بایگانی

بایگانی برای دسته ی ‘نکات جالب’

چند پاره اول – یک پیشنهاد

۷ مهر ۱۳۹۱ ۲۰ دیدگاه

.

.

چند پاره

سلام، ببخشید که فاصله پستهام زیاد شده… درگیری کاری و نبودن سوژه مناسب و خیلی مسائل دیگر دست به دست هم داده‌اند تا این مشکل بروز کند… چند تا مطلب نسبتاً غیرمرتبط بود که دیدم بد نیست تو یه چند تا پست کنار هم بزارمشون…

شرمندگی

پاره اول

یادمه یکبار تو تاکسی نشسته بودیم و یه خانومی تو صندلی جلو با موبایلش خیلی بلند حرف میزد و محتوای حرفهاش (حتی اگر تلاش میکردی گوش نکنی) خیلی جالب بود… یجوری صحبت میکرد که انگار وکیل پایه یک هست و همه قوه قضاییه روی انگشتاش میچرخه و تو همون مدتی که توی تاکسی بود سه نفر رو اعدام کرد و یکی دو نفر هم از چوبه دار نجات داد و سه چهارتایی مرد نامرد رو فرستاد گوشه زندون آب خنک بخورن که دیگه با زنهاشون بلند بلند صحبت نکنند!!! خلاصه وقتی هم تلفناش قطع میشد (به یمن ترافیک حدود ۴۰ دقیقه‌ای مستفیض شدیم) شروع می‌کرد جزئیات پرونده‌هاش رو با مسافران به اشتراک گذاشتن… من دروغ چرا اولش هدفون در گوش داشتم «Tarja Turunen» گوش می‌دادم، ولی خب یواش یواش دیدم همه با حداکثر تلاش برای “خود علاقه‌مند نشان دادن” دارن دست و پا می‌زنند، موزیک رو قطع کردم و شروع به گوش دادن کردم.

وقتی خانم کذایی به سمت صندلی‌های عقب برمی‌گشت اولین چیزی که جلب توجه می‌کرد آرایش فوق غلیظ (به ضخامت حداقل ۱٫۵ سانت) و پیرسینگ کوچکی روی بینی‌اش بود… من اینقدر خدا چوبم زده که بیخود و بدون دانستن حقیقت راجع به کسی قضاوت نکنم، ولی خیلی خیلی بعید میدونستم کسی با اون شمایل (جدا از شانیت حرفه وکالت) بتونه وارد دادگاه یا دادسرا بشه… خلاصه جالب اینکه مسافران هم کلی نظر حرفه‌ای و آبگوشتی (بصورت مخلوط) اون وسط می‌پراندند و اون خانم هم مرتباً توضیحات میداد… آخرش خانمه که داشت پیاده شد، من برای اینکه خیالم و وجدانم راحت بشه تنها حرفی که زدم این بود که میشه لطف کنین کارتتون رو بدین که بدم یکی از آشنایان برای یک پرونده حقوقی حضوری خدمت برسند، خانمه هم بعد از اینکه چند ثانیه مکث کرد من من کنان گفت متاسفانه کیفم رو توی دادگاه جا گذاشتم!!، منم فقط لبخندی زدم و تشکر کردم… بعد از پیاده شدن ایشون، دوباره بحث پیرامون شخصیت و قیافه و تیپ و لحن صحبت و اینکه چقدر اون خانوم راست یا دروغ میگفت درگرفت… ۴۰ دقیقه بعدی هم صرف همین بحث‌ها شد… من دیدم اینا ول کن نیستن گفتم که اون خانم چه شیاد بود و چه وکیل و چه به همین حرفه‌ای که آقای راننده اصرار میکنند مشغول باشند!!!! به هدف خودش رسیده و هم بهره‌وری و هم کارایی ایشون رو بالای ۹۵ درصد ارزیابی میکنم و اگر بخواهم به اینکارشون نمره بدم مطمئناً ۲۰ رو خواهند گرفت. نکته اینه که اون خانوم میخواست “جلب توجه” کند و کاملاً هم تو این‌کار موفق شد… بطوریکه اگر ما مثلاً تو جاده چالوس هم بودیم تا خود کمربندی چالوس هم اینا داشتن این بحث “صدمن یک غاز” شغل و وجنات اون خانوم رو ادامه می‌دادند. خداییش یه لحظه سکوت تاکسی رو فراگرفت و تازه همه به خودشون اومدن که ای دل غافل الکی چقدر وقتمون رو تلف کردیم…

حالا اینهمه روضه خوندم که چی بگم…

آقا یه آدم (گروه) مغرض که کل همفکرانشون بعید میدونم به اندازه یک شهرک کوچک هم باشند، ورمیداره یه مزخرف رو روی اینترنت و سایت یوتیوب منتشر میکنه و در اعتراض! به اون تا حالا متاسفانه حدود ۳۰ یا ۴۰ نفر کشته شده اند، که اکثرشون هم مسلمان بوده اند… من هیچوقت با آدمهایی که چنین رویکردی (توهین به اعتقادات حتی اگر یک نفر به اون ایمان داشته باشه، چه برسه به یک میلیارد) دارند نتونستم کنار بیام و نخواهم اومد، ولی نکته اینه که میبینم اکثر افراد دلسوز هم دارن توی دامشون می افتند. بهترین کار تو روزهای اول بی توجهی و رسانه ای نکردن اون بود که خب کاملاً عکس اون عمل شد… حالا بماند شیطنت‌های بعضی…

من فیلم رو حتی تلاش هم نکردم که ببینم… یعنی نه دوست دارم و نه وقت همچین مزخرفاتی رو دارم. ولی مطمئنم که این طرف هدف اصلیش توهین نبوده… هدفش همین اتفاقی بوده که همین الان داره می‌افته (شهرت برای خودشان، جهانی شدن پیام مزخرفشان و عصبی کردن دیگران) و بزرگترین بازندگان و آسیب دیدگانش هم مسلمانان هستند. من تحلیل‌گر سیاسی و اجتماعی نیستم و اصلاً هم سواد اینکار رو ندارم… ولی فکر میکنم یک کمی متفکران، سخنگویان و تریبون‌های خبری دلسوز! نیاز دارند از فاصله‌ای دورتر و بدون احساساتی شدن به این مسئله نگاه کنند و نگذارند اون هدف کذایی بیشتر از این محقق بشه … من متاسفانه تحلیل حتی متوسط و فارغ از عصبیت در این چند روزه نخوانده و ندیده‌ام…

یه ویدیویی که شاید در خوش بینانه ترین حالت می‌تونست ۱۰۰،۰۰۰ بازدید داشته باشد که اکثریت مخاطبانش هم مطمئناً کسانی نبودند که دل در گروی حضرت رسول و اعتقادات مسلمانان داشته باشند، تبدیل شده به مسئله امنیت ملی چند کشور و البته چماقی برای برخی دیگر، و برای ماهایی که نه سر پیازیم و نه ته پیاز تبدیل شده به بهانه‌ای مسخره! برای قطع و هیلتر شدن گوگل و جیمیل و ایجاد دردسرهای فراوان برای کاربران حرفه‌ای و معمولی در کلی از کاربری‌های روزمره (از یک جستجوی ساده تا استفاده از کلی سرویسهای متنوع که برای برخی واقعاً حیاتی هستند) و گجت‌های اندرویدی هم بالتبع از این آسیب در امان نبودند.

من نه از سیاست سردرمیارم و نه بهش علاقه‌مندم و این وبلاگ هم بیشتر محتوای فرهنگی رو عرضه و نقد میکنه… بنابراین قاعدتاً این وبلاگ جای پرداختن به این مطالب نیست… ولی حیفم میاد… بخدا حیفم میاد… بنابراین از همون مجرا به ماجرا نگاه می‌کنم:

من یک پیشنهاد میخوام بدم برای اونهایی که دلشون میسوزه و میخوان چنین حرکاتی ضمن تکرار نشدن، حداقل اثرگذاری را داشته باشند و البته دغدغه کار فرهنگی هم دارند. در ابتدا ذکر دو نکته ضروری است که ذکر شود:

یک: در ورزشهای رزمی و مبارزات، بیشترین آسیب وقتی به حریف وارد میشه که از نیروی خود حریف برای ضربه زدن به وی استفاده شود.

دو: مثال جادی عزیز خیلی مثال کاملی هست. شما فروشگاه‌های کمپانی سونی را بخاطر اینکه کسی روی سی دی خام آن فیلم بد رایت کرده نمی‌بندید و تحریم نمی‌کنید…

بردارید یک فیلم درست و بدون داد و فریاد و فحش و ناسزا درست کنین با زمانی حدود ۴-۵ دقیقه و نه بیشتر… خیلی ساده از آدمهای معقول و شناخته شده (ترجیحاً بین المللی) دعوت کنین که توی اون در حد ده ثانیه حرف بزنند و با یک تدوین و موسیقی خوب از اون چیزی که بنظرتون واقعاً توی دین جریان داره و عدم خشونت مسلمانان رو نشون بدین (خدا رو شکر که از این ویدیوها تو حوزه های دیگر به مقدار کافی تولید شده که الگو هم داشته باشید)… لطفاً در ویدیو راجع به ادیان دیگر و یا گروهی که این فیلم رو درست کرده هم هیچ چیزی نگید… خیلی ساده ویدیو رو تو یوتیوب آپلود کنید و  لینک اون رو به همراه یک ایمیل و فراخوان خوش رنگ و لعاب و بدون شعارهای تند و تیز و ضد شیعه و سنی! و در چند زبان تهیه کنید و برای دیگران بفرستید و تلاش کنید بدون اینکه این یک حرکت دولتی، جلوه کنه در سطح اینترنت پخش بشه… حالا تو ایران که نه!! ولی چون بقیه جاها میتونن برن تو یوتیوب، و با توجه به دلسوزی و کنجکاوی مسلمانان و غیر مسلمانان مطمئن باشید این ویدیو بزودی بقدری بازدید کننده پیدا میکند که هرکس اون فیلم مزخرف رو تو اینترنت و گوگل! سرچ کنه، اولش به لینک شما برسه و خود همین گوگل خیانتکار و جاسوس و آلت دست استکبار! مجبور میشه هر ماه اون رو بعنوان یکی از پربازدیدترین ویدیوها معرفی کنه و قص علی هذا… بخدا کار سختی نیست… همین فراخوان برای عدم مراجعه به سایتهای زیرمجموعه گوگل در آن دو روز مشخص کرد که خیلی‌ از گروه‌های نسبتاً میانه رو هم نسبت به چنین حرکاتی بدون عکس العمل نخواهند بود…

باور کنید که اثرگذاری آن خیلی خیلی از کارهای دیگری که شاهد هستیم بالاتر خواهد بود.

در پایان هرچند که خوشبینانه است ولی خدا کند که خون هیچ انسان دیگری به این دلیل (و هیچ دلیل دیگری) به زمین نریزد…

ببخشید که طولانی شد… پیروز و سربلند باشید

مسعود زمانی
۶ مهر ۱۳۹۱
.

.

–***–

«اگر از طریق فید (خوراک) من این نوشته را مطالعه می‌کنید، برای دسترسی مستقیم از این لینک استفاده کنید»

–***–

 

بازی شب یلدا

۳۰ آذر ۱۳۹۰ ۱۰ دیدگاه

سلام

پیش از هر کلامی؛

یلدا مبارک

 

انار، شب یلدا 

به لطف دوستان هرسال این موقع که میشه یک بازی وبلاگی به مناسبت شب یلدا برگزار می‌شود که امسال هم بلاگ‌نوشت در آخرین لحظات پیشنهاد داد که برای این شب وبلاگهامون رو عکس‌باران کنیم. من عکاس خوبی نیستم، ولی خب تصمیم گرفتم که دو سه تا عکس از اتاقم و وسایلم (و البته یه نموره هم از خودم D: ) بزارم، دیگه کمی و کاستی رو به بزرگی خودتون ببخشید.

عکس ۱ –  میز کار

 برای دیدن عکس در سایز بزرگتر روی آن کلیک کنید

عکس ۲ – کتابخانه + نصف خودم

توضیح این‌که چون شب و دیر وقت بود خیلی روبراه نیستم و چشمام خسته و وضعیتم داغونه، ولی خب دیدم اینجوری خودمونی‌تر و بی‌ریاتره… وبکم نگون بخت هم زورش بیشتر از این نرسید، دیگه کیفیت پایینه

پینوشت: حالا دم در بده، بفرمایید داخل یه چایی زعفرونی در خدمت باشیم

 کتابخانه و نصف من

عکس ۳ – پرینتر + تابلو زیبا

این تابلو رو دوست عزیز و همیشگی‌ام مصطفی کشیده و اسمش هم سفیر شب هست… یه ویژگی عجیب داره و اونم اینه که همیشه (حتی بعد از یکسال) وقتی بهش خیره میشی یک نکته جدید توش کشف میکنی… مرسی عمو مصطفی

سفیر شب

عکس ۴ لپتاپ + پرینت‌های آماده شده برای شاسی کردن

اکثریت ملت هیچکاک و شریعتی و دیوید گیلمور و نمیدونم همفری بوگارت و مارلون براندو و اینها رو میزنند به درو دیوار اتاقشون… ولی من هرچی با خودم کلنجار رفتم دیدم اینجور چیزا به دلم نمی‌چسبه، بنابراین خودم دست به کار شدم و پرینت‌های خوبی از تصاویر منتخب خودم جمع کردم تا اونها رو شاسی کنم و به درو دیوار بزنم.

پینوشت۱: دیوونه Wall-E هستم و شیفته Ratatouille

پینوشت ۲: برای من بزرگترین قهرمان فیکشن تا ابدالدهر خود آقامون “سالید اسنیک” هستند… روحش شاد

پرینتها

————————

حرف آخر

میگن که شب یلدا بزرگترین نبرد تاریکی و ظلمت با نور بوده که با اینکه نبرد به درازا میکشه و ظلمت عالمگیر میشه، ولی در آخرین لحظه و در اوج ناامیدی، نور هست که بر تاریکی غلبه میکنه… امیدوارم اگر هم روزگارتون ظلمانی هست، نور شادی و موفقیت و استقلال (*) بر اون حاکم بشه… (**)

هرجا که هستید بهترین‌ها رو براتون آرزو میکنم

(*) خواستم بگم پیروزی، ولی آخه پیروزی (پرسپولیس) هم شد تیم… با اون مدیرعاملتون… تیم فقط استقلال… که البته متاسفانه مدیر عامل ما هم چیز دندون‌گیری نیست…

(**) استقلالی و پرسپولیسی، هرجا هستی همیشه لبت خندون و دلت شاد باشه.

«اگر از طریق فید (خوراک) من این نوشته را مطالعه می‌کنید، برای دسترسی مستقیم از این لینک استفاده کنید»

***

مادر

۲ خرداد ۱۳۹۰ ۱۷ دیدگاه

 

سلام

دیگه عذرخواهی بابت کم کاری، بصورت یه پاراگراف پیش فرض در ابتدای همه پستهام دراومده… عذر میخوام

مهر مادر اثر استاد کاتوزیان

پارسال در آستانه روز مادر نشستم یه شبهِ کلیپی برای روز مادر درست کردم، که دیدم شاید خالی از لطف نباشه که اون رو با دوستان به اشتراک بزارم.

لینک کلیپ در یوتیوب:

http://www.youtube.com/watch?v=gLk7pRJmvMg

لینک های دانلود:

پرشین گیگ

۴shared – غیر مستقیم

کیفیت خوب (۱۲ مگابایت)

لینک دانلود

کیفیت معمولی (۵ مگابایت)

لینک دانلود

 

آسودگی از محن ندارد مادر  —-  آسایش جان و تن ندارد مادر

دارد غم و اندوه جگر گوشه خویش  —-  ورنه غم خویشتن ندارد مادر

رهی معیری


دوم خرداد ۱۳۹۰
مسعود زمانی

———————————–

درصورتیکه از طریق خوراک (Feed) این پست را مطالعه میکنید، برای دسترسی مستقیم از این لینک استفاده کنید

———————————–