خانه > متفرقه, نکات جالب > آغازی دوباره

آغازی دوباره

سلام

روز ۸ آذر ۸۸ وبلاگ نویسی (به نام خودم و به شکل موجود) را آغاز کردم… محرک اولیه ام اصرار یکی دو نفر از دوستان عزیزم بود و البته میل باطنی خودم مبنی بر منسجم کردن و مستند کردن نوشته های روزانه ام هم در این مهم بی تاثیر نبود. گو اینکه سعی کرده ام از شخصی نویسی تا حد امکان خودداری کنم و در دام مینی مالیسم (هرچند که خودم از خوانندگان پروپاقرصش هستم!) نیفتم و دغدغه های نویسندگی خودم رو بر حوزه های مشترک میان خودم و خوانندگان استوار کنم. ولی دوست هم ندارم و نگذاشتم که این موضوع دیواری باشه بین من و خوانندگانم… همیشه سعی کرده ام و میکنم از دل بنویسم تا اگر لطف حق هم با من یار باشد بر دل دوستان هم نشیند…

الگوی من برای پیشبرد و هدف سازی های من براساس وبلاگ و سایت بسیار موفق یک پزشک بوده و میباشد. سعی دارم که با تولید مطلب (و نه ترجمه و یا کپی) بتوانم خوانندگان را با خود همراه کرده و سهم خودم را در بلاگستان فارسی داشته باشم. آقای دکتر علیرضا و خانم مهندس فرانک مجیدی بعنوان دو تن از اخلاقمندترین نویسندگان بلاگستان از همه لحاظ میتوانند الگوی مناسبی باشند. هرچند که بعنوانی یک رئالی متعصب با خانم مجیدی اختلافاتی ریشه ای!!! دارم، ولی همیشه دید ریزبین سینمایی ایشان را تحسین کرده و از مطالب ایشان هم لذت فراوانی برده ام.

تجربه چندانی در وبلاگ نویسی نداشته و ندارم و در نتیجه همواره در حال آزمایش و خطا و احیاناً استفاده از تجربه دوستان و نویسندگان دیگر هستم.  ولی ذکر این نکته هم الزامی است که در طول ۱۰-۱۲ سال گذشته به دقت و با حوصله مطالب دوستان و نویسندگان دیگر را دنبال کرده و میکنم و اغلب اوقات هم سعی میکردم با گذاشتن کامنت و یا ارسال پیام از نویسنده تشکر کنم و یا نظر خود را ابراز کنم، تقریباً از کنار کمتر نوشته ای بی تفاوت عبور میکردم و میکنم.

در این میان بزرگترین سهم در پیشبرد و تشویق من به ادامه کار را دکتر علیرضا مجیدی عزیز داشته اند… تقریباً اکثریت بازدیدکنندگان این سایت (و البته وبلاگ قدیمی) به اذعان خودشان از روی کامنتهایی که برای یک پزشک میگذاشتم و یا لینکهایی که دکتر مجیدی به من میدادند با وبلاگ من اشنا شده اند. نقطه اوج محبت ایشان و همچنین آقای “صادق جم” عزیز در روز جهانی وبلاگ بود که هر دو این عزیزان محبت نموده و در میان وبلاگ های پیشنهادی خود، “نوشته های پراکنده یک مسعود” را هم قابل دانستند.

دکتر مجیدی در ذیل معرفی وبلاگ من پیشنهاد نمودند که هرچه سریعتر اقدام به راه اندازی سایت شخصی خودم کنم. با راهنمایی ایشان این سایت را راه اندازی کردم. برنامه اولم این بود که در ۱۴ شهریور (روز تولدم) به اینجا منتقل شوم ولی متوجه شدم که دانش و سواد اندکی پیرامون وردپرس دارم و خیلی دوست داشتم که در بهترین فرم ممکن به اینجا نقل مکان کنم. در نتیجه به آرامی و البته با چند کمک موثر از سوی آقای “رضا معلمی“، اندک اندک شروع به شکل دادن این سایت نمودم. با خودم گفتم که روز ۸ آذر (سالگرد تاسیس وبلاگ) به اینجا نقل مکان کنم که بدلیل مشغله های کاری و خانوادگی اصلاً فرصتش پیش نیامد. و مبنا را براساس انتشار ۱۰۰اُمین پست خودم گذاشتم که سرانجام این یکی محقق شد.

