خانه > طنز, نکات جالب > سال مزخرف (حالا نه به این شدت هم…)

سال مزخرف (حالا نه به این شدت هم…)

یه بنده خدایی همیشه میگقت زندگی دو بخشه… پیروزی ها و تجرببات.

برای من سال گذشته بدون تردید همش تجربه بود… حتی وقتی میخوام مرورش کنم حالم بهم میخوره… برای هیچ ثانیه ایش دلم تنگ نمیشه و خوشحالم که تا یکی دو روز دیگه گورشو همراه خیلی چیزهای دیگه گم میکنه میره پی کارش…

از یه چیز بیشتر از همه متنفرم و اونم تلف شدن عمرمه… همیشه رو به جلو حرکت کردم وامسال متاسفانه بدلیل اشتباهاتم همش درجا زدم و رو به عقب رفتم… امسال بطور کامل سال پِرت زندگی من بود… هیچ چیزی بهم اضافه نشد و خیلی افراد و خیلی چیزها رو از دست دادم… و هیج کسی و هیچ چیزی بهم اضافه نشد.

آدمها رو همیشه خیلی دوست داشتم و تقریباً همه زندگیم وقف دیگران بود ولی دیگه همه چی تموم شد… دیگه میخوام واسه خودم زندگی کنم.

دلم برای حال خوبم تنگ شده… یه جایی تو این چند سال مسعود رو گم کردم… نمیدونم توی کدوم بازار شلوغ چشمم خیره به کدوم متاع مسخره دنیا شده بود که دستشو ول کردم… الان باید ۲۷ سالش باشه… هر کی دیدش بمن بگه و هرگونه اطلاعاتی که منجر به پیدا کردنش بشه مژدگانی داره…

در کل الان چند سال هست که همیشه شب اخر سال میگیم که این مزخرفترین سال زندگیم بوده و امیدوارم همه چی بهتر بشه… امیدوارم دیگه از این بدتر نشه حداقل.

در کل برای همه سالی بدون تجربه و پر از موفقیت آرزو میکنم.

——————————-

من دیدم این پست زیادی برای آخرین پست سال تیره و تار هستش ، بنابراین یکم دست به اصلاحات میزنم… این سال همچین بی برکت هم نبود.. یکی دو تا دوست خوب پیدا کردم و تجربیاتی که شرحش رفت هم از یه لحاظ اونقدرها هم بد نبودند… ترجیح میدم تو این سن اشتباهات بزرگ زندگیم رو انجام بدم تا توی چهل پنجاه سالگی….

همتون شاد و سربلند باشید و زندگیتون شکلاتی باشه

پستهای مشابه:

  1. ۲۷ اسفند ۱۳۸۸ در ۱۶:۵۹ | #1

    شما فکر کنم زیادی اغراق کردی ، مطمئنا اتفاقات افتاده که به نظرتان تلخ بوده و طوری که حالتان بد می شود مرور کنید شاید بعده ها به نکات مثبتش که به نفعتان بوده پی می برید و این نوشته را بعدا تصحصح می کنید

    امیدوارم سال اینده سالی پر برکت که یک چیزی بهتان اضاف شود باشد

    موفق باشید، سال نو پیشاپیش مبارک

  2. ۲۸ اسفند ۱۳۸۸ در ۲۱:۱۲ | #2

    حرف این بنده خدا قشنگ بود، به طور اتفاقی حرف این بنده خدای شما من رو یاد بنده خدای خودمون انداخت که می‌گفت:

    حافظه می‌گوید: تو آن کار را انجام دادی، غرورت می‌گوید: نه تو آن را انجام ندادی، و حافظه شروع به ترمیم خودش می‌کند.

    اسم این بنده خدای ما هم نیچه بود.

    الان که دارم فکر می‌کنم می‌بینم زیاد ربطی نداشت!
    پاسخ مسعود زمانی : حالا مربوط یا غیر مربوط قشنگ بود… شاد باشید همیشه

  3. ۱۰ فروردین ۱۳۸۹ در ۰۱:۳۹ | #3

    برای تلطیف بیشتر فضا، باید بگم زندگی در کل پیروزی هست! چون اون تجربیات هم مقدمه یه پیروزی در آینده هستن!

    کاری نداشته باشید که من خودم به این حرف اعتقاد دارم یا نه! ولی خدایی فلسفه رو دارید؟
    پاسخ مسعود زمانی : نه خداییش کم اوردم

  1. بدون بازتاب

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: