خانه > انیمیشن, سینما, فیلم > آنچه گذشت…

آنچه گذشت…

سلام

درگیری های کاری و یه مقدار وسواس باعث شده که خیلی بین پست ها فاصله بیفته…

این بار یکم روش قدیمی بلاگ رو تغییر میدم و بجای یک فیلم یا انیمیشن، تمامی فیلم هایی را که در دو ماه گذشته دیدم و یادم میاد، بصورت مختصر مرور میکنم.

توضیح ۱) اینکه فیلم ها نظم خاصی ندارند.

توضیح ۲) اسم فارسی فیلم ها سلیقه شخصی من بوده و دلیلی بر درست بودنش محسوب نمی شود.

 

۱- حنا (هانا) – Hanna

(حنا، دختری در کشتارگاه!!)


وقتی اسم “اریک باناEric Bana” میاد و ناخودآگاه فیلم هایی مانند “ترواTroy” و “مونیخMunich” رو به یادتون میاره، انتظار دارید فیلم «حنا» هم اثر برجسته ای باشه که متاسفانه بجز یکی دو صحنه تاثیرگذار هیچ چیز خاصی تو این فیلم مشاهده نمیشه…

بنظر خودم وقتم تلف شد با دیدنش… داستان بدون پشتوانه، کاراکترهای کاغذی و از همه بدتر بازی های افتضاح “کیت بلانشتCate Blanchett” و “اریک بانا” و از همه بدتر “ساوریس رونان – Saoirse Ronan” کاملاً روی اعصاب بود… داستان اینقدر سوراخ سنبه داره که واقعاً نمیدونم از کجاش بگم. ولی فیلم برداری یکی دو تا صحنه قابل تقدیر بود… که اونهم قابل اغماضه…

۲- پاولPaul

(بیگانه منحرف دوست داشتنی)

بعد از فیلم فوق العاده متفاوت و جذاب “شان مردگان – Shaun of the Dead“، دو کاراکتر اصلی فیلم در اثر جدیدی به نام پاول ظاهر شده اند که هرچند مثل فیلم قبلی بدیع نبود، ولی واقعاً اثر سرگرم کننده ای از کار درآمده است. شوخی های زننده فیلم و بعضاً ضد مسیحی فیلم شاید به مذاق خیلی ها خوش نیاد ولی در کل داستان جالبی دارد. مخلوطی از یه فیلم جاده ای دهه شصتی و “ای تیE.T” و البته “برخورد نزدیک از نوع سومClose Encounter of The Third Kind” به همراه مقادیر متننابهی “مردان سیاهپوشMen In Black“…

“گرام” و “کلایو” از این خوره های فیلم و کامیک دست و پا چلفتی هستند (نمونه دم دستی ولی باهوش ترشان اینها هستند!!) که برای دیدن “کامیک کُن – Comic-con” راهی آمریکا شده اند و سرنوشتشان با پاول گره میخورد که یک موجود فضایی سقوط کرده است که در یک پایگاه نظامی در “منطقه ۵۱Area 51” اسیر بوده… این دو نفر اینبار قصد دارند این موجود بی ادب، چشم چران و خوشگذران (البته نه به معنای خوبش!!!) را به محل ورود سفینه دوستانش برسانند تا بتواند به خانه بازگردد… شوخی های فیلم اغلب کلامی هستند و صادقانه باید بگم بعید میدونم برای ما ایرانی ها خیلی خنده دار باشه…

غافلگیرکننده ترین صحنه برای من ورود “سیگورنی ویورSigourney Weaver” بعنوان مشهورترین «بیگانه کش» تاریخ سینما در انتهای فیلم بود…

 

۳- سنا – Senna

(سامبا، پشت فرمان هوندا)

“سنا” از آن دست مستندهایی است که با وجود بیگانه بودن آدمهای درونش و فرهنگ حاکم بر آنها، بدجوری به دل مینشیند… برای امثال من که “فرمول وان – Formula 1” تنها در اخبار ورزشی و اسم شوماخر و رایکونن معنی پیدا کرده، شنیدن اسم “آیرتون سناAyrton Senna” هیچ معنی خاصی ندارد. ولی برای مردم برزیل و ایتالیا و خیلی های دیگر “سنا” یکی بزرگترین قهرمانان و به قولی بزرگترین چهره ورزشی کشور برزیل بعد از “پله – Pelle” بوده است.

مستندی بسیار دیدنی از زندگی شخصی و حرفه ای فردی که میتوانست در رفاه کامل باشد (با توجه به پدر بسیار ثروتمندش) ولی هیجان و سرعت و البته خطر را پیشه کرد و در دل یک ملت رنج کشیده، خود را جاودانه کرد. در دورانی که فوتبال برزیل یکی از طولانیترین دوران افول خود را طی میکرد (۱۹۸۴-۱۹۹۳) تنها التیام بخش دلهای مردم برزیل مشاهده مهارتهای کم نظیر سنا در پیستهای مختلف بود…

نمیدونم این مستند تابحال پخش شده یا نه ولی واقعاً از دیدنش لذت بردم.

 

۴- شینوبی – Shinobi

(تاوان عاشقی، در بازی بزرگان)

اسم شینوبی خودش به تنهایی برای من یکدنیا خاطره است، قبلاً تو این پست راجع به عشقم (به معنای کلمه) به بازیهای کامپیوتری نوشته بودم و توی بازیهای کنسول سگا تاثیرگذارترین آنها، همین بازی شینوبی بود.

فیلم شینوبی را چند سال پیش تلویزیون نشان داده بود ولی خب داستان پخش شده جای خالی!! زیاد داشت و من هم البته زیاد دنبال دانلودش نبودم ولی خب تصادفاً در جستجوهای تصادفی ام برای یافتن فیلم های HD بهش برخوردم و دانلودش کردم. داستان نسبتاً خوبی داره و یه بخش نسبتاً پنهان از فرهنگ ژاپنی ها رو نمایش میده…

فیلم جذابی بود و از صحنه های مبارزه اش خیلی خوشم اومد، بسیار شبیه انیمه ها طراحی شده بودند ولی اصراری به نمایش دادن جزئیات کشت و کشتار ندارد و مثل انیمه ها بیشتر بدنبال واکاوی کاراکترها و اهداف و رسالت آنها از مبارزه است. همانطور که تو این پست گفتم، مثل همه آثار ژاپنی جای خالی زیادی در فیلم هست که خود بیننده باید اونها رو پر کند.

موسیقی فیلم هم بسیار حساب شده ساخته شده و اصلاً آزار دهنده نیست.

کاراکتر “یوکی ناکاما – Yukie Nakama” (همان نقش اول تو فیلم “حلقه” ژاپنی) و بلایی که چشمانش بر سر دشمنان می آورد، من رو خیلی یاد این شعر بابا طاهر انداخت:

هر آنکس با تو قربش بیشتر بی … دلش از درد هجران ریشتر بی

اگر یکــبار چشمـــــانت بوینم …  بجــانم صد هــزاران نیشـتر بی

 

۵- مشت نامردی – Sucker Punch

(دنیای پر رمز و راز ذهن)

آقا دروغ چرا، تا قبر آ آ آ آ… من علیرغم اینکه از “زاک اسنایدر – Zack Snyder” بعنوان کارگردان فیلم ۳۰۰ دل خوشی ندارم، ولی بعنوان یکی از فنی ترین و جسورترین کارگردانان نسل جدید، خیلی قبولش دارم. اسنایدر فرزند نسبتاً خلف بزرگانی چون “رابرت زمه کیسRobert Zemeckis” و “رابرت رودریگویزRobert Rodriguez” میدونم که علیرغم افراط در استفاده از فناوری های نوین در فیلم هایش، قدرت غریبی در سرگرم سازی دارد. بزرگترین نقطه قوت اسنایدر نوع کادربندی ها و زوایا و عمق تصاویرش است (این پست رو راجع به نماهای انیمیشن افسانه محافظان بخوانید).

خب حالا با توجه به توضیحات بالا اگر به خاطر لذت های بصری ساکرپانچ رو تماشا کنید، لذت فراوانی خواهید برد، ولی علیرغم احترام فراوان و همیشگی ام برای تمام دختران و خانم ها و حقوق پایمال شده آنها، این فیلم یک اثر بشدت فمنیستی است که تمام مردان درون اون، بشکل موجودات با تمایلات پست و سادیستیک تصویر شدند (به استثنای شمایل “مرد دانا” که اون هم تقریباً وجود خارجی نداره)!!! جمع بندی اینکه اگر آنتی فمنیست هستید و از داستان های تخیلی خوشتون نمیاد و فضاهای سورئال حالتون رو بد میکنه، سریع دور این فیلم رو خط بکشید.

در این فیلم نسبتاً خلاقانه با داستان جذاب و چند لایه ای روبرو خواهید شد که قهرمانانش دخترانی هستند که تنها چیزی که از آنها انتظار ندارید، تیراندازی و شمشیربازی و پرشهای محیرالعقول است. فیلمنامه نسبتاً خوبی داشت و کارگردانی هم خوب از کار دراومده و موسیقی راک و متال روی صحنه های اکشن خیلی خوب سوار شده… صحنه های اکشن فیلم بسیار پرشکوه ولی شلوغ طراحی شده اند و بازی ها هم بغیر “BabyDoll” قابل قبول و خوب است. BabyDoll دیگه اواخر فیلم نگاه معصومش حال آدم رو بد میکنه… یعنی این تمهید تا یه جایی خوب جواب میده ولی افراط در بیروح و معصوم نشان دادن چهره یک قهرمان اکشن، دقیقاً به فیلم ضربه میزنه…

بزرگترین نقطه ضعف فیلم اینست که اسنایدر یه خورده توهم «خود اسکورسیزی بینی اش» زیادی عود کرده و این نکته کلیدی رو نفهمیده که اون اگه میاد فیلمی مثل “جزیره شاتر – Shutter Island” رو میسازه، خب ۳۰ سال تجربه کارگردانی رو پشت سرخودش داره… حالا بازم قضاوت با خودتون…

داستان در بعضی نقاط که قراره فانتزی باشه جدی میشه و در جاهایی که باید رئال باشه، تو دریای تخیل خودشو غرق میکنه… ولی در کل من اعتراف میکنم که بشدت منتظر اومدن این فیلم بودم (بخاطر تیزرهایش) و علیرغم اینکه از دیدنش لذت بردم ولی رغبت چندانی برای دیدن مجددش ندارم 🙂

 

۶- ناشناس – Unknown

(کیستم من؟)

من هیچ فیلم ضعیفی از “لیام نیسنLiam Neeson” تو ذهنم ندارم و فکر میکنم تو پیش پاافتاده ترین فیلم ها هم بازی بالاتر از متوسطی از خودش به نمایش گذاشته باشه. این فیلم هم در یک کلام یکه تازی هُنری وی را در نقش دکتر بیولوژیستی نشان میدهد که بدلیل حادثه ای حافظه اش دچار اختلال شده و بدتر اینکه کسی هم وی را به یاد نمی آورد و وجود وی را انکار می کنند. داستان جذاب که پایان بندی بسیار غافلگیر کننده ای دارد. ضرباهنگ مناسب و تیم بازیگری بسیار خوب همه و همه در کنار هم یک تریلر روانشناسانه خوش ساخت و سرگرم کننده را تشکیل داده اند.

“لیام نیسن” همانند فیلم موفق قبلی اش “اسیر Taken” نشان داده که علیرغم بالا رفتن سنش همچنان پرتوان و پرانرژی است و بهیچوجه تعلیق فیلم را اسیر کم تحرکی خود نمیکند.

فیلم خوبی برای یک آخر هفته گرم تابستانی است…

 

۷- دزدان دریایی کارائیب: بر امواج بیگانهPirates of the Caribbean: On a Stranger Tide

(مرثیه ای بر یک دزد دریایی دوست داشتنی)

جانی دپJohnny Depp” رو خیلی دوست دارم و با اطمینان میگم که با هر نوع تقسیم بندی جزو ۵ بازیگر برتر دهه اول قرن ۲۱ هست. ولی من نمیدونم این چه کاری بود آخه… هرچی که “گور وربینسکی – Gore Verbinski” بینوا در طول قریب به ۵ سال رشته بود یک شبه با این فیلم پنبه شد… مجموعه ای از تمام کلیشه های قبلی با یک داستان بدون پشتوانه و از همه بدتر بدون “کی یرا نایتلیKeira Knightly” و “اورلاندو بلومOrlando Bloom“… حتی نمک ریختن های “پنه لوپه کروزPenelope Cruz” هم نتونسته یک دهم این جای خالی رو پر کنه.

فکر میکنم که هرچیزی که پتانسیل روایت رو داشت تو همین سه قسمت اول فیلم گفته شده بود و دیگه نیازی نبود این خاطره شیرین (بخصوص قسمت سوم) اذهان همه فیلم دوستان، اینگونه به قهقرا بره… من خودم جزو کسانی بودم که اعتقاد داشتم که شاید نیم ساعت قسمت سوم هم اضافی بود که البته اونهم به لطایف الحال جانی دپ و نایتلی و بلوم و “جفری راشGeoffrey Rush” بزرگ قابل تحمل میشد. واقعاً بغیر از پولدوستی نمیشه اسمی رو این حرکت گذاشت، باز خدا پدر جانی دپ رو بیامرزه که خودش گفته حالا حالا قرار نیست به قسمت پنجم فکر کنه…!!!

تنها تسلی بخش در این میان موسیقی همیشه پرشور “هانس زیمرHans Zimmer” برای سری فیلم های “دزدان…” بود که مثل همیشه بار عاطفی و هیجانی فیلم رو بدوش کشیده بود، که اونهم اگر بین خودمون بمونه خیلی تکراری شده…

 

۸- اداره اصلاحات – The Adjustment Bureau

(در گریز از تقدیر)

آدم افسوس میخوره از داستان به این خوبی که میتونست کلی پتانسیل بالا برای پرداخت بهتر داشته باشه و اینجوری از دست رفته… بنظر میاد که نویسنده و طراح صحنه و لباس هر سه نفر از طرفداران پروپاقرص سریال نسبتاً خوش ساخت “فرینجFringe” باشند (این پست رو چند وقت پیش برای فرینج نوشتم) و اینو وقتی که فیلم رو ببینید بهتر متوجه میشید.

مت دیمونMatt Damon” ولی مثل همیشه چنان تو نقش فرورفته که بعد از سه دقیقه اول یادمون میره این همون «بورن» بزن بهادر خودمونه… فضای دراماتیک فیلم بسیار جالب بوده و این مدیون هماهنگی خوب و بازی های بالاتر از استاندارد “امیلی بلانتEmily Blunt” و دیمون بوده… یعنی بقول بیژن اشتری شیمی رابطه عاطفی خوبی بین این دو شکل گرفته…

ولی بهرشکل فیلمی که روی مسئله اختیار و تقدیر داره صحبت میکنه بهتر بجای اینهمه تعقیب و گریز، یکم دیالوگ های بهتر و مفاهیم عمیق تری رو توی خودش میداشت، مسئله به این مهمی رو نمیشه اینقدر سطحی بیان کرد و سروته داستان رو توی دیالوگ آخر “هری” بهم رساند.

بهرشکل فیلم خوبی بود ولی فقط و فقط بخاطر جنبه های دراماتیک آن…

 

۹- خاطرات پسرک بی عرضه: قوانین رودریک – Diary of a Wimpy Kid: Rodrick Rules

(یعنی واقعاً اینقدر بدشانس؟؟!؟)

من سر قسمت اول این فیلم خیلی خیلی خندیدم، یعنی کارگردان و بازیگران دقیقاً میدونستند چی میخوان و همونو پیاده کرده بودند و گرافیک روایی داستان (بصورت نقاشی های پسرک درون دفترچه خاطرات) فوق العاده بود، صحنه های سوتی پسرک و دوستش هم قابل قبول بود(در حد فیلم های اینچنینی البته).

ولی فیلم دوم یک اشتباه بزرگ مرتکب شده و داستانی رو داره نقل میکنه که تکراریه و نه تنها در فیلم قبلی، بلکه ده ها بار دیگه روایت شده. و از اون بدتر طرح های گرافیکی میان فیلم هم اون طراوت و تازگی و بداعت سری قبل رو ندارد. در کل دیدنش ضرری نداره ولی بغیر از یکی دو تا دیالوگ جدید انتظار چیز تازه ای رو نداشته باشید.

 

۱۰- ریو RIO

(پروازی یک ساعته در دنیای رنگ و آواز)

قبلاً هم گفتم اگر راجع به فیلم یا انیمیشنی مطلب خوبی نوشته شده باشه ترجیح میدم، چیزی ننویسم و مثل بقیه ازش لذت ببرم. راجع به این انیمیشن هم خانم مجیدی پست خوبی نوشته اند.

در تکمیل نوشته ایشون اینم باید گفت که نقش رنگ ها رو نباید تو این انیمیشن فراموش کرد، این انیمیشن جای خالی و سوراخ سنبه فراوانی داره، ولی در بازی با رنگ ها فوق العاده عمل کرده… با اینحال بعید میدونم چند سال دیگه کسی اسمی از این انیمیشن بیاره…

 

۱۱- زنبور سبزThe Green Hornet

(چراغ زنبوری خاموش)

یک اثر بی سروته که برای هیچکدوم از اجزای فیلمش نه برنامه ای داشته و نه بازیگر خوبی انتخاب کرده. بعد از دیدن فیلم، دو تاسف درون دلم داشتم. اولیش که خفیف تر بود، از دست رفتن ظرفیت های بازیگری “کامرون دیازCameroon Diaz” در فیلم های طنز اینچنین هستش، برای من هنوز که هنوز است بهترین و کاملترین فیلم طنزی که دیدم فیلم “مری یه جوریه – There’s Something About Mary” هست.

تاسف بزرگتر من بازی “کریستوف والتزChristoph Waltz” در این فیلم بودT که هنوز بعد از ۲ سال مبحوت بازی بی همتایش توی فیلم “حرامزاده های بی آبروInglorious Bastards” هستم. من اطمینان دارم که هنوز حتی ۵۰ درصد قابلیت های این بازیگر توانمند بی استفاده مونده…

دیدن فیلم “آب برای فیل هاWater For elephants” توی برنامه هایم هست تا ببینم اونجا کیفیت بازی والتز چجوری بوده…

 

۱۲- ماجراهای خارق العاده آدل بلان سه – Les Aventures Extraordinaires d’Adele Blanc-Sec

(صد افسوس بر لوک بسونی که ما داشتیم)

واقعاً کم کم دارم به این نتیجه میرسم که “لوک بسونLuc Besson” فیلم هایی مثل “لئون Leon” و یا حتی “عنصر پنجم – Fifth Element” رو خودش نساخته… واقعاً جز افسوس بر این سازنده یکی از برترین و الهام بخش ترین فیلم های دهه نود و معرفی کننده ناتالی پورتمن به ما، چیزی نمیشه داشت…

فیلم “ماجراهای…” داره تلاش میکنه یه فیلم طنز با مایه های هیجان و ترس باشه که تو همش افتضاح عمل کرده و من مطمئنم که یکی دو صحنه ی یکم مسئله دار!!! فیلم رو که هیچ نیازی بهش نبوده بعد از ساخت و مرور فیلم، بهش اضافه کردند تا بلکه با جذابیت های اینچنینی مخاطب رو به سینما بکشونند… من ترجیح میدم فیلم “مومیایی – The Mummy” رو ۲۰ بار دیگه تماشا کنم ولی دوباره این فیلم رو نبینم.

 

۱۳- پاندای کنگ فو کار ۲Kung Fu Panda 2

(آرامش درون)

درباره اش تو یه پست بصورت مجزا خواهم نوشت، ولی از داستانش خیلی خیلی خوشم اومد.

 

۱۴- من شماره چهار هستمI am Number Four

(یک کلاس خوب برای فیلمسازان جوان و غیر جوان)

ملغمه و آش شله قلم کاری از همه فیلم های خوب و بد تخیلی و حادثه ای ده سال اخیر (بخصوص سری فیلم های twilight)، به نحوی که کارگردان به شکلی کاملاً قابل تقدیر، بدترین صحنه ها و المان های اون فیلم ها رو استخراج کرده (دقیقاً بدترین هاش رو!!) و بعد یخ ترین و بی عرضه ترین بچه دبیرستانی های خوشتیپ آمریکا رو هم تو فیلم آزاد گذاشته تا هر گندی دلشون میخواد به فیلم بزنند و در نهایت با یه نظم مختصر تو اتاق تدوین، فیلم “من شماره چهار هستم” روانه بازار کرده… جلوه های ویژه فیلم هم به جرات مال ۱۵ سال قبل هستند… در کل نکته قابل ذکری ندارد. نبینید خیلی بهتره

من بعید میدونم حتی بچه دبیرستانی های خود آمریکا هم از این فیلم لذت ببرند.

—–

پینوشت: همین متن نسبتاً معمولی بالغ بر ۱۰۰ ریفرنس و ارجاع به سایت های معتبر (ویکی پدیا و IMDB و …) داشته است. استاندارد نوشتن توی اینترنت خیلی خیلی سخت است، ولی به غنای مطلب نوشته شده می افزاید، امیدوارم بقیه دوستان هم تا جاییکه ممکن است این نکات را رعایت کنند.

—–
شاد و سربلند باشید همیشه
مسعود زمانی
۳ تیر ۱۳۹۰
«اگر از طریق فید (خوراک) من این نوشته را مطالعه میکنید، برای دسترسی مستقیم از این لینک استفاده کنید»

پستهای مشابه:

  1. ۵ تیر ۱۳۹۰ در ۲۳:۲۱ | #1

    آقا مسعود هرچی می‌نویسی جز ارادت ما رو بهت زیاد نمی‌کنه. عاشق روونی و نکته‌سنجی نوشته‌هات هستم. و با ارجاع‌هات هم که دیگه کلن می‌ترکونی.
    محشری

    • مسعود
      ۶ تیر ۱۳۹۰ در ۰۰:۴۸ | #2

      محبت داری حسین جان… همیشه و همه جا سربلند باشی دوست من

  2. ۶ تیر ۱۳۹۰ در ۰۸:۴۷ | #3

    شما با چه کیفیتی اینارو تماشا کردی؟ صبر نمی کنی کیفیت خوبشون بیاد?
    بعد پیشنهاد می کنم هر از گاهی هم نسخه اصل فیلمارو ببینی٬ گرچه طول می کشه بیاد و هزینه داره ولی خب به سازنده اش احترام می زاری. میتونی از آیتونز بخری.

    • مسعود
      ۶ تیر ۱۳۹۰ در ۲۰:۲۵ | #4

      سلام… اینارو اگه فایلهاش ۳۰۰ مگابایتی باشه و اگه نسخه خوبش نیومده باشه خب پرده ایش رو میبینم و این اتفاقاً خوبه که اگه ارزش داشتند اونوقت نسخه اچ دی اونها رو دانلود و تماشا کنم… من مشکل عذاب وجدانی بابت تماشای اونها هم ندارم… دوست دارم اگه پول میدم برم توی سینما ببینمشون وگرنه همون یکی دو دلار آیتیونزی هم زورم میاد بدم…

  3. ۱۰ تیر ۱۳۹۰ در ۰۷:۲۱ | #5

    masoud jan be onvane yek khureye bazi v film,va kessi ke dasty darin karha daram ba matalebet kheeyli hal mikonam,harchand kami in neveshtat shetab zade be nazar mirese nesbat be naghdhaye ghablit,vali dar koll kheyli khusham miaad,avalan ke darmore green HOrnet taasofe asli be nazaram bekhatere kargardaneshe ke aslan bavar nemikardam in film ro sakhte bashe,hanuz sucker puncho nadidam vali ba shenakhty ke az sydner v filmhash daram v trailerhaee ke didam film bishtar shabiye ye video clipe basariye khushgele,number 4 vaghean vahshatnaak bood v taajob kardam ke ILM vfx in filmo sakhte

    • مسعود
      ۱۰ تیر ۱۳۹۰ در ۱۲:۱۶ | #6

      سلام… آقا همینکه شما قابل مبدونید و به اینجا سر میزنید باعث افتخاره… حقیقتش دوست داشتم خیلی بیشتر از اینها برای فیلم ها مینوشتم ولی حقیقتاً وقت کافی ندارم… به نکات جالبی هم اشاره کردید که من ازش غفلت کرده بودم… از جمله همیشن میشل گندری خودمون که باورم نمیشه این فیلم گرین هورنت کار اون باشه!!!… برقرار باشید همیشه دوست من

  4. ۱۰ تیر ۱۳۹۰ در ۱۹:۳۳ | #7

    سلام..از این پستت خوشم اومد..موجز و مفیدد بود..فقط یه سوال..لینک دانلود رنگو با کیفیت خوب رو سراغ داری؟

    • مسعود
      ۱۱ تیر ۱۳۹۰ در ۱۹:۱۱ | #8

      سلام… ممنونم… لینک دانلود با توضیحات مکفی رو براتون ایمیل کردم… پاینده باشید

  5. ۱۱ تیر ۱۳۹۰ در ۱۶:۱۷ | #9

    جای شما خالی .. وقتی ایمیلتان را خواندم صبح بود.. بعد از ظهر برادرم با دی وی دی کیفیت خوبش امد کلی کیفور شدم رفت….از بابت لطفی که کردید و ایمیلتان ممنونم

    • مسعود
      ۱۱ تیر ۱۳۹۰ در ۱۹:۱۲ | #10

      خب خدا رو شکر … همیشه و همه کیفور باشید

  6. منیری
    ۲۱ تیر ۱۳۹۰ در ۲۰:۰۶ | #11

    باهات در مورد Adjustmant… موافقم. می‌تونست خیلی بهتر از این باشه اما همین هم خوبه، واقعا زندگی خیلی پیچیده و پنهان در کلمات فلسفی نیست. فیلم همه چیز رو خیلی ساده گرفته و همین خوبه.

    • مسعود
      ۲۱ تیر ۱۳۹۰ در ۲۱:۰۶ | #12

      به نکته خیلی ظریفی اشاره کردید… واقعاً شاید فیلم تعمدانه دست به این کار زده… از این منظر به فیلم نگاه نکرده بودم… ممنون از نکته بینی و دقت شما دوست عزیز

  7. عباس
    ۲۱ شهریور ۱۳۹۰ در ۱۸:۳۷ | #13

    سلام دوست عزیز . من زیاد اهل فیلم نیستم ولی فیلم hanna رو که دیدم خیلی خوشم اومد . فکر نکنم اونقدرم بد بود که گفتی . داستانش هم خوب بود . البته این نظر منه ولی فکر کنم فیلم خوبی بود .

    • مسعود
      ۲۵ شهریور ۱۳۹۰ در ۱۵:۳۴ | #14

      سلام
      این خیلی طبیعیه که نظرات با هم متفاوت هست… بهرشکل انتظار من از این فیلم شاید خیلی بالا بوده… بازهم ممنونم که نظرتون با خوانندگان و من به اشتراک گذاشتید

  8. ۵ دی ۱۳۹۰ در ۰۷:۳۸ | #15

    سلام مسعود جان
    مطلبت رو خوندم ..من هم کلی ایراد نسبت به این فیلم دارم . بزرگترینش اینکه شخصیت دختر فیلم اصلا پرداخت نشده بود و اینکه اصلا چرا مت دمون باید تا این حد عاشق اون میشد و دیگه اینکه دیالوگهای بیشتر و بهتری رو میتونست توی فیلم بذاره که عمق و غنای بیشتری بهش بده و … ولی من از نحوه پرداختش به مسئله جبر و اختیار خوشم اومد و خیلی نزدیکه به ذهنیت خود من بود.
    ممنونم ازینکه مطلبم رو خوندی و برام نوشتی و این لینک رو گذاشتی !
    همیشه خوش باشید :)‌

    • مسعود
      ۵ دی ۱۳۹۰ در ۲۲:۴۶ | #16

      سلام
      ممنون که قابل دونستید، دقیقاً من هم همین حس رو نسبت بهش داشتم… بازهم بمن سر بزنید
      شاد و سربلند باشید

  9. ۲۸ مهر ۱۳۹۱ در ۱۶:۰۶ | #17

    سلام. با اینجا همین امروز از طریق ۱پزشک آشنا شدم و یه سری مطالب رو خوندم. وبلاگتون رو دوست دارم، البته نوشته های سینمایی رو، چون بقیه رو هنوز مرور نکردم. با نظراتتون در مورد بیشتر فیلم ها هم موافقم.
    یه جا توی نوشته هاتون دیدم که گفته بودین انیمه باز هستین، ولی غیر از یکی دو مطلب (که یکیش در مورد ۵ cm per sec بود فکر کنم، که انیمه خیلی زیباییه) مطلب دیگه ای ندیدم. کاش در این زمینه هم بیشتر بنویسین.
    موفق باشید.

    • مسعود
      ۲۹ مهر ۱۳۹۱ در ۰۰:۲۵ | #18

      سلام، خیلی خوشحالم که خوشتون اومده… امیدوارم مطالب دیگر هم بتونه نظرتون رو جلب کنه.
      در مورد انیمه باز بودن باید بگم کمتر انیمه و سریالی هست که از دستم رفته باشه، ولی نکته اینه که من یه قانونی دارم برای خودم که اگه مطلبی مینویسم حتماً نفر اولی باشم که به اون میپردازم… در مورد خیلی از انیمه های میازاکی میخواستم بنویسم ولی خب دیدم نوشته های پراکنده دربارشون زیاده… در مورد چند تا سریال هم که دوستشون داشتم مثل FuulMetal Alchemist یا Cowboy bepob یا Deathnote یا Eden of the east یا lain یا ده ها سریال دیگه هم واقعاً نمیدونم مخاطبشون تو ایران چند نفر هستند، یا تو فوروم ها راجع بهشون چقدر بحث شده… ولی اگر اثری رو ببینم که نکات جالب داشته باشه یک لحظه هم درنگ نمیکنم… مثلاً اثر جدید پسر میازاکی با نام From Up on Poppy Hill خیلی اثر خوبی روی من گذاشت هرچند که اثری کاملاً شخصی و فقط برای ژاپنی ها بود… “تردید در عشق” تو این اثر فوق العاده بود… دنبال یک وقت مناسب میگردم تا درباره اش بنویسم…
      خیلی خوشحالم کردید که به اینجا سر زدید…

  1. بدون بازتاب

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: