خانه > طنز, متفرقه, نکات جالب > بازی شب یلدا

بازی شب یلدا

سلام

پیش از هر کلامی؛

یلدا مبارک

 

انار، شب یلدا 

به لطف دوستان هرسال این موقع که میشه یک بازی وبلاگی به مناسبت شب یلدا برگزار می‌شود که امسال هم بلاگ‌نوشت در آخرین لحظات پیشنهاد داد که برای این شب وبلاگهامون رو عکس‌باران کنیم. من عکاس خوبی نیستم، ولی خب تصمیم گرفتم که دو سه تا عکس از اتاقم و وسایلم (و البته یه نموره هم از خودم D: ) بزارم، دیگه کمی و کاستی رو به بزرگی خودتون ببخشید.

عکس ۱ –  میز کار

 برای دیدن عکس در سایز بزرگتر روی آن کلیک کنید

عکس ۲ – کتابخانه + نصف خودم

توضیح این‌که چون شب و دیر وقت بود خیلی روبراه نیستم و چشمام خسته و وضعیتم داغونه، ولی خب دیدم اینجوری خودمونی‌تر و بی‌ریاتره… وبکم نگون بخت هم زورش بیشتر از این نرسید، دیگه کیفیت پایینه

پینوشت: حالا دم در بده، بفرمایید داخل یه چایی زعفرونی در خدمت باشیم

 کتابخانه و نصف من

عکس ۳ – پرینتر + تابلو زیبا

این تابلو رو دوست عزیز و همیشگی‌ام مصطفی کشیده و اسمش هم سفیر شب هست… یه ویژگی عجیب داره و اونم اینه که همیشه (حتی بعد از یکسال) وقتی بهش خیره میشی یک نکته جدید توش کشف میکنی… مرسی عمو مصطفی

سفیر شب

عکس ۴ لپتاپ + پرینت‌های آماده شده برای شاسی کردن

اکثریت ملت هیچکاک و شریعتی و دیوید گیلمور و نمیدونم همفری بوگارت و مارلون براندو و اینها رو میزنند به درو دیوار اتاقشون… ولی من هرچی با خودم کلنجار رفتم دیدم اینجور چیزا به دلم نمی‌چسبه، بنابراین خودم دست به کار شدم و پرینت‌های خوبی از تصاویر منتخب خودم جمع کردم تا اونها رو شاسی کنم و به درو دیوار بزنم.

پینوشت۱: دیوونه Wall-E هستم و شیفته Ratatouille

پینوشت ۲: برای من بزرگترین قهرمان فیکشن تا ابدالدهر خود آقامون “سالید اسنیک” هستند… روحش شاد

پرینتها

————————

حرف آخر

میگن که شب یلدا بزرگترین نبرد تاریکی و ظلمت با نور بوده که با اینکه نبرد به درازا میکشه و ظلمت عالمگیر میشه، ولی در آخرین لحظه و در اوج ناامیدی، نور هست که بر تاریکی غلبه میکنه… امیدوارم اگر هم روزگارتون ظلمانی هست، نور شادی و موفقیت و استقلال (*) بر اون حاکم بشه… (**)

هرجا که هستید بهترین‌ها رو براتون آرزو میکنم

(*) خواستم بگم پیروزی، ولی آخه پیروزی (پرسپولیس) هم شد تیم… با اون مدیرعاملتون… تیم فقط استقلال… که البته متاسفانه مدیر عامل ما هم چیز دندون‌گیری نیست…

(**) استقلالی و پرسپولیسی، هرجا هستی همیشه لبت خندون و دلت شاد باشه.

«اگر از طریق فید (خوراک) من این نوشته را مطالعه می‌کنید، برای دسترسی مستقیم از این لینک استفاده کنید»

***

پستهای مشابه:

  1. ۳۰ آذر ۱۳۹۰ در ۱۱:۵۸ | #1

    سلام یلدا مبارک.
    عالی بود ولی اینگار خیلی از شلوغی خوشش میاد یکی از عکسات مرتب نبود(:
    بعدشم می خواهی ما پرسپولیسی ها رو تحریک کنی؟عشق است پرسپولیس البته در کنار استقلالی های عزیز و گل(:
    راستی عکس هایی که از فضا بود و روی کتابخونت چسبوندی خیلی با حاله.
    شب منم وبلاگمو عکس بارون می کنم.خوشحالم میشم استقلالی ها هم با اون فرهاد مجیدی انگلیس ندیدشون به ما هم سر بزنند(:

    • مسعود
      ۱ دی ۱۳۹۰ در ۰۱:۰۷ | #2

      سلااااااام
      یلدای تو هم مبارک باشه صادق جان
      نه اتفاقاً آدم منظمی هستم… ولی نظم پنهانی تو زندگیم جاریه 🙂
      در مورد پرسپولیس هم من دیگه هیچ حرفی ندارم… یعنی واقعاً کلاً نکته قابل گفتنی در موردش وجود نداره… :)))
      من هم حتماً بهت سر میزنم برادر
      یلدا مبارک

  2. ۱ دی ۱۳۹۰ در ۱۵:۵۷ | #3

    سلام مسعود جان یلدای دیشبت مبارک !!!
    ببخشید دیر خدمت رسیدم .

    • مسعود
      ۱ دی ۱۳۹۰ در ۲۲:۴۸ | #4

      ممنونم سعید جان، یلدای شما هم مبارک باشه
      بهترینها رو برات آرزو میکنم

  3. manizheh
    ۲ دی ۱۳۹۰ در ۰۹:۲۵ | #5

    واااااای چقدر دیر دارم وبلاگتون رو نگاه می کنم 🙁
    واقعا شرمند…
    عکساتون باحال بود
    مخصوصا نوی کمد کتاب ها وقتی اون کشتی دیدم ! گفتم منم از اینا دارما
    راستی بابا پرینتر :دی
    همیشه موفق و استقلالی و شاد باشی و البته با یک کم وقت اضافه …:دی :))

    • مسعود
      ۲ دی ۱۳۹۰ در ۱۴:۲۳ | #6

      سلام… انگار این کشتی رو همه دارند… پرینترم هم خیلی خفنه… همیشه برقرار باشی خانم مهندس

  4. manizheh
    ۲ دی ۱۳۹۰ در ۰۹:۲۹ | #7

    یادم رفت بگم تابلو واقعا زیباست به قول خودتون اگر هر وقت نگاش کنید چیز جالبی پیدا بشه … مثل اسمون

    • مسعود
      ۲ دی ۱۳۹۰ در ۱۴:۲۵ | #8

      تابلو که فوق العاده هست… اگر از نزدیک نگاه کنید جزئیات فوق العاده ظریفی توش مشاهده میکنید…

  5. پریا
    ۱۶ دی ۱۳۹۰ در ۱۵:۵۰ | #9

    man oon naghashi ro kheili doos daram

    • مسعود
      ۱۶ دی ۱۳۹۰ در ۲۰:۵۸ | #10

      همونجوری که گفتم خودمم خسته نمیشم از دیدنش… خیلی حرف داره… خیلی

  1. ۳۰ آذر ۱۳۹۰ در ۲۱:۳۵ | #1
  2. ۱۷ بهمن ۱۳۹۰ در ۲۱:۱۹ | #2

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: