همچین با مغز میزنتت تو زمین که هیچی یادت نیاد

در کل اینجور که من فهمیدم در کل فرقی نمیکنه بفهمی تو بازی هستی یا نه… یعنی قرار نیست نمایشنامه رو بخاطر فهمیدنت عوض کنن… اونهایی که نمیدونن خب وضعشون بهتره ولی اونهایی که میدونن مرتب با مغز میخورن زمین و عین تمام هنرپیشه ها بلند که میشن باید لبخند ابلهانه روی صورتشون باشه.


That’s how it works


… همه میدونند که

۱۱ فروردین ۱۳۸۹ ۱ دیدگاه
لئونارد کوهن (Leonard Cohen) خواننده ای هست که الان  تو خود آمریکا بیشتر برای پیردخترها و رمانتیکهای پا به سن گذشته شخصیت خیلی محبوبی محسوب میشه… یجورایی مثل سیدنی شلدون خدابیامرز تو ادبیات… ولی تو ایران اینجوری نیست ولی قدیمی بازها و خوره ها بیشتر میشناسندش و پیردخترها و رمانتیکهای ایران همچنان گوگوش و مهستی گوش میدند!!

نمیدونم چرا وقتی آهنگهای کوهن رو گوش میدم خیلی یاد داستانهای شلدون می افتم… دلیلش رو نمیدونم!!!

محبوبترین آهنگ کوهن از نظر من “Everybody Knows” هست. آهنگی فوق العاده که جدا از ترانه قوی، و صدای منحصربفرد کوهن، موزیک دلنشینی هم داره که کاملاً در راستای اهداف و مفهوم آهنگ قرار داره… کافیه موقع گوش دادن به تک مضرابها و نوای دل انگیز ماندولین دقت کنیم… یجوری ضرب آهنگ و صدای ماندولین تو این آواز پر از طعنه هست… حقیقتاً تنظیم حرفه ای داره… هرجا صدای ماندولین میاد میتونم لبخند موزیانه کوهن و بقیه رو تصور کنم… به این میگن استفاده موزیانه از ساز… یجورایی استفاده بزاری محسوب میشه.

این آهنگ به حقایق تلخ و عریان اطرافمون اشاره میکنه که همه میدونیم پشت ماجرا چه خبره، ولی خب به روی خودمون نمیاریم و در ادامه بشکلی خیلی فنی این حقیقت تلخ رو به خیانت هم تعمیم میده…

ارجاعات زیادی داره که بیشترش به خود آمریکاییها برمیگرده ولی در کل مشکلی برای فهمش وجود نداره… الان به لطف تب سریال های امریکایی، حتی بچه های دبستانی هم تیکه کلام های مواد فروشهای هارلم رو از بر هستند…

در کل ساختار طعنه آمیز و زیبایی داره… آهنگ رو زیرنویس دار کردم مدتها پیش و اگه دوست داشتید از این لینک دانلودش کنید و اگه با جت آدیو (ورژن ۶ به بالا) گوش کنید متن شعر رو بصورت زمان بندی شده میتونید ببینید.


ولی واقعاً جای سئوال داره چرا من همش یاد سیدنی شلدون می افتم وقتی اهنگهاش رو میشنوم… شاید بخاطر اینکه قدیمها موقع خوندن کتابهای شلدون همش کوهن گوش میدادم!!! شاید دلیلش این باشه … چون موقع هری پاتر خوانی همش الساندرو سافینا گوش میدادم و الان هروقت صدای سافینا میاد یاد هری پاتر می افتم. و هر وقت هم “Da Buzz ” گوش میدم یاد بافندگی حلقوی ۱ می افتم.

بهرشکل همه میدونند که…

The poor stay poor, the rich get rich
That’s how it goes
.
.
.
Everybody knows that you love me baby
Everybody knows that you really do
Everybody knows that you’ve been faithful
Ah give or take a night or two

مود

۱۰ فروردین ۱۳۸۹ ۱ دیدگاه
بنظر من هر آدمی یه مود (Mood) داره که از اول بچگیش باهاش هست… یعنی چه خوشش بیاد و چه خوشش نیاد… هر موقع اون مود بهم بخوره خب سیستم بهم میریزه… این بهم ریختگی اینجوری هست که تو کارهایی که سابقاً تخصصش محسوب میشه هی سوتی میده، عصبی میشه، رفتاراش فرق می کنند و در کل درب داغون میشه

مثلاً یکی عاشق میهمونی و اینو اونور رفتنه، خب اگه اتفاقی بیفته و مثلاً تو یه شغل دولتی بره یا مثلاً یکی تو خونشون نیاز به مراقبت داشته باشه یا هر دلیل دیگه نتونه تو مود خودش بمونه بهم میریزه…

یکی مثلاً عاشق سکوته… حالا اینو وردار ببر یه جای شلوغ… بهم میریزه

یکی هم عاشق تنهایی هست…


هیچی ارزشش رو نداره که مودتون رو بهم بریزید … هیچی

Categories: متفرقه