البته دکتر مجیدی ناخواسته اینبار هم با لینک کردن یکی از پستهایم در این سایت (البته اصل آن در وبلاگم نوشته شده بود و از روی بک آپ به اینجا منتقلش کرده بودم) تعداد زیادی از خوانندگان را روانه این سایت نمود که باعث تسریع مهاجرتم شد.

من  در وبلاگ قبلی برای بخش کامنت ها هیچ نظارتی قرار نداده بودم، چون به غنای فرهنگی مخاطبانم ایمان داشتم (هرچند که یکی دو تا سوتی ناخواسته هم داشت!). ولی وردپرس بدلیل ماهیت خود میتواند مورد حمله اسپمرها واقع شود و اگر میبینید که نظرات شما قبل از انتشار میبایست تایید شوند تنها بدلیل امنیتی است.

برای انتقال بکاپ هایم از میهن بلاگ به اینجا خیلی خیلی اذیت شدم… علیرغم روش مفیدی که “وب۳” معرفی کرده بودند در عمل همیشه چندین پست میس میشد و یا نصفه و نیمه می آمد و تقریباً تمامی پست ها ایراد داشتند… در نتیجه تمامی پستها را بازبینی و ویرایش کردم که خیلی خیلی وقتم را گرفت ولی نتیجه مطلوب خودم را گرفتم… ولی احیاناً اگر مشکلی در مشاهده مطالب و یا ساختار وبلاگ میبینید حتماً محبت کرده و بمن اطلاع دهید تا آن را رفع کنم.

اینجا خانه من است، هدف اصلی ام در این سایت، “تولید مطلب” بوده و دوست دارم تا بستری را آماده کنم تا هرکس (فارغ از عقیده و روحیه و سن) بتواند با مطالب آن براحتی ارتباط برقرار کند و در این بین تنها نظرات شماست که میتواند نقاط ضعف و کمبودهای من را مشخص کند تا در جهت بهبود آن ها تلاش کنم.

همچنین با توجه به اینکه مقوله آموزش یکی از دغدغه های اصلیم بوده و هست، سعی کرده ام به تناسب و تا جایی که ممکن است برای مطالبم ریفرنس و مرجع داشته باشم و فرصت برای مطالعه بیشتر را برای خوانندگان فراهم آورم… (در بعضی پست ها تا ۳۵ ریفرنس هم داده ام!!!)

معتقد به اصلی هستم که خودم بهش “ب.ا.ک.ر.ه نویسی” میگویم… شاید اسمش یکم شائبه برانگیز باشه ولی بهش خیلی ایمان دارم. اغلب نوشته هایم (بخصوص روی کاغذ و غیربلاگی) را یکضرب نوشته ام و قبل از انتشار بجز غلط های املایی و انشایی چیز دیگری را در آن ویرایش نمیکنم… اعتقاد دارم که حس واقعی تر و دلنشین تری در نوشته های اینچنینی وجود دارد.

برای بخش موسیقی هم فکر میکنم اولین بلاگی باشم که ترانه ها را با زیرنویس هماهنگ شده (البته اگر با نرم افزار JetAudio نسخه ۶ و بالاتر پخش شوند) میگذارم و خدا رو شکر تابحال تمامی ترانه ها این ویژگی را داشته اند. امیدوارم که کمکی برای درک بهتر ترانه و همچنین آموزش زبان باشد. ترجمه های دوزبانی (البته یک ترانه را تستی انجام داده ام) نیز یکی از برنامه های آینده ام است، که بزودی استارتش را میزنم.

تمرکز اصلی من بر موضوعات موسیقی و سینما بوده، هرچند که بدنبال احیای بخش “داستان های کوتاه” هم هستم ولی بدم نمی آید که بخش ادبیات و پیشنهاد کتاب را هم بیشتر تقویت کنم.

در نهایت از همه دوستانی و همراهانی که تاکنون با من بوده اند و کامنت هایشان گرمی بخش این خانه مجازی بوده، تشکر فراوان میکنم و امیدوارم که همراهی و حضور گرم آنان را همچنان در این سایت نیز داشته باشم.

در لحظه قبل از انتشار این پست تفالی به دیوان خواجوی کرمانی زدم (البته به شیوه دیجیتالی) و این شعر آمد:

ای دل مکن انکار و از این کار میندیش … ور زانکه در این کاری از انکار میندیش

مسعود زمانی
۲۸ دی ۱۳۸۹


پستهای مشابه:

  1. ۲۹ دی ۱۳۸۹ در ۱۳:۴۳ | #1

    پیروز باشین. از لحاظ قالب مشکل عمده‌ای نیست، فقط به نظرم اگر کمی فونت نوشته‌ها را بزرگ‌تر بگیرید بهتر باشه.

    • مسعود
      ۲۹ دی ۱۳۸۹ در ۱۳:۴۵ | #2

      مثل همیشه ممنون… به روی چشم

  2. ۲۹ دی ۱۳۸۹ در ۱۳:۴۶ | #3

    مسعود جون سایتت جدید مبارک!
    انشاالله همیشه موفق و سربلند باشی!
    ما هم همیشه همراهتیم.

    • مسعود
      ۲۹ دی ۱۳۸۹ در ۱۳:۵۵ | #4

      ممنونم دوست من… پیروز و سلامت باشی همیشه… و البته شاد (:

  3. ۲۹ دی ۱۳۸۹ در ۱۳:۵۰ | #5

    خیلی تبریک میگم. چقدر قشنگ که در صدمین پست به آدرس شخصی اومدی. منتظر مطالب تازه هستم 🙂

    • مسعود
      ۲۹ دی ۱۳۸۹ در ۱۳:۵۶ | #6

      حقیقتاً خیلی برام باعث افتخاره که قابل میدونید… امیدوارم بتونم کیفیت مطالبم رو مثل شما بالا ببرم… همیشه پاینده باشید

  4. manizheh
    ۲۹ دی ۱۳۸۹ در ۱۳:۵۴ | #7

    سلام
    وبلاگ جدید مبارک @{;-
    😉

    • مسعود
      ۲۹ دی ۱۳۸۹ در ۱۴:۰۶ | #8

      سلام
      ممنونم… دیدید بالاخره راه افتاد

  5. manizheh
    ۲۹ دی ۱۳۸۹ در ۱۴:۳۴ | #9

    بله فکر کنم بعد چندین ماه این جا هم افتتاح شد ! 😀
    بازم خیلی خیلی تبریک با بهترین آرزوها 😉

  6. ۲۹ دی ۱۳۸۹ در ۱۵:۰۸ | #10

    مبارک باشه مسعود خان!

    • مسعود
      ۲۹ دی ۱۳۸۹ در ۱۵:۳۵ | #11

      ممنونم استاد… خیلی لطف دارید که به یاد من هستید

  7. ۲۹ دی ۱۳۸۹ در ۱۷:۰۳ | #12

    سلام آقای مهندس
    خوشحالم که یه جا هست نوشته هاتون رو بخونم…به خصوص اینکه من با نوشته هاتون بعد از اون داستان چراغ فرمز تو فیس بوک آشناتر شدم و خوشمان آمد.
    منتظر بقیه خوبهاش هم هستم

    • مسعود
      ۲۹ دی ۱۳۸۹ در ۱۷:۰۸ | #13

      سلام خانم مهندس
      خوشحالم کردید… یکم بخش داستان های کوتاه کمتر شده… ولی به روی چشم

  8. سجاد
    ۲۹ دی ۱۳۸۹ در ۱۷:۵۸ | #14

    سلام جناب زمانی عزیز،

    مبارک باشه این خونه جدید، با اجازه ما خبرنکرده مهمان شدیم و فعلا هم قصد رفتن نداریم.

    شاد و آزاد باشید

    • مسعود
      ۲۹ دی ۱۳۸۹ در ۲۰:۴۹ | #15

      قدم روی چشممون گذاشتید… خدا کنه پذیراییمون مناسب باشه… پیروز و سربلند باشید همیشه

  9. ۲۹ دی ۱۳۸۹ در ۲۲:۵۶ | #16

    راستی ممنون بابت لینک … لینکتون رو اضافه کردم … پیروز باشید

    • مسعود
      ۳۰ دی ۱۳۸۹ در ۰۶:۵۴ | #17

      ممنون… همیشه شاد و سربلند باشید

  10. ۳۰ دی ۱۳۸۹ در ۰۹:۲۶ | #18

    از اجاره نشینی راحت شدید. منزل گرمی داری. پذیرایی‌تان هم بی‌نظیر است.

    • مسعود
      ۳۰ دی ۱۳۸۹ در ۱۰:۱۸ | #19

      بعله خب… هیچ جایی خونه خود آدم نمیشه
      ممنونم آقای اسدی… امیدوارم پذیراییش بتونه همیشه نظر مساعدتون رو جلب کنه

  11. ۳۰ دی ۱۳۸۹ در ۱۴:۴۵ | #20

    مبارکه. ولی این سیستم نظر سنجی اش آدمو کلافه می کنه . اولا اینکه دوبار مطلب رو لود می کنه! ثانیا اینکه ایمیل نخوایم بدیم کی رو باید ببینیم؟

    • مسعود
      ۳۰ دی ۱۳۸۹ در ۱۵:۲۵ | #21

      ممنونم… ایمیل شما منتشر نمیشه… فقط برای این هست که مطمئن بشه اسپم (زبانمان لال) نیستید و این حرفها…

  12. شباویز
    ۳۰ دی ۱۳۸۹ در ۱۸:۲۷ | #22

    جان تو دوباره جامه ای تازه گرفت
    از خون تو این کتاب شیرازه گرفت
    پیراهن تازه تو را می باید
    با قامت آفتاب اندازه گرفت

    قطعه پیراهن تازۀ زنده یاد «قیصر امین پور»، تحفه شباویز است برای این سرا

    سلام جناب زمانی عزیز!

    متاسفانه عادت به مطالعه و علاقه به خواندن و بیشتر دانستن در میان مردمان سرزمین مان بویژه جوان ترها به کاری عبث مبدل گشته. همین است که فضای مجازی با توسعه شبکه های اجتماعی به سوی کوتاه نویسی سوق یافته که در آن گرچه نیاز است به طراوت اندیشه اما بی بهره است کلام کوتاه از تولید محتوا و ایجاد فکر و انگیزه برای آگاهی و دانایی! شاید جدا از اقبال عمومی به سمت مینی مال نویسی، رواج کوتاه نویسی در اس ام اس ها به دنیای اینترنت نیز راه یافته. می خواهیم در اندک دقایقی، سرسری بخوانیم و بخندیم و بگذریم بی آنکه نیاز باشد اندکی تامل کنیم و بیندیشیم و بخواهیم تا بیشتر بدانیم! پس اندکند آدم های مجازی اندیشمندی که دغدغه های شان را ساده نمی فروشند به تقاضای نازل ِ بازار!

    دوست بسیار عزیز، سرای نوین اندیشه تان مبارک و هماره پابرجا باد! فوق العاده است فضا و ابعاد و نمای وبلاگ تان! در میان خست وردپرس جهت ارائه قالب های رنگین و خوش نگار و متفاوت، این قالب زیبنده ترین است بویژه که صاحب سلیقه ای، مصور ساخته آن را به پس زمینه ای هنری که همانا دغدغه صاحب خانه است برای دیدن و نگاشتن در خصوص هفتمین هنر انسانی!

    پایدار باشید و این خانه همواره به سامان باشد!‏

    • مسعود
      ۳۰ دی ۱۳۸۹ در ۱۹:۳۹ | #23

      به به و روشن شد کلبه مان به حضورتان… ممنون از شعر…
      در مورد مینی مال نویسی البته من بعنوان یه افت بهش نگاه نمیکنم… اعتقاد دارم اقتضای زمانه و وقت کم و خیلی مسائل فرهنگی و البته ظهور سیستم های میکروبلاگینگ باعث ایجادش شده و در نوع خودش میتونه خیلی هم موثر باشه… ولی اینکه صرفاً مبنا رو براون قرار بدیم میتونه به ادبیات نوشتاریمون و همچنین عادات مطالعه مون اسیب جدی وارد بکنه.
      در مورد سایت و قالبش هم ممنونم از شما… خوشم اومد که به نکات توی “هدر” دقت کردید
      همیشه پاینده باشی شباویز عزیز

  13. ۳۰ دی ۱۳۸۹ در ۱۸:۳۴ | #24

    مبارکه. امیدوارم این خوب نوشتن‌ها ادامه داشته باشه.

    • مسعود
      ۳۰ دی ۱۳۸۹ در ۱۹:۴۱ | #25

      ممنونم دوست من
      امیدوارم که همیشه رو به جلو حرکت کنم… البته اگه نقاط ضعف نوشته ها مشخص شوند این مسئله قوت بیشتری می یابد… نظرات شما همیشه راهگشا خواهد بود
      شاد باشید همیشه

  14. شباویز
    ۳۰ دی ۱۳۸۹ در ۲۱:۰۰ | #26

    دقیقا موافقم که سیستم های میکروبلاگینگ باعث توسعه مینی مال نویسی شدند اما به نظر من آفت تولید محتوا و مطالعه هم هستند اگر هر نویسنده ای اکتفای صرف نماید به ماهیت آن! مثلا پستی ورزشی یا اقتصادی یا سینمایی را نمی توان در یک جمله گنجاند! مگر اینکه بسنده کنید به خبرنویسی که آن هم هنر بزرگی نیست!

    • مسعود
      ۳۰ دی ۱۳۸۹ در ۲۲:۲۴ | #27

      خوب دیگه، بهرشکل من خودم اعتقاد دارم که مشتری (در این جا خواننده) هست که جو حاکم رو تعیین میکنه… بخصوص در بازار بشدت رقابتی (بدون انحصار) اینترنت… باید قبول کرد که مخاطب هم همینو میخواد… ولی خب بنظر من هرجور نوشته ای به اندازه کافی مخاطبش رو داره… من خودم بیشتر سعی میکنم نوشته هام رو بسط بدم تا هم ارتباط قوت بیشتری پیدا کنه و هم حق مطلب ادا بشه… گو اینکه بازز و فیس بوک هم گذاشتم برای مینی مال نویسی هام (:

  15. ۳۰ دی ۱۳۸۹ در ۲۱:۳۹ | #28

    امیداورم باز هم با نوشته های خوبت ما را به فیض برسانی(نه بابا)

    • مسعود
      ۳۰ دی ۱۳۸۹ در ۲۲:۲۵ | #29

      ناغافل فیضیه نشه فقط (:
      ممنونم دوست من… تلاشم رو میکنم

  16. الناز
    ۱ بهمن ۱۳۸۹ در ۰۱:۰۱ | #30

    سلام.امیدوارم که حالتون خوب باشه.سایت جدیدتون رو تبریک میگم.من که همه بخشهاش دوست میدارم.دست گلتون درد نکنه.راستی متن بسیار زیبایی هم برای آغازی دوباره نوشتین

    • مسعود
      ۱ بهمن ۱۳۸۹ در ۰۲:۳۱ | #31

      سلام… لطف دارید شما همیشه… من تمام تلاشم رو میکنم تا شما دوستان دست خالی بیرون نرید از این سایت… بارهم ممنون

  17. more
    ۱ بهمن ۱۳۸۹ در ۰۱:۱۲ | #32

    بعد از چند روز مشغله اومدم اینورا و از این موضوع خیلی خوشحال شدم مبارک باشه
    محسوس یا نامحسوس پیگیر نوشته ها و نقطه نظرات شما هستم … برقرار باشی

    • مسعود
      ۱ بهمن ۱۳۸۹ در ۰۲:۳۳ | #33

      آقا محسوس و نامحسوس دست شما درد نکنه… سر بزنید همیشه… منتظرتون هستم… پاینده باشی دوست من

  18. دریا
    ۱ بهمن ۱۳۸۹ در ۰۱:۲۳ | #34

    خونه جدید مبارک.

