پیش درآمدی بر گلدن گلاب
سلام
—
الان که دارم این پست رو شروع میکنم، کمتر از ۶ ساعت به شروع مراسم اهدای ۶۹امین دوره جوائز گلدن گلاب مونده و من قصد دارم برداشت ضمنی خودم رو از فیلمهای کاندیدی که شانس دیدنشون رو داشتم بنویسم، طبیعتاً چون خیلی از فیلمها رو ندیدم نمیتونم راجع به جوائز حدس درستی بزنم (ولی خداییش پارسال جوائز اصلی رو درست گفتم)…
—
نیمه ماه مارس – The Ides of March
فیلم شروع تکان دهندهای از تمرین سخنرانی تبلیغاتی یکی از کاندیداهای حزب دموکرات آمریکا دارد، بنظر من تمام پیام فیلم در همان چند ثانیه کوتاهی است که گاسلینگ پس از ایراد نطقی محکم، با پوزخندی شروع به سوت زدن میکند!!!… همه اینها یک بازی است. عنوان فیلم و اشاره تلویحی به تاریخ کشته شدن ژولیوس سزار ( و ماجرای بروتوس و …) نیز حدس برخی از پیچشهای داستان فیلم را برای بینندگان تیزبین آسان نموده است….

«رایان گاسلینگ – Ryan Gosling» که مطمئناً تا سالها از او خواهیم دید و خواهیم نوشت، در نقش مدیر ارشد کمپین تبلیغاتی «مایک موریس» برای انتخاب به عنوان کاندیدای ریاست جمهوری ظاهر شده است. نقش مایک موریس رو «جرج کلونی – George Clooney» بخوبی بازی کرده که بنظر من کارگردانی و نویسندگیاش در این فیلم در مرتبه بسیار بالاتری قرار دارند. در کل بازی کلونی و همینطور «فیلیپ سیمور هافمن – Phillip Seymore Hofman» متوسط بودهاند و اگر بخواهیم بهترین بازیگران فیلم را از نظر خودم اسم ببرم، بدون تردید در رتبه نخست رایان گاسلینگ و در مرتبه بعدی «ماریسا تومی – Marisa Tomei» (با اون لحن و نگاه و حرکات فریبکارانهاش در نقش یک روزنامهنگار حرفهای) و «پال جیاماتی – Paul Giamatti» (با چهرهای که از دور بلاهت را فریاد میزند ولی برق نگاهش دنیایی از سیاسیت! را باخود همراه دارد) بودهاند. واضح است که لشگری از بهترین بازیگران در این فیلم ایفای نقش کردهاند که حضور یک کارگردان خوب (کلونی) هم در کنار آن، باعث شده استانداردهای فیلم بسیار بالا برده شود. راجع به فیلم دو نکته کلی میتونم بگم:
یک - فعالیت کاندیداهای حزب جمهوریخواه برای انتخابات ریاست جمهوری به دقت دارم دنبال میکنم و چه تطابق غریبی داره این فیلم با رویدادهای اتفاق افتاده در ماجراهای جاری این حذب!!… و خیلی اتفاقی هم دیالوگها و شعارهای «مایک موریس» دموکرات بشدت با اتفاقات جنبش ۹۹% و اشغالکنندگان والاستریت تطابق داره که البته نویسندگان اونو تصادفی قلمداد کردند ولی خب جالب هست دیگه…
دو- فیلم جمع و جور و نه چندان پیچیدهای است که البته در مقایسه با فیلمهای مشابه (نظیر «سگه رو بجنبون – Wag The Dog» و …) خیلی فیلم شاخصی محسوب نمیشه…
***
بران – Drive
بعضی وقتها هست که دیگه از دیدن یه فیلم خوب ناامید شدی و با خودت میگی تمام فضای سینما رو اقتیاسهای کامیک بوکی و فیلمهای پر از CG (و خالی از محتوا) اشغال کرده و دیگه هیچ شانسی وجود نداره و با دلی شکسته سعی میکنی شاهکارهای قدیمی رو تماشا کنی تا دلت التیام پیدا کنه… اونوقت یهویی مثل یه سکه طلا توی یه آغل تنگ و تاریک این فیلم رو پیدا میکنی و میبینی… یعنی حقیقتاً من خودم در انتهای ناامیدی این فیلم رو دیدم…

عالی به معنای کلمه… همه چی در اوج، همه چی سرجای خودش… یه فیلم ماشینی لسآنجلسی! کاملاً کلاسیک و تمام عیار… با آدمهایی از جنس آدمهای لسآنجلسی!!!… خیلی لذت بردم… کارگردانی عالی، فیلمنامه عالی، فیلمبرداری عالی، نورپردازی عالی، موسیقی عالی، تدوین عالی و …. در کل یک فیلم استاندارد کم خرج با حداقل استفاده از معیارهای جلب مخاطب کاذب، و با انبوهی از نکات طلایی برای کسانی که میخوان فیلمنامه نویسی و کارگردانی و بازیگری رو حرفه خودشون قرار بدهند… داستان فیلم خیلی سرراست ولی با پیچیدگیهای انسانی خاص خودش هست… فیلمی است که باید دید و مطمئنم که در اسکار هم حرفهایی برای گفتن دارد…

بزرگترین سئوال من بعد از دیدن فیلم این بود: این «رایان گاسلینگ» کجا بود تا قبل از این؟؟؟ تو این دوره زمونهای که (علیرغم تمام احترامم برای فیلمهای تیم برتونیاش) «جانی دپ» یه ابروشو میده بالا همه غش و ضعف میکنن، وجود همچنین بازیگرانی واقعاً غنیمت است… بازیگری است که به معنای واقعی بازی میکند، و خودنمایی نمیکند… من حتی یک نمای کلوزآپ هم از گاسلینگ در این فیلم ندیدم که بخواد خودشو به رخ دوربین تماشاچی بکشه… کم حرفی و حرفهای گری و اصولمند بودن رو تو همون ۵ دقیقه اول فیلم نشون میده… و جالب اینکه وقتی داشتم لینکها این پست رو مرتب میکردم دیدم ای دل غافل، تو فیلم درخشان و متفاوت «بمان – Stay» (که خداییش هنوزم کلی علامت سئوال برای المانهای اون فیلم تو ذهنم هست که جوابشو پیدا نکردم) هم این بنده خدا بازی کرده بود و چه زیبا هم نقشآفرینی کرده بود…

بازیگری علیرغم از بین رفتن و عزلت نشینی نسل طلایی و کلاسیک بازیگران سبک متداکتینگ داره وارد عصر جدیدی میشه… دیگه تمامی اجزاء صحنه داره جزوی از متداکتینگ میشه… تو این فیلم وقتی گاسلینگ درون ماشین قرار میگیره، ماشین هم به جزئی از بدنش تبدیل میشه و یا وقتی اون چکش لعنتی! رو دستش میگیره انگار چکش و دستش با هم یکی شدند… کلی نکته ریز و درشت (و یک عالمه ارجاع به فیلمهای هم ژانر قدیمیاش) تو این فیلم هست که ذکر همش به اندازه خود فیلم و بلکه بیشتر وقت میگیره… کاراکتر گاسلیگ امضاء داشت، اون کاپشن عقرب نشان که هیچوقت (حتی با وجود خونین شدن) عوض نمیشد هم بخشی از این امضاء بود که خود اونم کلی تعبیر و تفسیر میتونه داشته باشه…
یکی از اون نکات جالب که ندیدم کسی بهش اشاره کنه این بود که راننده ما هرچه قدر که در شب همه رو مقهور خودش میکرد و کسی اسرارش رو نمیفهمید، در روز آسیب پذیر و عریان نشون میداد، شب لفافهای بود برای گذشته پنهان و انگیزههای نه چندان روشنش… تمام برتریها و پیروزیهایش در شب بود و سلطان شب است و شب به وی آرامش میدهد… (سکانسی که شب به خانه برمیگردد ولی ناآرام میشود و دوباره بیقرار به خیابان بازمیگردد خیلی خوب این نکته را بیان میکند). در روز ولی، دنیا سلاطین دیگری دارد و تمامی شکستهایش در روز رخ میدهد…

من اینم نفهمیدم که چرا گاسلینگ برای این فیلم کاندید بازیگر نقش اول نشد و این مهم برای فیلم «نیمه ماه مارس» رخ داد!!! که توی اون بنظر من بازی به مراتب سطح پایینتری از فیلم Drive از خودش نشون داده!!!
دو سکانس رو عجیب پسندیدم: یکی سکانس درون آسانسور که بی نقص و نفسگیر بود و دیگری سکانسی که گاسلینگ در حالیکه نقاب به صورت زده به در کافه نزدیک میشه و از شیشه درون رو نگاه میکنه… یعنی عالی… یعنی بی نظیر…
موسیقی فیلم هم ساخته «کلیف مارتینز – Cliff Martinez» درامر سابق گروه Red Hot Chili Peppers هست که با استفاده از سازهای الکترونیک فضایی خلق کرده مرموز ولی بشدت دلپذیر و در بعضی بخشها بس هیجان انگیز… درست در لحظهای که سینتی سایزر داره فضای موسیقی از آن خودش میکنه نوای پیانو (که به نظر من در این فیلم نماد کاراکتر زن فیلم هست) میاد و اون رو آروم میکنه (همانند آرامشی که کاراکتر زن به گاسلینگ جامعه گریز و منزوی میده) این نکته رو در موسیقی که برای دانلود خواهم گذاشت بخوبی خواهید دید… برای این بخش ترانه ابتدایی فیلم و یکی از تراکهای خوب موسیقی متن فیلم رو برای دانلود آماده کردم که میتونید از لینکهای زیر دانلودشون کنید.
توضیح ضروری: در صورتی که ترانه ها را به کمک نرمافزار جت آودیو نسخه ۶ به بالا، پخش کنید، میتوانید زیرنویس زمان بندی شده آن را هم مشاهده کنید
۲- دانلود موسیقی همسر دولوکس – Bride of Deluxe
***
اسب جنگی – War Horse
من زیاد دلیل اینکه از این فیلم اینقدر تعریف و تمجید میشه رو درک نمیکنم… یعنی بازیهای فیلم و کارگردانیش که بنظر من متوسط بودند، داستان فیلم هم بخوبی قابل پیش بینی و نخنما بود… بجز خود اسب و بازی درخشانش!!! نکته شاخص دیگهای تو این فیلم ندیدم که بخوام بهش اشاره کنم…

البته پیام ضدجنگ فیلم خوب بود ولی اصلاً خوب بیان نشده… در مورد بازیگری هم بنظر من فقط باید یه دیپلم افتخار بدن به مربی اسبهای این فیلم و بس… یکی از معدود نکات برجسته فیلم البته موسیقی متن جان ویلیامز کبیر روی این فیلم بود که البته آنهم در پشت سکانسهای تصنعی و دیالوگهای تصنعیتر، اثر بخشی خوبی نداشت.
***
مانی بال – Moneyball

در مورد این فیلم قبلاً یک پست مبسوط نوشتم که میتونید از اینجا بخونیدش… شانس بالایی برایش قائلم
****
خدمتکار – Help

فیلم رو ندیدم ولی خانوم ریحانه نوشته کوتاهی راجع بهش داره که توجهتون رو به اون جلب میکنم
****
نیمه شب در پاریس – Midnight In Paris

واقعاً لذتبخش و در عین حال هوشمندانه و مطبوع تمام علاقهمندان به تاریخ هنر و فلسفه… وودی آلن عزیز تمام شدنی نیست… برای این فیلم میتونید به پست مبسوط دکتر مجیدی عزیز مراجعه کنید. من همیشه میگفتم که این «اوون ویلسون» هنوز ۵۰ درصد از هنر بازیگریش باقیمونده که اون رو کسی نتونسته ازش بیرون بکشه…
***
رنگو – Rango

برای این فیلم که یه پست مبسوط قبلاً نوشته بودم و بنظرم شایسته ترین انمیشن امسال بوده و جای خالی «کونگ فو پاندا ۲ – Kong Fu Panda 2» را شدیداً تو نامزدهای این بخش احساس میکنم.
***
ماجراهای تن تن – The Adventures of Tintin

ای بابا… نکنید اینکار رو… چرا آخه… چه اصراریه… نمیگم انیمیشن ضعیفی است… نه اصلاً… ولی خب بعضی داستانها رو باید گذاشت توی کتابها باقی بمونند… من از تکنیک اجرایی و کیفیت اون در این انیمیشن حقیقتاً لذت بردم ولی نمیدونم چرا بدلم ننشست… خیلی بعیده که بخوام برای دفعه دوم ببینمش… این پست مهبد را هم حتماً بخوانید، مثل همیشه پربار و اثربخش هست.
****
سریالهای تلویزیونی
امیر کافه چی عزیز زحمت کشیدهاند و در این پست اطلاعات مفیدی در این بخش ارائه کرده اند… برای خود من نامزدی مجدد سریال فخیم «بازی تاج و تخت – Game Of Thrones» بهترین خبر ممکن در این بخش بود. خیلی اتفاقی یک هفته ای هست که بشکلی خزنده!! دارم کتاب بعدیش رو میخونم… واقعاً دیگه تحمل ندارم تا اومدن فصل دومش صبر کنم.

عجالتاً موسیقی تیتراژ این سریال که ساخته «رامین جوادی – Ramin Djawadi» هست هم برای دانلود میزارم که یکم یاد و خاطره سریال رو گرامی بداریم
دانلود موسیقی تیتراژ سریال بازی تاج و تخت
****
جدایی نادر از سیمین – A Separation
من دقیقاً دارم دعا میکنم که برنده بهترین فیلم زبان خارجی بشه… حقشه… بخدا حقشه… در مورد «جدایی…» هم یک پست نوشته بودم که دوست داشتید یه سری هم به اون بزنید.
***
الان که این پست تموم شد ۲ ساعت به شروع مراسم مونده!!!… بیکارم هاااا… خب میزاشتم تموم میشد بعدش مینوشتم!!!
–***–
«اگر از طریق فید (خوراک) من این نوشته را مطالعه میکنید، برای دسترسی مستقیم از این لینک استفاده کنید»
–**–
مسعود زمانی
۲۵ دی ۱۳۹۰
**********************************

بنظر خودم وقتم تلف شد با دیدنش… داستان بدون پشتوانه، کاراکترهای کاغذی و از همه بدتر بازی های افتضاح “
غافلگیرکننده ترین صحنه برای من ورود “
مستندی بسیار دیدنی از زندگی شخصی و حرفه ای فردی که میتوانست در رفاه کامل باشد (با توجه به پدر بسیار ثروتمندش) ولی هیجان و سرعت و البته خطر را پیشه کرد و در دل یک ملت رنج کشیده، خود را جاودانه کرد. در دورانی که فوتبال برزیل یکی از طولانیترین دوران افول خود را طی میکرد (۱۹۸۴-۱۹۹۳) تنها التیام بخش دلهای مردم برزیل مشاهده مهارتهای کم نظیر سنا در پیستهای مختلف بود…

در این فیلم نسبتاً خلاقانه با داستان جذاب و چند لایه ای روبرو خواهید شد که قهرمانانش دخترانی هستند که تنها چیزی که از آنها انتظار ندارید، تیراندازی و شمشیربازی و پرشهای محیرالعقول است. فیلمنامه نسبتاً خوبی داشت و کارگردانی هم خوب از کار دراومده و موسیقی راک و متال روی صحنه های اکشن خیلی خوب سوار شده… صحنه های اکشن فیلم بسیار پرشکوه ولی شلوغ طراحی شده اند و بازی ها هم بغیر “
فیلم خوبی برای یک آخر هفته گرم تابستانی است…
تنها تسلی بخش در این میان موسیقی همیشه پرشور “



تاسف بزرگتر من بازی “
دیدن فیلم “




















آخرین دیدگاهها