خانه > سینما, فیلم > در انتظار اشکی که نمیریزد

در انتظار اشکی که نمیریزد

سلام

امروز همینجوری الکی ۹۵ تا فیلم از یه جایی برام رسید که همین یه ذره وقت آزادمون هم خداینکرده تلف نشه… حالا درست از وسط ۹۵ تا فیلم دست گذاشتم روی یه فیلمی که حتی اسمش هم تابحال نشنیده بودم و شوخی شوخی یکضرب دیدمش… که البته دلیل داشت…

پوستر فیلم


فیلم «روانکاو» (“Shrink“) روایتی واقع گرایانه با محوریت روانشناس و روانکاوی به نام “دکتر هنری کارتر” با بازی چند لایه و درخشان «کوین اسپیسی» است که معروفترین روانکاو لوس آنجلس و نویسنده مشهورترین کتاب انگیزشی برای موفقیت است و همچنین سی دی های صوتی صحبتهای وی بسیار پرطرفدار است. عمده مشتریان وی افراد مشهور و هنرپیشه ها و دست اندرکاران سینما هستند.


داستان از اونجایی شروع میشه که ما دکتر را باظاهری آشفته و ریشی نتراشیده (این بخشش خیلی شبیه من هست که الان شبیه جنگلی ها شدم) میبینیم که در کنار استخر خوابیده و حتی در حمام هم مواد مخدر دود میکند. همسر دکتر بتازگی خودکشی کرده و دکتر خودش رو بعنوان یک همسر و یک روانشناس خیلی مقصر میدونه تو این پیشامد.
از طرف دیگه این داستان چند تا کاراکتر دیگه هم داره که بنظر من خیلی خوب پرداخته شدند:
برادر خوانده همسر دکتر که جوانی است که پیشخدمتی و کارهای پیش پا افتاده میکند و میخواهد فیلمنامه نویس شود  و روی تمام درودیوار خونه اش جمله های دکتر کارتر را نوشته…
“جما” دختری با روحی ناآرام که مرتباً از مدرسه فرار میکند و به سینما میرود و توسط یک واسطه به دکتر معرفی میشود
یه تهیه کننده پولدار و باهوش ولی بشدت وسواسی،
منشی باردار این تهیه کننده،
هنرپیشه خوش سیما ولی از هم گسیخته از لحاظ رفتاری و اخلاقی،
یک خواننده راک معروف
مبتلا به نارسیسیم به همراه همسرش که مدل و هنرپیشه بسیار معروفی است .
و در پایان کارگردانی معروف و متاهل که برای خیانت به همسرش از دکتر بنوعی اجازه میخواهد که رابین ویلیامز کبیر نقش وی را به زیبایی بازی کرده.

همه این کاراکترها بنوعی به دکتری تکیه دارند که خودش تنها با موادفروشش صحبت کرده و سعی میکند خودش را خالی کند!! دیالوگها و مراحل فروپاشی هرکدام از این افراد بسیار زیبا و باورپذیر طراحی شده است…

هرکدام از این افراد گره و مشکلی دارند که آنان را بهرشکل درمسیری قرارداده است که نتوانند با واقعیتهای اطراف خود کنار بیایند…

فیلم را باید دید… جزئیات رفتاری و دیالوگها و طراحی صحنه فوق العاده است ولی از لحاظ تکنیکی حرکات دوربین کمی به وجه مستندگونه فیلم لطمه زده است.

سرانجام دکتر در یک برنامه تلویزیونی در پاسخ به سئوال مجری که از وی دلیل خودکشی افراد را پرسید به فروپاشی کامل رسید و اعلام کرد که زنش خودکشی کرده است و تمامی حرفهایش و کتابش همه بیخود و مزخرف است و با مصرف مواد ناخالص در بیمارستان بستری میشود.

استحاله این آدم که بتدریج تمامی باورهای خودش و وابستگیهایش را از دست میدهد بسیار خوب طراحی شده اند… دکتر هیچ وقت روی تخت خواب نمیخوابد چون یادآور زنش است و بسیاری جزئیات دیگر

سرانجام همان بیماران (بخصوص دخترک مدرسه ای) هستند که دکتر را به منطق و پذیرش واقعیات و حرکت به جلو میرسانند… بنظر من فیلمی است که اگر وقتش را داشتید، ارزش دیدن دارد.


همیشه شاد و بدور از استرس باشید


عنوان این پست رو از  ترانه انتهایی فیلم برداشتم که میتونید از این لینک در یوتیوب آن را تماشا کنید.

پستهای مشابه:

Categories: سینما, فیلم

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: