خنده فراوان با چاشنی شرمندگی

۱۳ شهریور ۱۳۹۲ ۸ دیدگاه

.

خنده فراوان با چاشنی شرمندگی

.

سلام

.

چند وقتی بود یا بهتر بگم حدود یک سال و نیمی هست که میخواستم یک پست بنویسم و هردفعه منصرف میشدم… علت اصلی هم اون بود که موضوع اون پست شاید خیلی اخلاقی و پسندیده نبود… ولی خب امشب تصمیم گرفتم که بالاخره بنویسمش و با دوستانم به اشتراک بگذارم…

همین اولش هم بگم که یادمه چهار پنج سال پیش بیژن اشتری عزیز در مجله دنیای تصویر اعتراف کرده بود سه بار این فیلم «لینک» رو دیده و خب خجالت هم میکشیده از گفتنش ولی خب در نهایت با شرمندگی علاقه‌اش رو نوشته… بلا تشبیه من که در حد بیژن اشتری نیستم ولی خب من هم با خجالت فراوان این مطلب رو می‌نویسم.

decorative-lines-3داستان از این قراره که تو این بلاد کفر یک شبکه کابلی فوق محبوب وجود داره به اسم «کمدی سنترال – Comedy Central» که خودش بخشی از MTV و بالتبع VIACOM هست. در مورد کمدی سنترال باید گفت که این شبکه به پخش برنامه‌ها، استندآپ کمدی‌ها و سریال‌های کمدی مشهور است . مقبولیت بسیار بالایی دربین خاص و عوام دارد.

لوگو شبکه کمدی سنترال

لوگو شبکه کمدی سنترال

از جمله مشهورترین برنامه های این شبکه میشه از شوهای فوق‌العاده محبوب نظیر The Daily Show و The Colbert Report و همچنین انیمشین‌های بینهایت زیبا و پرمحتوایی چون South Park و Futurama (که متاسفانه آخرین قسمتش همین الان که دارم این متن رو مینویسم داره پخش میشه و سریال به پایان میرسه)، نام برد.

من خودم به واسطه تماشای برنامه The Daily Show  مخاطب پروپاقرص اکثر شوها و بخصوص استندآپ کمدی های این شبکه هستم که خوشبختانه براحتی هم قابل تماشا و دانلود هستند. بگذریم، حالا حدود سه سال پیش «چارلی شین – Charlie Sheen» که در اون زمان گرونترین هنرپیشه سریالهای تلویزیونی آمریکا بود، درگیری لفظی و فیزیکی شدیدی با خالق و تهیه کننده یهودی و بسیار پرنفوذ سریال «دو مرد و نصفی – Two and Half Men» آقای  Chuck Lorre (از کارهای دیگر ایشون میشه به سریال محبوب “تئوری انفجار بزرگ” اشاره کرد) پیدا کرد و در نتیجه از سریال اخراج شد. منم چون سریال رو دنبال میکردم از این موضوع با خبر بودم و هرازچندگاهی چک میکردم ببینم اوضاع چارلی شین از چه قراره.

چارلی شین در سریال Two and Half Men

چارلی شین در سریال Two and Half Men

بعد از اون اخراج اواخر تابستون ۲۰۱۱ بود که متوجه شدم یک برنامه طنز با حضور چارلی شین برگزار شده که رکورد مخاطبین رو شکونده و کلی ازش تعریف شده، بعد از کمی جستجو رسیدم به برنامه «Comedy Central Roast» و خب نشستم تماشایش کردم و اینقدر خندیدم که تقریباً نیم ساعت تمام داشتم از خنده اشک میریختم… این بود که پی برنامه رو گرفتم و تمامی قسمتهایش رو  بعضاً به سختی دانلود و تماشا کردم و بسی لذت بردم.

لوگو برنامه مربوط به چارلی شین

لوگو برنامه مربوط به چارلی شین

ماجرا اینه که از سال ۲۰۰۳ هر سال شبکه کمدی سنترال یک نفر رو داوطلبانه!! انتخاب می‌کنند تا طی یک برنامه ضبط شده (چون خیلی جرات میخواد که پخش زنده بشه) توسط تعدادی از هتاک ترین و بی‌پرواترین کمدین‌ها مورد حمله قرار بگیرد. این کمدین‌ها و دیگر مسخره‌کنندگان (برشته کنندگان!!) که البته همشون هم کمدین حرفه ای نیستند و بیشتر از دوستان و همکاران خود اون فرد و توسط خودش انتخاب می‌شوند هرکدوم حدود چهار الی پنج دقیقه وقت دارند که بدجوری طرف رو به معنای کلمه «برشته» کنند. حجم انبوهی از کلمات، شوخیها و جملات عمدتاً زشت و صد البته شدیداً خلاقانه در طی این مدت نثار اون بنده خدا میشه و البته اون هم در انتها میاد و از خجالت بقیه درمیاد. این Roastها معمولاً یک مجری (یا بقول خودشون Roast Master) دارند که به دلیل مجری بودن وقت و زمان بیشتری برای نابود کردن در اختیار داره. روال هم اینجوری نیست که همه حملات متوجه خود شخصیت اصلی بشه، بلکه اتفاقاً بخش عمده ای از اون شوخیها نصیب افراد دیگر حاضر در صحنه و حتی گاهی تماشاچیها میشه…

چارلی شین در برنامه Comedy Central Roast خودش

چارلی شین در برنامه Comedy Centeral Roast خودش

این برنامه سالی یک یا دوبار پخش میشه و مخاطباشم همیشه هنرپیشه ها نبودند و مثلاً در سال ۲۰۱۱ «دانلد ترامپ – Donald Trump» بعنوان یکی از قدرتمندترین مردان نیویورک و آمریکا هم این ریسک رو میکنه که به این برنامه بیاد و خودشو در معرض حملات قرار بده… که البته بیشتر بدلیل درپیش بودن انتخابات ریاست جمهوری و امکان نامزدی اش بوده، که خب خیلی ریسک بزرگی به حساب می‌اومده برایش…

دانلود ترامپ در برنامه Comedy Central Roast

دانلود ترامپ در برنامه Comedy Central Roast

حالا نکته اینه که من اعتراف میکنم بدجوری از این برنامه لذت می‌برم و یکمی از این مسئله و ابرازش تو وبلاگ خجالت میکشیدم، خیرسرمان اینجا ما کلی فیلم خوب، مستند عرفانی، موسیقی لذتبخش و کتابهای خوب معرفی کردیم، ولی خب بهرشکل برنامه پرییشب این شو که به برشته کردن «جیمز فرانکو – James Franco» دوست داشتنی (با میزبانی «ست روگن – Seth Rogen») اختصاص داشت باعث شد این پست رو بنویسم و همین جا از همه کسایی که فکر میکنند زبانشون خیلی خوبه (تافل و آیلتس ملاک نیست، مهم تسلط به Slangها هست) و اطلاعات خوبی راجع به فرهنگ عامه، سینما و تلویزیون بلاد کفر دارند، بخواهم اگر حجم شوخی‌های کلامی غیراخلاقی این شو اذیتشون نمیکنه حتماً تماشایش کنند. اعتراف می‌کنم بعضی از قسمتهای این شو را شاید پنج یا شش دفعه دیده‌ام و هردفعه هم لذت!! بردم.

جیمز فرانکو در برنامه Comedy Central Roast

جیمز فرانکو در برنامه Comedy Central Roast

تو این برنامه محبوبترین Roasterها از نظر من «جفری راس – Jeffrey Ross»، «لیزا لامپانلی – Lisa Lampanelli»، «آنتونی جسلنیک – Anthony Jeselnik»، «گیلبرت گادفرید – Gilbert Gottfried» و از همه بهتر «ست مک فارلنSeth MacFarlane» هستند که میزبانی خلاقانه و البته هتاکانه این مک فارلن در اسکار امسال حسابی حال همه هالیوودی‌های مغرور رو جا آورد. ضمناً مک فارلن Roast Master سه برنامه از Comedy Central Roast بوده است.

ست مک فارلین

ست مک فارلین

decorative-lines-3

اگر هم بخوام پیشنهادی برای دیدن این برنامه ها داشته باشم خب طبیعتاً دیدن همه اونها بترتیب ساخته شدنشون هست که البته همشون کیفیت یکسانی ندارند. اگر میخواهید برنامه هایی با حداکثر خنده را ببینید پیشنهاد میکنم این ها رو از دست ندهید، بترتیب بهترین از نظر خودم:

برنامه سال ۲۰۱۱ چارلی شین

برنامه سال ۲۰۱۱ دانلد ترامپ

برنامه سال ۲۰۱۰ دیوید هاسلهاف (David Hasselhoff)

برنامه سال ۲۰۰۶ ویلیام شتنر (William Shatner) – بسیار خاطره انگیز برای طرفداران قدیمی سریال پیشتازان فضا

برنامه سال ۲۰۱۲ Roseanne Barr

Roseanne در برنامه Comedy Central Roast

Roseanne در برنامه Comedy Central Roast

 

برای دانلود هم خب طبیعتاً بهترین راه همون جستجو در سایت‌های تورنت هستش…

نکته نهایی اینکه برنامه امسال که پریشب پخش شد زیاد جذاب نبود و حضور دوستان جیمز فرانکو جو رو زیادی دوستانه کرده بود و بهردلیل بوضوح حجم و نوع شوخی‌ها کاهش پیدا کرده بود.

 

در پایان بازم شرمنده

decorative-lines-2

.

.

پیروز و برقرار باشید

.

مسعود زمانی

۱۳ شهریور ۱۳۹۲

 

–***–

«اگر از طریق فید (خوراک) من این نوشته را مطالعه می‌کنید، برای دسترسی مستقیم از این لینک استفاده کنید»

–***–

Categories: سریال, طنز

قوم خودت را پیدا کن

۳۱ مرداد ۱۳۹۲ ۶ دیدگاه

قوم خودت را پیدا کن

سلام،

.

.

خدابیامرزه دوستم اشکان رو… همیشه یه بحث جالبی راجع به شاد زیستن با هم داشتیم که آخرش به این ختم میشد که برای لذت از زندگی باید بری و “قومت رو پیدا کنی…”، این خیلی خوبه که آدم قومش و همکلامهاش رو پیدا کنه، یکی از بزرگترین لذتهای عالم به اشتراک گذاشتن دانسته‌ها و تجربیات خودت با گروهی هست که فرضیات و دانسته های مشابه و از همه مهمتر زبان یکسانی با تو داشته باشند… تکیه کلامها و ارجاعاتت رو بفهمن، و نیازی نباشه برای کوچکترین حرفت توضیح بدی… حالا البته قرار نیست که گروه مخاطبانت همیشه این “قوم” فوق الذکر باشند، ولی لازمه هر از چندگاهی پیداشون کنی و باهاشون گعده! کنی.

قدیم‌ها یکم اینکار سخت بود و یا باید سرنوشت تو رو در مسیر قومت قرار میداد و یا خیلی دنبالشون میگشتی و یا حتی خودت به سیم آخر میزدی و یه قوم بوجود می‌آوردی، ولی الان به لطف اینترنت و دهکده جهانی و شبکه های اجتماعی و فورم ها براحتی میتونید گونه خاص قومتون را اون هم به زبونهای مختلف و فرهنگهای متنوع پیدا کنی و بعدش با آرامش در یک گوشه از فضایی مجازی و یا واقعی بشینی و با همکلامهایت چیزی بخوری و حرف بزنی…

حالا این مقدمه رو عرض کردم که بگم اگر به Hack و هکرها و اون چیزهایی که بهشون مربوط میشه علاقه مند هستید، و اگر دو ساعت هم وقت داشتید مستند «DEFCON: The Documentary» را حتماً ببینید. من بلد نیستم هکر رو در یک جمله یا حتی یک پاراگراف هم درست توضیح بدم و بهترین مرجع برای فهمیدنش گوش دادن به پادکستی هست که جادی عزیز و آی پالس در این مورد ضبط کردند (لینک دانلود). خیلی جامع و مانع توضیح داده شده و مثل همه پادکستهای جادی کلی اطلاعات مفید از اون دریافت میکنید. من فرض اصلی خودم رو این میزارم که اون پادکست رو گوش کردین و بعد ادامه مطلب رو میخونید.

لوگوی DEFCON

لوگوی DEFCON

در مستند «DEFCON: The Documentary» نگاهی نه چندان مستندوار انداخته میشه به نحوه اجرا و البته انگیزه های دست اندرکاران و شرکت‌کنندگان کنفرانس DEFCON ، که شبکه اینترنت بهشون کمک کرده تا قومشون رو پیدا کنند و برای چند روز بطور حضوری شاهد حضور تعدادی از باهوش‌ترین آدمهای فعال در این حوزه باشند و کلی هم تجربه!! هم کسب کنند. این مستند بطور دقیق‌تر اگر بخوام بگم نگاهی داره به بیستمین دوره DEFCON که در سال ۲۰۱۲ برگزار شده است.

دلیل اصلی شکل گیری هسته این نشست (یا هرچی که اسمش رو میخواهید بزارید) در سال ۱۹۹۲ این بوده که آقای Jeff Moss ( که بنیانگذار کنفرانس Black Hat Briefings هم هستند) خیلی دوست داشته تو یه محفلی هم از نزدیک دوستای هکرش رو ببینه و هم بتونن با همدیگه انتقال تجربه ای هم داشته باشند. چون تا قبل از اون اغلب دوستان مجازی، همکاران و رقبایش برای اون تنها یک اسم مستعار در شبکه‌های اینترنتی بودند و اون احساس میکرد حالا که یکی از دوستانش بدلیل شغل پدرش مجبوره از آمریکا برده حیفه که حتی برای یکبار هم شده دور هم جمع نشن و همدیگر رو نبینن… خب بعدش یه سری اتفاقات افتاد که این جمع نهایتا ده پانزده نفره تبدلی شده به صد نفر هکر بسیار مشهور که تابستان اون سال در هتلی در لاس وگاس گردهم اومدند و اینقدر بهشون خوش گذشت که قرار گذاشتند که سال دیگه هم اینکار رو تکرار کنند… غالب اونها تا قبل از اون بدلیل هوش بالای خودشون افراد گوشه‌گیری بودند که شاید دوستان زیادی هم نداشتند ولی این گردهمایی بهشون کمک کرد تا قومشون رو پیدا کنند.

جف موس بنیانگذار DEFCON

جف موس بنیانگذار DEFCON

خب این کنفرانس هرسال شلوغ‌تر و شلوغ‌تر میشد تا اینکه گفتند بیاییم خیلی شیک و مجلسی‌تر و البته ساختارمندتر انجامش بدیم و خواستن براش یک اسمی هم انتخاب کنند که به دو دلیل اسمش رو DEFCON گذاشتند: اول اینکه این کلمه مخفف یک ترکیب بسیار مشهور در ارتش آمریکا است که در شرایط و برهه‌های زمانی مختلف برای درجه بندی میزان آمادگی که نیروهای مسلح ایالات متحده باید داشته باشند بکار میره {پینوشت ۱}. حالا در یک فیلم خیلی محبوب این دوستان هکر با نام WarGames (ساخته ۱۹۸۳) قرار بود که شهر لاس‌وگاس در اون مورد حمله اتمی قرار بگیره و تو اون فیلم هم مرتباً اعلام میشد که درجه DEFCON مثلاً ۱ هست یا ۲ هست و اینها… البته خودشون با زرنگی کلمه رو بصورت جدا از هم مینویسند: DEF CON که اون بخش CON به کلمه Convention برمیگرده و اون DEF هم برمیگرده به حروف متناظر با کلید ۳ در تلفنها، که یجورایی منظورشون به هک تلفنی یا همون phone phreaking بوده که اون موقع خیلی باکلاس بوده و براشون کلی شهرت میاورده… (یادمه استیو ووزنیاک دوست داشتنی هم زمان خودش یکی از پرچمدارای اصلی این نوع هک بود)

نمایی از DEFCON 2012

نمایی از DEFCON 2012

من همونجوری که گفتم این مستند را از لحاظ ساختاری کار خیلی سطح بالایی نمیدونم و حتی میتونم بگم کار ضعیف و نهایتاً متوسط رو به پایین بود، ولی اون چیزی که من رو به اون جذب کرد آشنایی با روحیات و البته دغدغه‌هایی گروهی بود که شاید افسانه‌پردازی‌های فراوان نسبت به شخصیت، ماهیت و زندگی اونها باعث شده که اینقدر برچسب های متنوع اخلاقی و غیراخلاقی بهشون زده بشه که تشخیص را برای من غیرکارشناس در مورد اونها و انگیزه‌هاشون تقریباً غیرممکن میکنه…

وقتی کسی هکر میشه یعنی اینقدر باهوش بوده و اینقدر خلاق بوده که تونسته راه حل دیگه ای برای حل یک مشکل پیدا کنه، حالا این مشکل چی هست و آیا همیشه نرم افزاری هست یا نه رو همونطور که گفتم میتونید تو پادکست جادی بهتر متوجه بشیم. ولی وقتی افرادی با این سطح هوش بدون ساپورت خاص و با ایستادن رو پای خودشون میخوان یک گردهم‌آیی تشکیل بدهند که توش برای سه یا چهار روز با هم قومی‌هاشون (که در سال ۲۰۱۲ تعدادشون به ۱۵۰۰۰ نفر!!! رسیده بود) خوش بگذرونن خروجی چیزی نخواهد بود که شما و من بتونیم تصور کنیم. نقل قولی در مستند هست که میگه تا وقتی درون DEFCON نباشید متوجه نمیشوید که با چه دنیایی مواجه هستید. خود مستند هم بیشتر میاد روی پشت صحنه و آدمهای درگیر ماجرا فوکوس میکنه و جالب اینکه هیچ نکته فنی و یا ارائه ای خاص در اون به چشم نمیخوره…

DEFCON بخشهای متنوعی داره که توی اون‌ها مهمترین نکته، آموزش و انتقال تجربیات هست. این بخشها شامل ارائه‌ها، معماها، فروش تیشرت، فروش سخت افزارهای ابداعی و از این دست هستند، ولی مهمترین و شاخصترین چیزی که DEFCON رو متمایز میکنه دو چیز هست: اول، مسابقه اصلی Capture The Flag که بالاترین تکنیکهای نفوذ توی اون پیاده میشه و دومی البته پنل‌ها و ارائه های تخصصی DEFCON هست. ارائه های DEFCON بقدری با کیفیت و به روز هستند که هرساله بخش بزرگی از مخاطبان اون رو آدمهایی تشکیل میدهند که در نهادهای امنیتی کار می‌کنند. جالب اینکه بهردلیل نوع کار هکرها به شکلی هست که میتونه برای نهادهای امنیتی و شرکتهای بزرگ به شکل‌های مختلف حساسیت برانگیز باشه، خب حالا وقتی که یه تعداد زیاد هکر که قبلاً صرفا یه اسم مستعار فوق مشهور توی اینترنت بودن بصورت فیزیکی و در یک مکان جمع میشن خودبخود حساسیت اون نهادها و شرکت ها هم بهشون جلب میشه و به همبن دلیلی همیشه کلی مشکل و پرونده حقوقی و امنیتی همیشه دنبال تیم اجرایی و مدیریتی DEFCON بوده و هست.

ژنرال کیت الکساندر مدیر NSA

ژنرال کیت الکساندر مدیر NSA

ولی اتفاقی در بیستمین سالگرد DEFCON می افته که بنوعی بزرگترین اعتباربخشی دولت به کیفیت این نشست بوده. ژنرال چهار ستاره «کیت الکساندر – Keith B. Alexander» که رئیس NSA و البته فرمانده ارتش سایبری آمریکا هم هست میاد و بعنوان یکی از سخنرانان اصلی در DEFCON صحبت میکنه و از همه میخواد که به ایشون و تیمشون با نشون دادن ضعفها در ساختارهای امنیتی کمک کنند. البته اون موقع هنوز دامن NSA با افشاگری‌های «اسنودن» به گند کشیده نشده بود ولی فیلمها نشون میداد که اقای ژنرال میان هکرها همچین هم خوشنام نبودن و کسی دل خوشی از ایشون نداره. جالبه که در همون مراسم Jeff Moss از ایشون میپرسه: “آیا این راسته که در NSA اطلاعات همه نگهداری میشه؟ و من چجوری میتونم اطلاعات خودم رو ببینم؟” و اون آقای ژنرال هم خیلی با اعتماد به نفس گفتند که نه و اینجوری هم نیست و ما فعالیت‌هامون به غیرآمریکایی‌ها اختصاص داره و اینها همه خزئبل است و مشتی احمق توهم توطئه‌ای هم به آن دامن میزنند!!!! که البته حالا تازه بعد از افشاگری‌های اسنودن تازه نوک کوه یخ PRISM از آب دراومده خب طبیعیه که همه به اون حرفها میخندن و البته یکی از چماقهایی که پشت سرهم داره سر NSA داره فرود میاد بخاطر همین دروغهایی بوده که ژنرال محترم اونجا افاضات فرموده بودند…

ژنرال کیت الکساندر در DEFCON 2012

ژنرال کیت الکساندر در DEFCON 2012

ولی نفس همین که دولت با همه موذی‌گری‌اش تصمیم میگیره اون چیزی که به زعم خودش میتونه تهدید باشه رو با شرکت کردن در یکی از غیردولتی‌ترین تشکل هکرها (اونم در بالاترین سطح!!)، تبدیل به فرصت کنه قابل تقدیر هست و اینکه نمیاد با “راپل” کردن و گاز اشک‌آور و دستبند و باتوم و اینها و شاید هم اعترافات تلویزیونی سروته قضیه رو هم بیاره خیلی خوبه… البته من خودم به شخصه اعتقاد دارم آستانه تحمل بدلیل فشار رسانه‌ها، تو هر کشوری متفاوته وگرنه کمتر جایی هست که نیروی امنیتیش دلش نخواد از اینکارا رو بکنه…

حالا بحث زیاده، پیشنهاد میکنم همه اونهایی که به نحوی به هکرها علاقه مند هستند این مستند را تماشا کنند. شاید نکته فنی دندان گیری عایدشون نشه ولی همینکه میبینن یک عده با عشق تلاش می‌کنند قومشون رو کنار هم نگهدارند خیلی خیلی خوبه و البته قابل تقدیره…

پوستر مستند DEFCON

پوستر مستند DEFCON

.

.

انشالله که شما هم قوم یا در صورت نیاز قومهایتان را پیدا کنید یا اونا شما رو پیدا کنند…

.

.

پینوشت ۱: بالاترین سطح آمادگی نیروهای مسلح آمریکا در این مقیاس ۱ است  و کمترین آن ۵ است، که البته فقط یکبار در جریان بحران موشکی کوبا این مقیاس به ۲ ارتقاء داده شده است وگرنه بیشتر موارد در همان ۴ یا ۵ است.

پینوشت۲: با تشکر از جادی عزیز که انگیزه داد تا این پست رو بنویسم…

.

.

پیروز و برقرار باشید

مسعود زمانی

۲۰ مرداد ۱۳۹۲

–***–

«اگر از طریق فید (خوراک) من این نوشته را مطالعه می‌کنید، برای دسترسی مستقیم از این لینک استفاده کنید»

–***–

آخرین بازمانده ما

۳ تیر ۱۳۹۲ ۱۴ دیدگاه

آخرین بازمانده ما

.

سلام

.

.

پوستر بازی آخرین بازمانده ما

پوستر بازی آخرین بازمانده ما

من هرکاری که بکنم بازیهای کامپیوتری همیشه یکی از اصلی ترین تفریحات من بوده و خواهد بود. متاسفانه دیگه مثل قدیما خیلی وقت برای انجامشون ندارم و نهایتاً هر هشت نه ماه یکبار یک بازی رو میتونم اونجوری که دوست دارم، انجام بدم. توضیح اینکه بازی که میگم منظورم فوتبال و اینا نیست (چون اینا بطور هفتگی و روتین داره انجام میشه) بلکه بازیهای شاخص و خوبی هست که هم هیجان داره و هم داستان خیلی خوبی داره. تو سری Call of Duty خب الان این دو قسمت Black Ops (بخصوص قسمت اولیش) از لحاظ داستان‌پردازی فوق العاده بوده و همچنین از نظر نوع سبک روایی نسخه جدید Tomb Raider خیلی عالی بود. Resident Evil: Revelations زیاد چنگی بدل نزد و همچنان با فاصله زیاد Resident Evil 4 بهترین بازی این سری محسوب میشه. تعریف بازی Walking Dead رو خیلی شنیدم ولی خب بازیش چنگی به دل نزد. در عوض Assassin’s Creed 3 بسیار جذاب و دلنشین بود مثل همه بازیهای قبلی خودش. البته ذکر این نکته الزامی هست که اول و آخر همه بازیهای تاریخ به نظر من سری Metal Gear Solid بوده و خواهد بود، کلاً این Hideo Kojima تمام نشدنی هست. این بازی‌ها همه چیز رو در کمال خودش داره، هیچان، داستان، انعطاف پذیری بازی، کاراکتر باورپذیر و البته خلاقیت… بهیچ وجه نمیتونم حتی این بازی رو با بقیه بازیهای متداول مقایسه کنم. بنابراین کلاً بازیها به دو بخش تقسیم میشوند: سری Metal Gear Solid و بقیه بازیها…

کاور قسمت اولی بازی Metal gear Solid

کاور قسمت اولی بازی Metal gear Solid

حالا تو این روند بازی کردن من یه سری مشکلاتی هم بوجود میاد همیشه که بزرگترینشون نسخه های اختصاصی کنسول‌ها هستند. مثلاً همین قسمت چهارم بازی Metal Gear Solid که با عنوان Metal Gear Solid 4: Guns of the Patriots فقط برای کنسول PlayStation 3 اومده بود و قشنگ یادمه که شرکت سونی کنسول خودش رو با این بازی تبلیغ میکرد!!! خب من یا باید میرفتم یه کنسول PS3 میخریدم فقط بخاطر این بازی (که البته خدا شاهده که PS2 رو بخاطر قسمت سوم همین متال گیر خریدم!) یا یک راه دیگه پیدا میکردم. اون راه دیگه با سرچ برام مشخص شد، هشت یا نه سال پیش فهمیدم یک عده ای هستند که مثل من خوره هستند و طبیعتاً نیازهای!! امثال من رو درک میکنند، در نتیجه خیلی شیک و قشنگ میان کل بازی رو با کیفیت خوب ضبط میکنند و روی اینترنت میزارن، یعنی شما هم کل سیر بازی و هم فیلمهاش رو خیلی قشنگ و در حالیکه به صندلی تکیه دادی میبینی… و صدالبته که چون اون ها خیلی آدمهای فهیمی هستند بازی رو با تمام ریزه‌کاریهاش انجام میدن. البته خب اینجوری خودت نمیتونی که لذت کشف معماها و حل کردن چالشهای بازی رو ببری ولی خب از هیچی که بهتره…

کاور بازی Metal Gear Solid 4: Guns of the Patriots

کاور بازی Metal Gear Solid 4: Guns of the Patriots

decorative-lines-3

حالا این مقدمه طولانی رو گفتم که اشاره ای کنم به یک بازی اختصاصی کنسول PS3 به نام «آخرین بازمانده ما – The Last Of Us» که هم تو نمایشگاه E3 پارسال و هم امسال بعد از انتشار اینقدر سروصدا کرد که کنجکاو شدم و ویدیوی کل بازی رو دانلود کردم و یکضرب به مدت سه ساعت و نیم تماشایش کردم. این بازی تا اینجا پرفروش ترین بازی سال بوده و تقریباً از تمام سایتهای معروف امتیاز کامل گرفته… بازی توسط کمپانی خوشنام Naughty Dog ساخته شده که بازی خوبی نظیر Uncharted هم در کارنامه خودش داشته.

کاور بازی آخرین بازمانده ما

کاور بازی آخرین بازمانده ما

داستان بازی روایتی از یک رخداد بیولوژیکی است که در اثر رها شدن هاگهای یک قارچ با ریشه نامشخص جهشهای ژنتیکی در انسانها رخ میدهد که باعث تغییر رفتار و تهاجمی شدن آنها میشود. خب این یک plot خیلی معمول همه بازیها مرتبط با زامبی‌ها و شبیه آن است. ولی بنظر من کوچکترین و بی اهمیت ترین بخش داستان بازی همین نکته است. بزرگترین نکته بازی چالشهای روانی و تحول شخصیتی کاراکترها در چهارچوبی نظیر سریال The Walking Dead هست که باعث میشه نتونی چشم از بازی برداری.

بازی آخرین بازمانده ما

بازی آخرین بازمانده ما

داستان بازی در ابتدا به شکلی هول انگیز مواجهه جوئل و دخترش با لحظات اولیه این رخداد را نشان داده که پایان تلخی هم دارد. سپس داستان بیست سال به جلو میرود و با یکسری از رویدادهای تصادفی کاراکتر جوئل در تقابل با کاراکتر Ellie قرار میگیرد و دست سرنوشت در سفری ادیسه وار این دو را راهی جستجویی شهر به شهر برای یافتن بقایای گروهک شبه نظامی و شورشی Fireflies میکند که شاید بتوانند به کمک Ellie چاره‌ای برای نجات بشریت بیابند.

بازی آخرین بازمانده ما

روند فروپاشی و سپس احیای وجه پدرانه جوئل و رام شدن کاراکتر بی اعتماد و پرچالش الی در طی داستان خیلی عالی به تصویر کشیده شده، این که میگم خیلی عالی باید ببینید تا متوجه شوید، بدون تعارف فراز و فرودهای داستان بازی از خیلی از فیلمهای اسکاری هم بهتر پرداخت شده است.

جوئل و الی در نمایی از بازی آخرین بازمانده ما

جوئل و الی در نمایی از بازی آخرین بازمانده ما

خشونت عریان بازی و قربانی شدن بی‌رحمانه کاراکترهای فرعی و اصلی بازی که چند سال است خیلی در فیلمها و سریالها مد شده است در داستان این بازی نیز به وفور یافت می‌شود و به واقعی‌تر کردن روایت کمک زیاد کرده است. این روند قربانی شدن کاراکترهای اصلی در سریالهای The Walking Dead و البته Game Of Thrones بسیار دیده شده است بخصوص در فصل سوم سریال بازی تاج و تخت و بویژه در قسمت نهم سریال که به اوج میرسه… {پینوشت}

نمایی از قسمت نهم، فصل سوم سریال بازی تاج و تخت

نمایی از قسمت نهم، فصل سوم سریال بازی تاج و تخت

بازی The last Of Us در یک کلام محصور کننده بود، چه از نظر گرافیک و gameplay چه از نظر بدعتهای تکنیکی در نورپردازی و زاویه دوربین و جزئیات محیطی و البته افکت‌های صوتی … و همونطور که در بالا هم اشاره کردم امتیازهای بالای سایتهای خیلی سختگیری نظیر IGN و GameSpot موید همین نکته هست.

امتیاز سایتهای مختلف بازی به

امتیاز سایتهای مختلف بازی به “آخرین بازمانده ما”

ولی یک بخش خیلی مهم دیگر نیز در این بازی هست که محرک اصلی من در نوشتن این پست بود، و اونهم موسیقی درخشان بازی است که ساخته آهنگساز بنام و توانمند آرژانتینی «گوستاوو سانتائولایا –Gustavo Santaolalla » است که همه فیلمبازها بخاطر موسیقی متن فیلمهایی نظیر «Amores perros – عشق سگی» ، «۲۱ گرم – ۲۱ Grams»، «کوهستان بروکبک – Brokeback Mountain» و «بابل – Babel» ارادت و احترام ویژه‌ای برای ایشون قائل هستند که این دو فیلم آخری برای ایشان جایزه‌های اسکار بهترین موسیقی متن در سالهای ۲۰۰۵ و ۲۰۰۶ رو به ارمغان آورده است. من که از شنیدن موسیقی متن ۲۱ گرم و بابل هیچوقت خسته نمیشم… نوای سحرانگیز گیتار جزء لاینفک موسیقی ایشون هست و تو هر آلبوم یک گام بزرگ رو به جلو برمیداره… کافیه نوع و تکنیکهای آلبوم‌های ایشون رو به ترتیب مقایسه کنید…

گوستاوو سانتائولایا - Gustavo Santaolalla

گوستاوو سانتائولایا – Gustavo Santaolalla

تو این ویدیو ایشون در مورد خودشون و همچنین ساخت موسیقی این بازی توضیحات خیلی خیلی جالبی میدهد که میتونید اون از این لینک  تماشا کنید و یا از اینجا دانلود کنید.

پیشنهاد اکید دارم که موسیقی متن بازی رو گوش کنید، حتی اگر از بازهای کامپیوتری متنفر!! هم هستید هم این آلبوم رو از دست ندهید، بخش عمده‌ای از فضاسازی احساسی و عاطفی بازی بر دوش همین موسیقی بوده، بخصوص ۱۰ دقیقه آخر بازی بدون موسیقی گوستاوو سانتائولایا غیرقابل تصور است (صحنه فرار جوئل در حالیکه الی رو در آغوش گرفته و نماهای کوهستان). سه تا از تراکهای خوب این آلبوم روبرای دانلود میزارم. کل آلبوم رو هم میتونید از این آدرس در آیتیونز تهیه کنید.

کاور بازی آخرین بازمانده ما

کاور بازی آخرین بازمانده ما

نام تراک

لینک دانلود

حجم (Mb)

All Gone (The Outside)

لینک دانلود

۲٫۵

The Last of Us

لینک دانلود

۳٫۵

The Path (A New Beginning)

لینک دانلود

۳٫۰

ضمناً اگر مثل من خوره‌بازیتون گل کرد و خواستید کل ویدیوهای بازی رو دانلود کنید میتونید تو سایت یوتیوب و یا دیگر سایتهای اشتراک ویدیو با چنین عبارتهایی جستجو کنید: The Last Of Us All Cutscenes و یا The Last Of Us All Story و نظایر آن…

همچنین از سایتهایی نظیر فایل گیر هم میتونید برای مستقیم کردن لینک ویدیوها استفاده کنید.

decorative-lines-2

پیروز و سربلند باشید

مسعود زمانی

۲ تیر ۱۳۹۲

——-

پینوشت: من پارسال جلد سوم کتاب بازی تاج و تحت را بخاطر همین صحنه که تو کتاب اسم فصلش Red Wedding بود با لعن و نفرین به روح جورج آر.آر مارتین تموم کردم و علیرغم اون حرص و ولعی که برای خوندن کتاب داشتم شاید نزدیک شش ماه دست و دلم برای خوندن جلد بعدی نمیرفت…

کاراکتر الی در نمایی از بازی آخرین بازمانده ما

.

.

–***–

«اگر از طریق فید (خوراک) من این نوشته را مطالعه می‌کنید، برای دسترسی مستقیم از این لینک استفاده کنید»

–***–

.