سایه‌ی زبان نفهم


لبها خیس از باران
ولی هنوز تشنه اند

شهدی بی مانند
و تشنگی بی پایان است

در استسقای بی پایان کوچه های خلوت
تنها همراهم همان سایه ای است

که سالها بار سنگین تن من را تحمل کرده است
تنها وقتی چراغ اتاق را خاموش میکنم
کمی خستگی در میکند

سایه امروز دیگر همراهم نبود
بود اما عصبانی بود

اصلاً خطوطش همه تیز تیز شده بودند
گیر داده که سایه ای که
همراهش بود کجاست

لاکردار تازگیا توی هوای ابری هم ولمان نمیکن…

اوف که این سایه ها زبان آدم نمیفهمند
نمیفهمد که هر سایه ای

هرچقدر هم که سیاهیش به آنها بیاید
ولی دلیل نمیشد
که همیشه با آنها باشد

لبهایشان
هرچقدر هم طعم شیرینی داشته باشند
بازهم تلخی دارد ته دهان سایه ام

خودش هم ته دل سیاهش میداند

چند روز که چتر دستم بگیرم
این سایه هم آدم میشود

….

مسعود
بهمن ۸۸

پستهای مشابه:

  1. ۱۸ بهمن ۱۳۸۸ در ۰۰:۵۲ | #1

    شاعر این شعر چه کسی بود حالا؟؟؟؟

    زیر دیپلم بگید این معنیش چیه؟” استسقای “

    این اشتباه تایپی..ولمان نمیکن…

    حالا این سایه خانم کیه
    پاسخ مسعود زمانی : شاعر خودمم و اینترنت رو گذاشتن برای جستجو.. بگردید معنیش رو پیدا کنید

  2. ۱۸ بهمن ۱۳۸۸ در ۰۲:۲۴ | #2

    bah bah … che axe ghashangi … che onvane ghashani


    پاسخ مسعود زمانی : شعرش چی؟ اونم قشنگه؟

  3. ۱۸ بهمن ۱۳۸۸ در ۰۹:۴۶ | #3

    سلام

    قشنگ بود! این سایه ها راستی راستی زبان نفهمند نه که آدم خیلی خودش حالش خوشه با آدم قهر هم میکنن یکی نیست بیاد بگه آخه … خب به هرحال سایه ی آدمن دیگه… هرچی بگیم به خودمون برمیگرده
    پاسخ مسعود زمانی : حالا اول و آخر باید با هم کنار بیاییم… یک دو روز تحویلش نگیرم خودش سر عقل میاد

  4. bahar
    ۱۸ بهمن ۱۳۸۸ در ۱۹:۱۲ | #4

    age on sayeye la kerdar inghadr zabon nafahme pas chera shode nimeye dg ghalbet??

    ehtemalan shoma zabon on saye ya on

    nimeye dg ro nemifahmi
    پاسخ مسعود زمانی : من البته خیلی زبون نفهم نیستم ولی اعتراف میکنم زبون این دو تا رو نمیفهمم (:

  5. pasokhe sahere be bahar
    ۱۸ بهمن ۱۳۸۸ در ۱۹:۴۷ | #5

    hamishe nesfe ghalbe adama zaboon nafahm az ab dar miad!! .. baiad hamishe ie chatr gereft bala sare in nime.. vaella kar daste khodesh va baghie mide

    ? in tor nist

  6. ۱۸ بهمن ۱۳۸۸ در ۲۲:۵۳ | #6

    چی شد !!!قضیه چیه!! عشقولانه شد

    آخر نفهمیدیم قضیه استسقای نکنه خودتون هم نمی دانید

  7. ۱۸ بهمن ۱۳۸۸ در ۲۳:۰۱ | #7

    معنیش می شود : تنگنا یا باریک

    از فعل عربی استفعال می آید؟

    درست حدس زدم
    پاسخ مسعود زمانی : استسقا یعنی نوعی بیماری که مریض هرچقدر آب مینوشد سیراب نمیشود…

  1. بدون بازتاب

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: