خانه > سینما, فیلم, نکات جالب > الکن پرهیاهو و لباس پادشاه

الکن پرهیاهو و لباس پادشاه

سلام

نکته مهم:

لباس پادشاه” یکی از جذابترین داستان هاست… هیچوقت فراموشش نکنید


این فیلم “سخنرانی پادشاهThe King’s Speech” رو که دیدم خیلی تعجب کردم… بی تردید بی لیاقت ترین فیلمی است که کاندید و برنده اینهمه جایزه شده است. حتی لایق یکدهم این تعریف ها و تمجیدها هم نیست.

پوستر فیلم سخنرانی پادشاه

خیلی بخواهیم ارفاق دهیم فیلمی معمولی، با کارگردانی معمولی، و با بازیگرانی معمولی و دیالوگهایی معمولی است. فقط گنده اش کرده اند همین… ولی خب خیلی سروصدا کرده… دلیلش را در ادامه ذکر خواهم کرد…

بزارید بحث رو از یه موضوع دیگه شروع کنم:

بعنوان یه رئالی بشدت متعصب، اقرار میکنم که مدرنترین و زیباترین فوتبال ۲۰ سال اخیر دنیا را بارسلونا به نمایش گذاشته است. تیمی به این طراوت و این شادابی و با چنین “رقصی میانه میدان” نبوده و احتمالاً نخواهد آمد… خود “پپ گواردیولا” و شاگردانش هم خدا رو شکر ادعایی نداشته و ندارند… هردفعه هم صحبت میشود میگویند داریم فوتبال بازی میکنیم… همین

بارسلونا 2011

حالا سال ۱۹۹۹ منچستریونایتد در اتفاقی ترین و شانسی ترین حالت ممکن برنده فینالی شد که بایرن مونیخ لایق بردن آن بود (حالا این نظر من هست و شما نشنیده بگیرید)… فردایش یهویی بازی منچستر شد بهترین فوتبال کل تاریخ و “عمو آلکس” شد “سر آلکس فرگوسن” و نمیدونم بکهام بهترین بازیکن و منچستر نهایت فوتبال… چندان از این ماخولیا بگفتند (که هنوزم ادامه دارد) که حال همه داشت بهم میخورد… و خب ول هم نمیکردند این رسانه هایشان… یعنی شما داری فینال سال ۲۰۰۵ رو از شبکه کفار نگاه میکنی بازم گزارشگر (که انگار دمپایی تو دهنش گیر کرده با اون لهجه مزخرف انگلیسی اش) میگه منچستر ۹۹ بهتر بازی میکرد از این دو تیم!!! بخدا عین همین جمله رو گفت…

منچستر یونایتد 1999

یعنی بریم خدا رو شکر کنیم که بارسلونا تیمی انگلیسی نیست!!! و مثلاً Xabi اهل لندن!!!… دیگه تموم بود…

حالا یکم به سینما نزدیکتر بشیم:

همین برنامه جذاب و خوش ساخت “تخت گازTop Gear” مثلاً… طرف تمام اروپایی ها و امریکایی ها رو به معنای کلمه تحقیر میکنه و ضمن اینکه خودشون رو از همه برتر میدونند با کمال وقاحت مثلاً “بی ام دبلیو” رو پایینتر از “آستون مارتین” میدونه!!!… یعنی ته خودبزرگ بینی…

تخت گاز - Top Gear

حالا برسیم به خود سینما:

انبوه فیلم های سلطنتی در چند سال اخیر (با خرج های فراوان) دیگه داره خسته کننده میشه… ولی وقتی اعصاب خوردکن میشه که برای یه بازی معمولی تو فیلم “ملکهThe Queen” میان حق “مریل استریپ” و “پنه لوپه کروز” رو میخورن و جایزه رو میدن به “هلن میرن” بخاطر نقشی که توش قرار گفته بشه که ملکه خیلی از مرگ پرنسس دایانا ناراحت هست و کلاً ملکه خیلی موجود لطیفی هست و نگران مردمش هست و خیلی “هست”! های دیگه…

پوستر فیلم ملکه

باباجان هر آدمی که ۴تا روزنامه بخونه میدونه که قضیه پرنسس دایانا و ملکه چی بوده و چی شده… (حالا ۹۰ درصدش هم دروغ اصلاً و برای تخریب خاندان سلطنتی)

کلاً اینها یجور سیستم رسانه ای قدرتمند هم دارند که میاد چیزهای معمولی رو بزرگ جلوه میده، یعنی یکجوری میاد راجع به فیلم “سخنرانی پادشاه” صحبت میکنه که تو گویی خود کوبریک هم نتونسته تاحالا همچین فیلمی درست کنه و “آل پاچینو” بره لنگ بندازه جلوی “جفری راش“!!!

جفری راش در نمایی سخنرانی پادشاه

در کنار این پروپاگاندای هدفمند همیشه هم یه تعداد آدم جوگیر (داخلی و خارجی) هستند که لباس پادشاه رو نمیبینند… باباجان، اخوی، دوست من، نویسنده بزرگوار، منتقد ارجمند نشریات سینمایی معتبر فارسی: جان من بگو تو این فیلم چی دیدی که اینقدر شیفته اش شدی؟ جز یه مشت دیالوگ تصنعی و کلیشه ای که حتی تو انیمیشن های های ژاپنی هم بهترش رو میشنویم؟ جز یه سری بازی خیلی خیلی معمولی که حتی تلاش هم نمیکنه بهتر از این باشه؟

کالین فرث در نمایی از سخنرانی پادشاه

تو فیلم مثلاً میخواد نشون بده که ای بابا چه نشسته اید، این جرج ششم خیلی آدم گلی هست، و خیلی نازنین هست و خیلی با شخصیت هست (و خیلی هست! های دیگه) و یکم هم خب الکن هست… ولی خب پادشاه هست و باید محکم سخن بگوید… خب میره معلم خصوصی میگیره یاد میگیره خب… و در نهایت پشت رادیو با کمترین تپق نطقش رو میخونه حیوونی و جنگ اغاز میشه… من که هیچی پیچیدگی خاصی در روابط استاد و شاگرد و یا پادشاه و همسرش ندیدم…

آخه این کجاش شاهکار هنری هست… منصفانه اش این است که فیلمبرداری و دکور خیلی عالی است ولی فقط همین و دیگر هیچ… هیچ

واقعاً خیلی مسخره هست که حق “آرونوفسکی” و “قوی سیاه” و “نولان” و “اینسپشن” خورده بشه و از همه بدتر بازیگری “خاویر باردم” و “دی کاپریو” رو داشته باشی و بعد جایزه رو بدن به “کالین فرث“!!! و دی کاپریو حتی کاندید هم نشه…

این فیلم فقط فقط برای تقویت جایگاه رو به زوال خاندان سلطنتی ساخته شده و باتوجه به رو به قبله بودن ملکه، یکم جو عمومی رو برای پذیرفتن یه پادشاه جدید آماده بکند… همین

پوستر فیلم سخنرانی پادشاه

در نهایت اینم بگم که فیلم راجع به آدمهایی هست که در تاریخ معاصر بزرگترین ضربات رو به مملکت من وارد کردند (تو رو خدا نگید که نمیدونم خودمون مقصریم و اینها…) و من برام غیر قابل تحمله که حتی توی فیلم و با دید هنرمندانه هم، دغدغه ام لکنت پادشاه خاندان سلطنتی باشه… همون موقع که این آقا الکن بوده، عمال ایشون صدای آزادیخواهی مردمان دیارم رو در نطفه خفه کرده بودند…

در نهایت از هرکی این فیلم رو میبینه میخوام که رک و پوست کنده و بدون خجالت اگه پادشاه لباسی تنش نیست به همه بگه که این موج جوگیری یکم آروم بشه… اگر هم هست من بیسواد رو ارشاد کنه تا فیلم دیدن رو یاد بگیرم.



پینوشت: من توهم توطئه ندارم

پینوشت مهم: من نژادپرست نیستم

پینوشت مهم تر: بخدا من قبل از دیدن فیلم خودم رو آماده دیدن یک شاهکار کرده بودم و اصلاً غرض ورزانه تماشایش نکردمش

پینوشت خیلی مهم تر: از همه عزیزانی که بهردلیل در گفتارشان دچار مشکل هستند خیلی خیلی عذر میخوام… تمام متلک های فقط فقط جهت شخص شخیص جرج ششم نوشته شده



با تشکر

مسعود زمانی

۱۰ بهمن ۱۳۸۹


پستهای مشابه:

  1. ۱۰ بهمن ۱۳۸۹ در ۰۸:۰۷ | #1

    مسعود خان!
    می بینم که نقد سینمایی را با نقد تئوری توطئه قاطی کردی!،دوست عزیز گیرم که همه این حرفها هم درست باشد و همه این توطئه های استعمار پیر هم پشت این فیلم جمع شده باشد!،ولی جفری راش مادر مرده و نه حتی کالین فیرت را الکی چوب حراج نزنیم!،جفری راش هنرمنده و در این کار هم حداقل بعقیده من فوق العاده ظاهر شده،شما هم نقد بازیگری کن یا نقد سناریو یا هر نقد سینمایی دیگر ولی تو رو به جان رهبر! سیاسی اش نکن!

    • مسعود
      ۱۰ بهمن ۱۳۸۹ در ۰۹:۲۰ | #2

      استاد… باور کن بازی جفری راش در نقش “کاپیتان باربوسا” در قسمت سوم “دزدان دریایی کاراییب” به مراتب از این بازی اش در این فیلم بهتر بود… شما تاج سر مایی و خودتون هم میدونید ولی بنظر من یه فیلم کاملاً معمولی بوده … من فقط فقط بخاطر نوشته شما فیلم رو دیدم (همونجور که به رنگ ارغوان رو هم بخاطر شما ندیدم)… باز خوبه من اولش گفتم که تئوری توطئه اینا ندارم بخدا… سناریو هم سوراخ زیاد داره… تاکیدهای بی مورد روی الیزابت، کنش های نخ نما شده فیلم های این سبکی (تبدیل آدمی ضعیف به انسانی قوی) که هیچ خلاقیتی نداشته است… باور کنید فیلم تاپی نیست

  2. ۱۰ بهمن ۱۳۸۹ در ۰۹:۴۱ | #3

    شاید بهتر بود به جوایز النگ و دولنگی هم که به فیلم شبکه اجتماعی میدن هم اشاره میکردی! حالا می خواین فیس بوک هواتون رو داشته باشه چرا سینما رو ضایع میکنین!!!

    • مسعود
      ۱۰ بهمن ۱۳۸۹ در ۱۰:۲۵ | #4

      فرزاد خان… من بخدا آدم مغرضی نیستم… ولی حقیقت اینه که هنوز شبکه اجتماعی رو ندیدم… ولی از اینور و اونور صحبتهایی شبیه شما زیاد میشنوم… چی بگم والله… راجع به شبکه اجتماعی فعلاً ترجیح میدم چیزی نگم… ولی این فیلم خداییش خیلی برام زور داشت بگم که شاهکاره هست و …

  3. شباویز
    ۱۰ بهمن ۱۳۸۹ در ۱۱:۲۹ | #5

    سلام جناب زمانی عزیز!

    تمام ذهنم را متمرکز کرده ام روی نوشتن قطعه ای جدید. خسته که می شوم به گودر سر می زنم می بینم برادر دوباره آپ کرده از همان اعتراف بزرگوارانه اش، پست برایم جذاب تر می گردد! آقا ما نیوکمپ نشینان کلاه از سر برمی داریم برابر این همه فهم و تواضع تان! اما جناب زمانی تیم اوتمار هیتسفیلد ِ فینال ۱۹۹۹ جام قهرمانان اروپا که از دقیقه ششم بازی دلخوش داشت به تک گل بدست آمده روی ضربه ایستگاهی ماریو باسلر؛ حدود نود دقیقه دفاع کرد و هیچ نداشت برای گفتن! عاقبت هم حملات بی امان شیاطین سرخ جواب داد و در وقت های تلف شده تدی شرینگهام و تعویضی ناب سر الکس، اوله گونار سولشیر، با ضریب هوش بالا، بازی باخته را با برد تعویض کرد! اما حقیقتا آن شب بارسلونا شاهد هنرنمایی سربازان اولدترافورد بود!

    من فقط بخش های کوتاهی از فیلم را دیده ام بازی کالین فرث را نیز همیشه دوست داشته ام! اما باور دارم به سخن دوست هنر هفتمی ام که درک عمیق و صحیحی از دنیای سینما دارد و هیچ نشده با این شدت و حدت بر فیلمی بتازد و معمولی خطابش نماید. آقا ما هم همنوایم با شما که حق این دی کاپریو را نادیده گرفتند امسال بسیار!‏
    آمدم وارد وبلاگتان شوم تا کامنتم را قرار دهم! دیدم فیلتر شده! باور نکردم دوباره امتحان کردم! جای بسی تاسف و تاثر است که موتور کور و ابله سایبری به محتوا توجه نکرده و فقط به واژگان حساس است!!! اما هرچه دقت کردم من ندیدم که کلام شما خط و ربطی سیاسی گونه به خویش گیرد! انگار به ساحت ویکتوریایی ملکه خدشه ای وارد آمد با این پست که مسدودتان ساختند. نمی دانم شاید پیش از این نیز چنین بوده من تازه متوجه شده ام!!!‏

    پایدار باشید

    • مسعود
      ۱۰ بهمن ۱۳۸۹ در ۱۲:۰۰ | #6

      سلام بر شباویز عزیز
      شما همیشه لطف داشته و دارید… اعتراف بزرگوارانه این حقیر هم که همین یکدفعه هست و آنهم به اقتضای شفاف سازی در انتقال پیام اصلی… وگرنه ما آبمان با کاتالانیایی ها هیچوقت در یک جوب نمیرود… در مورد بایرن مونیخ خب من که عرض کردم نظر شخصی ام است و بقول گل آقا هیچ استبعادی ندارد که درست باشد 🙂
      ولی بی تعارف فیلم را کامل ببینید و بعد ببینید که آیا اشتباه کرده ام یا خیر….
      من سایتم فی.ل.ت.ر نشده خدا رو شکر، فید و خوراکم دچار این عارضه هست که اون هم بخاطر فیل**ت.ر شدن فیدبرنر هست… وگرنه من هربار هفتاد جور مطالبم رو مرور میکنم که به هیچ جای کسی برنخورد… حالا ایندفعه خب البته زدم تو برجک خاندان سلطنتی ولی فعلاً اینور کاره ای نیستند 😉 ولی دیدم دکتر مجیدی لینک فید مرا داده است که خب به در بسته خواهید خورد و شاید این تاثیر داشته در برداشت شما
      از آدرس مستقیم از سایتم استفاده کنید تا ببینم بعداً چه بلایی سر خوراکم بیاورم بهتر است…
      شاد باشید همیشه و البته سلامت و سربلند

  4. شباویز
    ۱۰ بهمن ۱۳۸۹ در ۱۳:۱۶ | #7

    من بی هیچ واسطه ای از طریق فید اعلامی تان در وبلاگ قبلی، پیگیر نوشته های تان هستم. درست می فرمایید بکلی فراموش کرده بودم که چند ماهی است فیدبرنر را نیز مسدود ساخته اند! خدا را شکر که همچنان می درخشید!‏ چشم!

    • مسعود
      ۱۰ بهمن ۱۳۸۹ در ۱۳:۴۶ | #8

      پیگیریتان مستدام 🙂
      و چشمتان هم بی بلا 🙂

  5. ۱۱ بهمن ۱۳۸۹ در ۱۹:۳۴ | #9

    “واقعاً خیلی مسخره هست که حق “آرونوفسکی” و “قوی سیاه” و “نولان” و “اینسپشن” خورده بشه و از همه بدتر بازیگری “خاویر باردم” و “دی کاپریو” رو داشته باشی و بعد جایزه رو بدن به “کالین فرث“!!! و دی کاپریو حتی کاندید هم نشه…”
    به خدا مسعود جون من هم به خاطر این موضوع بسیار حالم گرفته شد و اینکه فیلم فوق العاده زیبای جزیره شاتر به خاطر فاصله ی زمانی تو اسکار شرکت داده نشد.
    این فیلم افتضاحی بیش نبود!

    • مسعود
      ۱۱ بهمن ۱۳۸۹ در ۱۹:۴۱ | #10

      اتفاقاً منم عقیده دارم تو جزیره شاتر دی کاپریو خیلی بهتر از اینسپشن بازی کرده… امسال یکی از اون سالهایی میشه که همه میگن فیلمهای خوب زیادی ساخته شد ولی حق همشون خورده شد…

  6. ۱۱ بهمن ۱۳۸۹ در ۲۰:۰۴ | #11

    زیاد اهل سینما نیستم و نمی توانم در این مورد نظر بدهم ولی با نظرت در مورد فوتبال موافقم.
    منم رئال مادریدی هستم ولی وقتی بازی بارسلونا را می بینم از زیبایی بازیشان تا اخر آن را تماشا می کنم ولی رئال مادرید با اینکه ستاره های فراوانی دارد ولی زوجی مثل ژاوی و به خصوص اینستا را کم دارد.

    • مسعود
      ۱۱ بهمن ۱۳۸۹ در ۲۰:۱۴ | #12

      سلام دوست رئالی من… داستان این فیلم هم دقیقاً مثل این میمونه که الان بگویند که منچستر یونایتد چون تابحال نباخته خیلی تیم بهتری از بارسلون است…
      ما ولی آقای خاص را داریم و آنها ندارند 🙂

  7. ۱۲ بهمن ۱۳۸۹ در ۲۲:۵۷ | #13

    ببخشید زیاد مزاحم می شم ولی سرورهای ۲۰upload مطمئن نیستند و ممکنه اطلاعات شما از بین بره.برای من یه بار این اتفاق افتاده.اگه از persiangig استفاده کنید مطمئن تره.

    • مسعود
      ۱۳ بهمن ۱۳۸۹ در ۰۰:۵۸ | #14

      اول اینکه شما محبت میکنید تشریف میارید
      ثانیاً اینکه آره میدونم… صحبت شما کاملاً متینه… ولی پرشین گیگ موقع نوشتن این دو تا پست یکم بازی درآورده بود… بعدشم من حجم فایل هام زیاده ۱۰ تا پست که مینویسم باید یه اکانت جدید باز کنم 🙂

  8. ۱۳ بهمن ۱۳۸۹ در ۲۲:۴۴ | #15

    سلام
    آخر نوشته، منتظر اصابت ضربات مشتی به کالین فرث و بقیه بودم.

    و از اقرارتون به عنوان یک رئالی متعصب خوشم اومد 😉

    • مسعود
      ۱۴ بهمن ۱۳۸۹ در ۰۲:۱۱ | #16

      من با کالین فرث و جفری راش مشکلی ندارم… ولی این فیلم مجبورم کرد دستکشهای بکس “مارک والبرگ” رو چند دقیقه ای قرض بگیرم… 🙂
      راستی امروز از گواردیولا پرسیده بودند نظرت چیه که شاید فینال به رئال بخوری؟ بعد گفته بوده اینقدر تو اسپانیا بازی کرده که بدونه نمیشه هیچوقت رئال رو دست کم گرفت بخصوص که مربی مثل مورینیو هم رو نیمکت داره… 😉

  9. ۱۴ بهمن ۱۳۸۹ در ۱۵:۴۰ | #17

    خیلی تحلیل خوبی بود. راضی بودم. مرسی مسعود جان.

    • مسعود
      ۱۴ بهمن ۱۳۸۹ در ۱۷:۳۹ | #18

      رضایت شما هدف غایی ماست… فردا میبینمت به امید خدا 😉

  10. حسن
    ۱۵ بهمن ۱۳۸۹ در ۰۱:۳۷ | #19

    سلام و خسته نباشین. راستش نظرم درباره مطلبتون نیست بلکه میخوام بعنوان یه خواننده پیشنهادی داشته باشم براتون و اونم اینکه بنظرم خیلی خوشایند نیست که تو بخش نظرات با دوستان وارد بحث بشین. البته منظورم جایی که سوالی ازتون دارن نیست. الان به بخش نظرات که نگاهی میندازی یکی در میون خودتون در مقام پاسخ نظر دادین، بنظرم این چندان خوب نیست چون شما بعنوان نویسنده، غالب نظرهاتونو توی متن اصلی گنجوندین و نباید خواننده ای مثل من مجبور بشه که برای دنبال کردن مبحث تموم نظراتو هم بخونه تا کامل تو جریان قرار بگیره

    • مسعود
      ۱۵ بهمن ۱۳۸۹ در ۲۰:۵۹ | #20

      سلام بزرگوار… خب حقیقتش خودمم ناراحتم بخصوص برای کسانی که از طرق فید دنبال میکنند میبایست باید لینک اصلی مراجعه کنند تا نظرات و بحث های جانبی پیش آمده را دنبال کنند… و هیچ راه حلی هم برایش ندارم… از طرفی با خودم عهد کردم که به همه خوانندگانم بها بدهم و همیشه در قالب پاسخ نشون بدم که براشون ارزش قائل هستم و البته به شبهات و سئوالات پیش اومده هم پاسخی بدم… شاید در آینده برای اینجور پستها یکجور نظر سنجی هم قرار دادم که تا حدی اینجور مشکلات حل بشه… از طرفی حقیقتاً بی انصافی هست که من مثلاض تو همچین پستی یک فیلمی رو زیر سئوال ببرم و بعد هوادارنش مباحثی رو مطرح کنند که من خودم متوجهش نشده باشم… راه حل دیگه ای به نظر خودم نمی رسه… خیلی ممنونم که اینقدر بها میدید… همیشه پاینده باشید بزرگوار

  11. ۱۵ بهمن ۱۳۸۹ در ۱۲:۴۰ | #21

    هان . این توهم توطئه نمی دونم از کجا آب می خوره . خیلی جدیداً مد شده ! …

    • مسعود
      ۱۵ بهمن ۱۳۸۹ در ۲۱:۰۱ | #22

      آره… منم خیلی نگرانم… خدا ختم به خیر کنه 😉

  12. ۱۵ بهمن ۱۳۸۹ در ۱۶:۱۵ | #23

    عجب … عجب

    • مسعود
      ۱۵ بهمن ۱۳۸۹ در ۲۰:۵۹ | #24

      بله… بعله… بععععله 🙂

  13. حسن
    ۱۵ بهمن ۱۳۸۹ در ۲۱:۰۹ | #25

    منظورتونو کاملا درک میکنم اما لطفا درنظر بگیرین که نمیشه همه رو راضی یا توجیه شده نگه داشت. همواره پیروز باشین

    • مسعود
      ۱۵ بهمن ۱۳۸۹ در ۲۱:۲۷ | #26

      کاملاً درست میفرمایید… تلاش بر اینه که پاسخ درست داده بشه ولی اینکه راضی باشند خب تا یه حدی قابل قبول هست… دیگه بهرشکل همه نظرات با هم پوشش ندارند… سربلند باشید بزرگوار

  14. حبه قند
    ۱۶ بهمن ۱۳۸۹ در ۰۹:۳۰ | #27

    با عرض سلام و خسته نباشید!!!!! خب عرضم به حضورتان که اگرچه فیلم رو ندیده ام ولی خب وقتی شما میگی تنش نیست خب لابد نیست دیگه ولی دغدغه ی اصلی اینه که خیلی های دیگر هم لباس تنشان نیست و مسئله ی مهم بودن یا نبودن نیست اینست که آیا باید به رویشان آورد و جواب اینست بله باید وسط میدان با صدای نکره و نخراشیده و نتراشیده هم که شده فریاد کشید که پادشاه لخت هستند!! (با رعایت شئونات اسلامی البته!)

    • مسعود
      ۱۶ بهمن ۱۳۸۹ در ۱۰:۵۳ | #28

      و علیکم 🙂
      حالا شما عصبانی هستی الان… زود تصمیم نگیرید… من بعداً تماس میگیرم

  15. ۱۶ بهمن ۱۳۸۹ در ۱۵:۱۸ | #29

    از فیلم‌های اسکار هنوز فقط این یکی رو ندیدم، مثلا ۱۲۷ساعت رو دیدم و دوست داشتم و استخوان زمستان تجربه ای متفاوت بود هرچند میتونست بهتر باشه. در مورد سخنرانی پادشاه چون هنوز ندیدم نمی تونم چیزی بگم ولی پاراگراف یکی مونده به آخر رو میشه روش بحث کرد. این که اینها همونایی هستند که فلان بلا رو سر یه جای دیگه آوردند…
    نمیدونم آیا کتاب «ما چگونه ما شدیم؟» نوشته دکتر صادق زیباکلام رو خواندین یا نه اما جواب این سوال، این که آیا واقعا بزرگترین ضربات تاریخ معاصر رو استعمار بر ما وارد کرده یا نه، توی این کتاب به طور مفصل داده شده. البته هدف این کتاب به قول دکتر زیباکلام تبرئه عوامل خارجی و استعمار نیست، ولی این که بگیم بزرگترین ضربه رو خارجی‌ها وارد کردند بدون ریشه‌یابی و توضیح و تفسیر، چندان قابل دفاع نیست. شاید با ریشه‌یابی و پیداکردن جواب این سوال که «ما چگونه ما شدیم؟» دیگه نشه گفت بزرگترین ضربات تاریخ معاصر رو استعمار وارد کرده.
    در هر صورت یکی از چیزهایی که من خیلی بهش علاقه دارم همین بحث‌هایی جانبی هستش که از یه فیلم شروع میشه، شاخ و برگ پیدا میکنه و به موضوعات جالب دیگه‌ای هم کشیده میشه. چقدر خوبه که یه فیلم میتونه این‌چنین بحث و فکر به وجود بیاره.
    سپاسگزار

    • مسعود
      ۱۶ بهمن ۱۳۸۹ در ۲۰:۰۷ | #30

      سلام
      استخوان زمستان در نوبت دیدن است و با کمال شرمندگی هنوز شبکه اجتماعی رو ندیدم 🙂
      بابک عزیز… کتاب زیباکلام رو خوندم و اتفاقاً برخی جاهاش خیلی ذهن رو قلقلک میده ولی با همه اون موافق نبودم… بخش اعظم شرایط و خط زندگی رو، رو برای اکثر مردم، محیط اطرافشون میسازه (حالا بماند که یه عده قلیلی و بااراده ای هستند که اونها محیط رو میسازند) و متاسفانه مردم ما هم از این قاعده مستثنی نبودند و کم سوادی و خیلی مسائل دیگه دست به دست هم دادند تا اون اتفاقات تو وطن بیفته…. حالا یکم سخته که بگیم بزرگترین ضربه رو کی به ما وارد کرده ولی در این شکی نیست که بخش اعظم شرایط زمانه را در اون دوران کشورهای دیگر برای ما تعیین میکردند… شاید نظر دوست بزرگوارمون “حسن” خیلی متین باشه که این رو توی یه بحث جداگانه بهش بپردازیم… ممنون که ما رو قابل دونستید… در پناه حق باشید

  16. ۱۶ بهمن ۱۳۸۹ در ۲۳:۲۰ | #31

    اقا مسعود این بازار سیاه بلیط که میگن کجاست؟..من چند روز رو نمی تونم برم..بلیط هاشو چی کار کنم؟..مثلا همین دوشنبه ای رو

    • مسعود
      ۱۶ بهمن ۱۳۸۹ در ۲۳:۳۶ | #32

      والله دروغ چرا… قدیمها با من بمیرم تو بمیری و اینها میشد یکاری کرد ولی الان دیگه نه… یکی از این کارگردانها معروف فعلی هم قدیمها همسایمون بود واسمون جور میکرد ولی خودم خبر الانش رو ندارم… مطمئناً دم در سینما میتونی به نتیجه برسی ولی ریسکش زیاده که کلاه برداری هم بکنند… برو دم در سینماهایی که فیلم مورد علاقه ات رو میده و میتونی به ده برابر قیمت بخریش… ولی بنظر من صبر کنید، اگه فیلمش درپیت باشه خب ضرر نکردید ولی اگه خوب باشه دو حالت داره… یا از نظر آقایان اوکی هست که خب میرید سینما بی سانسور میبینید ولی اگه خوب باشه و آقایون خوششون نیاد بنابر یک اصل تغییر ناپذیر فردای جشنواره سی دی هاش بیرون میاد

  17. ۱۶ بهمن ۱۳۸۹ در ۲۳:۳۴ | #33

    با نظرت موافقم و معتقدم که بسیاری از رفتارها و منش ما رو محیط اطراف می‌سازه. مثال ساده برای این حرف این که وقتی جا برای نشستن همه باشه، دیگه کسی برای سوارشدن توی اتوبوس یا مترو دیگری رو کنار نمیزنه، ولی هر وقت جا برای همه نباشه همه سعی دارند به جایی برای نشستن برسند پس یه رفتار غیرمتمدنانه بروز میدن. این محیط اطرافه که این شرایط رو تحمیل می کنه فرقی نداره این شرایط رو به یه ایرانی تحمیل کنه یا یه اروپایی یا هر ملیت دیگه‌ای. این رفتار رعایت نکردن نوبت در اثر نبودن امکانات کافی برای همه به وجود میاد. بنابراین من هم مانند شما فکر می‌کنم که بخش زیادی از شرایط رو محیط اطراف می‌سازه. و این که کم‌سوادی و هزار تا مساله قابل بحث اجتماعی دیگه دست به دست هم دادند تا شرایطی رقم بخوره هم کاملا درسته. اما حرف من اینه که به قطعیت نمیشه گفت بزرگترین ضربه رو چه کسی وارد کرده و باید مجموعه عوامل رو در کنار هم دید. من به نظرم میرسه پاراگراف یکی مونده به آخر میخواد جامعه خودش را مبری از خطا و سالم بدونه و استعمار رو عامل همه بدبختی و عقب افتادگی. این تنها نکته ای هستش که موردقبول نیست که همه‌چیز پای استعمار است و «کار، کار انگلیسی‌هاست!»

    • مسعود
      ۱۷ بهمن ۱۳۸۹ در ۰۹:۲۰ | #34

      نوشته و نظر شما کاملاً درسته… لحن قاطعانه برای بیان بزرگترین عامل ضربه زننده شاید چندان درست نباشه… ولی آقا دروغ چرا؟ تا قبر آ آ آ آ… جامعه خودم رو پر از ایرادهای ریز و درشت میبینم (که خودم هم جزئی از اون هستم) ولی این غیر قابل کتمانه که استعمار هم عامل ایجادکننده خیلی از این ایرادها است و هم سوء استفاده کننده اصلی… حالا اینکه نقطه ضعف ما چی بوده که راه ورود را باز گذاشته یه بحث دیگه است و اگر ریشه ای بخواهیم نگاه کنیم شاید عامل اصلی عقب ماندگی مون همون نقطه (نقاط) ضعف فوق باشه… راستی من تو پینوشت گفتم که توهم توطئه ندارم و انگلوفوب نیستم… پاینده باشی همیشه بابک جان
      راستی یاد جنگ کازرون و ممسنی بخیر 🙂

  18. ۱۷ بهمن ۱۳۸۹ در ۱۳:۴۵ | #35

    آره یادش بخیر 🙂

  19. دریا
    ۱۸ بهمن ۱۳۸۹ در ۲۰:۲۲ | #37

    من که تحلیل های شما رو دربست قبول دارم. خوب شد ۷۰۰ مگ حرومش نکردم واسه دانلود.
    متشکرم که به برنامه تخت گاز اشاره کردین. آخه این سه کله پوک….

    • مسعود
      ۱۸ بهمن ۱۳۸۹ در ۲۱:۳۸ | #38

      حالا شما لطف دارید… حالا نشه یوقت بخاطر کج سلیقگی من از یه فیلم خوب محروم بشید… محض احتیاط یادم بشه بهتون بدمش… راستی حالتون چطوره؟

  20. ۱۸ بهمن ۱۳۸۹ در ۲۱:۲۶ | #39

    به هر حال سلیقه‌های هنری متفاوت است. من فیلم را دیدم و دوست داشتم.

    • مسعود
      ۱۸ بهمن ۱۳۸۹ در ۲۱:۳۹ | #40

      صددرصد… من همش هم اشاره میکردم که این نظر شخصی من هستش… در اینکه فیلم دوست داشتنی هست شکی نیست ولی خب دیگه… 🙂
      همیشه پاینده باشی دوست من

  21. ۲۰ بهمن ۱۳۸۹ در ۱۹:۵۶ | #41

    علاقه ای به اپ کردن نداری؟؟؟؟

    • مسعود
      ۲۱ بهمن ۱۳۸۹ در ۲۰:۳۴ | #42

      بسیار علاقه دارم ولی مشغله کاریم خیلی زیاده و شب هم تا ایمیل چک کنم خوابم برده… ولی همین امشب یه حرکتی میکنم

  22. مهبد بذرافشان
    ۲۲ بهمن ۱۳۸۹ در ۲۲:۲۶ | #43

    مسعود خان بعد از حدود یک ماه به وبلاگ قبلی سر زدم و شرمنده شدم! افتتاح سایت و شکل و شمایل جدید و حرفه ای را تبریک می گم و براتون آرزوی موفقیت بیشتر دارم. ضمنا آدرس سایت را در بخش لینکهایم به روز کردم.

    • مسعود
      ۲۳ بهمن ۱۳۸۹ در ۰۹:۳۷ | #44

      سلام دوست من… همین که قابل میدونید یکدنیا ارزش داره… همیشه پاینده باشید دوست من

    • مسعود
      ۲۴ بهمن ۱۳۸۹ در ۲۳:۳۸ | #46

      چقدر طراحی هنرمندانه ای داشت و البته چه عکسهای زیبایی… ممنون دوست من

  23. ۲۸ بهمن ۱۳۸۹ در ۲۳:۳۰ | #47

    هنوزم علاقه نداری؟

    • مسعود
      ۱ اسفند ۱۳۸۹ در ۰۸:۲۹ | #48

      خیلی خیلی گرفتار شدم یهویی… وگرنه علاقه مندم شدید 🙂

  24. عليرضا
    ۱ اسفند ۱۳۸۹ در ۰۱:۵۱ | #49

    دوست گرامی
    این فیلم یکی از بهترین فیلم های معنا گراست. من فکر کنم شما بیشتر به فیلم های اکشن یا تخیلی علاقه داشته باشید. این فیلم تصویر برداری بسیار خوبی داره. از کادر بندی در سینما چیزی می دونی؟ این نوع کادربندی نشانه قوت تصویر بردار و کار کارگردان هست. این فیلم معنا های بسیاری داره. اینکه یک پادشاه با نوع سخن گفتن خودش چطور می تونه مردم کشورش رو در چنین شرایط بحرانی آروم کنه و تحت تاثیر قرار بده. این که یک پادشاه با یک آدم چویک فرق چندانی نداره. و گاهی این انسان های به ظاهر کوچک هستنند که به این انسان ها بزرگی می بخشن. و خیلی چیزهایی دیگه که باید اهل سی نما بود تا فهمید ، نه اهل سینما.
    پاینده باشید

    • مسعود
      ۱ اسفند ۱۳۸۹ در ۰۸:۴۸ | #50

      سلام دوست من؛
      البته من کارشناس نیستم ولی فکر کنم معناگرا بهیچ وجه یک گروه و تقسیم بندی معتبر برای فیلم ها نیست و فقط یک مفهوم استعاری است… شما یکم از متن سریع عبور کردید، من به فیلمبرداری و دکور خیلی خوبش اشاره کردم، ولی نکته اینه که این فیلم بخاطر کارگردانی و بازیگراش داره جایزه میگیره که اصلاً هم لایقش نیست… فیلم بدی نیست ولی فیلم شاهکاری هم نیست…. فیلمهای خیلی بهتری هم در سینما ساخته شده اند که ده ها برابر بهتر و موثرتر پیام مورد نظر شما را منتقل کرده اند… من فیلم رو بخاطر ژانرش نگاه نمیکنم… نه ادعای اهل “سینما” بودن دارم نه اهل “سی نما” بودن… این نظر شخصی ام بود که اینجا گفتم… در مورد کادربندی هم بخدا یه چیزهایی میدونم… یکی دو تا از پست های سینمایی قبلی من رو بخونید شاید نظرتون عوض شد…
      همیشه پیروز باشی دوست من

  25. ۲ اسفند ۱۳۸۹ در ۰۲:۰۴ | #51

    سلام آقا مسعود. من در مورد میوز مطلب برسی میکردم که به ویسایتت برخوردم.

    بیشتر میام پیشت. موفق باشی

    • مسعود
      ۲ اسفند ۱۳۸۹ در ۱۶:۲۲ | #52

      قدمتان روی چشم… تشریف بیاورید همیشه…

  26. ۵ اسفند ۱۳۸۹ در ۲۲:۱۹ | #53

    تشکر بابت تلاشت. بیشتر میام اینجا. خوبه . آدم راحته . مثل خونه ی خودش 🙂

    • مسعود
      ۷ اسفند ۱۳۸۹ در ۰۸:۳۱ | #54

      سلام
      ممنونم دوست من… خیلی خوبه که همچین حسی دارید، واقعاً لذتبخشه برام… از شما ممنونم

  27. نیما
    ۹ اسفند ۱۳۸۹ در ۰۹:۵۸ | #55

    نمی دونم چرا ولی فیلم هایی که بر اساس رخدادهای واقعی ساخته می شن خیلی مورد توجه قرار می گیرند مثل titanic- beautiful mind -king’s speech-social network و …… همیشه شانس زیادی برای بردن جوایز دارن حتما خبر دارین که king speech از ۱۲ مورد که کاندید شده بود ۴ مورد برنده شد که این چهار تا مهمترین جوایز بود بهترین کارگردان – بهترین فیلم – بهترین نقش اول مرد – بهترین فیلم نامه !! و inception هم همه جنبه های تکنیکی را درو کرد که انتظارش هم می رفت.
    من با شما موافقم این فیلم به نظر من هم معمولی بود . دوست داشتم امسال آرانوفسکی ببره 🙁
    آرانوفسکی هم باید ۱ موضوع این شکلی برای فیلم بعدیش انتخاب کنه!!

    • مسعود
      ۹ اسفند ۱۳۸۹ در ۱۰:۱۰ | #56

      صبح داشتم مستقیم میدیدم… وقتی جایزه بهترین کارگردانی رو دادند، دیگه نگاه نکردم… صحبت شما کاملاً متین است… فیلم های اینچنینی معمولاً بیشتر مورد توجه قرار میگیرند ولی خب ارباب حلقه ها و یا آواتار و فیلم های تخیلی هم همیشه شانس هایی داشتند… حق آرونوفسکی بشدت ضایع شد… خیلی بی انصافی هست به نظر من… ولی در مورد فیلم “مبارز” حق مطلب ادا شد…

  28. ۹ اسفند ۱۳۸۹ در ۲۲:۱۵ | #57

    اقا یعنی چی همه جایزه ها رو سخنرانی پادشاه برد…ای بیچاره نولان..ای بدبخت اسکرسیزی…هیچ کدومشونو عین ادمیزید تحویل نگرفتند…شما هم دوست داشتی بذار برای عید اپ کن. حداقل مناسبت پیدا می کنه

    • مسعود
      ۱۰ اسفند ۱۳۸۹ در ۰۰:۵۸ | #58

      واقعاً جای تاسف داره… ای بیچاره آرونوفسکی هم یادتون نره… بخدا آخرسالی یکم سرم شلوغ شده… خوشم هم نمیاد پست های دم دستی بنویسم… ولی به روی چشم سعی میکنم وقت خالی کنم

  29. ۱۰ اسفند ۱۳۸۹ در ۱۶:۳۶ | #59

    کجایی که اسکار ها رو درو کرد!! حالا یا این داور های اسکار بد سلیقه اند . یا واقعا این فیلم شاهکاره! من که به گفته های شما صد در صد اطمینان دارم . برای همین فکر می کنم که احتمالا یه کاسه ای زیر نیم کاسه است و گرنه چرا باید قوی سیاه فقط یه جایزه واسه ناتالی بگیره در حالی که ایده جالبی توی فیلم بود. گمونم حدس میزنم داورها همشون لکنت زبان داشتند این فیلم باعث شده که زبونشون باز بشه و تاثیر فلسفی عمیقی روی اونها بذاره بهش جایزه دادند

    • مسعود
      ۱۰ اسفند ۱۳۸۹ در ۲۰:۰۹ | #60

      ای بابا… دست رو دلم نزارید… ممنون از اطمینانتون ولی خیلی بهتر میشه که خودتون فیلم رو ببینید… جمله آخرتون خیلی خوب بود… تعبیر جالبی بود

  30. ۱۱ اسفند ۱۳۸۹ در ۰۰:۴۸ | #61

    @zeinab
    قوی سیاه به نظرم همون جایزه بسش بود. فیلم به خاطر بازی اون بود که اصلا فیلم شد

  1. ۱۰ بهمن ۱۳۸۹ در ۰۵:۰۶ | #1
  2. ۹ فروردین ۱۳۹۲ در ۱۵:۲۰ | #2

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: