خانه > متفرقه, مستند > نابرابری برای همه

نابرابری برای همه

نابرابری برای همه

سلام

یک – اول این پست یک تشکر گرم باید بکنم از دوست خوبم آقای وامق عسگری که بدون اینکه حتی یکبار همدیگر رو دیده باشیم و تنها به لطف همین وبلاگ و خوندن این مطلب راجع به کتاب S، اینقدر مهربون و سخی بودند که برام کتاب رو از کانادا خریده و هنگامی که برای تعطیلات کریسمس به ایران اومده بودند، اون رو برام پست کرده و هدیه دادند. من شاید کلاً سالی ۱۲-۱۵ پست بیشتر ننویسم، ولی افتخار میکنم با همین آمار کم، جمعی و گروهی از خواننده ها رو کنار خودم دارم که بی‌نظیر هستند، بارها بدلیل مشغله کاری و مسائل شخصی خواستم بلاگم رو ببندم ولی هر دفعه یک کامنت خوب یا یه ایمیل دوستانه من رو به ادامه مسیر امیدوارتر کرده… ده‌ها دوست خوب و همفکر و هم سلیقه نتیجه همین بلاگ بوده که شاید در حالت عادی باید سالهای صبر میکردم تا این موهبت نصیبم بشه… واقعاً نمیدونم چی بگم… برای همتون آرزوی موفقیت دارم و آقای عسگری برای هزارمین بار تشکر…

عکسهای کتاب

عکسهای کتاب “اس” اهدا شده

دو – داشتم آمار سالانه (۲۰۱۳) سایتم رو نگاه می‌کردم و یک نکته دوست داشتنی خیلی توجهم رو جلب کرد، درود به اون ۳۲۰ بازدید کننده‌ای که از افغانستان اومدن به سایتم، تو این دنیای به این بزرگی کشورهای کمی هستند که فارسی زبان باشند، حقیقتاً از ته دل خوشحالم که همزبانهایم من رو لایق دونستند… باز هم سربزنید دوستان…

decorative-lines-2a

معمولاً اینجوریه که همه راجع به همه چی نظر و بعضاً حکم میدهند و بدون اینکه تخصص یا مطالعه ای در حوزه مورد بحث داشته باشند، و براحتی حرفهایی عمدتاً فاقد بنیان علمی و منطقی می‌زنند. اینکه افراد نسبت به همه موضوعات “نظر” داشته باشند فی نفسه ایرادی نداره ولی وقتی که اون نظر بصورت “حکم” و “قضاوت” درمیاد یکم اوضاع خراب میشه. بنظر من باید به تخصص‌ها (به معنای درستش نه از اینایی که با آمپول! تزریق میشه) و تجربیات احترام گذاشت، چه مسائل عمومی و چه در مسائل فنی و تخصصی اگه میخواهیم راجع به موضعی اظهار نظر کنیم عبارت “به نظر من” رو هم حتماً اولش بگیم و سعی نکنیم برای “نظر” خودمون شریک بتراشیم، عباراتی نظیر “… همه مردم ایران…” یا “…همه هم کلاسیهای من…” بشدت از اعتبار گوینده غیرمتخصص میکاهد (حداقل من اینجوری برداشت میکنم)… بهتره که در شرایطی که حق انتخاب داریم اجازه بدهیم که یک متخصص هوافضا و یا اخترشناس راجع به برنامه فضایی ایران صحبت کنه و یا یک پزشک راجع به بیماری و نظایر آن…

این مقدمه برای این بود که پیشاپیش بگم عمده مطالبی که در ادامه میخونید صرفاً از جنس اطلاع رسانی و در نهایت “نظر” من است و گذاره‌های یک متخصص اقتصاد کلان نیست. من در دوره ارشد چند واحدی اقتصاد پاس کرده‌ام و یکی دو تا کلاس خوبم بصورت مستمع آزاد میرفتم و حدود بیست و خورده‌ای کتاب خیلی خوب مربوط اقتصاد کلان هم مطالعه کرده‌ام و تقریباً اخبار اقتصادی ایران و جهان رو بشکل نیم‌بند دنبال میکنم، ولی این دلیل نمیشه که متخصص اقتصاد کلان باشم. بنابراین اگر در ادامه مشکلی یا انتقادی به متن وارده به کم سوادی من ببخشید:

کاور کتاب

کاور کتاب “فراتر از بی شرمی”

حدود یکسال و نیم پیش و بطور دقیقتر تو فروردین ماه ۱۳۹۱، میهمان یکی از برنامه های «دیلی شوThe Daily Show» آقای پروفسور «رابرت رایش – Robert Reich» بودند و ایشان کتاب جدید خودشون با نام «فراتر از بی‌شرمی: کجای اقتصاد و دموکراسی ما به اشتباه رفته و چگونه آن را ترمیم کنیم – Beyond Outrage: What has gone wrong with our economy and our democracy and how to fix it» معرفی کرد. من همون شب یکم گوگل کردم و وقتی با ایشون بیشتر آشنا شدم ترغیب شدم که کتاب را بخونم و حقیقتاً از خوندن همون چند صفحه اولش بقدری لذت بردم که با وجود اولویتهای مطالعه ای دیگرم به زحمت حدود سه ماهی طول کشید تا تمومش کردم. کتاب بعدی ایشون که البته هنوز تمومش نکردم کتاب «پس لرزه: اقتصاد بعدی و آینده آمریکا – Aftershock: The Next Economy and America’s Future» بود. این کتاب با اینکه قدیمی‌تر بود، ورود و تحلیل های بهتری در ابتدای آن به چشم میخورد. حدود شهریور ماه دوباره ایشان در یکی دیگر از برنامه های دیلی شو حضور یافتند و یک مستند ساخته شده از سخنرانی‌هایشان را معرفی کردند. مستندی با نام «نابرابری برای همهInequality for All» که دلیل اصلی نوشتن این پست شد.

پوستر بسیار خلاقانه مستند

پوستر بسیار خلاقانه مستند “نابرابری برای همه”

در مورد آقای رایش ذکر این نکات الزامی است که ایشان با قدی حدود ۱٫۴۸ متر! در دو دوره ریاست جمهوری فورد و کارتر مشاور وزارت اقتصاد و در دوره اول زمامداری کلینتون وزیر کار دولت بودند و بعد از کناره‌گیری (که دلیل آن را در مستند توضیح داده اند) دوباره به دانشگاه سابق خود برکلی برگشته و همزمان در هاروارد هم اقتصاد تدریس می‌کردند و می‌کنند. میهمان و مجری دانمی برنامه‌های اقتصادی تلویزیونی معروف و البته ستون نویس اقتصادی و ادیتور چندین و چند روزنامه و هفته نامه و ماهنامه معتبر از جمله ماهنامه بسیار محبوب من Harvard Business Review هستند. البته بدلایل اقدامات خاص ایشان در دوره وزارت و همچنین مصاحبه هایش چند سالی است مورد غضب و نفرت رسانه های مرتبط با جمهوری خواهان، من جمله فاکس نیوز هم قرار گرفته اند و بعضاً از وی با لفظ کمونیست یاد میشود. این توضیح را ذکر کردم که بدانیم راجع به یک “متخصص” صحبت و از وی نقل قول می‌کنیم.

رابرت رایش و بیل کلینتون

رابرت رایش و بیل کلینتون

در بخش زیر میتوانید ویدیوهای مصاحبه ایشان با برنامه دیلی شو را درباره این مستند در دو بخش ببینید:

decorative-lines-3

همین اول بگم که چه خوشتون بیاد و چه نه این مستند را باید ببینید، دیدن این مستند رو از جهت زیبایی شناختی و هنر ارائه (پرزنتیشن) که در کامل ترین فرم خودش است پیشنهاد میکنم. ارائه‌ها و خود مستند با استفاده از اینفوگرافی‌های دینامیک بسیار هوشمندانه و بسیار خلاقانه‌ای ساخته شده است. یعنی حتی اگر ذره ای به اقتصاد علاقه ندارید حتماً برای یادگرفتن استفاده از گرافیک و گزارشهای درست برای ارائه موثر مطلب، آن را ببینید. در ویدیوی زیر تریلر این مستند را برای شما دوستان گذاشته‌ام:

ولی فراتر از این فرم گرافیکی دلنشین محتوای غنی آن است که برای ۹۰ دقیقه شما را پای نمایشگر میخکوب میکند. ترجیح من این است که خودتان بهرشکلی که شده این مستند را تهیه کنید و ببیند (در انتهای پست راهنمایی‌‌هایی برای تهیه مستند کرده‌ام) ولی سعی میکنم فرازهایی از آن را برای شما بزبان ساده عرض کنم ولی یادمان باشد که اینها برشهایی کوتاه از یک برنامه یک ساعت و نیمی است و مشخصاً قرار نیست همه منظور و مطلب را بدرستی بیان کند:

کاور کتاب پس لرزه

کاور کتاب پس لرزه

در کتاب «پس لرزه…» یک بحث خیلی خوب راجع به نابرابری وجود دارد: ما دو نوع اختلاف و نابرابری در اقتصاد و اجتماع داریم (این بخش در فیلم نیست):

نابرابری درآمدی و  نابرابری در فرصت

نابرابری درآمدی چیز بدی نیست و اتفاقاً می‌تواند یکی از محرکهای اقتصادی باشد و مردم را تشویق کند که برای رسیدن به درآمد بالاتر (که معمولاً! میلیونرها الگوی آن هستند) تلاش بیشتری انجام دهند، ولی این نابرابری نباید از حد خاصی (که مدلها و استانداردهای خاص خودش را دارد) بیشتر شود. در واقع یک نقطه بهینه برای نابرابری در اقتصادهای غیرسوسیالیست تقریباً الزامی است. خارج از این محدوده امن نابرابری، اختلاف طبقاتی ایجاد میشود و تبعات اجتماعی و سیاسی آن تا ده‌ها سال دامنگیر هر کشوری با هر اقتصادی خواهد شد، حتی آمریکا…

دومین نابرابری، “نابرابری در [دستیابی به] فرصت” است که در بهترین حالت باید صفر باشد و حتی میزان کم آن نیز باعث ضربه خوردن به اقتصاد و فضای روانی جامعه می‌شود. نکته جالب اینکه در همین انتخابات خودمان تمامی کاندیداها در برنامه‌ها و بخصوص در مناظره‌ها مرتباً و با افتخار به شعار “عدالت در توزیع درآمد” اشاره می‌کردند که حرف جذاب ولی گول زننده و غلط و غیرممکنی است (اینجا سیستم اقتصاد سوسیالیستی نداریم و اقتصاد اسلامی با هر تعریفی خیلی خیلی از سوسیالیسم و عدالت در توزیع درآمد دور است) و تنها آقای روحانی به واژه “عدالت در فرصتها” اشاره داشتند. توضیح ضروری اینکه من در عمرم زیر علم هیچ کس و هیچ گروهی سینه نزدم و نخواهم زد و کلی هم انتقاد به همین آقای «مچکریم» دارم، ولی خیلی مهم است بدونیم که عدالت و برابری در علم اقتصاد مفهوم متفاوتی از علم حقوق دارد و خدا رو شکر می‌کنیم کسی رئیس جمهور شده که حداقل در بکارگیری واژه‌ها اصول را رعایت می‌کند…

رابرت رایش در حال تدریس در دانشگاه برکلی

رابرت رایش در حال تدریس در دانشگاه برکلی

بگذریم، آقای رایش در مستند “نابرابری برای همه” با ارائه آمارهایی بظاهر غیر مرتبط و با معنادار کردن هنرمندانه ارتباط میان آنها، نشان میدهد که در طول ۴۰ سال گذشته، نابرابری درآمدی در آمریکا چگونه افزایش داشته و روند رشد آن بخصوص در طول زمامداری بوش به بدترین شکل ممکن بوده است. وی از جمله مهمترین اثرات این نابرابری را کوچک و نابود شدن طبقه متوسط میداند، که بدون آنکه متوجه باشیم مهمترین رکن و پایه هر اقتصادی هستند. بخش اعظم طبقه متوسط آمریکا در طول ۳۰ سال گذشته بدرون طبقه فقیر انتقال یافته‌اند و این بدان معنی است که از قدرت خرید مردم کاسته شده و به همین ترتیب جریان بازار دچار افت گردیده است. یکی از شعارهای طرفداران اقتصاد بازار آزاد (از جمله خودم) این است که محوریت اقتصاد و مرکز جهان آن، کارآفرینان هستند… در صورتیکه گزاره درست آن است که مرکز جهان اقتصاد و قلب تپنده آن طبقه متوسط هرجامعه است. بدون یک طبقه متوسط بزرگ، بازار بزرگی نخواهیم داشت و در نتیجه با تضعیف طبقه متوسط بدلایلی جریان نقدینگی کشور بتدریج به سمت بازارهای مالی سوق پیدا میکند و از فضای تولید و خدمات غیر مالی دور میشود. رایش در این مستند توضیح میدهد که مجموعه ای از تصمیمات بظاهر درست (و در راستای اصول اقتصاد آزاد) نظیر سرکوب کردن سندیکاها و پایین نگه داشتن حداقل حقوق برای کارگران و آزادی عمل زیاد به بانکها و موسسات مالی، چگونه زنجیره ای از اتفاقات را پدید می‌آورد که در نهایت بازنده بزرگ آن در درجه اول مردم و سپس دموکراسی هر کشور خواهد بود. در این میان بانکها و موسسات مالی همیشه برنده بوده و به کمک لابی توانمند خود هیچگاه دستگیر یا حتی متهم و پاسخگو نیستند. در این میان اثرات اجتماعی و روانی این نابرابری هم بسیار خطرناک است که همانطوری که عرض کردم شاید تا یکی دو نسل هم ادامه پیدا کند.

رابرت رایش

رابرت رایش

این نابرابری و قدرتمند و فربه شدن یک اقلیت (همان ۱% معروف)، باعث شده که همان اقلیت با دستکاری و اعمال فشار بر سیاستمداران و البته کنگره، مکانیزم‌های پیچیده‌ای برای فرار مالیاتی و کاهش مالیات خود ابداع کنند که باعث شود فردی میلیاردر مانند «وارن بافت» تنها ۱۵ درصد مالیات بر درآمد دهد و یک کارمند معمولی وی بیش از ۳۳ درصد بابت مالیات هزینه کند، که البته شایان ذکر است که وارن بافت خودش از مخالفان این موضوع است و اعتقاد دارد باید بیش از ۴۰ درصد مالیات دهد و بهمین خاطر سالهاست مورد لعن و نفرین همان ۱% است.

پروفسور رایش اعتقاد دارد که هیچکس مواظب طبقه کارگر آمریکا نیست و افراط در شعارهای اقتصاد کاپیتالیستی هرگونه حمایت از این قشر را در نطفه خفه میکند و همین هم باعث شده که به وی تهمت سوسیالیست بودن را بزنند… جالب اینکه حدود هشت نه ماه است که جنبشی میان کارگران ساده فروشگاه‌های وال مارت، KFC و مک دونالد بوجود آمده که پایه (حداقل) حقوق ساعتی ۸ دلار خود را به ۱۵ دلار در ساعت افزایش دهند، زیرا علیرغم رشد هزینه‌ها و تورم حقوق آنها ثابت مانده است، ولی تقریباً بجز بخشی از رسانه های آزاد، هیچ مقام قانونی در مجلس سنا و کنگره از آنها حمایت نمی‌کند. البته یادمان هم باشد که کارفرماها هم برای دور زدن نظام جدید خدمات درمانی آمریکا (ObamaCare) میزان ساعات کاری در هفته را به ۲۹ ساعت کاهش داده اند و عملاً اضافه کاری بی معنی است.

آقای رابرت رایش

آقای رابرت رایش

البته آقای رایش مشاور تیم تحول اقتصادی آقای اوباما هم هستند و قوانین جدیدی نظیر یکسان شدن نرخ مالیات کارآفرینانی که بیش از یک میلیون دلار درآمد دارند با نرخ مالیات طبقه متوسط و یا فشار برای تصویب افزایش قانون حداقل دستمزد نیز نتیجه تلاشهای ایشان است.

ایشان در انتهای مستند بسیار ناامیدکننده شون، اتفاقاً بسیار خوشبینانه به ذکر رویکرد و مواردی می‌پردازد که کمک میکنه تا مردم خودشان کمک کنند تا این مشکلات بتدریج حل شوند که البته این راه‌حل‌ها مختص همون آمریکا هستند و در کشورهای در حال توسعه به این راحتی‌ها قابل اجرا نیست!!

همونطوری که گفتم از این مستند میشه کلی درس غیراقتصادی هم یاد گرفت: نحوه پرزنتیشن، اتمسفر و امکانات یک کلاس آموزشی استاندارد، نحوه تحلیل سیستماتیک داده‌ها و ده‌ها مورد دیگر. بازهم تاکید میکنم که حتماً مستند را ببینید و نظرتون را با من و دیگر دوستان به اشتراک بگذارید.

فارغ از زیبایی‌های این مستند و محتوای خوب آن، ارتباط غبرقابل انکاری میان گزاره‌های این مستند و مشکلات اقتصادی ایران دیده می‌شود. مطمئناً محیط، اندازه و پارامترهای اقتصاد سوپر دولتی ایران بسیار بسیار متفاوت از اقتصاد باز آمریکا است ولی اگر یک تحلیل‌گر فقط به کمک همین فرم و شکل تحلیلی، اطلاعات اقتصادی ایران را بررسی کند فاجعه ای بسیار عمیق تر از آنچه که در مستند نمایش داده شده، را مشاهده خواهد کرد. در همین هشت سال اخیر طبقه متوسط ایران به معنای کلمه نابود و محو شد و بعید است در بهترین حالت حداقل تا ۵-۶ سال آینده بتونه کمر راست کنه. تورم افسار گسیخته، قوانین کار احمقانه (که هم پدر کارفرما را درمیاورد و هم پدر کارگر نگون بخت را)، رانت و ده‌ها آسیب دیگر (که هرکدومش به تنهایی میتونه یک کشور رو به خاک سیاه بنشونه!) باعث شده که مجموعه ای از اتفاقات در این خاک بیفته که شاید اثرات روانی و اجتماعی اش تا ۸۰ سال دیگر هم باقی بمونه…

بگذریم… مستند رو ببینید و کتابها رو هم بخونید، من نخواستم مطلبم خیلی طولانی بشه و البته بازهم تاکید میکنم اینها همه اش نظر من است و شاید کاملاً غلط باشد. ولی آماده هرگونه بحث تخصصی! در این زمینه با دوستان هستم. اگر هم جمعی از دوستان امکاناتش رو داشتند خوشحال میشم مستند و کتابها را در جمعی با همدیگر ببینیم و نقد کنیم.

شاد و پیروز و سربلند باشید

مسعود زمانی – ۳۰ دی ۱۳۹۲

منابع:

۱ – کتاب Beyond Outrage: What has gone wrong with our economy and our democracy and how to fix it

خرید دانلود

۲ – کتاب Aftershock: The Next Economy and America’s Future

خریددانلود

۳ – برنامه دیلی شو – ۱۸ آوریل ۲۰۱۲

۴ – برنامه دیلی شو – ۱۶ سپتامبر ۲۰۱۳

۵ – برنامه کولبرت ریپورت – ۱۱ اکتبر ۲۰۱۰

۶ – برنامه Real Time with Bill Maher – سپتامبر ۲۰۱۳

راهنمای دانلود فیلم: اول اینکه اگر می‌توانید فیلم را از اینجا بخرید، در غیر اینصورت از این آدرس و با پسورد (۳۰۰mbfilms) و البته با حجم ۶۰۰ مگابایت تا زمانی که لینکها برقرار باشند، می‌توانید مستند را دانلود کنید. البته تورنت هم فراموشتان نشود.

–***–

«اگر از طریق فید (خوراک) من این نوشته را مطالعه می‌کنید، برای دسترسی مستقیم از این لینکاستفاده کنید»

–***–

پستهای مشابه:

Categories: متفرقه, مستند
  1. پریا د
    ۱ بهمن ۱۳۹۲ در ۱۷:۵۹ | #1

    سلام
    ای کاش جایی بود. مثل یک گروه کلاس یا همچین چیزی. بعد می نشستیم مستندهای خوب دنیا را تک به تک نگاه می کردیم

    • مسعود
      ۱ بهمن ۱۳۹۲ در ۲۳:۱۶ | #2

      سلام، من که همچین جایی رو نمیشناسم. ولی من همیشه ناراحتم کلی محتوا دارم که خیلی دوست دارم با دیگران به اشتراکشون بزارم و با همدیگه نقدشون کنیم ولی بجز همین سایت مکانیزمی اجرایی و منطقی برای اینکار سراغ ندارم…

  2. Vamegh Askari
    ۳ بهمن ۱۳۹۲ در ۰۱:۳۰ | #3

    Dear Masoud: Really appreciated, if you need any other book do not hesitate to inform me,
    Take Care

    • مسعود
      ۴ بهمن ۱۳۹۲ در ۱۴:۳۰ | #4

      ممنونم وامق جان، بهترین ها رو برات آرزو میکنم دوست خوب من… پیروز باشی همیشه

  3. بابک
    ۶ بهمن ۱۳۹۲ در ۰۲:۰۵ | #5

    سلام مسعود عزیز. اکثر مطالب شما در حکم آغاز یک بحث گسترده را دارند و اتفاقا بحثی که در این مطلب باز کردی یکی از دغدغه های مطالعاتی و فکری من هم هست که اگه وقت و حوصله ای باشه ، انشاالله مواردی که معرفی کردی رو میبینم و میخوانم. با سپاس

    • مسعود
      ۶ بهمن ۱۳۹۲ در ۲۱:۰۰ | #6

      سلام به بابک عزیز خودم، من دقیقاً تو این پست هدفم ایجاد سئوال و چالش در ذهن دوستان و خوانندگان بود، چون خیلی از مباحث بسیار پیوسته اجتماعی و اقتصادی هست که براحتی نمیشه راجع به اونها نظر و ایده داد و تنها در صورتی که به بحث کشیده بشوند ارزش پیدا میکنند. مثلاً در محل کار خودم از چند تا از دوستان خواستم تا فیلم را ببینند و نظر بدهند، و از مجموعه بحثهای دوستان کلی نکات جالب راجع به وضعیت فعلی خودمان استخراج شد. تو هم وقتی دیدی من رو خیلی خیلی خوشحال میکنی اگر نظراتت رو با ما به اشتراک بگذاری… برقرار باشی همیشه دوست من

  4. ۶ بهمن ۱۳۹۲ در ۱۷:۱۱ | #7

    خداییش چطور حست کشید اینقدر بنویسی؟

    • مسعود
      ۶ بهمن ۱۳۹۲ در ۲۱:۰۶ | #8

      من هیچوقت نمیخوام متن طولانی بنویسم، ولی همچین که استارتش رو میزنم هی دلم نمیاد فلان مطلب هم بهش اضافه نکنم و در نتیجه آخرش یهویی اینقدر میشه… شما توانمندی بالایی داری که تو سه خط همه مطلبت رو میتونی بگی، یه دستی هم به سر ما بکش استاد 🙂

  5. میلاد
    ۷ بهمن ۱۳۹۲ در ۱۲:۳۹ | #9

    سلام بر خوش نویس عزیز،
    من مستند رو همون شب که این پست رو گذاشتید دانلود کردم و فرداش دیدم. بسیار عالی بود. لذت بردم هم از بحث مستند از شیوه ساخت اون که برای من به اندازه یک فیلم اکشن جذاب بود.
    متاسفانه، برعکس میلم، اطلاعات چندانی از علم اقتصاد و مباحث اون ندارم. ولی این درشت بودن طبقه متوسط کاملا منطبق بر عقیده ام بود. یعنی فکر می کردم که همچین چیزی درست هست ولی نه با این پشتوانه علمی که این مطلب شما و فیلم اون حسابی لامپ های بالای سرم رو تک تک روشن کرد.
    در مورد نظر اول که خانم پریا گفته بودند، من هم کاملا با وجود چنین کلاسی موافقم. بنظرتون امکان پذیره؟
    عالی بود، تشکر فراوان.

    • مسعود
      ۷ بهمن ۱۳۹۲ در ۱۳:۰۵ | #10

      سلام دوست من… خوشحالم که خوشت اومده… بنظر من جای خالی یه سری کلاس مقدماتی و عامه پسند برای مردم عادی در این حوزه احساس میشه، چون اگر ما همه تحلیل محیطی قوی نسبت به اقتصاد کلان داشته باشیم، میتونیم واکنش های معقولانه تری نسبت به تغییرات داشته باشیم و مثلاَ خودمون با دست خودمون تیشه به ریشه مملکت نزنیم… بنظر من یکی همت کنه و متولی بشه و بقیه اش خودش جور میشه…
      پیروز و سربلند باشی همیشه دوست من

  6. میترا
    ۷ بهمن ۱۳۹۲ در ۱۶:۰۱ | #11

    سلام بر شما و تشکر از نوشته های عالیتون

    خوب تو ایران باید این برنامه ها رو دانلود کنیم و فکر کنم که لینکی که شما گذاشتید کار نمی کنه
    دوستان می تونن از این لینک استفاده کنن

    http://www.putlocker.com/file/BDBBB4CFA66DEA29

    • مسعود
      ۷ بهمن ۱۳۹۲ در ۱۶:۴۴ | #12

      سلام دوست من، آره این لینک برای همون موقعی بود که پست رو نوشتم و طبیعتاَ همونجوری که ذکر کردم احتمالاَ بسته بشوند. ممنون بابت معرفی لینک…
      پیروز و برقرار باشید

  7. ۸ بهمن ۱۳۹۲ در ۰۰:۳۳ | #13

    سلام آقا مسعود عزیز

    از آشنایی با وبلاگ شما که الان بیشتر شبیه وبسایت شده خیلی خوشحالم. تیزری که از مستند “نابرابری برای همه” در آپارات گذاشته بودید و همینطور مصاحبه جان استوارت با راوی این مستند، نشون داد که سلیقه خوبی دارید. بهتون تبریک می گم.

    در مورد مستند “نابرابری برای همه”، نه تنها دیدنش رو به همه توصیه می کنم، بلکه اگر قدرتش رو داشتم مستند رو دوبله یا زیرنویس می کردم تا چندین نوبت از تلویزیون پخش بشه. این مستند نتیجه تجربه یک ملت و اندیشه های چندین متخصص خبره اس که تقریبا تمام سالهای عمرشون رو صرف این مسئله کنند.

    نکته مهم اینه که مسیر و خطی و مشی درست اقتصادی رو بهمون نشون می ده. هرچند به قول شما تفاوت های ساختاری، جوهری و محیطی اقتصاد ایران و آمریکا بیشتر از اونیه که بشه مقایسه ای بینشون انجام داد، ولی باید گفت حیف این تجربه فوق العاده باارزشه که از دست بره.

    اگر از این مستند خوشتون اومده چندین مستند دیگه هم هست که باید ببینید. البته شاید دیده باشید ولی خلاصه میگم:
    The century of the self
    The Shock Doctrine 2009
    و سری مستندهای مایکل مور بخصوص Capitalism A Love Story

    البته مستندهای دیگه در حوزه های دیگه هم هست که واقعا باید دیده شوند که انشاالله ذیل مستندی مرتبط معرفی می کنم.

    از آشنایی باهاتون بسیار خوشحال شدم. باز هم سپاس فراوان بابت معرفی این مستند فوق العاده

    • مسعود
      ۸ بهمن ۱۳۹۲ در ۱۴:۴۱ | #14

      سلام دوست… ممنون از همه محبتی که داری…
      من خودم خیلی دوست دارم که این نوشته و معرفی حداقل یه استارتی باشه برای یه عده که این حرکت و جریان رو ادامه بدهند و مفاهیم بیشتر اشاعه پیدا کند… اون مستندها رو هم گذاشتم تو برنامه دیدنم، خیلی خیلی ممنونم از اینکه نظرت و اطلاعاتت رو با من و دیگر دوستان به اشتراک گذاشتی… بازهم به اینجا سر بزن دوست من
      پیروز و سربلند باشی همیشه

  8. احمد
    ۱۲ بهمن ۱۳۹۲ در ۲۲:۳۲ | #15

    Enough Is Enough

    کتاب:
    http://www.youtube.com/watch?v=Z22nvtD2HHE

    مستند:

    • مسعود
      ۱۴ بهمن ۱۳۹۲ در ۱۶:۱۸ | #16

      سلام دوست منْ ممنون بابت معفی این مستند… میزارم توی برنامه ام که حتماَ تماشا کنم

  9. هادی
    ۱ اسفند ۱۳۹۲ در ۰۱:۱۳ | #17

    چه کنیم ما بیسوادان که مستند زیرنویس ندارد؟

    • مسعود
      ۱ اسفند ۱۳۹۲ در ۱۱:۲۰ | #18

      واقعیت اینه که خیلی دوست داشتم میتونستم کمکی در این زمینه بکنم، ولی حقیقتاَ وقت کافی برای اینکار رو ندارم دوست من… ولی باور کنید زیاد سخت نیست

  10. حسن
    • مسعود
      ۲۳ بهمن ۱۳۹۴ در ۱۳:۳۸ | #20

      والله من پیشنهاد نمیکنم نسخه غیراصلی را ببینید، ولی خب بازهم دستشان درد نکنه… ممنون که به اشتراک گذاشتی دوست من

  1. بدون بازتاب

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: