بایگانی

نوشته های برچسب زده شده ‘Metal gear Solid’

آخرین بازمانده ما

۳ تیر ۱۳۹۲ ۱۴ دیدگاه

آخرین بازمانده ما

.

سلام

.

.

پوستر بازی آخرین بازمانده ما

پوستر بازی آخرین بازمانده ما

من هرکاری که بکنم بازیهای کامپیوتری همیشه یکی از اصلی ترین تفریحات من بوده و خواهد بود. متاسفانه دیگه مثل قدیما خیلی وقت برای انجامشون ندارم و نهایتاً هر هشت نه ماه یکبار یک بازی رو میتونم اونجوری که دوست دارم، انجام بدم. توضیح اینکه بازی که میگم منظورم فوتبال و اینا نیست (چون اینا بطور هفتگی و روتین داره انجام میشه) بلکه بازیهای شاخص و خوبی هست که هم هیجان داره و هم داستان خیلی خوبی داره. تو سری Call of Duty خب الان این دو قسمت Black Ops (بخصوص قسمت اولیش) از لحاظ داستان‌پردازی فوق العاده بوده و همچنین از نظر نوع سبک روایی نسخه جدید Tomb Raider خیلی عالی بود. Resident Evil: Revelations زیاد چنگی بدل نزد و همچنان با فاصله زیاد Resident Evil 4 بهترین بازی این سری محسوب میشه. تعریف بازی Walking Dead رو خیلی شنیدم ولی خب بازیش چنگی به دل نزد. در عوض Assassin’s Creed 3 بسیار جذاب و دلنشین بود مثل همه بازیهای قبلی خودش. البته ذکر این نکته الزامی هست که اول و آخر همه بازیهای تاریخ به نظر من سری Metal Gear Solid بوده و خواهد بود، کلاً این Hideo Kojima تمام نشدنی هست. این بازی‌ها همه چیز رو در کمال خودش داره، هیچان، داستان، انعطاف پذیری بازی، کاراکتر باورپذیر و البته خلاقیت… بهیچ وجه نمیتونم حتی این بازی رو با بقیه بازیهای متداول مقایسه کنم. بنابراین کلاً بازیها به دو بخش تقسیم میشوند: سری Metal Gear Solid و بقیه بازیها…

کاور قسمت اولی بازی Metal gear Solid

کاور قسمت اولی بازی Metal gear Solid

حالا تو این روند بازی کردن من یه سری مشکلاتی هم بوجود میاد همیشه که بزرگترینشون نسخه های اختصاصی کنسول‌ها هستند. مثلاً همین قسمت چهارم بازی Metal Gear Solid که با عنوان Metal Gear Solid 4: Guns of the Patriots فقط برای کنسول PlayStation 3 اومده بود و قشنگ یادمه که شرکت سونی کنسول خودش رو با این بازی تبلیغ میکرد!!! خب من یا باید میرفتم یه کنسول PS3 میخریدم فقط بخاطر این بازی (که البته خدا شاهده که PS2 رو بخاطر قسمت سوم همین متال گیر خریدم!) یا یک راه دیگه پیدا میکردم. اون راه دیگه با سرچ برام مشخص شد، هشت یا نه سال پیش فهمیدم یک عده ای هستند که مثل من خوره هستند و طبیعتاً نیازهای!! امثال من رو درک میکنند، در نتیجه خیلی شیک و قشنگ میان کل بازی رو با کیفیت خوب ضبط میکنند و روی اینترنت میزارن، یعنی شما هم کل سیر بازی و هم فیلمهاش رو خیلی قشنگ و در حالیکه به صندلی تکیه دادی میبینی… و صدالبته که چون اون ها خیلی آدمهای فهیمی هستند بازی رو با تمام ریزه‌کاریهاش انجام میدن. البته خب اینجوری خودت نمیتونی که لذت کشف معماها و حل کردن چالشهای بازی رو ببری ولی خب از هیچی که بهتره…

کاور بازی Metal Gear Solid 4: Guns of the Patriots

کاور بازی Metal Gear Solid 4: Guns of the Patriots

decorative-lines-3

حالا این مقدمه طولانی رو گفتم که اشاره ای کنم به یک بازی اختصاصی کنسول PS3 به نام «آخرین بازمانده ما – The Last Of Us» که هم تو نمایشگاه E3 پارسال و هم امسال بعد از انتشار اینقدر سروصدا کرد که کنجکاو شدم و ویدیوی کل بازی رو دانلود کردم و یکضرب به مدت سه ساعت و نیم تماشایش کردم. این بازی تا اینجا پرفروش ترین بازی سال بوده و تقریباً از تمام سایتهای معروف امتیاز کامل گرفته… بازی توسط کمپانی خوشنام Naughty Dog ساخته شده که بازی خوبی نظیر Uncharted هم در کارنامه خودش داشته.

کاور بازی آخرین بازمانده ما

کاور بازی آخرین بازمانده ما

داستان بازی روایتی از یک رخداد بیولوژیکی است که در اثر رها شدن هاگهای یک قارچ با ریشه نامشخص جهشهای ژنتیکی در انسانها رخ میدهد که باعث تغییر رفتار و تهاجمی شدن آنها میشود. خب این یک plot خیلی معمول همه بازیها مرتبط با زامبی‌ها و شبیه آن است. ولی بنظر من کوچکترین و بی اهمیت ترین بخش داستان بازی همین نکته است. بزرگترین نکته بازی چالشهای روانی و تحول شخصیتی کاراکترها در چهارچوبی نظیر سریال The Walking Dead هست که باعث میشه نتونی چشم از بازی برداری.

بازی آخرین بازمانده ما

بازی آخرین بازمانده ما

داستان بازی در ابتدا به شکلی هول انگیز مواجهه جوئل و دخترش با لحظات اولیه این رخداد را نشان داده که پایان تلخی هم دارد. سپس داستان بیست سال به جلو میرود و با یکسری از رویدادهای تصادفی کاراکتر جوئل در تقابل با کاراکتر Ellie قرار میگیرد و دست سرنوشت در سفری ادیسه وار این دو را راهی جستجویی شهر به شهر برای یافتن بقایای گروهک شبه نظامی و شورشی Fireflies میکند که شاید بتوانند به کمک Ellie چاره‌ای برای نجات بشریت بیابند.

بازی آخرین بازمانده ما

روند فروپاشی و سپس احیای وجه پدرانه جوئل و رام شدن کاراکتر بی اعتماد و پرچالش الی در طی داستان خیلی عالی به تصویر کشیده شده، این که میگم خیلی عالی باید ببینید تا متوجه شوید، بدون تعارف فراز و فرودهای داستان بازی از خیلی از فیلمهای اسکاری هم بهتر پرداخت شده است.

جوئل و الی در نمایی از بازی آخرین بازمانده ما

جوئل و الی در نمایی از بازی آخرین بازمانده ما

خشونت عریان بازی و قربانی شدن بی‌رحمانه کاراکترهای فرعی و اصلی بازی که چند سال است خیلی در فیلمها و سریالها مد شده است در داستان این بازی نیز به وفور یافت می‌شود و به واقعی‌تر کردن روایت کمک زیاد کرده است. این روند قربانی شدن کاراکترهای اصلی در سریالهای The Walking Dead و البته Game Of Thrones بسیار دیده شده است بخصوص در فصل سوم سریال بازی تاج و تخت و بویژه در قسمت نهم سریال که به اوج میرسه… {پینوشت}

نمایی از قسمت نهم، فصل سوم سریال بازی تاج و تخت

نمایی از قسمت نهم، فصل سوم سریال بازی تاج و تخت

بازی The last Of Us در یک کلام محصور کننده بود، چه از نظر گرافیک و gameplay چه از نظر بدعتهای تکنیکی در نورپردازی و زاویه دوربین و جزئیات محیطی و البته افکت‌های صوتی … و همونطور که در بالا هم اشاره کردم امتیازهای بالای سایتهای خیلی سختگیری نظیر IGN و GameSpot موید همین نکته هست.

امتیاز سایتهای مختلف بازی به

امتیاز سایتهای مختلف بازی به “آخرین بازمانده ما”

ولی یک بخش خیلی مهم دیگر نیز در این بازی هست که محرک اصلی من در نوشتن این پست بود، و اونهم موسیقی درخشان بازی است که ساخته آهنگساز بنام و توانمند آرژانتینی «گوستاوو سانتائولایا –Gustavo Santaolalla » است که همه فیلمبازها بخاطر موسیقی متن فیلمهایی نظیر «Amores perros – عشق سگی» ، «۲۱ گرم – ۲۱ Grams»، «کوهستان بروکبک – Brokeback Mountain» و «بابل – Babel» ارادت و احترام ویژه‌ای برای ایشون قائل هستند که این دو فیلم آخری برای ایشان جایزه‌های اسکار بهترین موسیقی متن در سالهای ۲۰۰۵ و ۲۰۰۶ رو به ارمغان آورده است. من که از شنیدن موسیقی متن ۲۱ گرم و بابل هیچوقت خسته نمیشم… نوای سحرانگیز گیتار جزء لاینفک موسیقی ایشون هست و تو هر آلبوم یک گام بزرگ رو به جلو برمیداره… کافیه نوع و تکنیکهای آلبوم‌های ایشون رو به ترتیب مقایسه کنید…

گوستاوو سانتائولایا - Gustavo Santaolalla

گوستاوو سانتائولایا – Gustavo Santaolalla

تو این ویدیو ایشون در مورد خودشون و همچنین ساخت موسیقی این بازی توضیحات خیلی خیلی جالبی میدهد که میتونید اون از این لینک  تماشا کنید و یا از اینجا دانلود کنید.

پیشنهاد اکید دارم که موسیقی متن بازی رو گوش کنید، حتی اگر از بازهای کامپیوتری متنفر!! هم هستید هم این آلبوم رو از دست ندهید، بخش عمده‌ای از فضاسازی احساسی و عاطفی بازی بر دوش همین موسیقی بوده، بخصوص ۱۰ دقیقه آخر بازی بدون موسیقی گوستاوو سانتائولایا غیرقابل تصور است (صحنه فرار جوئل در حالیکه الی رو در آغوش گرفته و نماهای کوهستان). سه تا از تراکهای خوب این آلبوم روبرای دانلود میزارم. کل آلبوم رو هم میتونید از این آدرس در آیتیونز تهیه کنید.

کاور بازی آخرین بازمانده ما

کاور بازی آخرین بازمانده ما

نام تراک

لینک دانلود

حجم (Mb)

All Gone (The Outside)

لینک دانلود

۲٫۵

The Last of Us

لینک دانلود

۳٫۵

The Path (A New Beginning)

لینک دانلود

۳٫۰

ضمناً اگر مثل من خوره‌بازیتون گل کرد و خواستید کل ویدیوهای بازی رو دانلود کنید میتونید تو سایت یوتیوب و یا دیگر سایتهای اشتراک ویدیو با چنین عبارتهایی جستجو کنید: The Last Of Us All Cutscenes و یا The Last Of Us All Story و نظایر آن…

همچنین از سایتهایی نظیر فایل گیر هم میتونید برای مستقیم کردن لینک ویدیوها استفاده کنید.

decorative-lines-2

پیروز و سربلند باشید

مسعود زمانی

۲ تیر ۱۳۹۲

——-

پینوشت: من پارسال جلد سوم کتاب بازی تاج و تحت را بخاطر همین صحنه که تو کتاب اسم فصلش Red Wedding بود با لعن و نفرین به روح جورج آر.آر مارتین تموم کردم و علیرغم اون حرص و ولعی که برای خوندن کتاب داشتم شاید نزدیک شش ماه دست و دلم برای خوندن جلد بعدی نمیرفت…

کاراکتر الی در نمایی از بازی آخرین بازمانده ما

.

.

–***–

«اگر از طریق فید (خوراک) من این نوشته را مطالعه می‌کنید، برای دسترسی مستقیم از این لینک استفاده کنید»

–***–

.

بازی شب یلدا

۳۰ آذر ۱۳۹۰ ۱۰ دیدگاه

سلام

پیش از هر کلامی؛

یلدا مبارک

 

انار، شب یلدا 

به لطف دوستان هرسال این موقع که میشه یک بازی وبلاگی به مناسبت شب یلدا برگزار می‌شود که امسال هم بلاگ‌نوشت در آخرین لحظات پیشنهاد داد که برای این شب وبلاگهامون رو عکس‌باران کنیم. من عکاس خوبی نیستم، ولی خب تصمیم گرفتم که دو سه تا عکس از اتاقم و وسایلم (و البته یه نموره هم از خودم D: ) بزارم، دیگه کمی و کاستی رو به بزرگی خودتون ببخشید.

عکس ۱ –  میز کار

 برای دیدن عکس در سایز بزرگتر روی آن کلیک کنید

عکس ۲ – کتابخانه + نصف خودم

توضیح این‌که چون شب و دیر وقت بود خیلی روبراه نیستم و چشمام خسته و وضعیتم داغونه، ولی خب دیدم اینجوری خودمونی‌تر و بی‌ریاتره… وبکم نگون بخت هم زورش بیشتر از این نرسید، دیگه کیفیت پایینه

پینوشت: حالا دم در بده، بفرمایید داخل یه چایی زعفرونی در خدمت باشیم

 کتابخانه و نصف من

عکس ۳ – پرینتر + تابلو زیبا

این تابلو رو دوست عزیز و همیشگی‌ام مصطفی کشیده و اسمش هم سفیر شب هست… یه ویژگی عجیب داره و اونم اینه که همیشه (حتی بعد از یکسال) وقتی بهش خیره میشی یک نکته جدید توش کشف میکنی… مرسی عمو مصطفی

سفیر شب

عکس ۴ لپتاپ + پرینت‌های آماده شده برای شاسی کردن

اکثریت ملت هیچکاک و شریعتی و دیوید گیلمور و نمیدونم همفری بوگارت و مارلون براندو و اینها رو میزنند به درو دیوار اتاقشون… ولی من هرچی با خودم کلنجار رفتم دیدم اینجور چیزا به دلم نمی‌چسبه، بنابراین خودم دست به کار شدم و پرینت‌های خوبی از تصاویر منتخب خودم جمع کردم تا اونها رو شاسی کنم و به درو دیوار بزنم.

پینوشت۱: دیوونه Wall-E هستم و شیفته Ratatouille

پینوشت ۲: برای من بزرگترین قهرمان فیکشن تا ابدالدهر خود آقامون “سالید اسنیک” هستند… روحش شاد

پرینتها

————————

حرف آخر

میگن که شب یلدا بزرگترین نبرد تاریکی و ظلمت با نور بوده که با اینکه نبرد به درازا میکشه و ظلمت عالمگیر میشه، ولی در آخرین لحظه و در اوج ناامیدی، نور هست که بر تاریکی غلبه میکنه… امیدوارم اگر هم روزگارتون ظلمانی هست، نور شادی و موفقیت و استقلال (*) بر اون حاکم بشه… (**)

هرجا که هستید بهترین‌ها رو براتون آرزو میکنم

(*) خواستم بگم پیروزی، ولی آخه پیروزی (پرسپولیس) هم شد تیم… با اون مدیرعاملتون… تیم فقط استقلال… که البته متاسفانه مدیر عامل ما هم چیز دندون‌گیری نیست…

(**) استقلالی و پرسپولیسی، هرجا هستی همیشه لبت خندون و دلت شاد باشه.

«اگر از طریق فید (خوراک) من این نوشته را مطالعه می‌کنید، برای دسترسی مستقیم از این لینک استفاده کنید»

***

بازی و زندگی…

۲ دی ۱۳۸۸ ۲ دیدگاه
از بچگی عاشق بازیهای کامپیوتری بودم و هستم… دست خودم نبود… کلاً ارتباط با آدمهای اطرافم خیلی مشکل بود برام… کتاب و ویدیوی سونی تی-۲۰ و هفت هشت تا کارتون تکراری تنها چیزهایی بودند که تنهاییم رو پر میکردند… زیاد با کسی بُر نمیخوردم… تا اینکه عشق آتاری و میکرو شدم…

پدر ولی لطف کرد و سگا خرید برام… هیچوقت یادم نمیره روزهای اولی رو که با سگا روبرو شدم… برای اولین بار با یه گرافیک ۱۶ بیتی میتونستم تمام اون دنیایی رو که همیشه تو فکرم و تخیلاتم واسه خودم میساختم بصورت بصری ببینم… دنیایی که جاذبه زمین متفاوته… شکلها و رنگها میتونن هر فرمی و با هر اغراقی وجود داشته باشند… آدمها با یک گلوله نمیمردند و هروقت گند میزدی میتونستی از اول شروع کنی!… هرچند که خیلیها خوششون نمی اومد ولی من حقیقتاً دنیای توی کتابهام و سگا رو به دنیای سطحی و الکی اطراف خودم ترجیح میدادم…

علیرغم اینکه میدونم خیلیها این مطلب رو نمیخونن و اونهایی هم که میخونن نود درصدشون احتمالاً اصلاً خوششون نمیاد ولی نمیدونم چرا امشب یهویی افتاد تو ذهنم که یادی از اون موقع بکنم… البته تجربه بازی با کامپیوتر و کمودور و آتاری و میکرو هم داشتم ولی خب سگا چون مال خودم بود یجورایی نسبت به بازیهاش و فضای درونشون احساس مالکیت میکردم… هنوزم دلم تنگ میشه برای اون موقع ها… میتونستی یه نینجای فداکار باشی که میخواد زن اسیرشده خودشو نجات بده… میتونستی یه جوجه تیغی قهرمان باشی که میخواد تمام حیوونهای دربند رو نجات بده… میتونستی وسط کلی رینگ عجیب غریب با کلی جنگجوی مرموز مبارزه کنی… میتونستی با تبر طلاییت به جنگ شیاطین بری… میتونستی یه خرگوش باشی که اگه هویج به اندازه کافی بهش برسونی هیچ کاری نیست که ازش ساخته نباشه… علاالدین و شیرشاه هم تداعی کننده کارتونهای زیباشون بودند… ده ها بازی دیگه

ولی نکته ای که همه اینها دارند این بود که با کمی شانس و یا جستجو (اون موقع اینترنت نبود و همه چی سینه به سینه منتقل میشد) میتونستی رمز پیدا کنی تو هر بازی… مثلاً رمز میزدی راحت میرفتی مرحله بعد و یا حتی آخر بازی … رمز میزدی هیچ تیری بهت اثر نمیکرد… رمز میزدی تیرهات تموم نمیشد… رمز میزدی غول آخر رو با یک تیر میکشتی…

هدفم از نوشتن این پست این بود که من هرچی گشتم رمزهای زندگی این دنیای مسخره رو پیدا نکردم… واسه همین خواستم ببینم:

کسی رمزی بلده که بزنیم و ما رو یکضرب ببره مرحله آخر (اونجا که قهرمانها به دختره میرسن و همه اسیرا آزاد میشند)؟

یا رمزی بلده که ما رو در برابر دیگران (و رفتارهاشون) ضدضربه کنه؟

و یا چی میشد یه رمزی بلد بودیم که هروقت میزدیم انرژیمون ومحبتمون و کلاً همه چیمون پر پر بشه و هیچوقت تموم نشه؟

یا یه رمزی بلد بودیم همه چی رو به عقب برمیگردوند و میتونستیم از اول بازی… ببخشید زندگی کنیم؟


ولی هرچقدر که بخوام مقاومت کنم نمیتونم از بازی اسم ببرم و یادی از بزرگترین لذت مجازی تمام زندگیم نکنم (که مطمئناً تا آخر زندگیم تکرار نمیشه)… هرچند که قهرمان ما باشکوه به پایان رسید ولی تک تک فریمهاشو با اون زندگی کردم و باورم نمیشه که قهرمان دیگه تو دنیای مجازی هم به خواب ابدی رفته… زیاد برام مهم نیست که تمام سایتهای نقد بازی اون رو برترین بازی تاریخ علام کردند… مهم اینه که حقیقتاً و از ته دل قشنگترین لحظات زندگیم خارج از این دنیای مسخره با اون گذشت… موزیک اونو (نهایت استادی هری گرگسون ویلیامز کبیر) هر روز گوش میدم و فیلمهاشو رو موبایلم تماشا میکنم و هیچوقت سیر نشدم ازش… تمام قسمتهاشو بازی که نه، زندگی کردم باهاش… حالا نمیدونم قدرت سازنده بازی بوده و یا همذات پنداری وحشتناک من با کاراکتر اصلی … وقتی قسمت آخر بازی تموم شد، در سن بیست و شش سالگی گریه کردم و اصلاً هم خجالت نمیکشم از این بابت… ولی در هر صورت تقدیم بتو باد … تا ابد در آرامش بخواب قهرمان من… بخواب و آرام باش تا ابد در آغوش خیالم (اشاره به یکی از آهنگهای قسمت آخر بازی به نام Here’s to you ساخته انیو موریکونه )

اگه هم دوست داشتید میتونید از این لینک یکی از محبوبترین موزیکهای این بازی رو که مربوط به پایان قسمت اول بازی هست، دانلود کنید و مطمئن باشید لذت خواهید برد

لطفاً پاسخ به سئوالات هم فراموش نشود