بایگانی

بایگانی برای دسته ی ‘فیلم’

چند پاره اول – یک پیشنهاد

۷ مهر ۱۳۹۱ ۲۰ دیدگاه

.

.

چند پاره

سلام، ببخشید که فاصله پستهام زیاد شده… درگیری کاری و نبودن سوژه مناسب و خیلی مسائل دیگر دست به دست هم داده‌اند تا این مشکل بروز کند… چند تا مطلب نسبتاً غیرمرتبط بود که دیدم بد نیست تو یه چند تا پست کنار هم بزارمشون…

شرمندگی

پاره اول

یادمه یکبار تو تاکسی نشسته بودیم و یه خانومی تو صندلی جلو با موبایلش خیلی بلند حرف میزد و محتوای حرفهاش (حتی اگر تلاش میکردی گوش نکنی) خیلی جالب بود… یجوری صحبت میکرد که انگار وکیل پایه یک هست و همه قوه قضاییه روی انگشتاش میچرخه و تو همون مدتی که توی تاکسی بود سه نفر رو اعدام کرد و یکی دو نفر هم از چوبه دار نجات داد و سه چهارتایی مرد نامرد رو فرستاد گوشه زندون آب خنک بخورن که دیگه با زنهاشون بلند بلند صحبت نکنند!!! خلاصه وقتی هم تلفناش قطع میشد (به یمن ترافیک حدود ۴۰ دقیقه‌ای مستفیض شدیم) شروع می‌کرد جزئیات پرونده‌هاش رو با مسافران به اشتراک گذاشتن… من دروغ چرا اولش هدفون در گوش داشتم «Tarja Turunen» گوش می‌دادم، ولی خب یواش یواش دیدم همه با حداکثر تلاش برای “خود علاقه‌مند نشان دادن” دارن دست و پا می‌زنند، موزیک رو قطع کردم و شروع به گوش دادن کردم.

وقتی خانم کذایی به سمت صندلی‌های عقب برمی‌گشت اولین چیزی که جلب توجه می‌کرد آرایش فوق غلیظ (به ضخامت حداقل ۱٫۵ سانت) و پیرسینگ کوچکی روی بینی‌اش بود… من اینقدر خدا چوبم زده که بیخود و بدون دانستن حقیقت راجع به کسی قضاوت نکنم، ولی خیلی خیلی بعید میدونستم کسی با اون شمایل (جدا از شانیت حرفه وکالت) بتونه وارد دادگاه یا دادسرا بشه… خلاصه جالب اینکه مسافران هم کلی نظر حرفه‌ای و آبگوشتی (بصورت مخلوط) اون وسط می‌پراندند و اون خانم هم مرتباً توضیحات میداد… آخرش خانمه که داشت پیاده شد، من برای اینکه خیالم و وجدانم راحت بشه تنها حرفی که زدم این بود که میشه لطف کنین کارتتون رو بدین که بدم یکی از آشنایان برای یک پرونده حقوقی حضوری خدمت برسند، خانمه هم بعد از اینکه چند ثانیه مکث کرد من من کنان گفت متاسفانه کیفم رو توی دادگاه جا گذاشتم!!، منم فقط لبخندی زدم و تشکر کردم… بعد از پیاده شدن ایشون، دوباره بحث پیرامون شخصیت و قیافه و تیپ و لحن صحبت و اینکه چقدر اون خانوم راست یا دروغ میگفت درگرفت… ۴۰ دقیقه بعدی هم صرف همین بحث‌ها شد… من دیدم اینا ول کن نیستن گفتم که اون خانم چه شیاد بود و چه وکیل و چه به همین حرفه‌ای که آقای راننده اصرار میکنند مشغول باشند!!!! به هدف خودش رسیده و هم بهره‌وری و هم کارایی ایشون رو بالای ۹۵ درصد ارزیابی میکنم و اگر بخواهم به اینکارشون نمره بدم مطمئناً ۲۰ رو خواهند گرفت. نکته اینه که اون خانوم میخواست “جلب توجه” کند و کاملاً هم تو این‌کار موفق شد… بطوریکه اگر ما مثلاً تو جاده چالوس هم بودیم تا خود کمربندی چالوس هم اینا داشتن این بحث “صدمن یک غاز” شغل و وجنات اون خانوم رو ادامه می‌دادند. خداییش یه لحظه سکوت تاکسی رو فراگرفت و تازه همه به خودشون اومدن که ای دل غافل الکی چقدر وقتمون رو تلف کردیم…

حالا اینهمه روضه خوندم که چی بگم…

آقا یه آدم (گروه) مغرض که کل همفکرانشون بعید میدونم به اندازه یک شهرک کوچک هم باشند، ورمیداره یه مزخرف رو روی اینترنت و سایت یوتیوب منتشر میکنه و در اعتراض! به اون تا حالا متاسفانه حدود ۳۰ یا ۴۰ نفر کشته شده اند، که اکثرشون هم مسلمان بوده اند… من هیچوقت با آدمهایی که چنین رویکردی (توهین به اعتقادات حتی اگر یک نفر به اون ایمان داشته باشه، چه برسه به یک میلیارد) دارند نتونستم کنار بیام و نخواهم اومد، ولی نکته اینه که میبینم اکثر افراد دلسوز هم دارن توی دامشون می افتند. بهترین کار تو روزهای اول بی توجهی و رسانه ای نکردن اون بود که خب کاملاً عکس اون عمل شد… حالا بماند شیطنت‌های بعضی…

من فیلم رو حتی تلاش هم نکردم که ببینم… یعنی نه دوست دارم و نه وقت همچین مزخرفاتی رو دارم. ولی مطمئنم که این طرف هدف اصلیش توهین نبوده… هدفش همین اتفاقی بوده که همین الان داره می‌افته (شهرت برای خودشان، جهانی شدن پیام مزخرفشان و عصبی کردن دیگران) و بزرگترین بازندگان و آسیب دیدگانش هم مسلمانان هستند. من تحلیل‌گر سیاسی و اجتماعی نیستم و اصلاً هم سواد اینکار رو ندارم… ولی فکر میکنم یک کمی متفکران، سخنگویان و تریبون‌های خبری دلسوز! نیاز دارند از فاصله‌ای دورتر و بدون احساساتی شدن به این مسئله نگاه کنند و نگذارند اون هدف کذایی بیشتر از این محقق بشه … من متاسفانه تحلیل حتی متوسط و فارغ از عصبیت در این چند روزه نخوانده و ندیده‌ام…

یه ویدیویی که شاید در خوش بینانه ترین حالت می‌تونست ۱۰۰،۰۰۰ بازدید داشته باشد که اکثریت مخاطبانش هم مطمئناً کسانی نبودند که دل در گروی حضرت رسول و اعتقادات مسلمانان داشته باشند، تبدیل شده به مسئله امنیت ملی چند کشور و البته چماقی برای برخی دیگر، و برای ماهایی که نه سر پیازیم و نه ته پیاز تبدیل شده به بهانه‌ای مسخره! برای قطع و هیلتر شدن گوگل و جیمیل و ایجاد دردسرهای فراوان برای کاربران حرفه‌ای و معمولی در کلی از کاربری‌های روزمره (از یک جستجوی ساده تا استفاده از کلی سرویسهای متنوع که برای برخی واقعاً حیاتی هستند) و گجت‌های اندرویدی هم بالتبع از این آسیب در امان نبودند.

من نه از سیاست سردرمیارم و نه بهش علاقه‌مندم و این وبلاگ هم بیشتر محتوای فرهنگی رو عرضه و نقد میکنه… بنابراین قاعدتاً این وبلاگ جای پرداختن به این مطالب نیست… ولی حیفم میاد… بخدا حیفم میاد… بنابراین از همون مجرا به ماجرا نگاه می‌کنم:

من یک پیشنهاد میخوام بدم برای اونهایی که دلشون میسوزه و میخوان چنین حرکاتی ضمن تکرار نشدن، حداقل اثرگذاری را داشته باشند و البته دغدغه کار فرهنگی هم دارند. در ابتدا ذکر دو نکته ضروری است که ذکر شود:

یک: در ورزشهای رزمی و مبارزات، بیشترین آسیب وقتی به حریف وارد میشه که از نیروی خود حریف برای ضربه زدن به وی استفاده شود.

دو: مثال جادی عزیز خیلی مثال کاملی هست. شما فروشگاه‌های کمپانی سونی را بخاطر اینکه کسی روی سی دی خام آن فیلم بد رایت کرده نمی‌بندید و تحریم نمی‌کنید…

بردارید یک فیلم درست و بدون داد و فریاد و فحش و ناسزا درست کنین با زمانی حدود ۴-۵ دقیقه و نه بیشتر… خیلی ساده از آدمهای معقول و شناخته شده (ترجیحاً بین المللی) دعوت کنین که توی اون در حد ده ثانیه حرف بزنند و با یک تدوین و موسیقی خوب از اون چیزی که بنظرتون واقعاً توی دین جریان داره و عدم خشونت مسلمانان رو نشون بدین (خدا رو شکر که از این ویدیوها تو حوزه های دیگر به مقدار کافی تولید شده که الگو هم داشته باشید)… لطفاً در ویدیو راجع به ادیان دیگر و یا گروهی که این فیلم رو درست کرده هم هیچ چیزی نگید… خیلی ساده ویدیو رو تو یوتیوب آپلود کنید و  لینک اون رو به همراه یک ایمیل و فراخوان خوش رنگ و لعاب و بدون شعارهای تند و تیز و ضد شیعه و سنی! و در چند زبان تهیه کنید و برای دیگران بفرستید و تلاش کنید بدون اینکه این یک حرکت دولتی، جلوه کنه در سطح اینترنت پخش بشه… حالا تو ایران که نه!! ولی چون بقیه جاها میتونن برن تو یوتیوب، و با توجه به دلسوزی و کنجکاوی مسلمانان و غیر مسلمانان مطمئن باشید این ویدیو بزودی بقدری بازدید کننده پیدا میکند که هرکس اون فیلم مزخرف رو تو اینترنت و گوگل! سرچ کنه، اولش به لینک شما برسه و خود همین گوگل خیانتکار و جاسوس و آلت دست استکبار! مجبور میشه هر ماه اون رو بعنوان یکی از پربازدیدترین ویدیوها معرفی کنه و قص علی هذا… بخدا کار سختی نیست… همین فراخوان برای عدم مراجعه به سایتهای زیرمجموعه گوگل در آن دو روز مشخص کرد که خیلی‌ از گروه‌های نسبتاً میانه رو هم نسبت به چنین حرکاتی بدون عکس العمل نخواهند بود…

باور کنید که اثرگذاری آن خیلی خیلی از کارهای دیگری که شاهد هستیم بالاتر خواهد بود.

در پایان هرچند که خوشبینانه است ولی خدا کند که خون هیچ انسان دیگری به این دلیل (و هیچ دلیل دیگری) به زمین نریزد…

ببخشید که طولانی شد… پیروز و سربلند باشید

مسعود زمانی
۶ مهر ۱۳۹۱
.

.

–***–

«اگر از طریق فید (خوراک) من این نوشته را مطالعه می‌کنید، برای دسترسی مستقیم از این لینک استفاده کنید»

–***–

 

بگذار مرگ از تو بگذرد

۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۱ ۲۶ دیدگاه

سلام

  –

همیشه با خودم فکر میکنم که شکل روایی آفرینش چه از لحاظ دینی و چه از لحاظ داروینی، متناقض هم نیستند… آدم تا وقتی در بهشت بود، “انسان” نبود؛ از لحظه‌ای که نخواست اسیر سرنوشت باشد و اختیار خوردن میوه ممنوعه یا گندم و یا هر چیز دیگر را برای خود دانست آنگاه “انسان” گشت… اعتقاد دارم آدم که در سیر تکاملی نیز در آن لحظه‌ای از شکوفایی که به “عقل اختیارمند”!!! رسید انسان شد. نمیخوام فلسفه‌بافی کنم یا برداشت خودم رو به کسی تحمیل کنم، ولی فکر میکنم از اینجا به بعد بوده که داستان «انسان» آغاز شده است (برای مطالعه بهتر راجع به بخش علمی این مبحث، این پست جذاب را از دست ندهید)

تکامل داروینی و خلقت هوشمندانه

تکامل داروینی و خلقت هوشمندانه

تخصص و صلاحیت علمی و عقلی لازم برای پرداختن به چنین مسایلی را ندارم و ترجیح میدم که زیاد بهشون ورود نکنم. نکته اینه که از هر مسیری که برای انسان شدن متصور باشیم، از همان روز اول انسان شدن، دغدغه مرگ و شکل آن و لحظه اتفاق آن و حلقه پسین آن، حتی یک روز هم انسان را رها نکرده است. به اندازه کافی تئوری‌ها و باورهای مذهبی و غیر مذهبی راجع به این موضوع وجود دارد که هرکس بسته به نوع نگرش خود به زندگی یکی از آنها را قبول دارد.

مرگ

مرگ

از سوی دیگر از قدیمی‌ترین متون بازمانده نظیر حماسه گیلگمش (که در آن محرک اصلی سفر گیلگمش مرگ دوستش بوده) تا به امروز، تقریباً اکثریت قریب به اتفاق هنرمندان، هریک از پنجره جهان‌بینی خود به مرگ نگاه کرده‌اند و به خلق اثر پرداخته‌اند که متاثر از نوع درک آنها از چیستی‌شناسی آنها نسبت به وجود خود انسان بوده و مطمئناً تا آخر جهان نیز این امر ادامه پیدا خواهد کرد. تقریباً هیچ هنرمندی و نویسنده‌ای نبوده که بی تفاوت از آن عبور کرده باشد، نکته جالب اینست که چه در مذهبی‌ترین و جه در آوانگاردترین برداشت‌ها از مرگ هم هیچکس به قطعیت نتوانسته دیدگاه خود را به همه بقبولاند و ناشناخته بودن آن لحظه کوتاه خارج شدن جان (روح) از بدن و اتفاقات پسین آن باعث شده که این روایات هرگز نقطه پایانی نداشته باشند و همیشه یک برداشت جدید میتواند وجود داشته باشد.

کاور کتاب حماسه گیلگمش

کاور کتاب حماسه گیلگمش

شعر، داستان، موسیقی، سینما، نقاشی و … همه و همه پلتفرم‌ها و مدیوم‌هایی بوده‌اند که هنرمندان از آنها برای انتقال پیام بهره برده اند. در عالم سینما (بعنوان یکی از پرمخاطب ترین این مدیوم‌ها) نیز هزاران اثر مستقیم و غیر مستقیم به این مهم پرداخته اند، بقدری تعدادشان بالا است که حتی اسم بردن تک تک آنها میتواند موضوع یک کتاب شود…

پوستر فیم خاکستری (2012)

پوستر فیلم خاکستری

غرض از این مقدمه نسبتاً طولانی، معرفی و پیشنهاد یکی از بهترین آثاری است که در چند سال اخیر پیرامون این موضوع ساخته شده است. فیلم سینمایی «خاکستریThe Grey» ساخته درخشان «جو کارناهان –Joe Carnahan» یکی از زیباترین و خوش‌ساخت ترین فیلم هایی بوده که در این چند سال اخیر دیده ام. شاید بتونم با جرات بگم که تا این جای کار کامل ترین اثر سینمایی سال بوده (البته از نظر من)، فیلم در عین حال که سعی نمیکند چیزی را به کسی تحمیل کند، بقدری سبک روایی خوبی و دلنشینی دارد که در همان سی ثانیه اول جذب آن می‌شوی و حتی اگر نوع جهان‌بینی کاراکترها برایت غیرقابل قبول باشد، بازهم از دیدنش لذت زیادی خواهی برد…

داستان فیلم خیلی پیچیده نیست، داستان همیشگی نبرد انسان و طبیعت است با این تفاوت که نبرد انسان و انسان و همچنین نبرد انسان با «من» خود نیز درون آن وجود دارد. هواپیمایی در نقطه‌ای متروکه در آلاسکا سقوط میکنه و خوب طبیعی است که چالش نجات یافتگان برای زنده ماندن و یافتن سرپناه تِم معمول چنین فیلم‌هایی است. با اینحال فیلم خیلی خوب و با ریتم مناسب نوع جهان بینی انسان ها را هدف قرار داده و بجای آنکه «نجات» محوریت داستان را تشکیل دهد، «مرگ» را دستمایه اصلی روایت خود قرار داده است.

نمایی از فیلم خاکستری

نمایی از فیلم خاکستری

وجوه مختلف هنری و تکنیکی فیلم همگی در کمال خود قرار دارند:

بازی بی‌نظیر هنرپیشه تمام نشدنی و بسیار محبوب من «لیام نیسنLiam Neeson» یک کلاس درس کامل است. این مرد فوق العاده است، صدای محکم و فن بیان بینظیرش میتواند هرکسی را مجذوب خودش کند و واقعاً یک انتخاب خوب برای صدای اصلان در سری فیلم های «نارنیاNarnia» بوده است. نوع نگاه کردن و استفاده خوب از میمیک صورت و البته آشفتگی مستتر در چشمانش، میتواند حتی یک اثر سطح پایین (البته اگر کس دیگری آن را بازی میکرد) نظیر Taken را تبدیل به فیلم خوب کند. در تمامی فیلم‌هایی که از او دیده‌ام، بدون توجه به هر هنرپیشه ای (از هریسون فورد تا جفری راش) که در برابرش قرار گرفته، براحتی صحنه را مال خود میکند. همچنین از «فهرست شیندلرSchindler List» تا «بتمن آغاز میکندBatman Begins» نشان داده است که فارغ از هنری یا تجاری بودن اثر، به بهترین شکل نقش خودش را برای بیننده باورپذیر میکند.

لیام نیسن در نمایی از فیلم خاکستری

لیام نیسن در نمایی از فیلم خاکستری

در فیلم «خاکستری» اوج این هنرمندی را شاهد هستیم، وی در نقش «جان آتوی – John Ottway» بعنوان یک شکارچی و محافظ در کنار کارگران یک پالایشگاه در آلاسکا کار میکند، چیز زیادی از گذشته‌اش نمیدانیم، جز فلاش‌بک هایی بسیار غریب (و البته خوش پرداخت) به یک زن ناشناس…

چون نمیخواهم داستان فیلم مشخص شود بیشتر توضیح نمیدهم 🙂

نمایی از فیلم خاکستری

نمایی از فیلم خاکستری

فیلمبرداری فیلم یک شاهکار به تمام معنا است، دشتهای بی انتهای پوشیده از برف و جنگل‌های بکر آلاسکا و غرب کانادا (بخش عمده فیلم در شهر Smithers واقع در British Columbia فیلمبرداری شده است) فرصتی بی نظیر در اختیار فیلمبردار قرار داده تا هر آنچه که در توان دارد به نمایش بگذارد. حتی در صحنه‌های پرتعلیق فیلم نیز کنترل بی‌نظیری بر حرکات دوربین وجود دارد که حقیقتاً قابل تقدیر است. کلوزآپ‌های بی‌نظیر از هنرپیشه‌ها بخصوص نیسن و استفاده خوب از نور زمینه (خورشید و آتش و …) فضایی هولناک و در عین حال زیبا خلق کرده که خیلی کم شبیه آن را دیده بودم. نمایی در اواخر فیلم که «دیاز – Diaz» در کنار رودخانه و رو به کوهستان به تنه درخت تکیه داده است و مکث چند ثانیه‌ای و حرکت بالا به پایین دوربین بقدری هنرمندانه است که [علیرغم مسخره به نظر آمدن] بیش از ده بار پشت سرهم آن را نگاه کردم، عجیب هنرمندانه از کار درآمده است…

نمایی زیبا از فیلم خاکستری

نمایی زیبا از فیلم خاکستری

تدوین و صداگذاری فیلم هم بقدری حرفه‌ای هستند که من مطمئنم که اگر فیلم را با سیستم صوتی خوب تجربه کرده و یا در سینمایی مجهز آن را ببینید تا مدتها کوچکترین صدایی در تاریکی شما را شوکه خواهد کرد، شک ندارم…

درخشانترین و کلیدی ترین عنصر تکنیکی این فیلم موسیقی آن است. موسیقی این فیلم ساخته آهنگساز جوان و جویای نام آلمانی «مارک استریتن‌فلد – Marc Streitenfeld» است که مدت زیادی دستیار «هانس زیمرHans Zimmer» کبیر بوده است. پیام فیلم و نوع پرداخت داستان بشدت متکی به این موسیقی است، در تمامی صحنه‌های کلیدی بشکلی زیرکانه موسیقی وارد فیلم شده و مانند یک نسیم ملایم بدون اینکه خللی در روایت پیش بیاورد فضای دل انگیزی برای درک محتوای [بنظر من] سنگین فیلم پدید می آورد. در انتهای این پست چند تراک از بهترین بخشهای ساندتراک این فیلم را برای دانلود شما عزیزان خواهم گذاشت. همین الان که این پست را مینویسم بدون توقف در حال گوش دادن به این موسیقی دلنشین هستم. از آن دست موسیقی‌هایی است که براحتی نمی‌توان نادیده گرفت و شاید حتی اگر به تنهایی گوش شود، خودش بتواند همان پیام را به شنونده نکته‌سنج خودش منتقل کند.

نمایی از فیلم خاکستری

نمایی از فیلم خاکستری

پیش از این یکبار مشابه این اثرگذاری موسیقیایی را در موسیقی فیلم «سرچشمهThe Fountain» شنیده بودم، که تصادفاً آن فیلم هم با تمرکز به سوژه مرگ، چالش انسان برای یافتن پاسخ به سئوالات بی‌پایانش را در این حوزه به زیبایی هرچه تمام‌تر تصویر کرده است. در این پست راجع به آن فیلم و موسیقی آن نوشته ام.

نمایی از فیلم خاکستری

نمایی از فیلم خاکستری

در فیلم «خاکستری» مرگ بازیگر اصلی است و واکنشهای مختلف به آن داستان را شکل می‌دهد. در حقیقت فیلم گلچینی است از نگاه‌های مختلف به مرگ و نوع تجربه هر کاراکتر در ثانیه‌های پایانی به این بزرگترین اتفاق زندگی (به تعبیری) و البته بزرگترین معمای زندگی…

نمایی از فیلم خاکستری

نمایی از فیلم خاکستری

سکانس نهایی فیلم همه آن چیزی است که من رو عاشق سینما کرده، خیلی وقت بود که منتظر چنین فیلمی بودم، نگاه خیره و پرشور نیسن در این سکانس خیره‌کننده چیزی بود که خیلی وقت هست در فیلمها تجربه نکرده  و ندیده بودم و مطمئنم تا سالها در خاطرم خواهد موند.

همانطور که گفتم دوست ندارم داستان فیلم را لوث کنم و مثل همیشه ترجیح این است که خواننده خودش فیلم را مشاهده کند و از آن لذت ببرد. ولی بنظر خود من کل پیام فیلم در همان شعری خلاصه میشود که «آتوی» به نقل از پدرش میخواند:

نمایی از فیلم خاکستری

نمایی از فیلم خاکستری

Once More into the Fray…

Into the last good Fight I’ll ever know

Live and Die on This DAY

Live and Die on This DAY

جالب اینکه من خودم تو یکی از پست‌هام یک اشاراتی به این موضوع داشتم که البته برداشت شخصی خودم هست و هیچ دلیلی نداره صددرصد درست باشه…

در پایان هم همانطور که گفته بودم چند تراک بسیار زیبا از موسیقی این فیلم که ساخته «مارک استریتن‌فلد – Marc Streitenfeld» است برای شما عزیزان گذاشته‌ام. علاقه‌مندان میتوانند از این لینک کل آلبوم را از آیتیونز خریداری کنند.

ردیف

نام موسیقی

حجم (مگابایت)

لینک دانلود

۱

Alpha

۲٫۱

لینک

۲

Daughter Appears

۲٫۰

لینک

۳

Into The Fray

۱٫۷

لینک

۴

You Are Gonna Die

۳٫۰

لینک

پینوشت: عنوان این پست از یکی از سکانسهای درخشان این فیلم برداشته شده است.

مسعود زمانی

۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۱

 

–***–

«اگر از طریق فید (خوراک) من این نوشته را مطالعه می‌کنید، برای دسترسی مستقیم از این لینک استفاده کنید»

–***–

مراسم اسکار و یادبود رفتگان

۱۲ اسفند ۱۳۹۰ ۱۸ دیدگاه

سلام

کمتر سریال یا فیلمی هست که بمحض اومدنش تماشایش نکنم (نهایت اختلاف با پخش اوریژینال در حد چند ساعت!!!)… ولی آقا دروغ چرا… من مراسم اسکار امسال رو با دو روز تاخیر دیدم… البته بغیر از اون بخشی که اصغر فرهادی عزیز جایزه اش رو از ساندرا بولاک میگیره که همون صبحش دوستان برام میل کردند. اگر اشتباه نکنم از ۲۰۰۲ به اینور تمامی مراسم‌ها رو بطور کامل دیدم و هنوز که هنوزه بهترین اجرا و میزبانی با اختلاف زیادی به اجرای سال  ۲۰۰۸ (۸۱امین دوره) «هیو جکمنHugh Jackman» برمیگرده (البته طبیعتاً بنظر خودم و ضمن احترام فراوان برای بیلی کریستال).

رسم هست که در ابتدای مراسم بصورت خلاصه وار و در قالب یک ترانه یا نمایش یا کلیپ، مجری و میزبان مراسم به معرفی رقبای اصلی مراسم بپردازه، که در اون سال (۲۰۰۸) هیو جکمن با طنز شیرین خودش گفت که بدلیل بحران اقتصادی و کمبود بودجه مجبور شده که تمامی دکور و تجهیزات رو در پارکینگ خونشون و از ابزارهای معمولی درست کنه!!… که البته بعد از نمایش میبینم که چقدر خلاقانه میشه با یکسری ابزارهای ساده یک مراسم در ابعاد جهانی رو برگزار کرد. (قابل توجه عزیزان دست اندرکار ایرانی)… اون بخش خاص از مراسم اسکار سال ۲۰۰۸ و هنرنمایی جکمن را میتونید از لینک زیر دانلود کرده و تماشا کنید:

دانلود مراسم آغازین ۸۱‌اُمین جوائز آکادمی (سال ۲۰۰۸) – حجم: ۳۱ مگابایت

بگذریم… یک بخش مورد علاقه من در مراسم، یادبود درگذشتگان اون سال هست که معمولاً با یک ترانه و موسیقی ملایم و البته بصورت زنده توام هست. مراسم امسال هم از این مهم مستثنی نبود، خانم «اسپرانزا اسپالدینگ – Esperanza Spalding» برنده جایزه گرمی ۲۰۱۲ برای بهترین هنرمند جدید، ترانه همیشه ماندگار «لوییز آرمسترانگLouis Armstrong» فقید با نام «چه دنیای شگرفی – What a Wonderful World» رو همراه با گروه کُر کودکان کالیفرنیای جنوبی اجرا کرد که همراه با اون کلیپی از درگذشتگان هم پخش میشد. از «ویتنی هیوستونWhitney Houston» تا «الیزابت تیلورElizabeth Taylor» و دیگر کسانی که در عرصه سینما فعال بودند ولی دیگر در قید حیات نیستند… این بخش از مراسم رو هم میتونید از لینکهای زیر دانلود کنید. سادگی و پرهیز از اسطوره سازی ویژگی شاخص این بخش از مراسم بود…

دانلود مراسم یابود در ۸۴اُمین دوره جوائز آکادمی (سال ۲۰۱۲) – حجم: ۱۸ مگابایت

*****************************************

اوایل سال میلادی جدید یکی از بزرگترین کارگردان‌های اروپا و یونان که الهام بخش بسیاری از سینماگران و تماشاگران ایرانی هم بوده در اثر تصادف جان خودش رو از دست داد. «تئو آنگلوپولوسTheo Angelopoulos» کارگردان بسیار مشهوری بود که لیست جوایز بیشمارش چشمها رو خیره میکنه… شاید ویژگیهای فیلم سازی آنجلوپولوس با معیارهای متداول سینمای عمدتاً عامه پسند امروز همگونی نداشته باشه، ولی بهرشکل ایشون هنرمند بزرگی بودند که هنوزم که هنوزه تو جمع‌های روشنفکری و هنرمندانه دیدن و تفسیر فیلمهای وی یک ارزش محسوب میشه (که حقیقتاً هم ارزش هست)…

نمایی که در فیلم «گام معلق لک لکThe Suspended Step of the Stork» پیرمرد مثل یک لک لک یک پای خود را بلند میکند و یا سکانس اتوبوس فیلم “ابدیت و یک روزEternity and a day» (با اون تلفیق غریب موسیقیایش) مطمئنم که تا آخر عمرم فراموش نمیکنم.چند روز بود که موسیقی این فیلم همش تو ذهنم بود، اینهم از تقدیر من از یکی از الهام بخش ترین کارگردان‌های سینما…

دانلود سکانس اتوبوس در فیلم ابدیت و یک روز – حجم: ۱۴ مگابایت

موسیقی از «النی کاریندروEleni Karaindrou»

پینوشت: من تا اون روزی که این بنده خدا مُرد، فکر میکردم اسمش آنجلوپولوس هست… !!!

–***–

«اگر از طریق فید (خوراک) من این نوشته را مطالعه می‌کنید، برای دسترسی مستقیم از این لینک استفاده کنید»

–***–

 ۹ اسفند ۱۳۹۰
مسعود زمانی