    • مسعود
      ۱ بهمن ۱۳۸۹ در ۰۲:۳۴ | #35

      ممنونم… همیشه و همه جا بهترین ها نصیبتون باشه

  19. ۱ بهمن ۱۳۸۹ در ۱۲:۱۸ | #36

    بسیار عالی، تبریک ویژه بابت سایت و آدرس اختصاصیتون.
    حدودا با تمامی سخنانتون موافق هستم. نوشته های شما و دیگر دوستان باعث می شه یک حسی در دیگران ایجاد بشه برای تولید مطالب و به قول معروف یک نوع استارت باشه.
    نظرات شما دوستان با سابقه نیز در وبلاگ ما کوچکتر ها هم باعث دلگرمی میشه و تشویق هرچه بیشتر برای کسانی که نوشته هایشان از ذهنشان بر می آید.
    به امید خدا اینجا رو هم مانند وبلاگ قبلی تان پربار کنید.

    • مسعود
      ۱ بهمن ۱۳۸۹ در ۱۸:۳۹ | #37

      ممنونم دوست من
      من خودم اگه همراهی خواننده ها نباشه خیلی سختمه که چیزی رو پابلیش کنم… آقا من خودم یکسال بیشتر نیست که اینجوری استارت زدم… من خودم تازه کارم
      برای شما هم بهترین ها رو آرزو میکنم… امیدوارم که حضورت گرمتون همیشه داشته باشم

  20. حسن
    ۲ بهمن ۱۳۸۹ در ۰۱:۵۰ | #38

    سایت جدید رو بهتون تبریک میگم. امیدوارم موفق باشین و مثل همیشه در انتخاب مطالب برای نوشتن ، خوش سلیقه.
    اگه هم ممکنه یه عکس بزرگتر از خودتون بزارین اخه از اولین باری که دیدمتون (از همین گراواتار!!) تنها چهره آقای حبیب رضایی جلو چشمم میاد!!! شاید بیشتر بخاطر حالت دست زیر چونه گرفتنتون باشه. یعنی واقعا شبیه ایشونین؟ 🙂

    • مسعود
      ۲ بهمن ۱۳۸۹ در ۱۳:۰۵ | #39

      سلام بزرگوار
      ممنونم از شما… امیدوارم بتونم روند رو به نحوی ادامه بدم که حضور گرم همیشگی شما را داشته باشم
      این گراواتار هم باور کنید بزرگتر بزاریم دافعه داره… این یه قلم رو عفو کنید ما رو 🙂
      زیاد به حبیب رضایی شباهت ندارم… ولی دست زیر چونه مون شاید یکم بهم شباهت داشته باشه… ولی تلاش خودمو میکنم شبیه تر بشم 🙂
      پاینده باشید بزرگوار

  21. ۶ بهمن ۱۳۸۹ در ۱۵:۴۰ | #40

    سلام به آقا مسعود عزیز
    آغاز دوباره در سایت جدید رو بهتون تبریک میگم.
    تازه متوجه انتقالتان به خانه جدید شدم و خدا رو شکر که از دست ایراد آنتی‌ویروسم بابت قالب قبلی راحت شدم!
    من از طرفدارای آهنگای زیرنویس‌دارتان هستم و امیدوارم وقتش اینجا، بیشتر هم بشه.
    با آرزوی بهترین‌ها.
    موفق باشید…

    • مسعود
      ۶ بهمن ۱۳۸۹ در ۲۰:۱۵ | #41

      سلام آقا حامد
      آقا من همش عذاب وجدان داشتم بابت آنتی ویروس و اینها… همش منتظرت بودم تا ببینم کی میایی 🙂
      به روی چشم… به من سر بزن بازم دوست من

  1. بدون بازتاب

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: