خانه > نکات جالب > خانه رویایی

خانه رویایی

سلام

فیلم «راز» رو چندین و چند مرتبه دیدم (راستی یکی عقیده داشت که آدمهای ضعیف از این فیلمها خوششون میاد!!!… اصلاً من ضعیف… ) یه بخشی از فیلم که خیلی ازش خوشم میاد همون قسمتی هست که یکی از نویسندگان اشاره میکند که در خانه ای زندگی میکند که روزگاری دقیقاً همان را تصویر کرده بود… من البته خونه رویاییم رو خیلی زیاد تو ذهنم تصویر کردم ولی دیدم بد نیست برای اینکه اطمینان حاصل کنم که چند سال آینده تو همون خونه ای زندگی میکنم که تصویرش کردم، یه جایی (مثلاً وبلاگ خسته خودم) ثبتش کنم تا عبرتی باشد برای آیندگان که قدرت جاذبه روباور کنند…

خانه من در نزدیکی کوه و با نمای خیلی خوب به کوهپایه و کل شهر قرار داره…خانه من دقیقاً ۱۰۰۰ متر زمین و دقیقاً ۳۵۰ متر بنا دارد و دو طبقه میباشد. ساختمان شمالی است طبیعتاً (هرچند که میگویند دزد خورش ملسه!!) و پس از ورود به داخل محوطه دو مسیر از ورودی منشعب میشوند… یکی به سمت پارکینگ (با جای سه ماشین) و دیگری بصورت مارپیچ های ملایم به داخل حیاط… داخل حیاط اطراف مسیرهای عبوربا شمشادهای پرپشت از چمنکاری جدا شده اند… باغچه و فضای سبز زیاد شلوغ نیست و نهایتاً ۶ درخت (دو سیب و دو نارنگی و یک چنار) در آن قرار دارند در یه نقطه طلایی بید مجنون با یه صندلی و یه سایبون قرار گرفته اند. گلهای مختلف هم فضاهای خالی رو (نه بصورت بی نظم البته!) پوشش داده اند. سیستم آبیاری هم که از چاه تامین میشه بصورت قطره ای اونها رو سیراب میکنه.

ساختمان دو طبقه است و با سه پله اختلاف از سطح زمین قرار داره، درب ورودی قطعاً چوبی با رنگ قهوه ای روشن  هستش… پس از ورود در یک کریدور سه متری جالباسی جاکفشی و سرویس بهداشتی قرار دارند که با یک در دیگه از پذیرایی و اشپزخونه جدا میشوند… آشپز خونه با متراژ ۴۰ متری خودش فضای مناسب و با نورگیری خوبی درون ساختمون داره و ازادی عمل کاملی به بانو! میده تا بتونه تمام هنرش رو با‌ آسودگی عرضه کنه، سرویس اصلی آشپزخانه دقیقا در وسط آشپزخانه و مجهز به مدرنترین تکنولوژیها میباشه… سیستم کابینت ام دی اف با رنگ چوب هستش…  یه میز ناهار خوری چهارنفره هم توی آشپزخونه وجود داره… آشپزخانه بصورت اوپن از دو بخش کوچک و بزرگ پذیرایی جدا شده و یه درب از اینایی که کافه ها تو فیلمهای کابویی دارند اونو به پذیرایی وصل میکنه.

پذیرایی با متراژ ۸۰+۲۵ متری خودش و با کفپوش سرامیک (با ته مایه رنگ سبز) به دو بخش تقسیم میشه که در مرز خودشون با دو پله از هم جدا میشوند… یه سرویس راحتی تو بخش کوچیک به همراه میز ناهار خوری ۱۲ نفری و یه سرویس استیل توی بخش بزرگتر قرار گرفته… شومیه هم که خب جزه لاینفک این بخش هست…به کمک  پله های با شیب ملایم و با یه پاگرد (بهمراه دو پنجره بزرگ رو به حیاط) به طبقه دوم میشد راه پیدا کرد که اتاق خوابها و سرویسهای حمام و دو تراس رو شامل میشه… یه سرویس حمام بزرگ که مجهز به سونا و جکوزی هست  و دو سرویس کوچک در اتاق بزرگتر و یکی دیگر از اتاقها… در کل ۴ خوابه هست و یه اتاق مستر با متراژ ۴۰ متر برای اقا و بانو!!! و سه اتاق هم برای بچه ها که البته چون بچه ها دو تا هستند اون اتاق برای کتابخانه عزیزم استفاده میشه… در طبقه دوم تراس اصلی با متراژ ۳۰ متری خودش نمای دل انگیزی از حیاط و بیرون خونه رو به بیننده میده… لبه های تراس با گلهای شمعدای و یاس تزئین شده و میز و صندلی های حصیری برا اوقات استراحت در اونجا در نظر گرفته شده اند… تراس کوچکتری هم در اتاق مستر وجود داره.

اینم بگم که تم اصلی رنگ خونه من (و بانو) سبز هستش… سرویسها و پرده ها و مبلمان هم از این قائده مستثنی نیستند… البته اتاق بچه ها میتونه رنگش متفاوت باشه… حالا ببینیم نظر خود بچه ها چیه

کتابخانه با نهایت استفاده از فضا ساخته میشه… تا سقف پر از کتاب های مورد علاقه ام و در وسط اتاق دو میز مطالعه با دو چراغ مطالعه قدیمی تزئین بخش دل انگیزترین بخش خونه رویاییم هستند… نورگیر کتابخانه باید از همه اتاقها بهتر باشه و وقتی صبح زود میای توش خیلی راحت بتونی با نور ملایم مطالعه صبحگاهیتو انجام بدی… ولی جوری هم نباید باشه که تابش مستقیم افتاب روی کتابها بیفته خداینکرده

جزئیات فراوون داره در کل… ولی یکی از نکات متمایز خونه من سیستم صوتی فوق حرفه ایش هست که به کمک یه پکیج قدرتمند و سیم کشی مناسب این امکان رو فراهم میاره تا در تمام خونه بشه بطور یکنواخت از سیستم صوتی تعبیه شده در دیوارها لذت برد… هر اسپیکر میتونه ولوم متغیری داشته باشه… سیستم تصویری هم که دیگه گفتن نداره…

راستی تا یادم نرفته خونه من حتماً حتماً یه اتاق مخفی هم داره…

پستهای مشابه:

Categories: نکات جالب
  1. lionel
    ۱۸ اسفند ۱۳۸۸ در ۰۱:۴۷ | #1

    جسارتا سر در وبلاگتون بزنین

    HE is the woman


    پاسخ مسعود زمانی : take it easy honey

  2. sahere
    ۱۸ اسفند ۱۳۸۸ در ۰۶:۳۴ | #2

    ziba ..jadar ..motmaen …na!.. khaneie sabz

    .rasty..motmaenam tamame ketabaie oon ketabkhoone nemidtune motealegh be khodetun bashe !!!!hadeaghal 3 tash


    پاسخ مسعود زمانی : خبر ندارید که من جزو یک باند هستم که کارش فقط جمع آوری کتاب به شکل امانت از دیگران هست… خب مثل اینکه اینبار لو رفتیم…

  3. ۱۸ اسفند ۱۳۸۸ در ۱۰:۲۰ | #3

    تبلیغ زیبایی بود از همین الان ۲ تا بچه وزن کدبانو چی می شه

    ولی خونه من از این زیباتره
    پاسخ مسعود زمانی : ما که بخیل نیستیم… مال شما قنگتر… اصلاً مال همه قشنگتر… من تو این خونه راحتم

  4. دختر عامو
    ۱۸ اسفند ۱۳۸۸ در ۲۳:۳۳ | #4

    شما یک وقت ترشتون نکنه…!!!
    پاسخ مسعود زمانی : نه بابا دست پایین گرفتم تازه

  5. ستاره
    ۲۰ اسفند ۱۳۸۸ در ۱۵:۴۵ | #5

    من هر جور حساب کردم یه درخت سیب با دو تا نارنگی و یه چنار بیشتر از ۴تا نمیشه! شما چه جوری جمع زدین؟
    پاسخ مسعود زمانی : ممنون از دقتتون … اصلاح شد (سیب دو عدد… ببخشید دو اصله) … مرسی… نزدیک بود خانه رویایی دچار کم درختی بشه

  1. بدون بازتاب

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: