خانه > سینما, فیلم, موسیقی > رویایی در رویا

رویایی در رویا

متن زیر خیلی سریع و بعد از دیدن فیلم نوشته شده و برای اینکه برای وبلاگ آماده بشه خیلی جاهای مطلب رو خلاصه کردم… اگه ناهماهنگی میان پاراگرافها میبینید پیشاپیش عذر میخوام


رویایی در رویا

پوستر فیلم Inception


بدون هیچگونه تردیدی فیلم Inception (من نمیدونم چه اصراری هست که اسم فیلم رو ترجمه کنیم، اونایی که میگن اسم فیلم “سرآغاز” هست مطمئناً هیچکدوم فیلم رو ندیدند) بعنوان یه اثر ماندگار سالها تو ذهن تمام بیننده ها باقی میمونه. این فیلم در یک مدت کوتاه تونسته رتبه سوم بهترین فیلمهای تاریخ رو توی سایت IMDB بخودش اختصاص بده.. ایده فوق العاده و جدیدی که تو این فیلم مطرح میشه (بخصوص الان که کمتر سوژه نابی برای فیلمسازها وجود داره!) هرکسی رو با هر سطح معلومات و علاقه مندی به فکر فرو میبره… من معمولاً از نوشتن و توضیح دادن داستان فیلمها پرهیز میکنم چون نمیخوام کسی رو از لذت دیدن اولیه محروم کنم. بنابراین اون چیزی که در ادامه میخونید تا جای ممکن سعی میشه مانع لو رفتن داستان فیلم بشه ولی بهر شکل اینجا برمبنای اصول وبنویسی یه  Spoiler Alert  یا بقولی همون “خطر لوث‌شدنمیزارم.



بزرگترین نکته درباره این فیلم اینه که نمیتونی برای کسی تعریفش کنی و بنابراین زیاد نگران نباشید. یعنی یجوریه که ثانیه به ثانیه اش رو باید بگی تا مفهوم فیلم جا بیفته…

من نه اینکه تخصصشو نداشته باشم! نه… ولی زیاد دوست ندارم راجع به بازی فوق العاده “دی کاپریو” تو فیلم صحبت کنم یا موسیقی درخشان هانس زیمر که همیشه فوق العاده هست… اینها رو بزاریم تو ماهنامه فیلم و دنیای تصویر و وبلاگهای تخصصی صحبتش رو بکنند… من وبلاگ نویس ساده ای بیش نیستم…


ابتدا در مورد ایده فیلم صحبت کنیم که گفته میشه “کریستوفر نولان” که توی کارنامه اش فیلمهای ارزشمندی مثل پرستیژ، بیخوابی، بتمن (بتمن آغاز میکند و شوالیه تاریکی) و البته یادگاری به چشم میخوره (که فیلم شوالیه تاریکی توی لیست ده فیلم برتر من جای محکمی رو به خودش اختصاص داده که البته بعد از Inception یخورده جاش تنگ شده!)، ایده فیلم رو طبق گفته خودش از دهه نود همراه خودش داشته و بدنبال البته امکانات مناسب (فیلم رو ببینید میفهمید منظورم چیه) برای بوجود آوردن دنیای فیلمش باشه. فیلمنامه رو هم نسپرده دست  کس دیگه ای و خودش تمام و کمال روش کار کرده…



خیلیها روی اوژینال بودن ایده فیلم قلم فرسایی کردند ولی همینجا میگم که نه اصلاً اینطور نیست بنظر من…. بعنوان یه انیمه
باز تیر! عرض میکنم که این داستان (البته نه به این زیبایی و قدرت) توی انیمه ای به نام Paprika در سال ۲۰۰۶ مطرح شده بود. دیدن اون انیمه رو به همه گرافیستها و آدمهایی که دنبال ایده های ناب هستند پیشنهاد میکنم. ولی این نکته هیچی از ارزشهای فیلم نولان کم نمیکنه…

نولان با قدرت کامل و کنترل بینظریش روی تک تک صحنه های فیلم تونسته اثری رو خلق کنه که هم بیننده معمولی و هم منتقدین رو  در زمانی حدود دو ساعت و نیم روی صندلی میخکوب کنه (البته اپیزود کوهستان یکم پرت و پلا شده بنظرم)… بنظر من هرکسی به اندازه قدرت تخیلش از فیلم نولان لذت میبره… یعنی هرچقدر ذهن بازتری داشته باشید بیشتر از فیلم لذت میبرید… چون در اثنای فیلم یوقتهایی پیش میاد که شروع به تخیل میکنید (که البته ضرباهنگ قدرتمندش این اجازه رو زیاد نمیده) و ذهنتون با دنیایی فکر مورد حمله قرار میگیره… این فیلم هم مثل “سه گانه ماتریکس” بیشتر از اینکه در هنگام دیدن فیلم ذهنتون رو درگیر کنه، بعد از تماشای فیلم هست که کلیدی بدستتون میده تا درب اتاقهای صدها و هزاران فکر رو که قبلاً یه گوشه ذهنتون قایم کرده بودید باز کنید…

سالها پیش یادمه یکبار دنبال این بودم که تئوریهای پایان دنیا چیه… یعنی چجوری قراره بشر کلهم خلاص بشه از این دنیا… انواع برخورد شهابسنگ و نمیدونم حمله فضاییها و ۲۰۱۲ و هزار تا چیز دیگه تو اون جستجو برام لیست شدند، ولی بین اونها خلاقانه ترین پایان دنیا یه جمله بود که بنوعی میشد گفت بیشتر یه آغاز بود تا یه پایان … در اون  جمله پایان دنیا رو بیدار شدن بشر از یه خواب تعبیر کرده…

ژوانگ زِهفیلسوف بزرگ چینی یکبار با دیدن یه پروانه توی خوابش شعری رو سروده با این مضمون:

«شبی خواب دیدم که پروانه ام و از گلی به گل دیگر می پرم
بی خبر بودم از اینکه ژوانگ زه ام
ناگه برخاستم و باز ژوانگ زه شدم
ولی نمی دانستم که آیا من ژوانگ زه ام
که خواب دیدم پروانه شده بودم
یا پروانه ام و خواب میبینم که ژوانگ زه شده ام.»



(که البته اینهم خودش دستمایه اصلی یه انیمه معروف و دیدنی دیگه بنام “Cowboy Bebop… هست که “دنیای تصویر” نوشته گویا قرار فیلمش رو هم بسازند)!!… یجوری مثل دنیایی که تو ماتریکس تصویر شده… به زبان ساده وقتی حقیقت اصلی و واقعی برایت روشن میشه اون وقت دیگه این دنیا به پایان میرسه و تو قدم در دنیای واقعی میزاری…

در فیلم Inception شما با این مسئله روبرو هستید (جدا از جذابیت های تصویری و تعلیق موجود در فیلم) که شاید تمام اون چیزی که دارید می بینید یک خواب بوده و توهمی بیش نباشه… حالا من کاری ندارم که فیلم داره داستان یه تعداد متخصص رو میگه که دارن روی وارد کردن ایده در خواب به ذهن شخصی کار میکنن… من میگم که چند لحظه فقط چند لحظه به این فکر کنید که شاید همه اینهایی که واقعیت فرضشون میکنیم خواب کسی باشه… این ایده در فیلم هم بنوعی مطرح میشه، بخصوص در پایان فیلم که فرفره همچنان داره میچرخه و هنوز به زمین نیفتاده…

شاید خنده دار باشه ولی این بنظر من یه دریچه جدید باز میکنه به جهان بینی های فلسفی بشر (شاید قبلاً هم باز بوده و من خبر ندارم)… تابحال وقتی میخواستند خیلی عرفانی فکر کنند میگفتند شما یه پرده ای جلوی چشمات هست که مانع دیدن حقیقت میشه و باید اون پرده کنار بره… تمام مکتب های عرفانی روی این مسئله تاکید دارند که دنیا اون چیزی نیست که میبینید  و میشنوید…  اینجا هم نمیخوام بحث کنم که ادراکات ما از دنیا در نهایت همه پالسهای الکتریکی بیش نیستند که توی مغزمون اتفاق می افته همشون هم قابل گول زدن هستند (این پست های دکتر مجیدی {۱ ، ۲ ، ۳} رو از دست ندید)… اینم نمیگم که اون مکاتب اشتباه میکردند یا نه… چون سطح معلومات و درونیات من به اون اندازه نیست که همه حرفهاشون رو درک کنم…

ولی بنظر من شاید یک روش درست بیان کردن این موضوع (که همه چیز بنوعی توهمه!!) اینه که ما توی یه رویا گیر کردیم… اونهم نه رویای خودمون لزوماً!!! شاید ما یک بخشی از رویای دیگری باشیم… شاید خیلی آوانگاردی باشه و یا خیلی نامحتمل… ولی اگه درست نگاه کنیم توی دنیا واقعیت اینه که هربخشی رو نگاه کنیم یه افرادی کنترل همه چیز رو در دست دارند (مستقیم یا غیر مستقیم) و اونها هستند که قوانین و ساختار رو تعیین میکنند… بعد خود اون افراد تو مقیاس های بزرگتر میبنید بخشی از یه سیستم دیگه هستند، که اون سیستم هم داره قوانین اونها رو وضع میکنه.


اینو به مسائل سیاسی هم ربطش ندید… من توهم توطئه هم ندارم…. ولی واقع گرا باشیم… خود شما  تا چه حدی روی زندگیتون کنترل دارید؟ چه پارامترهایی توی زندگیتون در اختیار خودتونه؟… شاید هم من اشتباه میکنم و همه اینجوری نباشند، ولی من مطمئنم که بخش اعظمی از مردم این کره خاکی تو رویا هستند… اونهم نه تو رویای خودشون بلکه تو رویای افراد دیگه و این توالی تا بالاترین نقطه ادامه داره…

نقطه تلخ ماجرا میتونه این باشه که در نهایت اون نفر آخر (یا در واقع اول!) خودش توی خواب باشه! بگذریم… من نه فیلسوفم و نه دوست دارم باشم و تمام این نوشته ها هم شاید یه حمله عصبی-هیجانی! باشه برای منی که ظرفیت دیدن یه فیلم درست و خلاقانه رو نداشتم (چون تعدادشون خیلی خیلی کمه، شاید سالی دو عدد)… ولی خداییش ارزششو رو داره اگه چند دقیقه ای به این فکر کنید که شاید همه تو خواب باشیم (که البته در نوع غفلتش رو همه هستیم) و شاید خواستیم یه تکونی به خودمون بدیم و پارامترهای تاثیرگذار روی زندگیمون رو تا جایی که ممکنه تو دست خودمون بگیریم…

راستی ماه رمضان مبارک باشه

——
مسعود – مرداد ۸۹

پستهای مشابه:

  1. manizheh
    ۲۱ مرداد ۱۳۸۹ در ۰۳:۱۲ | #1

    این ماه مهمانی هم بر شما مبارک باشد.

    فیلم را بعد اینکه اینترنت مان وصل شد حتما دنلود می شود.

    اما فعلا نظری نمی دهم
    پاسخ مسعود زمانی : مبارک شما هم باشه… حتماً ببینید… دلتان شاد و اینترنتان برقرار باشد همیشه

  2. ۲۲ مرداد ۱۳۸۹ در ۰۱:۳۱ | #2

    سلااام

    جالب بود شاید واقعا همینطوری باشه!!

    راستی منم بالاخره وبلاگمو راه انداختم!!
    پاسخ مسعود زمانی : مبارکه… دیگه یه مشتری همیشگی پیدا کردی… هر روز چک میکنم وبلاگتو

  3. دختر عامو
    ۲۳ مرداد ۱۳۸۹ در ۰۰:۴۰ | #3

    مرسی مرسی
    پاسخ مسعود زمانی : خواهش ، خواهش

    شاد و سربلند باشید همیشه

  4. manizheh
    ۲۳ مرداد ۱۳۸۹ در ۱۸:۲۷ | #4

    فیلم را دیدم ، البته قبلا دنلود شده بود اگر شما تبلیغ نکرده بودید شاید گذرم به این فیلم نخورده بود از این بابت خیلی ممنون ، نکات بسیاری داشت هرچند با یک بار دیدن انگار کمه تا بعضی جا های فیلم را درک کرد ، مثلا همین کوهستان به قول شما خیلی پرت بود

    جدا فکر کنم بنده هم هنوز خوابمااا

    باید سعی کنم هر چه زودتر بیدار شوم

    اما در مورد رویا خیلی حرف وجود دارد باید وباره فیلم را نگاه کنم شاید نکاتی دیگر یافتم

    و تحلیل شما هم جالب بودا
    پاسخ مسعود زمانی : ممنونم… و خوشحالم که باعث شدم این فیلم رو ببینید… صددرصد نکات زیادی رو فیلم هست که با یکبار دیدن نمیشه بهشون پی برد…

  5. فیروزه
    ۲۵ مرداد ۱۳۸۹ در ۱۹:۱۲ | #5

    حدود یک هفته است به فکر این Inception ام! مرسی که در موردش نوشتید!

    راستی ماه رمضون شما هم مبارک باشه:)
    پاسخ مسعود زمانی : خیلی فیلم خوبیه… حتماً پیگیر باشید برای دیدنش… راستی دعای ما فراموش نشه

  6. ۲۵ مرداد ۱۳۸۹ در ۲۰:۳۸ | #6

    با سلام

    موضوع این فیلم اصلا موضوع جدیدی نیست.

    ابن عربی می گه:

    کلما فی الکون وهم او خیال

    او عکوس فی المرایا او ظلال

    همه چیز در عالم هستی وهم و خیالی بیش نیست که مانند عکسی در اینه یا سایه ای است. عرفای ما قرنها پیش گفتن این رو و ابن عربی گفته تا کسی این جمله رو نفهمه، به هیچ مقامی نمی رسه. همون عالم مثل افلاطون که می گفت توی همین فیلم هست.

    البته مولا علی هم در حدیثی شریف فرمودن که این دنیا خابی بیش نیست.
    پاسخ مسعود زمانی : خیلی ممنونم دوست عزیز… آثار ابن عربی تو لیست مطالعه ام هستند و حتماً هرچه سریعتر استارتشون رو میزنم… ولی گفتن یک حرف تا حد زیادی به چگونه گفتنش هم برمیگرده… یعنی قدرت اثرگذاری رو میشه با نحوه ارتباط صدها برابر افزایش داد و این یعنی (به زعم من) همون کاری که ماتریکس یا همین فیلم اینسپشن انجام دادند…

    بازهم ممنون

  7. حبه
    ۲۶ مرداد ۱۳۸۹ در ۰۸:۱۰ | #7

    که اینطور!! …. شما دیگه باید کشته بشید! قرار نبود این چیزها رو بفهمید … متاسفم … بنننننننگ!!
    پاسخ مسعود زمانی : من.. من.. من میتونم همه چی رو توضیح بدم… یه لحظه دست نگهدار… بنننننگ!!!!

  8. رعنا
    ۵ شهریور ۱۳۸۹ در ۱۱:۵۶ | #8

    به جرات میتونم بگم بعد از ماتریکس فیلمی که بتونه تحت تاثیر قرارم بده ندیده بودم تا اینکه به لطف دوست خوبم که خودش می دونه کیه این فیلمو دیدم و بسیار لذت برم.

    تفسیر بسیار خوبی بود، مثل خود فیلم ازش لذت بردم مسعود جان
    پاسخ مسعود زمانی : سلام من را به آن دوستتان! برسانید و از وی تشکر کنید… ممنون از کامنتت

  9. pureLight
    ۲۶ تیر ۱۳۹۲ در ۰۵:۱۱ | #9

    سپاس از تحلیل ژرف
    گذرم به اینجا افتاد، بی انصافی دیدم از آگاهی که می‌دید تشکر نکنم.

    من از وقتی که تو سال ۲۰۰۵ فیلم ماتریکس را در برنامه “سینما و ماوراء” از شبکه ۴ دیدم بدجوری تو نخش بودم؛ هرچند دبیرستان بودم
    بعد سال‌ها که اینترنت و فیلماش باب شد و تونستم نسخه‌های کیفیت بالاش را ببینم و -البته ذهنم بازتر شد- بدجوری تو فکر واقعی بودنش بودم. حتی الانه هم سعی می‌کنم حتماً هرساله سه‌گانه ماتریکس + انیمیشن‌ Animatrix را ببینم، چون علاوه بر آگاهی قبلی شناخت و دانش جدیدی از هربار دیدنش درک می‌کنم.

    فیلم “تلقین /الهام -Inception ” را هم چندبار تماشا کردم ولی عمق و کشش ماتریکس برام بیشتر بود.

    درسته مجموعه ماتریکس برای قبله ۲۰۰۳ هستش ولی اگه نقد یا رهیافت خودتون هم از اون بنویس ممنون میشم.
    من چندی پیش تو یه سایتی دیدم که قرار ادامه‌ای برای ماتریکس تو ۲۰۱۴ ساخته بشه، هرچند شاید شایعه باشه

    مطمئناً فیلم اطلس ابر-Cloud Atlas – خواهر و برادر واچوسوکی را هم دیدید که به موضوع تناسخ اشاره داره، (دکتر مجیدی نقد خوبی براش نوشته)

    • مسعود
      ۲۷ تیر ۱۳۹۲ در ۰۰:۴۷ | #10

      سلام دوست من،
      قسمت اول فیلم ماتریکس شاید بزرگترین اتفاق سینمایی دهه نود بود از نظر من… فوق العاده بود… در مورد سه گانه ماتریکس خب دنیایی مطلب نوشته شده ولی خداییش ندیدم کسی منصفانه و عمیق بیاد برخی وجوه عرفانی اونو نقد کنه و توضیح بده… اینم بگم برای فهمیدن درست فیلم اتفاقاً باید بازی ماتریکس رو هم انجام داد که شرح بخشی از وقایع فیلم (که در نسخه سینمایی نشان داده نشده) هست… مثلاً اینکه Niobi چجوری کلیدساز رو پیدا میکنه و یا قبل و بعد از اتفاقات کلیدی فیلم چه اتفاقی می افته… من کمتر دیدم کسی هم انیماتریکس رو دیده باشه و هم بازی رو تا آخر رفته باشه و هم فیلم ها رو کامل دیده باشه و هم اطلاعات نمادشناسی و تاریخی و عرفانی (بخصوص عرفان هندی) رو بدونه و تازه بدون غرض ورزی این فیلم رو نقد کرده باشه…ای فیلم اینقدر جزئیات داره که دیوانه کننده هست (از لهجه کاراکترها تا میمیک صورتشون همه و همه حساب شده و با برنامه هست)… تو همون برنامه سینما ماوراء، علیرغم ارادت فراوانی که برای آقای عالمی دارم ولی خزئبل محض داشت گفته میشد که چیزی جز تراواشات ذهنی آدمهای توهم توطئه ای نبود… ماتریکس نقد خوب فارسی منسجم نداره ولی یادمه که دنیای تصویر تو یکی از شماره هاش واژه شناسی خوبی روی شخصیتها و لوکیشن های فیلم کرده بود… از نام سفینه (بخت النصر) گرفته تا اسم مورفیوس یا پرسیفونه…
      در کل اینجو نقدها نوشتنش هم یکم شجاعت میخواد و هم یه عالمه همت… من خودم ترجیحم اینه که فیلم ها رو بزارم و روی فیلم برای دوستان توضیح بدم، چون اون حجم از داده رو اگر بخوای بنویسی خودش یک ویکی پدیا میشه برای خودش…:)
      در مورد Cloud Atlas من خودم هم اولش برداشتم این بود که نگرش فیلم از تناسخ گرفته شده ولی طی بحثی طولانی با یکی از دوستانم به این نتیجه رسیدم که اتفاقاً تناسخ (به مفهوم کلاسیک و شرقی خودش) موضوع فیلم نیست… موضوع بیشتر جریان سازی هست… خیلی دوست داشتم راجع بهش بنویسم ولی خب من وقتی کسی راجع به فیلمی نقد خوب مینویسه دیگه سعی میکنم سمت نوشتنش نرم. مطلب دکتر مجیدی هم نسبتاً جامع و مانع بود…

      خیلی خیلی ممنون از کامنتت

      پیروز و سربلند باشی همیشه دوست من

  10. ۲۸ اسفند ۱۳۹۲ در ۲۳:۴۲ | #11

    روی پست‌های قدیمی کامنت هم قبوله؟(:
    ۱ \ در مورد این ماتریکس، نقد کامل انگلیسی چیزی تو ذهن دارید؟ اگه ویدئو مانند باشه که عالیه.
    ۲ \ تو عرفان هم انگار این خواب بسیار مهمه. تو جزوه‌ی اخلاق حاج‌آقا علیپور هم اشاره می‌شه که خواب از بزرگ‌ترین موهبت‌های خدا هست و با تفکر بهش می‌شه شروع کرد به رفتن به مراحل بعدی. جایی هم اشاره می‌شه که از معجزاتی هست که زمانی خدا به انسان اهدا کرد.

    • مسعود
      ۲۹ اسفند ۱۳۹۲ در ۰۸:۵۷ | #12

      روی پستهای خیلی خیلی قدیمی دیگه نه 🙂
      ۱ – در مورد ماتریکس تو اینترنت بصورت منسجم چیز خوبی نیست، باید خیلی بگردی و تیکه های پازل رو از جاهای مختلف کنار هم بزاری، مثلاً ارتباط اسامی با اسطوره شناسی هندی و یونانی و یا فلسفه هندی با مدرنیته که همه باعث غنای ساختاری و مفهومی ماتریکس شدند. من که اینجور بسته نقدی رو تا حالا ندیدم
      ۲ – دقیقاً همینطوره، شما توی همین پروسه خواب و خواب دیدم غور کنی کلی سئوال و البته روشن بینی نصیبت میشه، ولی فقط اون بُعدش رو نبین، از منظر فیزیولوژیکی هم بهش نگاه کن و بعداً این دوتا رو با هم ترکیب کن، خیلی بینش خوبی نسبت به انسان پیدا میکنی.

  1. ۱۰ بهمن ۱۳۸۹ در ۰۹:۰۹ | #1
  2. ۲ دی ۱۳۹۰ در ۰۷:۲۵ | #2
  3. ۳ آذر ۱۳۹۲ در ۲۲:۵۵ | #3
  4. ۶ آذر ۱۳۹۲ در ۲۱:۳۶ | #4

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: