باران و ارواح تنها

۱۷ آذر ۱۳۸۸ ۹ دیدگاه


از دیرباز تاکنون هر نویسنده ای  و شاعری و دانشمندی و فیلسوفی و… بسته به احوالات خودش نسبت به باران (یا همون بارون) تفسیرها و تاویلها و برداشتهای خودش رو داشته:

باران
یکی خیلی علمی به قضیه نگاه کرده

یکی دیگه صدای بارون بر روی بام خونه اش رو نشانه نوستالژیک دوران سرخوشی و بیخیالی کودکیش دونسته (که الحق و والانصاف شعر زیبایی هست بخصوص که از لحاظ تکنیکی خودش ریتم بارون رو داره و خیلی نکات دیگه…)

یکی دیگه بارون رو نشانه لطف و رحمت خدا دونسته

یکی دیگه باران رو اسم عشق نافرجام جوانک ساده دل به دختر افغان دونسته

یکی دیگه زیر بارون چشمهاشو شسته تا دنیا رو زیباتر ببینه

یکی دیگه قطرات بارون رو اشک خدا دونسته در ماتم پسرش

و ده ها و صدها نظر دیگه…

اما بارون شاید چیز دیگه ای باشه… شاید وقتی بارون میاد ارواح گمشده میان روی زمین… ارواح گمشده خیلی تنها که دنبال یکی بگردند که تنهاییشون رو پر کنه… این ارواح رو کسی نمیبینه ولی حضورشون رو همه احساس میکنن… یجورایی خیلی ترسناکند واسه همینه تا بارون شروع میشه آدمهای تنها شروع میکنن به دویدن و دنبال سرپناه گشتن… بدون اینکه دلیله ترسشون رو بدونن… ولی این ارواح به آدمهای عاشق کاری ندارن… واسه همینه که آدمهای عاشق زیر بارون یجورایی احساس امنیت میکنن و بجای فرار کردن دستهای همدیگه رو محکمتر از قبل فشار میدن و خودشونو بهم نزدیکتر میکنن… چون احساس میکنن تو محیطی هستند که تمام ذراتش ریتم حرکتشون رو براساس صدای دل اونها تنظیم کردند… بارون که میاد یجورایی آدمها غربال میشن… آدمهای بی عشق نگاهی به آسمون میکنن و زیر لب یه چیزی میگن و یقه کتشون رو بالا میکشند و سریع یه تاکسی میگیرن یا میروند زیر یه سایه بون مغازه… انگار که تنشون آلوده میشه با بارون… یه عده دل دارند ولی نصف دلشون جای دیگه هست اونا چند قدم زیر بارون میرن خوب که خیس شدند بدو بدو میرن سمت نصفه دیگه دلشون…

یه عده هم هستند که زیر بارون می نشینند… اینها قبلاً گرمای! قطرات بارون رو حس کردند ولی الان تنها هستند و کسی رو ندارند… اونها می نشینند که کسی گریه هاشونو نبینه… گروه های دیگه هم هستند… مسافران… منتظران…

ولی اونهایی که عشقشون همراهشونه نه میترسند نه فرار میکنند و نه می نشینند… آروم آروم راه میرن و سعی میکنن تک تک قطره های بارون رو لمس کنند… شاید که تسلی بخش دلهای ارواح تنهای کوچه ها بشه… ارواح تنها هم وقتی اونها رو میبینند دورشون جمع میشند و گرمشون میکنند… واسه همینه که هیچ دو تا آدم عاشقی زیر بارون سرما نخوردند تا حالا و اگه هم سرما خوردند مطمئناً عاشق نبودند… وگرنه ارواح عاشق هیچوقت دل های عاشق رو تو سرمای بارون رها نمیکنن…

خیلی میشه نوشت… ولی خب من نمیتونم همه اسرار بارون رو افشا کنم

باران و...

من نمیدونم جزو کدوم دسته هستید، ولی آرزو میکنم زیر بارون فرار نکنید

——————–

من خیلی وقت بودم دلم میخواست یه پست مینی مالیستی بنویسم ولی خب بعلت اذیت و آزار اطرافیان منصرف شده بودم.
Categories: متفرقه

قطع یک نشانه

۱۲ آذر ۱۳۸۸ ۵ دیدگاه

قطع یک نشانه
(اندرو اى هانت)

——————–

درخت
سرخه دار طی هزار سال زیبایی با شکوهی پیدا کرده بود. از زلزله و خشکسالی
و آتش سوزی جان به دربرده و تنها کوهستان هایی که در آن می رویید با او
برابری می کرد. هزار سال دست نخورده ، هزار سال فتح نشده.

سر کارگر با صدای بلند گفت : “چقدر طول می کشد بیندازی؟”

هیزم شکن یغور تفی انداخت : “فوق فوقش دو ساعت”

“پس تمامش کن”


برگرفته از کتاب “کوتاهترین داستان هاى کوتاه جهان
گردآورنده: استیو ماس
برگردان : اسدالله امرایى


کتاب جدید دن براون – نشان گمشده

۱۰ آذر ۱۳۸۸ ۸ دیدگاه
دن براون
دن براون به عنوان نویسنده ای که کتابهای جدیدش هربار موفقتر از کتاب قبلیش فروش رفته و همچنین تبعات بعضاً سیاسی و مذهبی فراوانی داشته شناخته شده و می‌شود. کتابخون‌ها معمولاً بیشتر با کتاب «The Da Vinci Code» تو ایران این نویسنده رو می‌شناسند که خانم سمیه گنجی ترجمه فوق العاده ای روی این کتاب انجام داده که فقط پاورقی‌هاش خودش میتونه یه کتاب مجزا باشه.

دن براون در سالهای بین ۱۹۹۸ تا ۲۰۰۹ پنج کتاب نوشته که بشرح زیر میباشند:

کتاب «دژ دیجیتالی» (که البته ترجمه بیخودی داره و متن اصلیش پیشنهاد میشه) که در آن بحثهای پیچیده رمزنگاری و سیستمها امنیتی سازمانهای جاسوسی در قالب یک ماجرای بسیار جذاب بیان شده است، که در سال ۱۹۹۸ توانست بین صد کتاب پر فروش آمریکای شمالی قرار بگیرد. کتابی که خیلی هکرهای دنیا یجورایی بعنوان تنها رمانی(!!!THE one & only) که خونده‌اند ازش یاد میکنند.

در سال ۲۰۰۰ با نوشتن کتاب شیاطین و فرشتگان (فیلمش تابستان امسال با بازی تام هنکس اکران شد که البته خیلی دوست دارم بکوبمش ولی فعلاً بیخیال) تونست بنوعی کاراکتری رو خلق کنه (رمزشناسی از دانشگاه هاروارد بنام رابرت لانگدان) که در دو کتاب دیگه این نویسنده هم نقش اصلی رو داشته باشه. در این کتاب اشراقیون و بسیاری از مسائل پشت پرده واتیکان در یک داستان هیجان انگیز به معنای واقعی گفته میشه. کی بغیر از براون میتونه ضد ماده و CERN و گالیله و میکلانژ و حشاشین و خیلیهای دیگه و رُم و واتیکان رو تو یک داستان جمع کنه!!!!!؟
در سال ۲۰۰۱ «نقطه فریب» رو نوشت که بنظر من فقط برای به رخ کشیدن اطلاعات فوق العاده خودش درباره مرزهای علم و پیشرفتهای نظامی بود ولی بهرشکل داستان جذابی داره ولی بدون پیرایه های تاریخی و مذهبی…

کتاب بعدی همون راز(رمز!) داوینچی هست که بازهم کاراکتر «رابرت لانگدان» رو در محوریت خودش داره و نه تنها این نویسنده رو به اوج رسوند بلکه به همراهش موجی از تشویق و انتقاد و تکفیر رو براش بهمراه آورد.

من زیاد نمیخوام راجع به این ۴ تا کتاب بنویسم (خوبه نمیخواستم بنویسم!!!). مقصود از نوشتن این پست معرفی کتاب جدیدش و بحثهای پیرامونیش هست که شاید برای خوانندگان جذابیت بیشتری ایجاد کند و در صورت نیاز میتونید از ویکی پیدیا اطلاعات خوبی استخراج کنید (بیشتر صفحات فارسیش رو یکی دو سال پیش نوشتم و نوشتند و احتمالاً نیاز به آپدیت داشته باشه)

در کتابهای قبلی (با محوریت رابرت لانگدان) با تکیه به اطلاعات خوبی که براون راجع به علوم مختلف و بهمان شکل مباحث تاریخی، مذهبی و هنری داشت، گروه ها و فرقه هایی مانند اشراقیون و گروه هایی از شوالیه ها موسوم به «Knights Templar» و مسائلی که تا پیش از تابو محسوب میشد رو بنحوی افشا کرده بود. گرچه در سندیت داشتن و صحیح بودن سیل اطلاعاتی که در هر کتاب به خواننده داده میشه ایرادات زیادی گرفته شده است! ولی حتی بی انصافترین منتقدین بیشتر مطالب کتاب رو تایید میکنند.

سال ۲۰۰۴ براون اعلام کرد که در تدارک نوشتن کتاب تازه ای هست. پس از مدتی از سوی ناشر اسم کتاب  «Solomon Key» معرفی شد که معنای اون برخلاف ترجمه های غلطی که شده کلید سلیمان نیست و همون «مهر سلیمان» معروف هست که البته کتاب رو که بخونید متوجه میشید اسم یکی از کاراکترهای اصلی هم هست. که البته دو ماه مونده به انتشار کتاب در یک حرکت زیرکانه اسمش به «The Lost Symbol» یا همون نشان گمشده یا سمبل گمشده تغییر پیدا کرد. همین که بین کتاب چهارم و پنجم نزدیک به ۶ سال فاصله وجود داره بخوبی نشون میده که براون واقعاً داشته زحمت میکشیده.

در این کتاب بحثی شروع شده که بزعم خود من جای کار بسیاری برای چنین نویسنده ای دارد: فراماسونری و قدرت اون در ساختار سیاسی اجتماعی جهان و از طرفی مباحثی پیرامون علم نوینی بنام «Noetic Science»  که من نمیدونم چی ترجمش کنم! ولی بشکلی کاملاً علمی و با استفاده از تجهیزات خاص به این موضوع اشاره داره که انسانها ناخواسته به کمک امواج مغزی یا موارد مشابه روی طبیعت اثر میگذراند (که البته بسیار ناچیز و در حد صفر است)

من چون از افشای داستان بشدت بیزارم پیشنهاد میکنم که این کتاب رو از لینکی که در پایان میزارم دانلود و خودتون مطالعه کنید و یا منتظر بمونید تا یه مترجم عجول متن تخریب شده اون رو منتشر کنه.

حالا اینکه چه ربطی به فراماسونری و «Noetic Science» و واشنگتن و ساختمان کنگره ملی آمریکا داره دیگه باید کتاب رو بخونید

من حقیقتا از مطالعه این کتاب لذت بردم و علیرغم اینکه بدلیل مشکلات پیش اومده نتونستم همون هفته اول تمومش کنم با یک تاخیر دو ماهه به پایان رسوندمش…
هرچند که شیاطین و فرشتگان نسبت به این کتاب قوام داستانی و شخصیت پردازی باورپذیرتری داشت، با این حال بنظر من بهترین کتاب براون تاکنون بوده است.
این کتاب رکورد فروش اینترنتی و فروش در کتابفروشها رو از آن خودش کرده و در دو روز اول ۷ میلیون نسخه از اون فقط در آمریکای شمالی و کاندا بفروش رسیده (قابل توجه تیراژهای ۵۰۰۰ تایی کتاب در ایران) که نشون میده چیزی فراتر از شهرت نویسنده خوانندگان رو بطرف خودش جذب کرده.

روزهای اول یه استارتی زدم خودم ترجمش کنم و مجانی بزارم تو اینترنت ملت استفاده کنن که بدلیل همون مشکلاتی که اشاره شد تنبلیم گرفت و اینکار رو نکردم. ولی مطمئن باشید هرکی ترجمه کنه خرابش کرده، نه اینکه فکر کنید متن شاعرانه و یا ادبیاتی داشته باشه، بیشتر بخاطر اینکه مترجمان فعلی هیچ بهره ای از علوم روز نبرده اند و نشانه هایش هم خیلی راحت تو ترجمه های قبلی دیده میشه… یه سری لغات و ترکیبات هست که نیاز داره یه مقاله ای کتابی چیزی خونده باشی تا اون یک کلمه نقشی رو که باید تو جمله ایفا کنه که از این جور کلمات و ترکیبات فراوان دیده میشه تو این کتاب.

چیزی که مطمئنم اینه که اگه از کتاب هم لذت نبرید، دریایی از اطلاعات تاریخی و علمی رو یاد گرفتید که واقعاً ارزشمنده

طرح روی جلد کتاب نشان گمشده
جالب اینکه بهمراه انتشار کتابش در صفحه رسمی کتاب در اینترنت یه بازی هم گذاشته شده بود که تا تمام کتابهای قبلی رو با دقت نخونده باشی نمیتونی تمومش کنی و البته اگه تمومش کنی چیزهای جالبی دستگیرت میشه… من که با تقلب تمومش کردم

متاسفانه گویا قراره سال ۲۰۱۲ فیلم این کتاب هم اکران بشه که من پیشاپیش متاسفم

اگه عمری بود راجع به فراماسونها (لینک) و داستانهایی که بهرشکل چه واقعیت و چه شایعه درباره اون وجود داره یه پست پرمایه مینویسم.

برای دانلود کتاب نشان گمشده از این لینک استفاده کنید (البته گناهش گردن خودتون*)

شاد و سربلند باشید


* یکی را دیدند که هندوانه دزدی میخورد، به او گفتند میدانی حرام است؟ گفت من به حلالی و حرامی هندوانه کاری ندارم… چون گرمیم کرده برای سردیش میخورم… حالا میخواهید دانلود کنید با خودتونه

الان متوجه شدم که تو این فایلی که آپلود کردم دو تا بوک‌مارک هست که شرمنده یادم نبود پاکشون کنم